تبليغاتX
دولت نستوه

دولت نستوه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 19:53  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 18:58  توسط   | 

هفته بسیج مبارک

 

سلام بسیجی

سلام بر تو که مروارید خاطرات همیشه زنده شهامت و استواری را در صدف جانت پرورانده ای

 عشق الهیت را  ، قلب آسمانیت را  می ستایم  و از خداوند می خواهم که فرزندان این مرز همیشه سربلند پاسدار خوبی برای ارزشها یی باشند که تو پایدار ساختی

هفته بسیج بر بسیجیان همیشه بیدار مبارک 


بسیج در بیان مقام معظم رهبری


سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، یادآور خاطره پرشکوه مجاهداتی است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، زیباترین تابلوهای ایثار و فداکاری همراه با نجابت و فروتنی و توأم با شجاعت و رشادت را ترسیم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غیوری که شیران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شیطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آمیختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جوانانی که از لذات و هوسهای جوانی برای خدا گذشتند و پیرانی که محنت میدان جنگ را بر راحت پیرانه سر ترجیح دادند و مردانی که محبت زن و فرزند و یار و دیار را در قربانگاه عشق الهی فدا کردند؛ خاطره انسانهای بزرگ و کم ادعایی که کمر به دفاع از ارزشهای الهی بستند و از هیبت دروغین قدرتهایی که برای حفظ فرهنگ و ارزشهای جاهلی غرب به مصاف ارزشهای الهی آمده بودند، نهراسیدند.
2/9/68

*****
- بسیج عظیم مردمی، یکی از نعمتهای بزرگ الهی است.
1/9/81

******
- هر کس که در دل برای سرنوشت خود، سرنوشت این ملت و آینده ایران اسلامی ارزش قائل است آن کسی که برای استقلال و هویت ملت خود ارزشی قائل است، آن کسی که از تسلط قدرتهای بیگانه بیزار است، آن کسی که برایش آینده این کشور و این ملت و آینده دنیای اسلام یک هدف بزرگ محسوب می شود، آن کسی که از رنج های ملت فلسطین دلش خون است ... آن کسی که مایل است بیش از یک میلیارد مسلمان دنیا قدرت عجیبی را تشکیل بدهند که بشریت را به سمت کمال هدایت کنند و خودشان در قله کمال قرار بگیرند، آن کسی که این احساسات و این درکها را دارد و حاضر است در این راه قدمی بردارد او بسیجی است.
24/8/79
******
- وجود بسیج باید ما را وادار کند به شکر الهی، نشاط جوانان بسیجی باید ما را وادار کند به شکر الهی...
29/7/79

******
- بسیج یعنی حضور بهترین و بانشاط ترین و باایمان ترین نیروهای عظیم ملت در میدان هایی که برای منافع ملی، برای اهداف بالا، کشورشان به آنها نیاز دارد، همیشه بهترین و خالص ترین و شرافتمندترین و پرافتخارترین انسانها این خصوصیات را دارند. بسیج در یک کشور، معنایش آن زمره‌ای است که حاضرند این پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برایش سرمایه گذاری کنند.
29/7/79

******
- چرا در تبلیغات جهانی و رادیوها به بسیج اهانت می شود؟ بسیج را که در خور تشویق و تعظیم و تحسین است مورد اهانت و بی مهری قرار می‌دهند؟ چون نقش بسیج را در حفظ استقلال ملی، در حفظ غرور ملی در حفظ افتخارات ملی، در تأمین منافع ملی، و بالاخره از همه در اعلاء پرچم اسلام و نظام جمهوری اسلامی می‌دانند به جد با بسیج دشمنند، امّا دشمنی آنها فایده‌ای ندارد.
29/7/79

******
- انکار بسیج و بی احترامی به آن، یا نابخردانه است، یا خائنانه است. تا وقتی برای این کشور امنیت لازم است تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد. یعنی همیشه، چون همیشه احتیاج به امنیت هست، به نیروی بسیج به انگیزه بسیجی، به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است.

10/6/78
******
- بسیج یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه میدانها.
2/9/77

******

- ملتهایی که مردم در آن از نظر مسئولان آن کشور نقشی دارند، همه جا چیزی شبیه بسیج هست منتهی به این درخشندگی، به این فراگیری، به این زیبایی، به این فداکاری، من در جایی سراغ ندارم...
2/9/77

******
- علت اینکه در کشور ما بسیج این طور درخشان شد و شکفت چه بود؟ ایمان عاشقانه، ایمان عمیق، ایمان توام با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است، مثل بعضی از ملتهای دیگر، عواطف در این ملت جوشان است کلید بسیاری از مشکلات است. این ایمان با آن عواطف همراه شد و این رودخانه عظیم خودشان را به این دریای پهناور تبدیل کرد و مشکلات را در هر جایی که لازم بود از بین برد.
2/9/77

******
- بسیج عبارت است از مجموعه‌ای که در آنها پاک ترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور جمع شده اند. ... مجموعه‌ای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطرجمع می کند.
5/9/76

******
- بسیج یکی از برکات انقلاب و از پدیده های بسیار شگفت آور و مخصوص این انقلاب است. این هم یکی از آن چیزهایی است که امام بزرگوار ما با دید الهی خود، با حکمتی که خدای متعال به او ارزانی کرده بود، برای کشور و ملت و انقلاب ما به یادگار گذاشت.
5/9/76

******
- بسیج در حقیقت مظهر یک وحدت مقدس میان افراد ملت است.
5/9/76

******
- بسیج در واقع مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی کامل، برای سربلند کردن کشور و ملت است.
5/9/76

******
- بسیج یک حرکت بی ریشه و سطحی و صرفاً ازروی احساسات نیست، بسیج یک حرکت منطقی و عمیق و اسلامی و منطبق بر نیازهای دنیای اسلام – و به طریق اولی – جامعه اسلامی است. قرآن کریم می فرماید:
[ هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین] ای پیامبر، خدای متعال تو را، هم به وسیله نصرت خودش و هم از طریق مؤمنین مؤید قرار داد و کمک کرد. این خیل عظیم مؤمنینی که در اینجا مورد اشاره آیه قران قرار گرفته اند، عبارت دیگری است از آنچه که امروز به نام بسیج در جامعه ما قرار دارد.
8/9/74
******
- عظیم ترین و ماندگارترین یادگار [ امام عزیز و عظیم القدر ما] همین بسیج مردمی است که در همه جا حضور دارد.

27/8/71

******
- این کار خدا بود که بسیج ملت ایران بتواند در سخت ترین میدانها که همان میدان جنگ است چنان قدرتی از خود نشان بدهد که دیرباورترین افراد هم قبول کنند که ملت ایران دارای توانایی است.
******
- بسیج یعنی کل نیروهای مؤمن و حزب اللهی کشور ما این که امام گفتند «بسیج بیست میلیونی» یعنی این.

از بیانات مقام معظم رهبری در پادگان امام حسن مجتبی (ع)5/9/69

******
- اگر نبود آن همه تلاش و جهاد مخلصانه که شما رزمندگان نیروهای مسلح و بسیج مردمی در دوران جنگ هشت ساله نشان دادید و حقیقتاً اسلام را روسفید و امت رسول الله (صلی الله علیه و آله) را سربلند ساختید و اگر نبود خونهای مطهر و معطری که در راه خدا بر زمین ریخته شد؛ یقیناً امروز از نظام اسلامی اثری نبود و پرچم قرآن چنین سربلند نمی شد
پیام به خانواده های شهدا، مفقودان در آستانه هفته دفاع مقدس 23/6/68

******
- محور دفاع از انقلاب، همین آحاد عظیم میلیونی بسیج هستند.

6/4/64

******
- بسیجی یعنی دل باایمان، مغز متفکّر – دارای آمادگی برای همه میدانهایی که وظیفه این انسان را به آن میدانها فرا می خواند، این معنای بسیجی است.
از بیانات مقام معظم رهبری در جشن بزرگ منتظران ظهور3/9/78

******
- هرجا وظیفه‌ای باشد، انسان بسیجی در میدان آن وظیفه، حاضر است.
از بیانات مقام معظم رهبری در جشن بزرگ منتظران ظهور 3/9/78

******

- بسیج به معنی حضور آمادگی در همان نقطه‌ای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحنا فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است. لذا پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) مهدی موعود عزیز، یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.
3/9/78

******
- امروز هم، بسیجی برای کشور دل می سوزاند برای آبادانی کشور تلاش می کند، برای حفظ استقلال ملی، هرچه بتواند کار می کند و از جان خود هم می گذرد، امروز هم اگر احساس کند دشمن می خواهد از روزنه‌ای، چه اقتصادی و سیاسی و چه فرهنگی – به داخل کشور نفوذ کند در مقابل او می ایستد و با مشت به صورتش می کوبد.
8/9/74

******
- امام فرمودند «بسیج باید سازماندهی بشود، باید یکدیگر را بشناسند، باید آمادگی به وجود بیاورند و آن را حفظ کنند» امروز هم تکلیف بزرگ شما همین کارست. خیال نکنند که بسیج یک امر احساسی است. بسیج یک امر منطقی و فکری و ریشه دار و عمیق است و کسانی که در کار این حقیقت بزرگ شرکت دارند؛ همه آحاد ملتند، هر کسی که بسیجی است باید به بسیجی بودن خود افتخار کند. بسیجی بودن، مایه سرافرازی و سربلندی پیش پروردگار است.
74/8/9

******
- فرهنگ بسیجی، فرهنگ معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی و اسیر خواستهای حقیر، نشدن است.
74/8/9

******
- هفته بسیج در حقیقت فرصت و بهانه‌ای برای زنده نگه داشتن ارزشها و روح بسیجی در آحاد ملت، مخصوصاً جوانان پرشور و مدافعان عاشق صادق است. ... همان طور که امام و پیشوای راحل عظیم الشأن ما فرمودند، من هم آرزو می کنم و از خدا می‌خواهم که با بسیجیان محشور باشم. بسیج یک افتخار و یک ارزش است. سعی کنید این روحیه بسیجی را برای کشور و انقلاب و اسلام حفظ کنید.
7/9/69

******
- شما بسیجی ها باید به گونه ای رفتار کنید که احترام و محبت مردم جلب شود. شما باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید. آن کسی بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت می کند، به خاطر آنکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره درست نظام است.
از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از بسیجیان نمونه 6/4/68

******
- سپاس و ستایش و تمجید و تحسین فراوان خود را بر جوانان بسیجی مؤمن در سرتاسر کشور، این دلهای پاک، این دلهای تپنده با عشق به خدا، با ایمان به حقیقت، با اخلاق و با صفا، نثار می کنم.
3/2/76

******
- من به بسیجیان عزیز فعّال این کشور علوی و فاطمی، عرض می کنم؛ امیرالمؤمنین علیه الصّلاه والسلام را الگوی خودتان قرار دهید که بهترین و بزرگترین الگو برای بسیجیان مسلمان در همه عالم، علی ابن ابیطالب علیه السلام است.
3/9/73

******
- روحیه بسیجی و معرفت بسیجی باید فراگیر شود تا این کشور بتواند بار سنگینی را که بر دوش دارد که همان بار هدایت الهی و سعادت انسانهاست - به سرمنزل برساند، لذا بسیج تمام شدنی نیست.

 


ای تاریخ قلمت بشكند اگر ننویسی بر بسیجیان این فداییان خمینی چه گذشت

«بسیج» در لغت به معناى آمادگى است.
در فرهنگ دینى و اسلامى «بسیج» واژه مقدس و از اهمیت فراوانى برخوردار است و در واقع تمام کسانى که به خداوند عشق مىورزند، و در راه او براى اعتلاى کلمه اسلام، و عزت مسلمانان، با دشمنان خداوند، مقابله نظامى، سیاسى، فرهنگى و... مى کنند، عضو بسیج و بسیجى هستند; قرآن مجید مى فرماید: «به زودى خدا گروهى دیگر را مى آورد که آنان را دوست مى دارد و آنان نیز او را دوست دارند. اینان با مؤمنان، فروتن، و بر کافران سرفرازند، در راه خدا جهاد مى کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى ترسند، این فضل خداست. آن را به هر کس که بخواهد مى دهد و خدا گشایشگر داناست». (مائده، 54)
بنابراین، دوستان خدا، مخلصان، صالحان، صابران، پرهیزگاران، مجاهدان و ... بسیجیان هستند.
فرهنگ بسیجى داشتن به این معناست که کارهاى انسان رنگ خدایى داشته و در تمام حالات با خدا و متواضع و فروتن باشد. در چنین فرهنگى، انسان اهل عبادت، ایمان، تقوا، ایثار، شهادت، زهد، ابتکار، تلاش و جهاد در راه خدا، انفاق و... مى شود، و وجود چنین فرهنگى در جامعه اسلامى مى تواند بسیارى از مشکلات و ناهنجارى ها را رفع یا کاهش دهد.
با تکیه بر فرهنگ بسیجى، مى توان به قله هاى رفیع علم و دانش، اخلاق و فضایل رسید و پله هاى کمال را پیمود; قرآن کریم دستور مى دهد که مسلمانان در برابر دشمن بسیج شوند و از آمادگیهاى مختلف از نظر فنون و آموزش هاى نظامى، تلاش در عرصه فرهنگ و گسترش ارزش هاى اخلاقى و انسانى، تقویت دین خدا و اجراى احکام آن، پیروى از ولایت اهل بیت(علیهم السلام)و ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم(علیه السلام) برخوردار شوند; «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِى عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُم...;(انفال،60) و هرچه در توان دارید از نیرو و اسب هاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات، دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان ـ که شما نمى شناسیدشان و خدا آنان را مى شناسد ـ بترسانید...»


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 15:14  توسط   | 

حزب مؤتلفه در اجلاس تشكل‌هاي غير دولتي جهان شركت مي‌كند


در مناظره‌اي مكتوب با مسعود رضائي صورت گرفت؛

پذيرش قانون شكني موسوي توسط مزروعي

خبرگزاري فارس: علي مزروعي در مناظره مكتوب با مسعود رضايي اين نظر را كه موسوي بايستي قانون را مي‌پذيرفت و دلايلي كه براي ابطال انتخابات عرضه مي‌كند بي‌مبنا است، پذيرفت.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران، سايت نوروز پايگاه مجازي اطلاع‌رساني جبهه مشاركت ايران اسلامي در روز 12 آبان 1388، يادداشتي به قلم علي مزروعي تحت عنوان "استبداد مطلقه و قانون " بر روي خروجي خود قرار داد كه اين مطلب به مناظره قلمي بين وي و مسعود رضائي انجاميد.
در پي انتشار مطلب مزروعي برخي از كاربران اينترنتي به تبادل‌نظر پيرامون اين مطلب پرداختند كه سايت نوروز نيز به آنها پاسخ داد.مسعود رضائي نيز در قالب كامنتي درباره اين مطلب نوشت:
1- اگر به دوره‌هاي قبلي انتخابات رياست جمهوري نيز نگاه كنيد، ملاحظه خواهيد فرمود كه رويه رهبري اين بوده است كه بعد از اعلام نتايج نهايي شمارش آراء از سوي وزارت كشور - در هر دوره‌اي - بلافاصله پيام تشكر و تقديري از حضور مردم در عرصه انتخابات و نيز اعلام حمايت از رئيس جمهور منتخب صادر مي‌كردند. بنابراين آنچه در اين دوره اتفاق افتاد مسأله غريبي نبود. ضمن آن كه توجه داشته باشيد در اين دوره، ساعت حدود يك و نيم بعدازظهر روز شنبه، آقاي موسوي با صدور يك بيانيه تهديدآميز، خواستار آن شد كه شمارش آراء به نفع ايشان بايد اعلام شود و اين يك حركت كاملاً غيراصولي و غيرقانوني بود.
2- رهبري در ديدار با خود آقاي موسوي و نيز با رؤساي ستادهاي انتخاباتي كانديداها، با قاطعيت اعلام كردند كه شكايات و اعتراض‌هايي كه از طريق قانوني ابراز گردد بايد با دقت مورد پيگيري قرار گيرد. بنابراين اگر آن پيام، موضع رهبري بود اين دستور هم موضع و كلام رهبري بود و براي شوراي نگهبان لازم‌الاجرا.
3- براستي اگر آقاي موسوي ابتدا راه‌هاي قانوني را طي مي‌كرد و مرحله به مرحله به همه مردم نشان نمي‌داد كه طي كردن راه قانون بي‌فايده است، آيا بهتر نبود؟ چرا ايشان راه قانوني را در پيش نگرفت؟ آيا دليل اين مسأله آن نبود كه مي‌دانست دلايلي كه براي ابطال انتخابات عرضه مي‌كند بي‌پايه و مبنا هستند؟
4- از شما مي‌پرسم و اميدوارم منصفانه پاسخ دهيد: اگر به فرض آقاي موسوي حائز اكثريت آرا شده بود و بلافاصله پس از اعلام نتايج شمارش آرا، آقاي محسن رضايي بي‌ آن كه شكايت و اعتراض خود را از طريق مجاري قانوني دنبال كند، خواستار ابطال انتخابات مي‌شد و جمعي از هواداران او نيز در حمايت از اين خواسته او، به خيابان‌ها مي‌ريختند و همان كارهايي را مي‌كردند كه شاهد بوديم، شما اين حرف و رفتار او و هوادارانش را مورد تأييد قرار مي‌داديد يا به او تاكيد مي‌كرديد كه اعتراض خود را از مجاري قانوني پيگيري كند؟ براستي چه فرقي است ميان مهندس موسوي و محسن رضايي؟ آيا ما بايد بر مبناي علائق خود به افراد، اظهار نظر كنيم با بر مبناي اصول منطقي و قانوني؟ مسلم بدانيد اگر خواسته باشيد راه نخست را در پيش بگيريد، نه تنها هيچگاه در مسير توسعه سياسي گام بر نخواهيم داشت بلكه چه بسا ايران هم به فنا رود و ديگر نه اثري از تاك ماند و نه از تاك‌نشان!
5- چنانچه نويسندگان محترم آن سايت مايل به مناظره قلمي در اين باره باشند، اينجانب آمادگي كامل خود را بدين منظور اعلام مي‌دارم.
دست‌اندركاران سايت نوروز در پاسخ به رضايي ادعا كردند:
دوست عزيز! در باره مناظره بايد شرايط برابر حاكم باشد در حاليكه اينگونه نيست و شما در موضعي هستيد كه امنيت كامل داري، اما دوستان ما بازداشت و زنداني با آن شرايط شده‌اند تا اعتراف كنند كه تقلبي در انتخابات صورت نگرفته است و روشن است كه در اين شرايط مناظره كننده از سوي ما چه وضعي خواهد داشت، اما در رابطه با آنچه به پاسخ قبلي ما داده‌ايد:
1- اين توجيه شما در مورد موضع رهبري قانع كننده نيست چرا كه همه ما به تمايز كامل اين انتخابات از انتخابات‌هاي قبلي واقف هستيم و البته دسترسي رهبري به اطلاعات مرتبط بيشتر از ماست، بنابراين رهبري نمي‌بايست مثل انتخابات‌هاي كم‌مناقشه قبلي اينگونه اعلام موضع مي‌كردند و راه را براي پيگيري قانوني بي‌وجه مي‌كردند و يا حداقلش اين بود كه در همان پيام به پيگيري قانوني موضوع اشاره مي‌كردند. و حتما شما بياد داريد كه موضع رهبري در نمازجمعه 29 خرداد هم تفاوت چنداني با اين موضع نداشت جز آنكه بدليل حوادث واقعه و نوعي تعارف پيگيري قانوني را توصيه كردند.
2- در مورد موضع آقاي موسوي روشن است كه ايشان چون خود را پيروز مي‌دانست چنين موضعي را اتخاذ كرد و به هرحال ايشان يك طرف دعوا بود كه از اين موضع انتظار رسيدگي داشت.
3- در مورد اينكه اگر موسوي پيروز مي‌شد و رضايي اعتراض مي‌كرد باز اگر وضعيت تناسب آراء و وضعيت‌شان و درك عمومي از انتخابات همانند آنچه گذشت بود ما حق اعتراض را براي آقاي رضايي به رسميت مي‌شناختيم و خواستار رسيدگي به خواسته‌اش مي‌شديم، البته مي‌دانيم كه چون يك چنين رخدادي در عالم خارج اتفاق نيفتاده است پاسخ ما مي‌تواند محل مناقشه قبول يا رد توسط شما باشد.
4- اما فرض كه همه مدعاي شما درست باشد و در انتخابات تقلب نشده و نتيجه همين باشد كه اعلام شد، سئوالي كه قبلا مطرح كرديم و شما ناديده گرفته و جواب نداديد تكرار مي‌كنيم، اينكه چرا هنوز راي‌گيري تمام نشده به برخي ستادهاي انتخاباتي ميرحسين از سوي نيروهاي امنيتي و لباس شخصي حمله شد؟ چرا در همان روز و شب اول پس از انتخابات به خانه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب هجوم كرده و بسياري را بازداشت و دفتر جبهه مشاركت را پلمپ كردند؟ و چرا به مردم معترض حمله كردند و افراد را كشتند و...؟ واقعا اگر احمدي‌نژاد راي آنهم 24 ميليون آورده بود انجام اينكار براي چه بود؟ و چرا تا حالا فعالان سياسي را در زندان نگه داشته‌اند؟
دوست عزيز! در انجام اينكارها به كدام قانون حتي از نوع ياساي چنگيزش عمل شده است؟ از آموزه‌هاي شرع و اخلاق و...مي‌گذريم. دوست عزيز! ظاهرا ما ايرانيان عادت كرده‌ايم تا بلا و مصيبتي بر سر خودمان نيايد، چشم‌ها و گوش‌هامان را ببنديم و بگوئيم انشالله گربه است! شما براي ما روشن كنيد در اين كشور به كدام قانون عمل مي‌شود؟ اگر حاكمان خود را در شرايط عادي ملزم به رعايت قانون نشان دهند شرط نيست، بلكه آنان بايد در شرايط بحراني به خصوص در رابطه با مخالفان و منتقدان خود اين پايبندي را نشان دهند. آيا همه بايد فرزند مقامي باشند كه كشته شدنش با آن وضع فجيع در كهريزك اعتراض رهبري و دستور بستن آنرا بدهد. ما نمي‌دانيم شما چقدر در جريان بازداشت افراد بيگناهي هستيد كه در حوادث پس از انتخابات بازداشت و زنداني با اعمال شاقه شده‌اند؟ آيا اينها ظلم نيست؟ و آيا اينها خود نشاندهنده انحراف و تقلب نيست ؟ و آيا... .
گفتني است پس از انتشار نظر اول مسعود رضايي مطلب يادداشت مزروعي و نظرات ثبت شده ذيل آن از سايت نوروز حذف و پس از دو روز مطلب دوباره بر روي خروجي قرار گرفت.البته پيوندي نيز به سايت شخصي مزروعي برقرار شده و مناظره قلمي رضايي با مزروعي در سايت شخصي وي ادامه دارد.
مزروعي در بخشي از آخرين پاسخي كه به كامنت مسعود رضايي داده، چنين آورده است:
خوشبختانه بجز اينها كه آوردم به جز موارد 1و2و3 در ديگر موارد اختلاف نظري با شما ندارم اما روشن است كه عينكي كه هريك از ما به چشم داريم متفاوت است. من نگاهم متمركز و معطوف به عمل حاكميت است و شما متمركز و معطوف به موسوي، و من به نقض عهد حاكميت در عمل به قانون اساسي با مردم معتقدم و در اين صورت اعتراض را حق موسوي و مردم مي‌دانم در حاليكه شما باور داريد كه حاكميت نقض و نقص چنداني در اجراي قانون نداشته و اين موسوي (با ناديده گرفتن اعتراض دو نامزد ديگر) بوده است كه از مسير قانون خارج شده و بحران آفريده است در اين صورت نمي‌دانم ادامه اين مناظره چگونه ممكن است، چرا كه ظاهراً حلقه وصلي جز همان موارد مشترك براي عبور از وضعيت فعلي كه فرع بر موضوع است نمي‌ماند.
متن كامل اين مناظره مكتوب در سايت دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران به آدرس www.irhistory.com قابل دسترسي است.


ابوموسی جزء جدایی ناپذیر ایران/ دخالت هیچ کشوری وارد نیست


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:47  توسط   | 

تست سامانه ارتقاء يافته "تور ام 1 " با موفقيت انجام شد

خبرگزاري فارس: تست سامانه پدافندي "تور ام 1 " كه اخيرا توسط متخصصان سپاه پاسداران و وزارت دفاع ارتقاء يافته است، با موفقيت در رزمايش مدافعان آسمان ولايت انجام شد.


به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس، در آغاز مرحله سوم رزمايش پدافند هوايي مدافعان آسمان ولايت 2 شليك سامانه‌هاي موشكي ارتفاع متوسط هاگ، تور ام 1، سامانه موشكي سام 6 و سامانه‌هاي آتشباري اسكاي‌گارد، اورليكن و توپ 23 ميليمتري عليه اهداف از پيش تعيين شده با موفقيت انجام شد.
بر اساس اين گزارش جنگنده بمب‌افكن‌هاي نيروي هوايي ارتش نيز با نفوذ در منطقه هدف و ايجاد اختلالات الكترونيكي و شناسايي كامل نقاط حساس، ‌توانمندي‌هاي تيرپروازان اين نيرو را به نمايش درآوردند.
در ادامه پس از ورود هواپيماهاي بدون سرنشين صاعقه و ابابيل در منطقه عمومي رزمايش، رادارهاي تاكتيكي كاستا، نبو، مطلع‌الفجر و كاشف موفق به شناسايي اين هواپيماها شده و توسط نيروي پدافند هوايي ارتش و سپاه عمليات انهدام هواپيماهاي نفوذي دشمن با موفقيت انجام شد.
اين رزمايش فردا با اعلام پيام اميرميقاني فرمانده قرارگاه پدافند هوايي خاتم‌الانبياء به اتمام خواهد رسيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:5  توسط   | 

تعدادي از نمايندگان شاكي موسوي با دادستان تهران ديدار مي‌كنند

 

 تعدادي از نمايندگان شاكي ميرحسين موسوي به زودي با دادستان تهران جهت پيگيري شكايت خود، ديدار و گفتگو مي‌كنند.


پس از آنكه صبح ديروز عباس جعفري دولت آبادي در جمع خبرنگاران از ارسال شكايت بيش از 100 نماينده از موسوي به دادسراي تهرن خبر داد، شماري از نمايندگان شاكي ميرحسين موسوي نامزد ناكام انتخابات رياست جمهوري دهم قرار است از طرف بيش از 100 نماينده شكايت كننده از موسوي با وي كه رياست دادستاني عمومي و انقلاب تهران را عهده‌دار است ديدار و گفتگو ‌كنند.
بر اين اساس، پيگيري مجدانه از دادستاني تهران براي بررسي شكايت بيش از 100 نماينده از موسوي موضوع اين ديدار، خواهد بود.
گفتني است، حجت‌الاسلام حميد رسايي نماينده مردم تهران و از شاكيان موسوي در اواخر مهرماه با حضور در جمع خبرنگاران پارلماني از تنظيم و ارائه شكايت از موسوي از سوي 100 نماينده مجلس به دادستان كل كشور به دليل بيانيه‌ها و اقدامات وي كه منجر به وارد شدن لطمات و صدمات جبران ناپذيري به آبروي نظام اسلامي، مردم و نيز اموال عمومي شده است خبر داد. پس از اعلام اين خبر حجت‌الاسلام محسني اژه‌اي دادستان كل كشور در گفتگويي شكايت 100 نماينده از موسوي را تاييد كرد.
شايان ذكر است، ضمن آنكه اخيرا تعداد نمايندگان شكايت كننده از موسوي به 144 نفر افزايش پيدا كرده است، فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس شوراي اسلامي مستندات تصويري شكايت نمايندگان از موسوي را در قالب سه حلقه CD در بين نمايندگان توزيع كرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 14:2  توسط   | 

13 آبان امسال از مقابل لانه جاسوسي آمريكا به سمت لانه جاسوسي انگليس مي‌رويم

شكوه 13 آبان را پاس مي‌داريم

درتاريخ انقلاب اسلامي برگي زرين و مقطعي حساس و مناسبتي پرخاطره است، بخصوص آنكه چهارده سال بعداز تبعيد حضرت امام (ره) در همين روز (13 آبان 1357) فرزندان امام و صدها دانش آموز و دانشجو در مقابل دانشگاه تهران و خيابان هاي اطراف با شعار "درود بر خميني" و "مرگ بر شاه" پايه هاي حكومت را به لرزه در آوردند و با گلوله هاي مأموران شاه به خاك و خون غلتيدند.

صبح روز 13 آبان 1357 ه.ش دانش آموزان در حالي كه مدارس را تعطيل كرده بودند روبه سوي دانشگاه نهادند تا بار ديگر پيوندشان را با رهبر بت شكن خويش به جهان اعلام نمايند.

ساعت يازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشك آور در ميان دانش آموزان و دانشجويان پرتاب كردند. اجتماع كنندگان در حالي كه به سختي نفس مي كشيدند، صداي خود را رساتر كردند و با فرياد دشمن شكن "الله اكبر" لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افكندند. در اين هنگام تيراندازي آغاز شد و لاله هاي انقلاب يكي پس از ديگري در خون غلتيدند جوانان با  فرياد الله اكبر و با شعارهاي مرگ بر امريكا و مرگ بر شاه به شهادت رسيدند و انقلاب خونين اسلاميشان را تداوم بخشيدند و دشمنان اسلام را بيش از پيش به رسوايي و شكست كشاندند. در اين واقعه 56 تن شهيد و صدها نفر مجروح شدند. يكي از شاهدان عيني مي گويد:

"شنبه 13 آبان سال 1357 ساعت 11 صبح، بيش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و ديگر طبقات مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده و عده اي سرگرم تماشاي نمايشگاه عكس بودند و گروهي به سخنراني گوش مي كردند كه ناگهان يك كپسول گاز اشك آور در هوا چرخيد و روي زمين دانشگاه فرود آمد. عده اي سراسيمه به سوي در ورودي دانشگاه دويدند، ولي در همين موقع صداي تيراندازي بلند شد. سربازان از  پشت ميله هاي دانشگاه به سوي مردم شليك كردند. هنوز فريادهاي "نترسيد تيراندازي هوايي است" بلند بود كه دانشجويي به زمين غلتيد، از اين لحظه به بعد دانشگاه و خيابان هاي اطراف آن مبدل به صحنه جنگ و گريز شد. دانشجويان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوي منزل مرحوم آيت الله طالقاني راه پيمايي كنند. درست هنگاميكه عزم خروج از دانشگاه كردند با تيراندازي نيروها مواجه شدند و به دنبال آن دانشگاه صحنه برخوردهاي خونين شد. مجروحان توسط دانشجويان به بيمارستان منتقل شدند."

در همان ساعات اوليه نيروهاي ضربت وارد دانشگاه شدند و دانشجويان و دانش آموزان براي مقابله با اين حمله آتش افروختند و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پيشروي در دانشگاه آنجا را ترك كردند.

با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حكومت نظامي خيابان هاي اطراف دانشگاه و قسمتي از خيابان انقلاب را بستند و دانشجويان و دانش آموزان در خيابانهاي اطراف پراكنده شدند. تظاهر كنندگان در چند نقطه  خيابانهاي جمهوري اسلامي و ولي عصر (عج) و خيابان هاي منشعب از آن آتش افروختند و با دادن شعار الله اكبر و لا اله الا الله خود را از حملات ددمنشانه مأموران نجات مي دادند.

ساعت دو بعداز ظهر مجدداً سربازان حكومت نظامي بر روي دانشجويان و دانش آموزان كه در داخل دانشگاه بودند، تيراندازي كردند كه در همان لحظات اول عده اي از دانشجويان به زمين افتادند و در خون غلتيدند. دانشجويان و دانش آموزان با پلاكاردهايي كه در آن شمار كشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند با دادن  شعار الله اكبر خميني رهبر به راه پيمايي پرداختند. جنگ و گريز مأموران نظامي با دانشجويان و دانش آموزان تا پاسي از شب ادامه داشت ..."

امام خميني (ره) در پيامي كه به همين مناسبت از پاريس براي امت قهرمان ايران فرستادند، فرمودند:

"عزيزان من صبور باشيد كه پيروزي نهايي نزديك است و خدا با صابران است. ايران امروز جايگاه آزادگان است... من از اين راه دور چشم اميد به شما دوخته ام... صداي آزاديخواهي و استقلال طلبي شما را به گوش جهانيان مي رسانم".

از آن تاريخ به بعد، سيزدهم آبان ماه با عنوان روز دانش آموز، به عنوان حماسه خونين لاله هاي انقلاب در جريان نهضت اسلامي گرامي داشته ميشود.

شكوه سيزدهم آبان را پاس مي داريم زيرا مردانگي و فتوت ايثار و از خود گذشتگي و دشمن ستيزي با سران كفر را مقدس مي دانيم. ياد همه شهيدان اين روزهاي بزرگ گرامي باد و خاطره سيزده آبان هميشه در جانها جاودان باد.

سيزدهم آبان روزي است كه جوانه هاي سبز ايمان روييد و دانش آموزان مسلمان به نشانه اعتراض به حكومت، در دانشگاه تهران اجتماع كردند و تاريخ، شاهد خون به ناحق ريخته آنان شد. دانش آموزان انقلابي برخاستند تا نورگوهر دانش و دانش آموزي را در آيينه حماسه ودليري بتابانند و غبار خودباختگي را از سيماي مدرسه بروبند. آنان برخاستند تا انقلاب ننشيند و فرياد كردند تا جهان، پيام انقلاب را بشنود.

اينك ما مانده ايم با خاطرات آن روزها و مي دانيم كه امروز اگر به سايه راحت نشسته ايم، مديون استقامت شهيداني هستيم كه در آشوب ظلمت چيره، به مصاف شب رفتند تا ايمان خفته انسان را به سامان صبح برسانند.

ياد همه شهيدان دانش آموز، گرامي و خاطره سيزدهم آبان در جانها جاودانه باد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:19  توسط   | 

هدیه جهانی دوستان احمدی نژاد

سوريان مدال طلاي خود را به احمدي‌نژاد اهدا كرد

حميد سوريان قهرمان كشتي فرنگي جهان مدال طلاي مسابقات جهاني اخير را به رييس جمهور اهدا و تصريح كرد: دكتر احمدي نژاد با حضور مقتدرانه در مقر سازمان ملل متحد و كسب افتخار و عزت براي ملت ايران و همه مسلمانان، قهرمان اصلي است.

به گزارش رجانيوز، رييس جمهور نيز پس از دريافت مدال طلاي حميد سوريان قهرمان و افتخار آفرين جوان ايران اسلامي، با تاكيد بر اينكه هر كس با همه توان و اعتقاد به ارزش هاي الهي و براي رضاي خدا فعاليت كند؛ در زمين و آسمان قهرمان است، تصريح كرد: جوانان پاك و مومن ايران اسلامي از جمله حميد سوريان كه با اخلاق والاي جوانمردي و نگاه آرماني و اعتقاد به ولايت وارد عرصه مي شوند و به سرنوشت ملت و كشور توجه دارند؛ حتي اگر مدال نيز كسب نكنند، مايه افتخار ملت و قهرمان واقعي هستند.

دكتر محمود احمدي نژاد با بيان اينكه جوانان نقطه اتكا و پشتيبان مسئولان و كشور هستند، تاكيد كرد: خدمت به مردم و فرياد خواسته هاي ملت بالاترين افتخار است و مسئولان نيز بايد نماد جوانان پاك و مصمم ايران اسلامي باشند.

رييس جمهور مستكبران عالم را همچون كف روي آب، بدون بنيان و در حال افول برشمرد و اظهارداشت: فرهنگ اسلام ناب و انقلاب اسلامي و فرهنگ جوانمردي در سراسر جهان حاكم خواهد شد.

دكتر احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه ملت ايران با تلاش جوانان خود روز به روز عزتمندتر خواهد شد، تصريح كرد: حوادث و سختي ها مايه رشد و كمال و دشمني مستكبران موجب افزايش قدرت ملت ايران خواهد شد.

رييس جمهور در بخش ديگري از سخنان خود، ورزش كشتي را مظهر جوانمردي ، مردمي بودن و صداقت دانست و گفت: ورزش كشتي عامل ترويج اخلاق و فرهنگ و مجموعه اي از ارزش ها است كه بشر امروز به آنها نياز دارد.

دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه روحيات جوانمردي ورزشكاران ماندگار است، تاكيد كرد: امروز ورزشكاران جمهوري اسلامي اخلاق و جوانمردي ايراني و اسلامي را در جهان منتشر مي كنند.

رييس جمهور در پايان با اشاره به حركت رو به جلوي ورزش كشور به خصوص در رشته كشتي، گفت: سازمان تربيت بدني بايد توجه به ورزش كشتي داشته باشد زيرا كشتي عامل ارتباط عواطف و دل هاي ملت ايران است.

گفتني است؛ مدال طلاي مسابقات كشتي فرنگي قهرماني جهان در دانمارك، قرار است با نام حميد سوريان در موزه رياست جمهوري در معرض ديد علاقه مندان قرار گيرد.

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 21:48  توسط   | 

اسلام امریکایی همان جنبش سبز ایران

تیغ اهانت‌های جدید صانعی این بار به صورت مراجع و بزرگان انقلاب

در ادامه هتاکی های یوسف صانعی و سکوت دستگاه‌های مسئول، وی در اقدامی ناشایست ودور از شأن یک مسلمان، ضمن اهانت به حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی از مراجع عظام تقلید و آیت‌الله امامی کاشانیامام جمعه تهران،خواستار مرگ آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان شد.

به گزارش رجانیوز، در جلسه‌ای که در تاریخ 29 مردادماه سال جاری در دفتر صانعی با حضور جمعی از عناصر شاخص اصلاح طلب برگزار شد، وی در قسمتی از سخنان خود با ادامه ضمن افتخار به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی گفت: قضیه آقای منتظری که اتفاق افتاد، روحانیت یا سکوت کردند و یا تأیید و تنها من بودم که در این وسط ایستادم. خیلی خوشحال هستم که تنها آخوندی بودم که مردم گفتند ضد دستگاه وضد نظام است.

وی در ادامه سخنان خود مرجع مردم برای دریافت اخبار را رسانه های بیگانه خواند و اظهار داشت: کسی که به رادیو و تلویزیون ایران توجه کند، هیچ چیزی از مسائل خبر ندارد. رسانه‌های غربی را نگاه کنید، ببینید اینها چه می کنند. ببینید آقای سازگارا (ضد انقلاب فراری) چه می گوید؟ من ایشان را آدم متدینی می دانم!

صانعی ضمن اهانت به آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان و از بزرگان انقلاب اسلامی گفت: باید از ظالم و ستمگر ابراز برائت و تنفر و لعن کرد. چه زنده و چه مرده. این را دهن به دهن باید بین مردم پخش کرد که جوری شود روزی که جنتی انشاء الله می میرد، سراسر ایران چراغانی شود و مردم شادی کنند و این خیلی اثر دارد و دیگران حساب دستشان بیاید.

وی ضمن طرح ادعای پشیمان شدن آیت‌الله نوری‌همدانی از تبریک گفتن به رئیس‌جمهور ادامه داد: من باور ندارم. او دست خودش نیست. می گویند شک بین یک و دو باطل است.هر چه حکومت می گوید، هر چه به او می گویند، او هم همان را می گوید.

صانعی در بخش دیگری از اهانت‌های خود، جملات سخیفی در مورد آیت‌الله مکارم شیرازی به‌کار برد که به دلیل ضرورت حفظ شأن مرجعیت از بازنشر آن معذوریم.

وی همچنین آیت‌الله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران را انسانی ساده لوحی خواند.

صانعی در بخش پایانی اظهاراتش ضمن تکرار ادعاهای رسانه های غربی علیه نظام و انقلاب گفت: شنیده ام که مساجد الحمد لله خلوت شده است. شما هم در خانه نماز بخوانید، (یک)مرد مسلم عدالتش بیشتر از کسانی است که اضلال می کنند. یا زن اگر بایستد و مرد به او اقتدا کند، بهتر است. به مردم بگویید که مسجد نروند و در خانه عبادت کنند.

صانعی همچنین چندی قبل و در جمع تعدادی از روحانیون همفکرش در گرگان ضمن اهانت‌های متعدد و انتسابات کذب به رئیس‌جمهور، لقب حرامزادگی را درخصوص وی به‌کار برد که این هتاکی با واکنش گسترده روحانیت، نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی مواجه شد و این اقشار ضمن تأکید بر خروج صانعی از عدالت و عدم صلاحیت وی، درخواست محاکمه وی را مطرح کرده بودند.

با این حال، مشخص نیست مدعی‌العموم چه زمانی می‌خواهد مانع از ادامه هتاکی و اتهام‌زنی‌های صانعی علیه منتخب ملت و مراجع عظام شود؟


ریشه توهین ها به مراجع و بزرگان انقلاب کجاست؟

 فضای ناآرام بعد از انتخابات اگر چه بر جسارت مدعیان گفتگو افزود تا آنجا که آیت الله نوری همدانی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله جنتی را هم از تیغ اهانت کسی چون صانعی در امان نگاه نداشت و در عین حال نظام و ولایت فقیه را هم هدف گرفت، اما بالواقع این همه چندان هم بی سابقه نیست. عبور از خط قرمزهای این چنینی و شکستن حرمت مرجعیت و روحانیت شیعی سابقه ای طولانی دارد و بارها و بارها در راستای یک سناریوی از پیش طراحی شده هر بار به گونه ای در دستور کار قرار گرفته است.

اگر امروز روحانیت ریاست طلب و حکومتی لقب داده می شود، پیش تر نیز جماعتی ساده دل و فریب خورده و بدون تحلیل سیاسی خوانده می شد.(1) آن روزها تقلید از مراجع حرکتی میمون وار بود.(2) محسن کدیور به صراحت تاکید می کرد که:«تبعیت از بزرگان خصیصه جوامع عقب افتاده است.»(3) روحانیت، قشری گرا و انحصارطلب لقب می گرفت و گفته می شد:«آنها عوام پرور و مقلدپرورند، نه عاقل پرور.»(4)

توهین ها و جسارت ها البته به روحانیت و مرجعیت ختم نمی شد. همه دینمداران، عامل خشونت و قشری نگر تلقی می شدند. می گفتند:«عوامل خشونت در ایران سه دسته اند: 1- رزمندگان جبهه ها 2- گروهی از روحانیون 3- بعضی مسئولین مملکتی.»(5) زیارت عاشورا هم نماد خشونت بود!

اما دعوا نه بر سر مسائل خرد و سطحی که در واقع بر سر اسلام ناب شکل گرفت. صاحب نظران غربگرای اصلاحات، آن روز که فرح پیروزی وجودشان را گرفته بود، می گفتند:«فقه متداول حوزه ها مستمسک خشونت طلبان است.»(6) و کار البته به خط امام هم می رسید؛ یعنی سیره همان کسی که می خواستند در برلین به موزه های تاریخ بسپارندش. روزنامه نشاط می نوشت:«جریان کسروی و حکیم زاده قمی اصلاح طلب بودند و امام و نواب صفوی خشونت گرا و در مقابل جریان اصلاح طلب قرار می گیرند.»(7)

در واقع این ها همه یک خط سیر را دنبال می کنند و نمی توان منفک از هم درخصوصشان قضاوت کرد یا تحلیلشان نمود. امروز صانعی ضمن اشاره به مخالفتش در ماجرای منتظری با افتخار می گوید:«خیلی خوشحال هستم که تنها آخوندی بودم که مردم گفتند که ضد دستگاه و ضد نظام است!» افتخار می کند که مقابل امام ایستاده است. چه کسی؟ همان کسی که برخی حامیانش امروز مدعی پیروی از خط امامند و به نخست وزیری زمان امام مباهات می کنند!! حال چه کسی باید به خط امام برگردد؟!

امروز برخی انقلاب اسلامی را استبدادی می نامند و دیروز نیز. می گفتند:«انقلاب اسلامی ایران شبیه استبداد قجری است.»(8) دبیرکل نهضت آزادی به صراحت تصریح می کرد:«بعد از انقلاب، شاه مستبد رفت ولی استبداد همچنان باقی است، تازه رنگ شرعی هم به خود گرفته است.»(9) این حرفها برای انقلابیون تازه نیست. رونمایی از همان یاوه گویی های سابق است با رنگ و بویی جدید. می نوشتند:«جمهوری اسلامی، حکومت لمپنیسم و فشار است و با قانونگرایی نمی سازد.»(10) چه زمانی؟ همان وقت که رهبر انقلاب هشدار می داد که برخی مطبوعات تبدیل به پایگاه دشمن شده اند. و امروز نیز پایگاه های دشمن به سخن آمده اند. خط مشی همان خط مشی است. بهانه عوض شده است.

آن روزها البته پا را از این فراتر گذاشتند و ساحت معصومین را نیز مورد هجمه قرار دادند:«در مسائل حکومت و سیاست، فعل و قول معصوم، حجت نیست. زیرا این قبیل احکام تاریخی و زمانی اند... ممکن نیست پایه های اصلی زندگی سیاسی و اجتماعی انسان بر استنباط از متون دینی مبتنی شود.»(11)

دیگر تکلیف ولایت فقیه مشخص بود:«ولایت فقیه یعنی حکومت توتالیتر و ضدمردمی، یعنی مردم را به زور به بهشت بردن.»(12) و راه چاره هم مشخص:«حکومت دینی جلوی رشد علمی مردم را می گیرد. در نظام لائیک ترکیه، روحیه علم جویی و حقیقت طلبی، بهتر رشد کرده است، زیرا آنجا ارزش های دینی را با علم مخلوط نکرده اند.»(13)

عباس عبدی هم به پیش بینی و تعبیر آینده نشسته بود:«ستاره انقلاب اسلامی متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود.»(14)

و بدین ترتیب با صراحت گفته می شد:«حکومت دینی قدرت اداره دنیای مردم را ندارد و ناگذیر به دین دولتی خواهد انجامید و این به وضوح در دیدگاه های امام در قبل و بعد از انقلاب یافت می شود و دین دولتی هم قهراً به حکومت سکولار منجر خواد شد، یعنی به قوانین زاییده عقل بشری و این همان حاکمیت مردم بر مردم است.»(15)

و این تمام ماجرا بود. داعیه داران این خط سیر، پروتسنانتیزم اسلامی را هجی می کردند و سکولاریسم را انتظار می کشیدند و امروز نیز در عمل چنینند. دعوا بر سر هویت دینی در مقابل تجدد است؛ دعوا بر سر حکومت ولایی است؛ دعوا بر سر انقلاب است؛ بر سر خط امام.

مرجعیتی که مقابل انقلاب بایستد یا گونه ای عمل کند که به هر حال از آن نوعی تعارض استنباط شود، مورد تایید و حمایت مدعیان اصلاح طلبی است و مرجعی که بر راه انقلاب پای بفشارد، مستحق توهین و تکفیر. مرجعیتی ممدوح است که دین کلیسایی را بپذیرد و عرفی شدن دین را و نیز مبانی حقوق بشر و مدرنیته را و یا لااقل سکوت را. اگر نپذیرفت، سطحی، خشونت طلب و بی منطق است.

اصلاح طلبان مرجعیتی را می خواهند که وقتی نظام و انقلاب با تشنج آفرینی جمعی خودخواه مواجه شد، لب فروبندد. مرجعیتی که در خط بندی تجدد و سنت جانب تجدد را بگیرد که اگر نگرفت مستبد است. چنانکه شیخ فضل الله نوری هم از نگاه آنان مستبد بود.(16) اصالت دادن به جامعه مدنی و مدرنیته البته مشخص است که به کجا می انجامد:«اباحه گری جزو لاینفک جامعه مدنی است. جامعه ما با مشکل کمبود قطار شادی، آوازخوانی و دست افشانی و نواختن موسیقی روبرو است.»(17)

پی‌نوشت‌ها:
1-نقیب زاده هفته نامه توانا مرداد 78
2-اشاره به سخنان آقاجری
3-محسن کدیور روزنامه صبح امروز فروردین 78
4-مقصور فراستخواه روزنامه ایران شهریور 77
5-حبیب الله پیمان - هفته نامه مبین - 10/7/78 – شماره 341 - ص2-7
6-مصطفی ملکیان - روزنامه خرداد - مهر 78
7-سهراب بهداد - روزنامه نشاط - اسفند 77
8-مرتضی کاظمیان - روزنامه توس - مرداد77
9-ابراهیم یزدی - هفته نامه آبان - فروردین 78
10-مجید شریف - هفته نامه آبان - شهریور 77
11-محمد مجتهد شبستری - ماهنامه کیان - بهمن 77
12-امیر خرم - روزنامه همشهری - شهریور 77
13-عبدالکریم سروش - روزنامه نشاط - خرداد78
14-عباس عبدی - هفته نامه راه نو - شهریور 77
15-اکبر گنجی - ماهنامه کیان - فروردین 77
16-یوسفی اشکوری - هفته نامه مبین - مرداد77
17-محمد رضا نیکفر - فصلنامه نگاه نو - بهار 77


انتقاد مجدد قرائتی از شعارهای برخی افراد در روز قدس
شعار "نه غزه، نه لبنان" مخالف نماز، روزه، زکات و قرآن است

رئیس ستاد اقامه نماز کشور که پیش از این از حامیان برخی کاندیداها به‌دلیل شعارهای آنان در جریان راهپیمایی روز قدس انتقاد کرده بود، بار دیگر تصريح کرد: سردادن شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" توسط برخي افراد در راهپيمايي روز قدس با هيچ يک از موارد دين اسلام سازگاري نداشت.

به گزارش رجانیوز، حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتي چهارشنبه شب در مراسم مراسم آغاز سال تحصيلي جديد مرکز تخصصي مهدويت در قم افزود: طراحي اين شعار نه با نماز، نه با روزه و همچنين نه با زکات و کلام الله مجيد موافق و هم جهت نيست.

وي افزود: دفاع از مظلوم و ستمديدگان از جمله موارد مهمي است که دين اسلام به آن همواره سفارش و تأکيد کرده و حتي حمايت از مخالفان خود را هنگامي که تحت ظلم و ستم قرار گرفته اند، به همه مسلمانان توصيه نموده است.

رييس ستاد اقامه نماز کشور با اشاره به سفارش هاي قرآن مجيد پيرامون اين مسئله خاطر نشان کرد: خداوند متعال در قرآن رفتار مشرکان را به خاطر زنده به گور کردن دخترانشان نکوهش کرده و اين در حالي است که اين دختران از فرزندان دشمنان دين اسلام بوده اند.

قرائتي در بخش ديگري از سخنان خود با تاکيد بر ضرورت داشتن اخلاص در انجام همه امور زندگي اظهار داشت: امروزه در بحث مديريت مباحث برنامه ريزي، کنترل ونظارت براي انجام هرچه بهتر کارها بسيار زياد از سوي کارشناسان مطرح مي شود اما توجه به خداوند واستعانت جستن از وي باعث کسب موفقيت است.

وی پیش از این نیز در یک برنامه تلویزیونی به‌مناسبت عید فطر گفته بود: يك عده‌اي شعار داده‌اند كه "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران"، اگر اينطور است پس نمازتان را هم تغيير بدهيد و بگوييد "السلام علينا و علي ايرانيان" ؛ "نه غزه نه لبنان" مي‌داني يعني چه؟ يعني "نه قرآن".

قرائتي پس از اشاره به اهميت قرآن و تأثيرات روزه‌داري و تعبد، در بخشي از سخنان خود به ثواب زيارت امام رضا(ع) اشاره كرده و گفته بود: عده‌اي امامت امام رضا(ع) را در زمان ايشان قبول نكردند كه نامشان "واقفيه " شد. چرا كه امام هفتم نمايندگان در برخي شهرها داشت كه خمس و زكات و سهم امام را جمع كرده بودند و چون پس از شهادت امام هفتم بايد اين‌ها را تحويل امام هشتم مي‌دادند مدعي شدند كه امام هشتم وجود ندارد تا پول‌ها را براي خود نگه دارند.

وي افزوده بود: مواظب باشيم در جمهوري اسلامي، ما "واقفيه" نباشيم كه امام خميني را قبول داشته باشيم اما بعد از امام خميني نسبت به ولي فقيه كمرنگ بشويم؛ آنهايي كه امام خميني را قبول دارند و بعد از آن رهبر مجتهد عادل را قبول ندارند، اگر تجديدنظر نكنند، نگرانم كه سر از "واقفيه" در بياورند.

قرائتي ادامه داده بود:‌ بعضي‌وقت‌ها مي‌گويند اين فتواي مرجع را قبول ندارم، آن يكي را قبول ندارم، يا مي‌گويند نماز را قبول دارم و خمس را قبول ندارم، يا روزه را قبول دارم اما حجاب را قبول ندارم؛ در حالي كه بايد مجموعه قرآن را يكجا پذيرفت و اگر امامت هست، بايد 12 امامي باشيم نه اينكه "واقفيه" باشيم.

وي با بيان اينكه ممكن است انسان‌ها خيلي زود از خط اصلي دور شوند، اضافه کرده بود: به من گفتند يك عده‌اي شعار داده‌اند كه "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران"، اگر اينطور است پس نمازتان را هم تغيير بدهيد و بگوييد "السلام علينا و علي ايرانيان " درحالي كه بايد بگوييم "و علي عباد‌الله صالحين " يعني هرجا بنده صالحي هست بايد كمك كنيم.

اين استاد قرآن تصريح كرده بود: قرآن مي‌گويد كه يك هشتم زكات براي "مؤلفة قلوبهم" است و مي‌گويد اين را حتي به كافر هم بدهيد، تا به شما علاقمند شود، چه برسد به مسلمان.

وي با بيان اينكه من براي كار سياسي اين حرف‌ها را نمي‌گويم بلكه به عنوان معلم قرآن حرف مي‌زنم، گفته بود: ما بايد از مظلوم دفاع كنيم حتي اگر مشرك باشد؛ قرآن مي‌فرمايد زمان قيامت مي‌پرسند به چه گناهي اين دختر را زنده بگور كرديد؟ به اين نكته توجه كنيد كه مسلمانان دختر را زنده بگور نمي‌كردند بلكه مشركان در صدر اسلام دختر را ننگ مي‌دانستند و زنده‌ بگور مي‌كردند.

قرائتي تصريح كرده بود:‌ قرآن حتي براي دختر مشرك هم غصه مي‌خورد و حالا ما مسلمان هستيم، "نه غزه نه لبنان" مي‌داني يعني چه؟ يعني "نه قرآن "؛ ما بايد حركتي بكنيم كه به غيرت عرب‌ها بر بخورد و مدعيان حقوق بشر رسوا شوند كه هيچ كاري براي مسلمانان غزه نكردند.

وي با طرح اين سئوال كه با آن شعارها چه كساني دلخوش شده‌اند، ادامه داده بود: ما ايران را دوست داريم اما ايران پرست نيستيم. حب وطن خوب است اما پرستش وطن شرك است؛ ما نه پدر مي‌پرستيم، نه آيت‌الله، نه حزب، نه سياست، نه عمامه، نه لباس و نه كت و شلواري، ما فقط خداپرست هستيم و وطنمان را هم دوست داريم.

اين استاد قرآن تصريح كرده بود: ما به ايران عشق مي‌ورزيم و به ايراني بودن خود افتخار مي‌كنيم و از كشورمان هم دفاع مي‌كنيم اما نه اينكه حالا چون ايراني هستيم شعارهايي بدهيم كه ضد قرآن باشد؛ مگر ما در ماه رمضان دعا نخوانديم كه "اللهم اغن كل فقير"؟ و بعد در جمعه آخر ماه رمضان 5 نفر يا 100 نفر يا هزار نفر و يا 20 هزار نفر يا هرچقدر ديگر بيايند و بگويند فقط ايران؟ پس دعاهايي كه خوانديم دروغ بود؟

قرائتي خطاب به كساني كه اينگونه شعارها را سر داده‌اند، اظهار داشت: شعارهايتان را از يك اسلام شناس بپرسيد و حواستان باشد دنبال موجي نرويم كه بعدا در قيامت جوابي براي آن نداشته باشيم؛ مراقب باشيم آب به آسياب دشمن نريزيم.


بر مبنای تحلیل‌های قدیم و جدید حسین بشیریه استنتاج شد
نقش‌دهی رادیکالی به منتظری و پیش‌بینی سرانجام فاشیستی برای سبزها

 پیرامون چرایی ناکام ماندن جریان اصلاحات در ایران، تا کنون تحلیل های فراوان و بعضاً متفاوتی ارائه گشته اما به نظر می رسد در میان سیل انبوه نظریات مطروحه در این باره، تاکید بر غیربومی بودن و وجه تقلیدی مبانی نظری گفتمان اصلاحات در ایران، بیش از همه توانسته مورد اقبال اندیشمندان این حوزه واقع گردد.

اگرچه اعترافات سعید حجاریان در دادگاه و هم چنین صحبت های اخیر وی در میزگردی که با حضور دو تن از همفکرانش از رسانه ملی پخش گردید، حاوی مسایل مهمی به‌خصوص پیرامون نقد نظریات ترجمه ای و غیربومی غربی بود و دراوج این انتقادات نیز نظریه مشروعیت 3 گانه ماکس وبر، جامعه شناس معروف آلمانی مورد بحث و نقد قرار گرفت، اما هم چنان بسیاری از همفکران حجاریان معتقدند گفته های وی تحت فشارهای روانی و... بوده و اعتراف به ناکارآمدی نظریات غربی و انتقادات وی به این مدل از تئوری ها، حقیقی نیست.

شاید مدل رفتاری و ادعای فوق از سوی اصلاح طلبان در نفی مواضع اخیر حجاریان منطقی به نظر برسد زیرا اگر سخنان مهم و تامل برانگیز حجاریان را در این رابطه بپذیریم، حقیقتاً باید از مرگ جنبش اصلاحات در ایران سخن گفت و بدیهی است که چنین امری هیچ گاه خوشایند کسانی نیست که بیش از یک دهه غرق در نظریات وبر و هابز و لاک و... بوده اند و اتوپیای خویش را نیز همواره در عملیاتی ساختن این تئوری ها تصور می نمودند. به‌واقع اگر اعترافات شاگرد دیرین حسین بشیریه را قبول کنیم، الزاما به بن بست نظری و عملی اصلاحات تن داده ایم.

اما آنچه که در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت نه سخنان سعید حجاریان، بلکه استاد صاحب نام وی حسین بشیریه است. فردی که از وی به عنوان تئوری پرداز اصلی اصلاحات در ایران یاد می شود و طی سال های تدریس خود در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران موفق به پروش شاگردانی چون حجاریان، تاج زاده و... گردید. در واقع مواضع بشیریه از آن رو حائز اهمیت است که وی پیش از هر چیز نزد اصلاح طلبان به عنوان اتاق فکر این گفتمان مطرح است و طبیعتاً اهمیت سخنان و نظریات وی نیز در جایگاه خویش محفوظ است و در حال حاضر نیز که در ایالات متحده به سر می برد، مواضع او نه از روی اجبار و فشار روانی و... که از روی تحلیل های آزادانه ای است که در گفتگو با رسانه های مخالف جمهوری اسلامی بیان می کند و اتفاقاً بررسی یکی از پیشنهادهای جالب اخیر وی که از طریق رادیو فردا منتشر و مطرح گردید، پایه این نوشتار را تشکیل می دهد، چرا که نکات مهم آن می تواند به مثابه یک نقطه عطف در سیر بررسی اندیشه های اصلاح طلبان باشد.

بشیریه در گفتگوی تفصیلی خود با مجله اینترنتی "لوگوس" پس از ارزیابی شرایط قبل و حوادث پس از انتخابات ایران، در نهایت خلاصه کلام خویش را چنین بازگو می نماید:

"منتظری با رهبری جنبش سبز می تواند نقش مهمی در بسیج مردم ایفا کند"

وی قبل از بیان پیشنهاد خود نیز ضمن تاکید بر آنکه در حرکت های اعتراضی، افراد و دیدگاه های رادیکال، جای میانه رو ها را می گیرند و در نتیجه اعتراض به یک موضوع مثل انتخابات، مبدل به زیر سوال بردن کلیت ساختار حکومت خواهد شد، تلویحا منتظری را فردی رادیکال معرفی کرده و غایت پیشنهاد خود را نیز به چالش کشیدن اصل نظام و تلاش برای تغییر در ساختار حکومت معرفی می کند.

اما پیشنهاد تاریخی حسین بشیریه از آن رو حائز اهمیت بسیار است که وی در یکی از مهم ترین اثرات مکتوب خویش با عنوان جامعه شناسی سیاسی، که از منابع مهم شناخت اندیشه ی وی نیز محسوب می شود، در وصف علل پیدایی جنبش های فاشیستی به نکته مهمی اشاره دارد: "در وضعیت هایی که فرد از نظر روانشناختی احساس امنیت خود را از دست می دهد و برای جبران امنیت از دست رفته به دامن قدرت پناه می برد، جنبش بسیج توده ای و رهبری و ایدئولوژی فراگیر جاذبه پیدا می کند. جنبش فاشیستی از لحاظ روانشناختی مبتنی بر تیپ شخصیتی اقتدارطلب است که هم سلطه جو و هم اطاعت پذیر است."

با این وصف، ناگفته پیداست که بنا بر نظریات پیشین بشیریه، وی با پیشنهاد خویش به جنبش سبز پیرامون رهبری منتظری و بسیج توده ها، خواسته یا ناخواسته سرانجامی بهتر از تبدیل شدن این جنبش به جنبشی فاشیستی را پیش بینی نمی کند، نکته ای که از اشاره مستقیم به آن ابا دارد اما مرور نظریات گذشته وی حاکی از چنین وضعیتی است و گویا وی شخصیتی بهتر از منتظری را در ذهن خود نمی یابد که با شاخصه های اقتدارطلبی و سلطه جویی تقارن حداکثری داشته باشد.

اما آنچه که باید بیش از همه مورد دقت قرار گیرد، دقت در کلیت گفتمان و اندیشه بشیریه و نسبت آن با پیشنهاد اخیر وی است. همان طور که اشاره شد از بشیریه به عنوان تئوری پرداز اصلی اصلاح طلبان پیرامون چگونگی وصول به جامعه مدنی و از همه مهم تر آرمان لیبرال دموکراسی یاد می شود و نوشتارها و تحلیل های خود و دیگر شاگردانش نیز طی دهه گذشته جز نقد وضعیت موجود و ارائه راهکارهای مختلف جهت نیل به هدف مذکور نبوده است اما وقتی که سرانجام وی پس از سال ها تلاش در این زمینه، غیرمستقیم غایت و انتهای جنبش سبز را در وصل به فاشیسم جستجو می کند، آیا می توان از دل این تناقض آشکار که میان دموکراسی و فاشیسم خودنمایی می کند، معنایی جز شکست نظری اصلاحات در ایران را برداشت نمود؟! شکستی که اگرچه نحله های نخستین آن را از دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی می شد به نظاره نشست اماگذر زمان نیز به تسریع آن مدد رساند و امروز تلاقی جالبی میان شکست نظری و عملی این گفتمان در ایران بوجود آمده است و سرانجام پدر دموکراسی خواهی در ایران، ناچار به ارائه پیشنهادی به همفکران خویش است که خود در وصف فاشیسم در کتاب جامعه شناسی سیاسی خویش، آن را افراطی، اقتدارطلب، ضد دموکراتیک، ضد لیبرال، ضد سرمایه داری، ضد مدرنیسم و... می داند و معتقد است در آن دموکراسی فاسد و تباه خواهد شد چراکه درونمایه اصلی فاشیسم، همان محافظه کاری سنتی است.

به نظر می رسد با توجه به آنچه آمد، هواداران اصلاحات در ایران، حتی اگر نخواهند صحبت های اخیر و مواضع دگرگون شده حجاریان را به هر علتی بپذیرند، اما ناگریز از یک امر بسیار مهم هستند و آن نیز توجه در تناقضات نظری استاد دیرین حجاریان است. کسی که پس از سالها تلاش و ادعای نیل به دموکراسی در ایران، سرانجام وصول به فاشیسم را شرط ادامه حیات جنبش اصلاحات می داند و آن را از سبزپوشان طلب می نماید و این تناقض آشکار معنایی جز مرگ این گفتمان غیر بومی و ترجمه ای در ایران ندارد.


استقبال‌سرد از فراخوان میلیشیای‌سبز و شكست حلقه اول آشوب در دانشگاه

مرتضی نبوی در واکنش به اظهارات صانعی:باطل را یاد نکنی می‌میرد/ از نیت هاشمی در طرح مورد نظرش بي‌خبرم


انتقاد شديد جواد لاريجاني از سيد حسن خميني و موسوي
ادبيات بيانيه‌‌هاي موسوي با مسعود رجوي هيچ فرقي ندارد/ جريان نفاق در بيت منتظري به وحدت تاكتيكي رسيده‌اند

دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه با اشاره به حوادث پس از انتخابات،‌ ميرحسين موسوي را رهبر اين جريان نفاق ليبرالي دانست و اظهار داشت: ادبيات بيانيه هاي موسوي هيچ فرقي با ادبيات رجوي ندارد، و موسوي در انتخابات به جوانان همان ظلمي را كرد كه رجوي آنرا در گذشته انجام داده بود.

به گزارش رجانيوز، محمد جواد لاريجاني دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه امروز يكشنبه در حاشيه بازديد از نمايشگاه نجوم در مجلس شوراي اسلامي در جمع خبرنگاران با اشاره به وحدت در نظام جمهوري اسلامي ايران گفت: وحدت بايد حول دفاع از نظام باشد و مير حسين موسوي يكي از خطاهاي بسيار بزرگ را در تاريخ انقلاب مرتكب شد.

دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه بر همين اساس ادامه داد: جناح اصلاح طلب با حمايت از مير حسين موسوي او را به حركت در راه معارض با نظام هدايت كرد.

وي اضافه كرد مير حسين موسوي بايد فكر كند كه به راستي چه كرده كه منافقان ، آمريكا، اسرائيل و برخي از كشورهاي غربي از او حمايت مي‌كنند و براي وي كف مي‌زنند.

محمد جواد لاريجاني با بيان اينكه وحدت حول نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بايد باشد، تصريح كرد: اين آقايان بايد سر عقل بيايند دست از معارضه با نظام بردارند و قواعد رقابت دموكراتيك را ياد بگيرند.

وي همچنين گفت: مير حسين موسوي آينده بسيار خوب سياسي را از دست داد و ادبيات بيانيه ‌هاي وي با ادبيات مسعود رجوي هيچ فرقي ندارد و و خط نفاق جديد ليبرال است و اين افراد در بيت آيت الله منتظري به وحدت تاكتيكي رسيدن و اين مسئله يكي از اشتباهات بسيار بزرگ جبهه اصلاحات بود.

وي افزود: موسوي حتي از تشابه ادبياتي با رجوي نيز فراتر رفته و به بيت منتظري رسيده است.

دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه ادامه داد: مير حسين موسوي در جريان انتخابات به خود نظام، و جوانان كشور همان ظلمي را كرد كه مسعود رجوي به آنان كرد.

دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه افزود: هيچ كس حق ندارد مقابل نظام بايستد و اين كار يك گناه بسيار بزرگ و غير قابل بخشش است.

محمد جواد لاريجاني همچنين گفت: گروهي در جريان انتخابات عليه نظام و به بهانه تخلف در انتخابات قيام كردند و مقابل نظام ايستادند.

وي افزود: اگر اعتراض گروهي به مجريان باشد كه درگير اجراي امنيت در جريان انتخابات بودند اين تخلف نيست اما غير از اين اگر درگيري با نظام و ايستادن مقابل انقلاب باشد آن هم به اسم امام و پيروي از رهنمودهاي ايشان اين گناه بسيار بزرگ و نابخشودني است.

محمد جواد لاريجاني با بيان اينكه مير حسين موسوي خبط بزرگي مرتكب شد، تصريح كرد: خبط بزرگ موسوي مقابل نظام ايستادن بود و به اين شكل مير حسين موسوي خيانت بزرگي به نظام كرد و خيانت وي در حد رهبري اين جريان بود.

وي با اشاره به حمايت سيد حسن خميني از مير حسين موسوي در جريانات انتخابات، عنوان كرد: حسن خميني نوه حضرت امام (ره) در جريان انتخابات به طور وسيع از مير حسين موسوي حمايت كرد و زماني كه رئيس جمهور ما براي تجديد ميثاق با بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي به مرقد امام خميني (ره) رفته بود حضور نداشت كه اين مسئله خارج از اصول است.

دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه با اشاره به بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در خصوص سكوت برخي از سياسيون، تصريح كرد: ما نبايد در مقابل جرياني كه نسبت به اصل نظام موضع گيري مي‌كند ساكت باشيم و هر فردي كه با نظام درگير شود بايد مقابل وي بايستيم، نبايد به اسم امام از جرياناتي كه اصلا شباهتي با انديشه امام خميني (ره) ندارند حمايت شود.

محمد جواد لاريجاني با اشاره به اظهارات اخير هاشمي رفسنجاني و آنچه وي طرح برون رفت از وضعيت فعلي كشور ناميده است، تصريح كرد: ارائه طرح هاي اين چنيني خوب است حداقل براي گروه هاي كه در بحران سياسي هستند اما معناي آن اين نيست كه ما مقابل افرادي كه به روي نظام شمشير كشيدند نايستيم و براي آنها فضا ايجاد كنيم.

لاريجاني در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به راه اندازي كارخانه دوم غني سازي اورانيوم و واكنش برخي از كشورهاي غربي نسبت به اين مسئله اظهار داشت: ما در اين مسئله خطايي مرتكب نشده‌ايم و بنده اصلا نمي‌فهم كه دليل اين گونه موضع گيري‌هاي كشورهاي غربي چيست و در واقع آنها اصلا دوست ندارند كه ما در اين زمينه حركتي كنيم.

وي با اشاره به سخنراني رئيس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل و ترك جلسه از سوي برخي از كشورهاي اروپايي گفت: زماني كه اروپايي‌ها جلسه را ترك مي‌كنند اين مسئله نشانه استيصال آنها است و اروپايي‌هاي كه خود را هميشه پيرو دموكراسي مي‌دانند بايد زماني كه جنايتكاري مانند نتانياهو سخنراني مي‌كرد به خاطر بشريت جلسه را ترك مي‌كردند، برش سخنان رئيس جمهور ما تابع حضور اين كشورهاي غربي نيست.


جملات طلايي متهمان كودتاي مخملي در دادگاه چه بود؟

بر اساس ماده 1259 قانون مدني، اقرار در اصطلاح عبارت از اخبار به حقي است براي غير بر ضرر خود و در كتب فقهي تحت عناوين مختلفي همچون «كتاب الاقرار» يا «قاعده اقرار» به تفصيل درخصوص آن بحث و بررسي شده است. اقرار كه از جمله دلايل اثبات دعوي بر اساس ماده ۱۲۵۸ قانون مدنى به شمار مي‌آيد، از اصول اوليه حقوقى ايران اسلامى است كه اثراتي را بر اقراركننده ايجاد كرده و او را ملزم به اقرار خويش مي‌‌كند.

در فقه شيعه براى حجيت و اعتبار اقرار به ادله اربعه يعني قرآن، سنت، اجماع و عقل استدلال شده است اما مهم‌ترين دليل بر اعتبار اقرار حديث معروف پيامبر اكرم(ص) است كه همه فـقها آن را ذكر كرده‌اند: «اقرار العقلا على انفسهم جائز»

رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه‌هاي عيد فطر امسال در دانشگاه تهران با اشاره به دادگاه‌هاي اخير متهمان كودتاي مخملي تصريح كردند: متهم هرچه درباره خود در دادگاه بگوید، این حجت است. این که بگویند در دادگاه درباره‏ خودش اگر اعترافى کرد، حجت نیست، این حرف مهملى است، حرف بى‏ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در یک دادگاه در مقابل دوربین، در مقابل بینندگان میلیونى که متهم علیه خود بکند، این اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است.

تأکید حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به مسموع و مقبول بودن اقرار متهمان در دادگاه‌ها كه از مسلمات قضايي محكم و مستدل در اسلام است، در حالي بود كه اعترافات انجام شده در دادگاه‌هاي اخير به مذاق عده‌اي از گروه‌ها و احزاب سياسي كشور كه كم هم نبودند، خوش نيامد و به اشكال مختلف درصدد تخطئه آن برآمدند. فرمايشات مقام معظم رهبري كه علاوه بر زعامت مسلمين، محل رجوع ميليون‌ها انساني است كه ايشان را اعلم دانسته و به عنوان مرجع تقليد خود برگزيده‌اند، در حقيقت آب سردي بود بر تلاش‌هاي كساني كه حيات سياسي خود را در غبارآلود بودن فضا مي‌بينند و از همين رو هرگونه روشنگري و تنوير افكار عمومي را بر نمي‌تابند.

به باور تحليلگران، اقدامات و فعاليت‌هاي اساسي دولت نهم در رشد و شكوفايي كشور كه به اعتلاي جمهوري اسلامي ايران در جهان امروز منجر شد و تقويت جمهوريت و اسلاميت نظام را به دنبال داشت كه انتخابات اخير گواه اصلي بر آن است، سبب شد تا مخالفان نيز به طور جدي براي نيل به اهداف براندازانه خود دست به كار شوند. اعترافات مطرح شده عليه متهمان كودتاي مخملي در ايران، نشان دهنده تلاش‌هاي آنها بود.

محمدعلی ابطحی، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز
انتخابات واقعاً فوق‌العاده بود 40 میلیون نفر مسئله‌اي نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.
اصلاح‌طلبان پس از شکست در سه انتخابات برای به نوعی محدود کردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حرکت کردند.
تقلب یک اسم رمز آشوب شده است که در آن لشكرسازی برای تقلب وجود داشت.بحث تقلب در انتخابات در ايران از سال 76 اولين بار مطرح شد كه اصلاح طلبان از آن زمان به بعد از اين صحبت خيلي استفاده كردند و در اين انتخابات اخير هم اين بحث را [...] مطرح كرد و در ستاد خاتمي به عنوان مسئول كميته صيانت از آرا مشغول به كار شد.
تمرین نگه داشتن گسترده مردم در خیابان‌ها در چارچوب تقلب بود که می‌توانست معنا پیدا کند.
ظرفیت انقلاب مخملی در کشور وجود داشت. تقلب واقعاً در ایران وجود نداشت.
بنده تعجب می‌کنم که در این انتخابات با وجود اختلاف11 میلیونی چگونه بحث تقلب پذیرفته می شود.
همان‌هایی که 500 هزار اختلاف را تقلب نمی‌خواندند،‌ امروز 11 میلیون فاصله را تقلب می‌خوانند.
واقعاً ما اصلاح‌طلبان در بسیاری از موارد صداهایی را که باید می‌شنیدیم، نمی‌شنیدیم. در واقع صدا‌‌هاي جامعه متوسط به بالا را می‌شنیدیم و این توهم، ‌توهم بزرگی بود که موسوی پیدا کرده و احساس می‌کرد که تقلب 11 میلیونی امکانپذیر است.
آقاي [...] در جلسه‌اي با حضور ديگر دوستان اصلاح‌طلب اعلام كرد؛ ما نبايد بر روي بحث تقلب در انتخابات پافشاري كنيم چون با اين كار اطمينان مردم سلب خواهد شد و ديگر در انتخابات شركت نخواهند كرد. در همان جلسه [...] اعلام كرد در انتخابات رياست جمهوري تقلب قطعي است.
بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته یاد کردم به خاطر همین توهمات بود که در موسوی وجود داشت.
مجمع روحانیون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل باید این انتساب را نگه می‌داشت.
من اعتقادم اين است كه [...] ضربه بزرگي به مهندس موسوي وارد كرد، او در جلسه 23 خرداد مجمع اعلام نمود‌؛ من به مهندس موسوي گفته‌ام كه نگران نباش ما آنقدر سند در مورد تقلب داريم كه مي‌توانيم مسير انتخابات را تغيير دهيم. آقاي مهندس موسوي به دليل بي‌تجربگي و دور بودن از صحنه سياسي زود تحت تأثير قرار مي‌گيرد.
اگر به جای پیام به موسوی به احمدی‌نژاد تبریک می‌گفتیم بهترین وضعیت را امروز در تاریخ ایران دارا بودیم.
کار بدی کردم که در راهپیمایی‌ها شرکت کردم ولی [...] به بنده گفت برویم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهیم.
موسوی در بسیاری از موارد می‌گفت من طرفدار مردم مسلمان هستم درحالی که این آشوب‌ها دلبستگی‌‌هاي مردمان مسلمان را نسبت به ایران قطع کرد.
اگر مقام معظم رهبری نبودند و یا اگر ایشان یک قدم به عقب می‌نشستند امروز هلال ناامنی ایران، افغانستان و پاکستان شکل می‌گرفت.
موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگیرد.
از رهبری به علت مدیریت چنین شرایطی قدردانی می‌کنم.
اگر به جای موسوی بودم 13 میلیون آرای خود را برای زنده شدن امید در جامعه به ویژه جوانان مصرف و پس از اعلام اختلاف 11 میلیونی پیام تبریکی در این زمینه صادر می کردم.
معتقدم اين جريان داراي سه ضلع است: 1- رأس 2- بدنه محرك 3- شبكه اجتماعي كه در حقيقت جسم كار هستند. در بدنه محرك يكسري نقش فعالتري داشتند مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهه مشاركت، گروه‌‌هاي لشكرساخته خاتمي مانند گروه 88، ياري نيوز، پويش و... حوزه‌‌هاي مجازي كه لحظه به لحظه مردم را دعوت به حضور در خيابان مي‌كرد و شبكه‌هاي خارجي كه توسط خبرنگاران خود تمام اخبار را پوشش مي‌دادند. نكته مهم اين است كه خبرنگاران خارجي به اين آقايان خيلي نزديك شده بودند حتي از لشكرهاي ساخته شده نيز نزديكتر بودند. مهمترين نقش اين عناصر نگه داشتن مردم در خيابانها بود تا اگر زماني آقاي موسوي اعلام كرد در فلان نقطه شهر هستم بتوانند همه را در آن نقطه جمع كنند. اين سازماندهي توسط لشكر‌هاي ساخته شده صورت مي‌گرفت.
محمد عطریانفر عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران
چرا نگران این موضوع باشیم که در بیرون چه می‌گویند، هرچه می‌خواهند بگویند؛ اگر این موضوع، این مفهوم را متبادر کند که در مقابل ظلم به نظام و رهبری سخن می‌گویم به شکست خود افتخار می‌کنم.
اگر در گذشته خود با دیگرانی همسو بودم که در پی زاویه گرفتن با نظام یا براندازی بودند و اکنون فاصله می‌گیرم افتخار می‌کنم.
مهم آن است که نفاق و رفتار‌هاي دوگانه گروه‌‌هاي سیاسی را نقد می‌کنیم و این نفاق مورد خدشه باشد زیرا باید ظاهر و باطن مان یکی باشد.
شرایط زندان به ما در صراحت لهجه کمک کرده است و در این شرایط آدم خود را در مقابل خدا عریان احساس می‌کند.

سعید حجاریان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و مشاور ارشد سیدمحمد خاتمی
انزجار و تنفر خود را از کلیه تحرکات که امنیت کشور را به خطر انداخته ابراز می‌کنم.
با ارائه تحلیل‌‌هاي ناصواب مرتکب خطا‌هاي سهمگین شده‌ام.
نظام ولایت فقیه مشروعیت خود را از ناحیه مقدسه امام زمان ‌(عج) می‌گیرد و بدین لحاظ حکم ولی فقیه شعبه‌اي از ولایت رسول اکرم(ص) می‌باشد.
بسیاری از حربه‌‌هاي ایدئولوژیک در پوشش علوم انسانی عرضه می‌شوند.
عده‌ای از فعالان سیاسی عامداً با توجه به پیامد‌هاي یک نظریه آن را در سطح دانشگاه احزاب و جامعه اشاعه می‌دهند.
حضرت امام (ره) به ما آموختند که روی پای خود بایستیم و مقهور شرق و غرب نشویم.
از مراجع فکری و نظریه پردازان حزب مشارکت به شمار می‌روم.
استعفای خود را از حزب مشارکت اعلام می‌نمایم.
حمزه کرمی عضو حزب کارگزاران، مدیر سایت جمهوریت، از کارمندان دانشگاه آزاد
اين جانب مدير اسمي سايت جمهوريت بودم و در واقع مدير رسمي اين سايت مهدي هاشمي بود.
پرسنل سايت با چاپ شبنامه در ستادهاي ميرحسين موسوي و توزيع آنها، به تضعيف دولت و نظام مي‌پرداختند.
جاسبي به بنده گفت كه بايد هر كاري انجام دهيم تا هر كسي به غير از احمدي نژاد رئيس جمهور شود.
2 ميليارد تومان از بيت‌المال صرف هزينه هاي انتخاباتي سال 84 شد.
بنده خود را مصداق اتهامات وارده نمي دانم چرا كه سايت جمهوريت مدير مسئول داشته و طبق قانون هم بايد مدير مسئول اين سايت پاسخگوي تخلفات آن باشد و شبنامه را هم مجموعه سايت دنبال مي‌كرد و بنده در توزيع اين شبنامه ها نيز اقدامي انجام ندادم.
اظهارات بنده نه به دلیل فشار و نه به دلیل اعمال نظر کسی است، چنانچه همین شبهه را درخصوص اظهارات جلسات اخیر برخی متهمان نیز وارد کردند.
یک شرکت 500 میلیون تومان برای چاپ یک میلیون جلد کتاب پول دریافت کرده بود در حالی که تنها 25 هزار جلد کتاب چاپ شد و مابقی پول صرف تبلیغات مورد نظر «م.ه» شد.
سایت جمهوريت تبدیل به سایت تضعیف کننده سازمان‌هاي نظامی از جمله بسیج و سپاه و سازمان‌‌هاي دولتی شد و حتی این سایت خدمات دولت را نیز پول پاشی معرفی می‌کرد و کار به جایی کشید که این سایت بر خلاف واقعیت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقین کرد.
مسعود باستانی روزنامه‌نگار و خبرنگار فعال سایت جمهوریت
حمله به عملكرد 4 ساله دولت و تضعيف نهادهاي قانوني كشور همچون شوراي نگهبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيروي مقاومت بسيج و نيز نيروي انتظامي، تضعيف شخص احمدي‌نژاد، ايجاد شبهه در انتخابات، ارائه اخبار ضد و نقيض مبني بر سوء استفاده از اموال دولتي، القاي تقلب در انتخابات جزو محورهايي بود كه در راستاي وحدت شكني و ايجاد التهاب در جامعه ما آن را در دستور كار داشتيم.

شبنامه‌اي توسط من و گردانندگان سايت جمهوريت عليه رئيس جمهور که مصداق توهين و افترا بود منتشر شد و مقرر شد تا هزينه مالي اين ويژه‌‌نامه از سوي كرمي و هاشمي رفسنجاني تأمين شود و سپس پس از تهيه به اعضاي ستاد 88 تحويل داده شد تا آنان اين شبنامه را توزيع كنند.
من تحت تأثير القائات برخي از آقايان دچار توهم شدم و در سايت جمهوريت مطالبي را همسو با روزنامه‌هاي بيگانه منتشر كردم، از اين رو از عملكرد خود پشيمانم.
با توجه به اميال سياسي نادرستي كه داشتم وسيله‌اي براي پيشبرد اغراض سياسي برخي افراد قرار گرفتم.
با رادیو فردا، سایت ضد انقلابی روز آنلاین، هفته‌نامه شهرگان و نیز رادیو چکاوک ارتباط داشته‌ام که در خصوص وضعیت کشور سیاه‌نمايی علیه نظام و نیز اخباری از وضعیت زندان‌ها و برجسته‌سازی مسائل سیاسی گزارشاتی به این رسانه‌ها ارائه کردم.
از سوی رادیو ضد انقلابی چکاوک به صورت ماهانه بین 300 تا350 دلار طی 2 تا 3 سال دستمزد دریافت می‌کردم.
دفتر سایت جمهوریت كه توسط مهدي هاشمي رفسنجاني اداره مي‌شد در یکی از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغی که به ما ارائه می‌شد از طریق چکی از سوی دانشگاه آزاد بود.
در سایت جمهوريت با درج اخباری نادرست و نمایش ناکارآمدی دولت نهم اقدام می‌کردیم.

هدایت‌ا‌لله آقایی عضو شوراي مركزي حزب کارگزاران
این بازداشت فرصتی بود برای بازبینی و نگرش به عملکرد خود که باید از آن استفاده کنیم تا چراغ راهی برای آینده باشد.
زمینه‌اي به وجود آمد که نظام را در مقابل دموکراسی قرار دادند.
انتخابات دهم ریاست ‌جمهوری دقیقاً از صبح روز بعد از انتخابات نهم کلید خورد.
در حزب کارگزاران نظرسنجی‌هایی که صورت گرفت مربوط به تنها 4 یا 5 منطقه از تهران بود که به وسیله آن نمی‌شد حتی در مورد خود شهر تهران نیز قضاوت کرد. این نظرسنجی‌ها در اختیار موسوی قرار می‌گرفت.
ضد انقلاب در خارج از کشور با قصد و نیت، موضوع تقلب را مطرح می‌کرد.
در بیش از 40 هزار شعبه اخذ رأی صدها هزار نفر عامل اجرایی و ده‌ها هزار نفر ناظر وجود داشت و اگر تشکیلاتی می‌توانست چنین تقلبی با سازماندهی انجام دهد وضع ما امروز در کشور بهتر از این حرف‌ها بود.
اگر نتایج حوزه‌ها به صورت تفکیکی اعلام نمی‌شد شاید امکان خوانده شدن آرا به نحو دیگر بود.
آقای موسوی در جریان انتخابات گفت که بنده برخی قوانین را قبول ندارم اما به آنها عمل می‌کنم ولی به سمت اصلاح آنها حرکت خواهم کرد...اما دیدیم که خود او اول این حرف را شکست و با بیانیه‌اي که قبل از پایان انتخابات صادر کرد و خود را رئیس جمهور خواند و آقای خاتمی نیز به وی تبریک گفت این حرف را نقض کرد.
ما به عنوان حماله الحطب آتش افروز این معرکه بودیم.
محسن ميردامادي، دبيركل حزب مشاركت
قرار بود انقلاب مخملي را در ايران بومي كنيم.

سعید شریعتی، عضو حزب مشاركت
در ایام بازداشت جز محبت و احترام مشاهده نکردم.
هر خبری درباره رفتار و گفتار من منتشر شود کذب محض است.
مجموعه مستندات و استدلال‌‌هاي ارائه شده از سوی نامزد مورد حمایت ما به هیچ عنوان کفایت از ابطال سراسری انتخابات نمی‌کند و حداکثر در صورت وارد بودن اعتراضات منجر به ابطال 100، 200 یا حداکثر 500 صندوق می‌شود که با خروج آراي همه کاندیداها از این صندوق‌ها از مجموع نتایج تغییر محسوسی در نتیجه انتخابات حاصل نمی‌شود.
عدم تعادل و عدم برخورداری موسوی و ماشین انتخاباتی‌اش از یک شیب و شتاب قابل تحمل در فرایند رفتار تبلیغاتی و انتخاباتی مشکل و اشتباه دیگر ایشان بود.
موسوی ظرف کمتر از سه ماه با چنان سرعت و شتابی پیش رفت که حتی تندروترین مخالفان نظام به جرگه حامیان ایشان پیوستند.
ادعای فوق‌العاده بزرگ تحریک کننده و خطرناک موسوی صرفاً مبتنی بر برخی گزارش‌‌هاي ناکافی و ناموثق تک روانه و اسباب تحمیل پیروی ناگزیر گروه‌ها و شخصیت‌‌هاي سیاسی حامی از ایشان بود.
کشاندن مردم در خیابان و خیابانی کردن سیاست یعنی به حداکثر رساندن هزینه زندگی سیاسی مردم و این به دور از تدبیر و خارج از رسالت سیاستمدار متعهد است.
مشکل استراتژیک ما از دست دادن «هرم اعتماد» یعنی اعتماد به نفس، اعتماد متقابل میان ما و مردم و اعتماد متقابل میان ما و نظام است.
حزب ما تنها ساعاتی پس از انتشار بیانیه آقای موسوی و صرفاً با تکیه بر ادعاهایشان مردم را دعوت به اعتراض کرد.
هنگامی که اطلاعیه شجاعانه حجاریان در بیان خطا‌هاي فردی و جمعی و استعفای ایشان را از حزب دیدم تردیدی برایم باقی نماند که اولین قدم و کمترین کاری که باید انجام دهم استعفا از مقام حزبی خود در جهت جبران بخشی از آسیب‌ها است.
در ایام انتخابات، سرود سازمانی یکی از فرقه‌‌هاي ضد انقلاب توسط بخش‌هایی از ستاد آقای موسوی برگزیده شده و بر روی آن نماهنگ انتخاباتی ساخته شد.

مصطفی تاج زاده عضو توأمان حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب
تقلب در انتخابات وجهي نداشت اما به محض اينكه انتخابات تمام شد و من از بچه‌‌هاي استان‌ها سؤال كردم احساس كردم كه انتخابات را باخته‌ايم ولي فاصله را 3 به1 نمي دانستيم.
از ساعت 12 كه آرا اعلام شد هيچ كس از من نشنيد كه تقلب شده است. لذا چيزهايي كه مي‌گويند به من برنمي‌گردد و من دخيل نبوده‌ام، البته حزبم بيانيه‌اي داده و بنده را هم مثل آنها مجازات كنيد.
اين انتخابات به لحاظ كمي جزو كم نظيرترين وبه لحاظ كيفي جزو بي‌نظيرترين انتخابات‌ها بود. معتقدم اين سرمايه 40 ميليوني سرجايش محفوظ است.
همچنين در اظهارات يكي از متهمين آمده است: «... در جلسه روز شنبه مورخ 23/3/88 با آقاي تاج زاده و تعدادي از دوستان ديگر در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در محل ستاد آقاي تاج زاده با حالتي بهت زده و خاص حضور داشتند.» از ايشان دو سؤال مطرح كردم سؤال اول: اوضاع رأي آقاي موسوي چطور است؟ ايشان گفتند: «رأي آقاي موسوي خوب نيست و آقاي احمدي نژاد قطعاً در دور اول پيروز انتخابات خواهد بود. سؤال دوم:‌ به نظر شما تقلب شده؟ كه ايشان پاسخ دادند: من با همه استانها جز استان اردبيل تماس گرفته ام نتايج اعلام شده با نتايجي كه ما داشتيم هيچ تفاوتي نمي كند و تقلبي صورت نگرفته است.»

بهزاد نبوی، عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين، مشاور رئيس جمهور سابق
ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم وبايد به رأي شوراي نگهبان التزام داشته باشيم.

عبدالله رمضان‌زاده، قائم مقام حزب مشاركت
من همیشه گفته ام ودوستان هم حزبی بنده هم می دانند که تقلب در ایران امکان ندارد.
اعتقاد من این است و خواهد بود که در ایران اگر خیلی تقلب صورت بگیرد از 500 هزار الی یک میلیون رأی تجاوز نخواهد کرد.
این اشتباهات خودمان است که در تحلیل‌هایمان آراي شهر‌هاي کوچک و روستا‌ها را که به سمت احمدی‌نژاد بود جدی نگرفتیم.
ما به دنبال واقعیت‌هایی می‌گشتیم که تحلیل‌‌هاي خودمان را درست از آب در بیاورد و خوراک را برای تحلیل ذهنی خودمان فراهم می‌کردیم.

محسن صفايي فراهاني، عضو شوراي مركزي و رئيس هيأت اجرايي مشاركت
به هيچ وجه نمي‌توان پذيرفت كه در اين انتخابات تقلب شده است حتي اگر فرض را هم بر تقلب بدانيم يك ميليون، دو ميليون.
براي خود من نيز سؤال است فردي مانند مهندس موسوي كه عملكردش در انقلاب اسلامي روشن است در مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز عضو مي‌باشد و افرادي همچون آقايان [...] و [...] كه در دوره‌‌هاي گوناگون وزير كشور بودند چنين ادعايي در مورد تقلب در انتخابات را دارند.
من در هيچ راهپيمايي شركت نكرده‌ام و اين راهپيمايي‌‌هاي پس از انتخابات را نيز تأييد نكردم. چرا كه به اين دست راهپيمايي‌ها اعتقاد ندارم، انتهاي آنها به اغتشاش وصل مي‌شود.
دولت نهم اقداماتي از قبيل پرداخت انواع و اقسام وام‌ها به روستا‌ها و كمك به حاشيه شهرها داشته و براي مثال به يك ميليون خانوار زمين‌‌هاي 99 ساله و به 20 ميليون نفر سهام عدالت داده است. بنابر اين از قبل هم محرز بود كه دولت موجود با يك اختلاف بالايي برنده خواهد شد و نيازي به تقلب نبود و من اين موضوعات را در دفاعيه خود نيز آورده‌ام.
من معتقدم اگر استحاله فرهنگي ادامه يابد با توجه به اينكه سن و سال بنده نيز بالا رفته است ديگر فعاليت سياسي نمي‌كنم.

شهاب‌الدین طباطبایی، رئیس ستاد 88 موسوی، از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت
ای کاش که همانطور که بنده اشتباهات خود را پذیرفتم دوستانی که با اطلاعیه‌ها و مواضع خود سبب مسائل پس از انتخابات شده‌اند عواقب کار خود را می‌پذیرفتند.
با حضور موسوی در عرصه انتخابات، خاتمی کنار کشید که این امر اکثر گروه‌‌هاي اصلاح‌طلب را ناخرسند‌ کرد.
از همان ابتدای ورود موسوی وی و مجموعه نزدیکش دچار عارضه توهم پیروزی بودند.
اعضای کمیته صیانت از آرا دائم به موسوی می‌گفتند که جزو ابطال انتخابات مطالبه‌اي نداشته باشد.
شنیدم که یکی از نزدیکان موسوی به نقل از وی گفته است: «من 68 سال سن دارم و 7 تیر را دیده‌ام و چیزی برای از دست دادن ندارم از این رو معتقدم که موسوی با طرح بحث تقلب رودرویی با چارچوب نظام را ایجاد کرد.»
هر چه درباره مردم روستاها گفتم به آن بی توجهی شد و همه دوستان می‌گفتند پیروزی موسوی در دور اول غیر قابل اجتناب است. این در حالی بود که در روستاها مشکل رأي داشتيم.
آنچه بايد محفوظ بماند اصل نظام، قانون اساسي و ارکان آن است و بايد از به دام افتادن در دامن بيگانگان پرهيز کرد.
مصاحبه‌ام با بي.بي.سي درباره تجمعات را قبول دارم.

عبدالله مؤمني، دبير سابق تشكيلات غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت
ما در آستانه انتخابات بحث‌هايي همچون تقلب در انتخابات و وجود مناسبات ناسالم بر پيكره نظام را به طور گسترده در سطح رسانه‌‌هاي خود مطرح كرديم و به همين دليل خود را در اتفاقات بعد از انتخابات سهيم مي‌دانيم.
تمام اتهامات خود را مي‌پذيرم و كارنامه خود را غير قابل دفاع مي‌دانم.
عدول از اصول و فقدان مرزبندي شفاف و اصولي ميان دفتر تحكيم وحدت با گروه‌‌هاي التقاطي و تأثيرپذيري از گروهك‌هايي چون منافقين و ماركسيسم‌ها و جريانات اپوزيسيون داخلي موجب استحاله دفتر تحكيم وحدت شد.
نقش‌آفريني گروه‌‌هاي اصلاح طلب در فعاليت‌‌هاي دفتر تحكيم وحدت استقلال اين دفتر را مورد خدشه قرار داد و اين تشكيلات به مناسب‌ترين محمل براي مخالفين و معاندين با نظام تبديل شد و تغيير آرم دفتر كه مزين به تصوير بنيانگذار جمهوري اسلامي بود آغازي براي انحراف مجموعه و رفتن به سوي مقابله با نظام شد.
دفتر تحكيم وحدت هر ساله در سالگرد 18 تير با برگزاري تجمعات غيرقانوني سعي در بحران سازي و تنش‌ آفريني داشت.
ارسال نامه براي خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در آستانه انتخابات مجلس هفتم به منظور حمايت از اصلاح‌طلبان از اقدامات غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت بود كه قبح دخالت بيگانگان در امور داخلي كشورمان را شكست. همچنين همكاري با جريانات ماركسيستي در برگزاري مراسم پاسداشت دانشجو در روز 16 آذر و طرح ساختارشكنانه فراخوان رفراندوم به منظور تغيير در اصل نظام از ديگر اقدامات غيرقانوني اين تشكل بود.
موضع‌گيري‌‌هاي ما در مخالفت با سياست‌‌هاي كلان نظام منطبق با سياست‌‌هاي دشمنان جمهوري اسلامي بود و به عنوان نمونه در زمينه مسأله هسته‌اي برخلاف خواست عمومي جامعه كه اين فناوري را حق مسلم ايرانيان مي‌دانست، حركت كرديم.

نتيجه عدول از اصول و فقدان مرزبندي شفاف با گروه‌‌هاي التقاطي و استفاده ابزاري اصلاح طلبان از دفتر تحكيم وحدت منجر به آن شد كه اين تشكل جايگاه ويژ‌ه‌اي در ميان جريانات ضد انقلاب پيدا كرده و براي آن كاركرد اپوزيسيوني يابد.
در سايت ادوار نيوز با هدف ايجاد بي‌اعتمادي در مردم نسبت به متوليان امور اخبار مختلفي منتشر مي‌شد كه از جمله آنها اعلام خبر جعلي واجدين شرايط شركت در انتخابات برخلاف آمار رسمي و انتشار اخبار غيرواقعي در باره نرخ تورم و بيكاري و تخريب دولت به ويژه در عرصه سياست خارجي بود.
پايبندي به قانون از شعار‌هاي هميشگي ما بود اما در عمل از پايبندي به قانون عدول كرديم و حاكميت و دولت را متهم به بي‌قانوني مي‌كرديم.
ما حاكميت را مخالف دموكراسي وحقوق بشر و قانون معرفي مي‌كرديم اما خودمان تجمعات و ميتينگ‌هايي را برگزار كرديم كه هم از نظر شكلي و هم از نظر محتوايي در تضاد با قانون اساسي بود ولي از اين ابزار براي پيشبرد و مقاصد خود استفاده مي‌كرديم.
ما از هر وسيله‌اي براي تخريب نظام بهره‌ مي‌جستيم و به عنوان نمونه هر كس كه به دلايل امنيتي يا سياسي دستگير مي‌شد، دستگيري وي را خودسرانه مي‌خوانديم و با حمايت از متهمان و محكومان دادگاه به دنبال اعمال فشار بر دستگاه قضايي بوديم.
جلسه‌اي را با عنوان نقد طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در محل سازمان ادوار تحكيم وحدت برگزار كرديم كه سخنران آن آقاي آغاجري بود و نه تنها در اين جلسه از اراذل و اوباش حمايت شد بلكه يكي از سخنرانان به دفاع از اعضاي سازمان منافقين پرداخت.
با تعدادي از اعضاي شوراي مركزي ادوار تحكيم با هدف شركت در كلاس‌‌هاي آموزشي به مدت يك هفته به آلمان رفتيم كه همه هزينه آن توسط امريكا و تحت پوشش يك نهاد حقوق بشري تأمين شده بود.
سازمان ادوار تحكيم وحدت با سران گروهك‌هايي چون نهضت آزادي، جبهه ملي - شوراي موسوم به ملي مذهبي‌ها و فعالان حقوق زنان و كمپين جلساتي داشت كه در قالب اين جلسات مطالبي ساختارشكنانه به منظور ايجاد چالش براي حاكميت مطرح مي‌شد.
در گام نخست در انتخابات به طرح كانديداتوري عبدالله نوري وزير كشور دوره اصلاحات كه محكوميت قضايي داشت پرداختيم و اين كار با علم به رد صلاحيت وي از سوي شوراي نگهبان صورت گرفت. هدف ما ايجاد جنبش اجتماعي در راستاي چالش‌آفريني براي نظام جهت تغيير ساختار بود و مقرر گرديد اگر نوري
رد صلاحيت شد نيرو‌هاي اجتماعي را به حمايت وي سامان دهيم و اگر تأييد صلاحيت شد به طرح مطالبات ساختارشكنانه خود بپردازيم.
در ستاد انتخاب كروبي ستاد شهروند آزاد را تشكيل داديم و با صدور بيانيه و منشوري از مطالبات ساختارشكنانه و راديكال خود در همه حوزه‌ها فعاليت انتخاباتي خود را آغاز كرديم.
تجمع غيرقانوني و راهپيمايي بدون مجوز از ميدان ونك تا ميدان تجريش به عنوان نمونه‌اي از فعاليت‌‌هاي ساختارشكنانه ستاد شهروند آزاد بود كه در اين تجمعات و راهپيمايي شعار‌هاي توهين‌آميزي عليه اركان و مسئولان نظام و همچنين مسائلي همچون حجاب سر داده شد كه اين شعارها ربطي به تبليغات انتخاباتي نداشت.
تجمعات تنش‌زا و افراطي و تحريك‌كننده ما در آستانه انتخابات، بسترساز آشوب‌‌هاي فرداي انتخابات بود و ما قطعاً در اين زمينه مقصريم.
ما به عصيانگري عليه نظام پرداختيم و مسائل بعد از انتخابات نشان داد كه نشانه گرفتن انتخابات بهانه‌اي براي نشانه گرفتن كانون نظام يعني جايگاه رهبري بوده است.
دفاعي از خود ندارم و آنچه كه بيان كردم براي تنوير افكار عمومي بود و در نهايت از خطاها و اشتباهات بزرگ و رفتارهايي كه موجب انحراف و ايجاد بدبيني و بي‌اعتمادي نسبت به نظام در مجموعه دانشجويي شده بود طلب بخشش مي‌كنم.

يحيي کيان تاجبخش، مشاور سابق بنياد سوروس
من مشاور سابق بنياد سوروس در ايران بودم.
خاتمي از سال 85 با سوروس ديدار و ارتباط مستمر داشته است.
اغتشاشات اخير اتفاقي نبوده بلکه نتيجه برنامه‌ريزي درازمدت است.
هدف از برنامه‌ريزي براي اين اغتشاشات حمله و تضعيف نظام مقدس جمهوري اسلامي با استفاده از انتخابات دهم بود.
در دوره دولت سازندگي شاهد شروع برنامه استحاله فرهنگي بوده‌ايم و زماني كه كرباسچي در شهرداري بود، از طريق شهرداري شيوه جديد استحاله فرهنگي در كل شهر تهران و بعد هم به بقيه شهرها اشاعه مي‌شد.
عوامل مستقيم فعال در پروژه رديف 2 آقايان ناصر هاديان و هادي سمتي از اساتيد دانشگاه بودند كه به سوئد و سوئيس مي‌رفتند و جريانات ديگر يعني احزاب سياسي اصلاح طلب مانند حزب مشاركت نيز از طريق اين افراد با نهادهاي امريكايي ارتباط برقرار مي‌كردند و اشخاصي چون مصطفي تاج‌زاده و سعيد حجاريان از طريق عوامل پروژه مذكور در قالب پروژه‌هاي تحقيقاتي و عملياتي با بنياد سوروس و ديگر مؤسسات فعال در عرصه انقلاب‌هاي رنگين ارتباط برقرار مي‌كردند.
ارتباط ويلسون و سوروس نزديك است و آقاي سمتي 3 سال بورسيه ويلسون بود و آقاي هاديان هم 2 سال بورسيه گري سيك در دانشگاه نيويورك بود و اين برنامه از مدت ها قبل شكل گرفته بود.
ورود سوروس و جريانات مشابه به ايران عملاً از دو بستر احزاب اصلاح طلب و NGOهاي همسو با تفكر و ارزش‌هاي غربي صورت گرفته و در يك مورد سهراب رزاقي از دوستان آقاي حجاريان از سوروس بيش از 300 ميليون تومان براي عملياتي كردن يك برنامه 5 ساله دريافت كرده كه اين رقم از طريق يكي از مؤسسات پوششي هلندي پرداخت شده بود.
افتادن در دام نهادهاي امريكايي ناشي از عدم درك اصلاح‌طلبان از اختلاف ميان دموكراسي ليبرال غربي و مردم سالاري ديني است.
تاج‌زاده، حجاريان، هاديان، سمتي، حقيقت جو و عطريانفر با بنيادهاي انقلاب رنگي ارتباط برقرار كرده بودند و برخي نيز بورسيه اين مؤسسات شده بودند.
زماني كه وارد ايران شدم از طريق همكاران تاج‌زاده به وزارت كشور دعوت شدم و به من گفتند آيا علاقه به شنيدن سخنراني در خصوص توسعه شهري داريد كه من هم قبول كردم و وارد جلسه شدم و بعد از چند دقيقه تاج‌زاده كه معاون سياسي وقت وزارت كشور بود، مرا به سخنراني دعوت كرد و من هم گفتم كه حاضر نيستم و تسلط به زبان فارسي ندارم ولي تاج‌زاده گفت اشكال ندارد براي ما سخنراني كن و من هم آخرين موضوعي كه در دانشگاه بررسي كرده بودم ارائه دادم و ديدم كه همه همراهان تاج زاده حرفهاي من را يادداشت مي‌كنند و تعجب كردم زيرا حرف‌هاي من ارزش يادداشت كردن نداشت ولي تاج زاده با نگاه گفت من حرفهاي شما را پس‌فردا به شكل زيباتر در جايي مي‌گويم.
اگر ما يکي از اولين نمونه‌‌هاي براندازي را ارتباط سفر عطريانفر به بنياد سوروس قبل از 1376 بدانيم مي‌توانيم نهايت آن را ملاقات مستقيم خاتمي همراه ظريف با سوروس در نيويورک در سال 1385 بدانيم.
با همکاري مستقيم دولت اصلاحات بنياد سوروس موفق شد که با وزارت بهداشت در ايران يک پروژه همکاري منعقد کند و با ارسال بيش از 100 ميليون تومان به وزارت بهداشت از طرف بنياد سوروس اين ارتباط حاصل شد.
هيروس با حمايت از گروه رسانه‌اي گويا با اعتبار بيش از 100 هزار يورو اقدام به راه‌اندازي شبکه تلويزيوني و سايت‌‌هاي ضد نظام اقدام کرده‌اند.
با حساس شدن نظام نسبت به فعاليت بنياد سوروس در ايران اين بنياد از بنياد سوروس به عنوان يک پوشش استفاده کرد تا کار‌هاي سوروس به هيروس منتقل شود.
اينجانب نه تنها خود را قرباني و فريب خورده برنامه‌‌هاي امريكايي مي‌دانم بلکه ساير متهمين هم قرباني نقشه‌‌هاي دشمنان قسم خورده نظام هستند.
ريشه‌‌هاي اصلي اين اغتشاشات در خارج از مرزها پيدا مي‌شود.

كلوتيد ريس، تبعه فرانسوي
نبايد در تظاهرات‌ غيرقانوني حضور پيدا كرده و نبايد عكس‌ها را ارسال مي‌كردم پشيمان هستم. لذا از مردم و دادگاه ايران عذرخواهي مي‌كنم و اميدوارم مردم و دادگاه مرا ببخشند.
بنده يك گزارش در خصوص دانشگاه، برخورد پليس و تظاهرات‌ به رابط بخش فرهنگي سفارت فرانسه دادم. اين فرد ديپلمات نيست.
براي بنده حضور در زندان سخت بود و در زندان خبر از آينده نداشتم اما در خصوص رفتار نگهبانان و بازجويان بايد بگويم كه اين بازجويي‌ها بد نبود و بنده در اين زمينه مشكلي نداشته‌ام.

حسين رسام، تحليلگر ارشد سفارت انگليس
در طول 5 سال اخير 130 مرتبط با سفارت انگليس و طي يکسال اخير 50 نفر ديگر را جذب کرده ام.
شوراي فرهنگي بريتانيا از طريق ايجاد بانک اطلاعاتي براي پذيرش دوره IELTS، برگزاري دوره‌هاي مشترک با نهاد‌هاي دولتي و حکومتي، شناسايي و جذب نخبگان از طريق اعطاي بورسيه و نيز جاسوسي علمي و صنعتي در دانشگاه‌ها اقدام به جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز مي‌کرد.
از حدود 4 ماه قبل از انتخابات جلسات مختلفي در اين خصوص تشکيل شد و اطلاعات لازم از طريق مرتبطين و فعالان سياسي به ويژه اصلاح طلبان جمع آوري شده بود.
دبير اول سياسي سفارت انگليس در تهران به ستاد آقاي موسوي رفته و با مسئولان تبليغاتي و مشاورين وي جلسه داشت.
بعد از سخنان رهبر انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد ماه، سفير دستور داد کارکنان سفارت از حضور در تجمعات خياباني خودداري کنند، اما کارکنان سفارت قبل از آن روز اتفاقات و مشاهدات خود را گزارش مي‌‌کردند.
مازيار بهاري، نماينده رسمي نيوزويك در تهران
نخستين مرتبه در بوسني و در خصوص قتل عام مسلمانان در سربرنيتسا با رسانه‌‌هاي انگليسي كار كردم و چون 10 سال ايران نبودم و سال 1376 به كشور برگشتم، از همان زمان با آشنايي كه داشتم پيشنهاد كاري به BBC و شبكه 4 انگليس دادم و آنها هم با پذيرش اين پيشنهاد، مواردي را براي همكاري طرح كردند و رابطه متقابلي بين ما به وجود آمد.
رسانه‌‌هاي غربي از چند ماه پيش از برگزاري انتخابات خط تقلب در انتخابات را در كانون توجهات خود قرار دادند و به گونه‌اي زمينه چيني كردند كه اگر كانديداي مورد نظر آنان در انتخابات پيروز نشد اين حركت را يك كودتا در آراي مردم تلقي كنند. چندي قبل با يكي از مشاوران كانديداي مورد قبول غرب گفت‌وگويي داشتيم كه ايشان هم اين نكته را مطرح كردند كه در كشور كودتا شده است. در همين راستا آقاي موسوي قبل از اينكه نتايج انتخابات مشخص بشود طبق يك الگوي كلاسيك انقلاب رنگي گفتند: «من پيروز انتخابات هستم و هر نتيجه‌اي غير از اين اعلام شود تقلب شده است.»

نازک افشار، کارمند بخش فرهنگي سفارت فرانسه
اگر چنانچه درگيري و اغتشاشي مقابل در بخش فرهنگي انجام مي‌شد، بايد در را روي زخمي‌ها باز کرده و به آنها پناه بدهيم.
تصميماتي که در ارتباطات با حوادث پس از انتخابات در سفارت فرانسه گرفته مي‌شد، به ايراني‌ها ابلاغ مي‌شد.
بازجويان و زندانبانان هميشه با بنده مهربان بودند بخصوص نيرو‌هاي وزارت اطلاعات که بنده را متوجه اشتباهات خود کردند و بايد بگويم برخورد آنها با من بسيار مناسب بود.

رضا رفيعي‌فروشاني، از عناصر فعال در ستاد 88
‌مسئوليت بنده شرکت در کنفرانس‌‌هاي مطبوعاتي رياست جمهوري و پرسش سؤال‌‌هاي خاص و همچنين برقراري ارتباط با مسئولان نظام بود.
‌در ايران تصميم گرفتم که NGO تشکيل داده که با همکاري همفکران اصلاح‌طلب خود تشکيل دادم.
بنده در راهپيمايي‌ها شرکت مي‌کردم و با موبايل فيلمبرداري کرده و آن فيلم‌ها را روي صفحه فيس بوک قرار مي‌دادم.
خانم نورا براي بنده ايميلي فرستاد که در آن ايميل گفته بود CIA قصد ارتباط با شما را دارد.
پس از ايجاد کانال تلويزيوني براي کروبي و اينکه اين کانال هيچ وقت بالا نرفت نيرو‌هاي اطلاعاتي امارات بنده را احضار کرده و گفتند که بايد با ما همکاري کنيد يا از کشور اخراجتان مي‌کنيم.
دو سال براي سرويس اطلاعاتي امارات جاسوسي کرده و براي اين کار ماهانه 5 هزار درهم دريافت کرده و اطلاعات مدنظر را نيز از طريق تماس موبايلي ارسال مي‌کردم.

آرش رحماني‌پور از چهره‌‌هاي سياسي فعال در زمينه براندازي نرم
سال 85 به وسيله شبکه ماهواره از طريق يکي از دوستانم به نام و تفکرات انجمن پادشاهي ايران آشنا شدم و حس کنجکاوي سبب شد تا در يک فرآيند کوتاه مدت با اين انجمن رابطه برقرار کنم.
اميد (عضوي از انجمن پادشاهي ايران) ضمن آموزش يارگيري به ما آموزش مي‌داد که چگونه از تظاهرات و اعتصابات سوء استفاده کرده و با وارد کردن خسارات مالي و جاني يک صحنه جنگ شهري ايجاد کرده و در واقع از اين طريق پايه‌‌هاي نظام جمهوري اسلامي را سست کنيم.
سران انجمن پادشاهي ايران تأكيد داشتند در صورت ناامن کردن اماکن مذهبي و کاهش حضور مردم در اين گونه اماکن مي‌توان به حکومت فشار وارد کرده و پايه‌‌هاي نظام را تضعيف کرد.
يکي از مأموريت‌‌هاي من انفجار در شعب اخذ رأي در دو نقطه مهم و حساس يکي مسجدالنبي نارمک و ديگري حسينيه ارشاد بود.

محمدرضا علي زماني از اعضاي گروهک انجمن پادشاهي
اصلي‌ترين کارمان ياد دادن و آگاهي از راه‌‌هاي مختلف براي ايجاد نوعي دين گريزي و دين ستيزي بود تا بتوانيم پشتوانه نظام را از بين ببريم.
با توجه به ارتباطي که با نيرو‌هاي امريكايي مستقر در عراق داشتيم آنها نيز از ما اطلاعاتي در خصوص مسائل داخلي ايران از جمله مسائل دولتي و مسائل مربوط به دانشجويان مي‌خواستند.
گروهک تروريستي انجمن پادشاهي فرمول‌‌هاي ضعيف و قوي توليد بمب‌ها را براي ما ارسال مي‌کرد.
در مرحله اول فرمول بطري‌‌هاي انفجاري و پس از آن نيز فرمول بمب‌‌هاي قوي را در اختيار ما قرار دادند که نهايت هدف آنها کشتار بيشتر هرچه بيشتر مردم و مسئولان نظام بود.
از طرف امريكايي‌ها و دفتر انجمن پادشاهي ايران بودجه‌هايي را براي ادامه کار و تأمين معاش دريافت مي‌کرديم.
بمبگذاري و عمليات تروريستي که کشته‌‌هاي زيادي از مردم و مسئولان به جاي بگذارد از جمله اقداماتي بود که قرار بود به همراهي و کمک نيرو‌هاي امريكايي انجام شود.
نفوذ رابطين خود در احزاب، دانشگاه‌ها و مراکز دولتي بايد صورت مي‌گرفت چرا که ما نياز به اطلاعات به روز داشتيم.
از جمله اقدامات ديگري که براي مديريت آن بنده به ايران سفر کرده بودم، تشويش اذهان عمومي و ايجاد شک و شبهه براي ابطال انتخابات و رأي‌گيري مجدد بود.
رستم فرد تهراني، مسئول سايت سحام نيوز
مسأله‌اي كه ما در جريان انتخابات اخير دنبال مي‌كرديم اين بود كه با برگزاري اين تجمعات بگوييم كه در انتخابات تقلب صورت گرفته است.
ما از سه طريق سايت، تلفن و ايميل زمان و مكان تجمعات را به اطلاع اعضاي شبكه رأي خود مي‌رسانديم.

علی عاشوری، مسئول كميته آي. تي ستاد موسوي
با راهنمايي [...] بر قطاري سوار شدم كه سكان‌داران آن ياران نخست‌وزير دوران دفاع مقدس‌ بوده‌اند و هدف آن در ابتدا اعتلاي نظام در سايه رهبري بوده است اما پس از انتخابات و در ميانه راه برخي از اين قطار پياده و برخي آن را سكان‌داري كردند كه دستاورد‌هاي 30 ساله نظام زير سؤال رفت.
توسط فردي به نام [...] از تجمع غيرقانوني ميدان بهارستان جهت اغتشاش اطلاع پيدا كردم كه من اين خبر را در اختيار [...] قرار دادم كه در كمال ناباوري اين خبر را بر روي سايت كلمه مشاهده كردم كه البته اين رويداد باعث اطلاع‌رساني غيرقانوني شد.
ناخواسته وارد سناريوسازي مخدوش‌بودن انتخابات شدم كه معتقدم اين ادعا و شايعه در راستاي زير سؤال بردن نظام بود و ما تنها طعمه‌‌هاي كوچك براي شكارچيان بزرگ بوديم.
ابطال انتخابات طرحي بود كه توسط راهبران اين قطار براي مسافران معرفي شده بود و از طريق اخبار سايت‌‌هاي فيس‌بوك و يوتويوب به آن دامن زده مي‌شد.
من خود را بي‌گناه مي‌دانم چرا كه ما از اين قطار در حال حركت به پائین آمديم اما معتقدم هنوز اين قطار در حال حركت است و امروز راهبران اين قطار طعمه‌ را براي خود انتخاب مي‌كنند تا جايي كه حتي روز قدس كه از سوي بنيانگذار انقلاب اسلامي به يادگار مانده است را وارد مسير اين قطار كردند.

محمدرضا نوربخش عضو شوراي سردبيري سايت جمهوريت
از سال 84 به عنوان پيمانكاري در بخش پژوهش و آموزش با دانشگاه آزاد اسلامي همكاري دارم و از سال 88 همكاري خود را در حوزه رسانه با آقاي كرمي آغاز كردم، پائيز سال گذشته آقاي كرمي به من گفت كه آقاي [...] به دليل چالش‌‌هايي كه با دولت احمدي‌نژاد دارد مي‌خواهد فعاليت‌‌هاي انتخاباتي خود را آغاز كند تا از اين طريق مانع از رياست‌جمهوري مجدد وي شود كه البته بخشي از اين فعاليت‌‌هاي انتخاباتي فعاليت‌‌هاي رسانه‌اي بود.
در ابتداي همكاري با سايت جمهوريت اين ذهنيت وجود داشت كه اين سايت انتخاباتي است ولي رفته رفته متوجه شديم استراتژي و سوژه‌هاي مهدي هاشمي وسيع‌تر از خط تخريب دولت است و سيبل ما از دولت به نظام تغيير يافت و بين اين سايت و رسانه‌هاي ضد انقلاب همسويي ايجاد شد.
مسعود باستاني بلافاصله شبنامه موج را تهيه كرد و با نظر آقايان مقيسه و كرمي قرار شد يك ميليون نسخه از آن منتشر شود اما در نهايت دويست‌هزار نسخه آن با هزينه سه ونيم ميليون توماني كه يكي از مديران دانشگاه آزاد تقبل كرد منتشر و توسط بچه‌هاي ستاد 88 توزيع شد.
براي تأمين هزينه‌‌هاي سايت جمهوريت قرارداد‌هايي با 12 پيمانكار كه من هم جزو آنها بودم بسته شد و از اين طريق دانشگاه آزاد اسلامي بر خلاف وظايف ذاتي خود وارد كار سياسي و انتخاباتي شد ولي بعد از گذشت 15روز گفته شد كه بين مديران سايت و مسئولان دانشگاه اختلاف نظر به وجود آمد.
القای تقلب در انتخابات از اين طريق صورت مي‌گرفت كه يا موسوي برنده انتخابات است و يا در انتخابات تقلب شده و اگر اين فرايند با سلامت برگزار شود اصلاح‌طلبان پيروز هستند.
اينكه آقاي كرمي گفته‌ اعضاي شوراي سردبيري جمهوريت از ابتدا خواستار راديكال شدن سايت بودند مضحك است و موارد متعددي وجود دارد كه نمي‌خواستيم كاري را انجام دهيم.
در هفته‌‌هاي منتهي به انتخابات جلساتي بين فعالان رسانه‌اي دوم خردادي برگزار شد و پيشنهاد شد به دليل عدم پايگاه مناسب سايت‌ها در افكار عمومي، مطالب سايت‌ها در قالب شب‌نامه منتشر شود. مسعود باستاني بلافاصله شب‌نامه موج را تهيه كرد و با نظر آقايان [...] و كرمي قرار شد يك ميليون نسخه از آن منتشر شود اما در نهايت 200 ‌هزار نسخه آن با هزينه سه ونيم ميليون توماني كه يكي از مديران دانشگاه آزاد تقبل كرد منتشر و توسط بچه‌‌هاي ستاد 88 توزيع شد.
در حوادث بعد از انتخابات 22 خرداد خسارات سنگيني به انقلاب و نظام وارد شد كه سردمداران جريانات سياسي كه پشت پرده اين حوادث را مديريت كردند بايد پاسخگو باشند.
به اندازه نقشي كه در حوادث اخير داشته و مرتكب اشتباهات بزرگي شده از ملت عذرخواهي مي‌كنم.

امید لواسانی، فعال كميته اطلاع رساني موسوي
خبري مبني بر تجمع آرام در مقابل مجلس براي اعتراض به نتيجه انتخابات براي تمامي اعضاي شبكه اجتماعي سايت ارسال شد كه ارسال اين خبر توسط بنده مورد قبول واقع شد زيرا مدير سايت توانايي ارسال اين مطلب را نداشت اما پس از ارسال اين مطلب در سايت قلم نيوز نوشته شد كه موسوي در اين تجمع شركت نخواهد كرد؛ پس از مشاهده اين مطلب سرور سايت را روز اول تير خاموش كرديم زيرا علي‌رغم تعهدات خود براي پشتيباني سايت ديگر قصد ادامه همكاري نداشتيم چرا كه تصور مي‌كرديم اهداف ناصوابي توسط آنان پيگيري مي‌شد.
ما اگر از ابتدا به اهداف طراحان اصلي اغتشاشات واقف بوديم وارد اين بازي نمي‌شديم و من از اين بابت متأسفم اما اميد دارم كه عنصر مفيدي براي وطنم باشم.
زندان براي من بسيار سازنده بود چرا كه توانستم بار ديگر خداي خود را بازشناسم و اين مكاشفه با حسن رفتار اسلامي توسط بازپرس، قاضي و غيره انجام شده است.
بنده در هيچ تجمعي شركت نكردم و درخصوص ارسال ايميل‌ها بايد بگويم اگر كاري در مورد ارسال ايميل‌ها انجام دادم كه مجرمانه بوده از آن اطلاعي نداشته‌ام، متأسفم و درخواست رأفت اسلامي دارم.

طراح اخلال در برق كشور
من هيچگاه تحليلگر سياسي نبودم و از مسائل كشور اطلاعي نداشتم از اين رو با حضور در كشور پس از انتخابات در فضاي به وجود آمده دچار احساسات شدم.
در سايت بالاترين طرحي را مبني بر اينكه 10 ميليون لوازم برقي بايد به برق زده شود تا در سيستم برق كشور اخلال به وجود آيد را ديدم و با توجه به اينكه من كارشناس سيستم برق هستم اين طرح را مسخره يافتم از اين رو 200 ايميل به نام 30 تير زدم، گرچه مي‌دانستم اين طرح تنها تئوري است و در صحنه اجرا، قابل عملياتي شدن نيست. از اين رو به خاطر اقدام خود احساس گناه كردم چرا كه با توجه به اينكه مراكز كنترل و مديريت برق وجود دارد از اين رو مطمئن بودم اين طرح شكست مي‌خورد.
در طرح اخلال در برق كشور از مردم خواسته مي‌شد ساعت 9 شب برق‌هاي خود را خاموش كرده و مجدداً در ساعت
15/9 دقيقه برق‌‌هاي خود را روشن كنند تا با اين كار وزارت نيرو تحت تأثير اين شوك قرار گيرد.
هدف از طرح‌‌هاي اخلالگري در برق، فشار براي استيضاح احمدي‌نژاد يا عدم رأي اعتماد به وزراي پيشنهادي‌اش از سوي مجلس بود.
انسان در زندان به خود مي‌آيد همان طور كه من در اين محيط به برخي از مسائل دروغ در بيرون پي بردم و اين فرصت براي من بسيار خوب بود.
زماني كه در 17 تير ماه دستگير شدم اين گونه تصور مي‌كردم كه به زندان اوين رفته و انواع شكنجه بر روي من صورت مي‌گيرد از اين رو در همين جا شهادت مي‌دهم كه در طول بازداشت هيچ رفتار بدي با من نشد و من تحت فشار قرار نگرفته‌ام.
از ملت ايران و رهبر معظم انقلاب به دليل آنكه از دانش فني خود براي ضربه زدن به نظام استفاده كردم عذرخواهي مي‌كنم.

علي بهزاديان‌نژاد، عضو روابط عمومي ستاد موسوي
سايت ارتباطات مردمي زير نظر سايت ستاد موسوي بوده و خبر راه‌اندازي آن را سايت قلم نيوز درج كرده است. از اين رو بايد جرايم اين سايت را سايت اصلي موسوي بپذيرد.
به ازاي كارهايش از سايت موسوي يك ميليون و 750 هزار تومان وجه نقد دريافت كرده است.
از برخي كار‌هاي خود در انتخابات ابراز شرمساري مي‌كنم.
پس از انتخابات در اين وب سايت تغييراتي داديم كه مهمترين كار اين سايت پس از انتخابات براي شايعه پراكني و ايجاد فضاي مسموم به كار گرفته شد.
اولين محرك بحث تقلب در انتخابات بود كه از سوي موسوي و كروبي اعلام شد و با سخناني نظير عمليات‌ مهندسي آرا و شعبده‌بازي آرا اين نوع ادبيات قشر جوان را احساساتي كرد.
افراد در ستاد موسوي به اطرافيان خود نگاه كرده و برنده شدن وي را در انتخابات قطعي مي‌دانستند از اين رو اين نگاه را به كل كشور تعميم دادند كه اين امر موجب اقدامات آنان در حوادث پس از انتخابات شد.
شخصاً از كروبي و موسوي مي‌خواهم به دروغ‌هاي خود پايان دهند و در راستاي بازسازي وجهه مخدوش شده نظام كه از سوي آنان صورت گرفته بكوشند.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 21:45  توسط   | 

رييس‌جمهور در جمع دانشجويان در مهرآباد

رييس‌جمهور در جمع دانشجويان در مهرآباد:
آژانس در جريان فعاليت‌هاي ايران بوده است
هيات ايراني از موضع اقتدار و منطق قوي در نيويورك برخورد كرد

سرويس: سياسي
1388/07/05
09-27-2009
10:49:15
8807-00936: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

رييس‌جمهور شنبه‌شب هنگام بازگشت از سفر به نيويورك در فرودگاه مهرآباد مورد استقبال جمعي از دانشجويان قرار گرفت و در ميان آن‌ها سخنراني كرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر احمدي‌نژاد در سخنانش با اشاره به تبليغات رسانه‌هاي غربي درباره ايران، گفت: آنها با تبليغات مي‌خواستند اين گونه القاء كنند كه ملت ايران منفعل شده است و تمام رسانه‌هايشان با يك برنامه‌ريزي هماهنگ اين خط را دنبال مي‌كردند، آنها حتي ادبيات و واژه‌هاي مشتركي را در اين ارتباط به كار مي‌بردند و كاملا حرفه‌اي و زيركانه در اين راستا حركت مي‌كردند.

وي با اشاره به اين كه « در حال حاضر بسياري متوجه شده‌اند كه با وضع موجود نمي‌توان چالش‌هاي جهاني را حل و دنيا را اداره كرد و بايد تغييراتي ايجاد شود» گفت: رسانه‌هاي غربي با هياهوهايي كه ايجاد كرده بودند مي‌خواستند اجازه ندهند حرف، پيام و منطق ملت ايران براي برون‌رفت از وضعيت فعلي به گوش جهانيان برسد.

رييس‌جمهور با بيان اين كه « به لطف خداوند تمام طراحي‌هايي كه آن‌ها انجام داده بودند خنثي شد» اظهار كرد: آن‌ها فكر مي‌كردند ايران با اين طراحي‌ها از موضع خود پايين مي‌آيد و امتياز مي‌دهد، ولي هيات ايراني از موضع اقتدار و منطق قوي برخورد كرد.

احمدي‌نژاد هم‌چنين با بيان اين كه « در واقع مستكبران تلاش مي‌كنند اداره جهان را در انحصار خود قرار دهند و ديگر ملت‌ها در اين امر نقشي نداشته باشند» اظهار كرد: اين سفر در شرايط خاصي انجام شد؛ چرا كه از يك طرف سال گذشته در آمريكا انتخابات رياست‌جمهوري برگزار شد و فردي با شعار تغيير و ايجاد تحول روي كار آمد و از طرف ديگر در خرداد گذشته انتخاباتي پرشور و بانشاط در ايران برگزار شد.

وي ادامه داد: بعد از اين انتخابات باشكوه دشمنان تلاش كردند با جنگ رسانه‌اي و تبليغات رواني شكوه و عظمت ملت ايران را زير سوال ببرند. آن‌ها تلاش كردند بگويند ملت ايران دچار تفرقه و اختلاف شده و در واقع تلاش كردند اختلاف و تفرقه را در ايران گسترش دهند؛ غافل از اين كه ملت ايران ملتي هوشيار و آگاه است.

رييس‌جمهور در بخش ديگري از سخنانش به جوسازي رسانه‌هاي بيگانه درباره فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي ايران اشاره كرد و گفت: شما ديديد سه رييس دولت آمدند و شتاب‌زده و به صورت ناصحيح عليه فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران موضع گرفتند؛ در واقع در اين ارتباط توطئه‌هايي طراحي كرده بودند و مي‌خواستند به قول خود تير خلاص را به بهانه‌ي فعاليت‌هاي هسته‌يي صلح‌آميز ايران در قم وارد كنند؛ در صورتي كه ما از قبل به آژانس اطلاع داده بوديم و آژانس در جريان فعاليت‌هاي ايران بود و به لطف خداوند نيز آنها در اين زمينه به موفقيتي دست پيدا نكردند.

انتهاي پيام ایسنا

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 16:26  توسط   | 

 

 

 

 

 

 

ایران هسته ای پنهان کاری می کند یا غافلگیری؟

امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟

منتظری چه کرد که امام مرگ خود را از خدا خواست؟

 

بیانیه تحلیلی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم پیرامون تحول در علوم انسانی:

انقلاب اسلامی در آستانه ورود به درگیری همه جانبه با تمدن غرب است

نقش نام مبارک محمد(ص) بر روي شانه عسل


متن كامل سخنان رئيس‌جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل

دوران امپراطوري و تحقير ملت‌ها به پايان رسيده است

 

 

 

 


جزييات جديد از شام محرمانه سوروس و خاتمي به نقل از کنت تيمرمن

 

 شعبه 13دادسراي كاركنان‌دولت مخصوص رسيدگي به شكايات عليه‌موسوي

افشاي ديدار خاتمي و سوروس علي‌رغم حاشا كردن دفتر خاتمي

 


بازخواني سناريوي ساختگي دستگيري عاطفه امام
 
چه كسي بايد پاسخگوي اين همه دروغ‌پردازي باشد؟

"به داد دخترم برسيد!" اين جمله اي بود كه به نقل از مادر "عاطفه امام" تيتر اول رسانه هاي خبري شد تا در سلسله ديالوگ هايي ترحم آميز و مظلوم نمايانه، قمار آبروي انقلاب و ايران براي جلب منافع سياسي بازندگان قطعي انتخابات دهم كامل شود.

به گزارش رجانيوز، مصاحبه هاي مفصل مادر عاطفه امام(همسر جواد امام، عضو دستگير شده سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي) كه به صورت كاملا اتفاقي با بي بي سي شروع شد و بعد هم بيانيه ها و گزارشات پي در پي در كنار پروژه 72 تن سازي مدعيان آزادي اطلاعات را اگر به عكس فتوشاپي فرداي روز عيد فطر روزنامه اعتماد سنجاق كنيم، آن وقت است كه درخواهيم يافت اين جريان كه روزي مي گفت اصلاحات خون مي خواهد تا چه حد به اين سناريوسازي هاي كودكانه نيازمند است.

"عاطفه امام، فرزند جواد امام، عضو زندانی مجاهدين انقلاب، بازداشت شد."(1) اين خبري بود كه گويانيوز هم به نقل از نوروز منتشر كرد تا سناريوي جديد با فضاسازي هاي گسترده كليد بخورد. در خبر آمده بود:«عاطفه امام، دختر ۱۸ ساله جواد امام به طرز وحشيانه ای در خيابان طالقانی توسط افراد ناشناس بازداشت و به محلی نامعلوم منتقل شد.»

اين خبر مي افزود:«ساعاتی پيش چند نفر مرد ناشناس، عاطفه امام فرزند ۱۸ ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی را با هتاکی و در حاليکه چادر از سر وی کشيده بودند بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل نمودند. پس از اين بازداشت وی در تماس کوتاهی به مادرش گفته است که با چشم بسته به محلی نامعلوم برده شده است و با اين عنوان که لياقت چادر ندارد چادر را از سرش کشيده اند. از محل نگهداری و نهاد بازداشت کننده وی اطلاعی در دست نيست.»(2)

مادر عاطفه امام هم در گفتگويي با بي بي سي انگشت اتهام را به جانب سپاه و حكومت ايران گرفت. در خبري كه بي بي سي تنظيم كرد، آمده بود:«دختر یک عضو بازداشتی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بازداشت شده است. خانواده جواد امام، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، که از بیش از هشتاد روز پیش در زندان به سر می برد، گفته اند که چند فرد ناشناس عاطفه، دختر نوزده ساله آقای امام را بازداشت کرده و با خود برده اند. بازداشت عاطفه امام بعد از ظهر یکشنبه و در خیابان طالقانی تهران روی داد و از محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست.»

اين خبر همچنين مي افزود:«لیلی سادات جلال زاده، همسر جواد امام، در مصاحبه با بی بی سی گفته است که عاطفه در یک تماس تلفنی کوتاه با او گفته است که هنگام بازداشت، ماموران چادر را از سر او کشیدند و گفتنه که لایق استفاده از این پوشش نیست. عاطفه امام در این گفتگوی تلفنی گفته است که نمی داند در کدام محلی در بازداشت به سر می برد اما از گفتگوی ماموران دریافته است که احتمالا در صدد انتقال او به محل دیگری هستند.»
مادر عاطقه امام به نقل از دخترش مدعي شد يكي از افرادي كه در دستگيري او نقش داشته از همان كساني است كه پدرش جواد امام عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را دستگير كرده است و احتمالا از اعضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. او هدف دستگيري دخترش را تحت فشار قرار دادن پدر عاطفه براي اعتراف گيري دانست.

جلال زاده مصاحبه در با بي بي سي تاکید کرد که دخترش هنگام بازداشت کاملا سالم بوده و خواست این واقعیت به آگاهی همگان برسد.(3)

در عين حال خبري هم به نقل از فرزند حاج صادق آهنگران جعل شد و زحمت رسانه اي كردن اين خبر جعلي هم به دوش كسي افتاد كه در جهالت كامل فيلم شكنجه هاي صدام را به نيروهاي انتظامي نسبت داده بود؛ كسي كه سال ها دم از آرمانگرايي مي زد و اين روزها بازيچه خبرسازي هاي افراطيون دوم خرداد شده بود تا آنجا كه در مقام نوشتن نامه سرگشاده تماما توهين به رهبري برآمد.

نوري زاد در يكي از كامنت هاي وبلاگ خود نوشت:«نوشته زیر به صورت خصوصی برایم آمده است. بخاطر ارادتی که به حاج صادق آهنگران دارم و از سلامت و درون پاک او بهره ها برده ام دریغم آمد که نوشته فرزند او بی مخاطب بماند.»

متن پيامي كه به فرزند آهنگران نسبت داده شد، اين بود:«آقای نوری زاد. سلام. من محمد علی آهنگران فرزند جناب حاج صادق آهنگران هستم. من شما را حدود 15 سال است که می شناسم از زمانی که برای ضبط برنامه ماه مبارک رمضان به خانه ما آمدید و با پدرم مصاحبه کردید. من مدتی است مطالب وبلاگ شما را می خوانم و به شما که امروز برای دفاع از حقوق مردم کوچه و بازار بی قراری می کنید آفرین می گویم. خلاصه بگویم تکلیف نسل من که این روزها 30 ساله می شوم، روشن است اما شما را به روح پاک امام و عظمت رسول الله پدرم را دریابید. به خاطر دارم شبی که قطعنامه پذیرفته شد جناب ایشان از بهت و حیرت و نگرانی تا صبح قدم می زد و اشک می ریخت و به مظلومیت امام و شهدا ناله می کرد. اما از آن سال تا به این روزها اینقدر ایشان را آشفته ندیده بودم. این روزها و به دنبال وقایع بعد از انتخابات ایشان مریض شده و برای کمتر برنامه ای قول مساعد می دهد. شبها تا صبح اشک می ریزد و زحمات خود و سایر مجاهدان را از دست رفته می بیند. ایشان را برده ایم دکتر با قند 320 دکتر گفته مرض قندش عصبی است. چرا حماسه خوان سالهای عاشقی شما و رزمندگان تاب نمی آورد؟ چرا هر لحظه آرزوی مرگ و شهادت می کند؟ چرا 20 صفحه خطاب به من وصیت نامه نوشته است؟ عرصه بر ما و ایشان تنگ شده است؟ ایشان امشب شدیدا بد حال شدند وقتی مصاحبه مادر عاطفه امام دختر آقای جواد امام را که رزمنده بوده و هم ایشان و دخترش عاطفه بازداشت شده را از بی بی سی شنیدند جایی که مادر می گفت به جهانیان و همه مردم بگویید دخترم سالم و پاکدامن بوده و بازداشت شده؟ اینها که گفتم مختصری از شرح حال بلبل خمینی بود. قصد درد دل داشتم با شما و این که بگویم نگران و آشفته اییم .. دعایمان کنید.»(4)

نوري زاد هم مثل امثال كروبي به اينكه كسي با يك اسم جعلي پيامي گذاشته بسنده كرد و حتي صحت و سقم خبر را از خانواده آهنگران جويا نشد و لااقل نپرسيد آهنگران اصلا بيمار هست يا اصلا بيمار هم نيست! او در مطلبي بي شرمانه با عنوان سقوط يكي از فيلم هاي شكنجه صدام را به نيروهاي نظامي نسبت داد و نوشت:«خدايا آن دوستان من اكنون كجايند كه ببينند بر سرميراثشان چه آورده اند. آهاي دوستان جهادگرم ،‌ يادتان هست چگونه براي نداري مردمان زابل زار مي زديم؟ وبراي جواني كه بخاطر ده هزارتومان به قاچاق روي برده و به ضرب تيري از پاي درآمده بود چگونه مي سوختيم ؟ يادتان هست چه احترامي براي روستايي قائل بوديم؟ با شادماني او درپوست نمي گنجيديم و با غم او مي گداختيم ؟ دوستان شهيد من ،‌ برادر جانبازم ،‌ همسنگران اعتقادي من ، ‌آيا آن جامعه آرماني كه جواني خود را به پاي او ريختيم ،‌ بايد از يك چنين مسيري مي گذشت ؟ خدايا تو شاهدي كه درمسير جامعه اي كه ما تصورش را داشتيم قرار نبود خلخال از پاي كسي ربوده شود . چه برسد به اين كه جوانان ما را -اگر چه معترض- از بلندي به زير بياندازند . چه كساني سفير امام حسين (ع) را از بلندي دارالاماره كوفه به زير انداختند ؟ ما به كجا مي رويم ؟ وبه كجا قرار است برسيم؟»

در اين نوشتار آمده بود:«خدايا بقاي اين نظام اگر با كشتن بي گناهان ميسر است ،‌ من شخصا اين بقا را نمي خواهم . ما اگر فدايي اين نظام بوده ايم ،‌ بخاطر تفاوت هاي بنيادين آن با ساير رويه هاي حكومتي بوده است . ما بنا بود كرامت انساني را فراتر از غربيان به صحنه آوريم . قرار بود به دنيا نشان دهيم كه مي شود مستقل بود و انسان بود و انسانيت محض را در كوچه پس كوچه هاي شهر به تماشا گذارد...»

اين ها البته همه ماجرا نبود. داستان باز هم ادامه داشت. فرداي روزي كه خبر بازداشت منتشر شده بود ساعت 11 مصاحبه دوم همسر عاطفه امام با يك سايت حامي ميرحسين موسوي انجام شد كه در آن خبر از تماس تلفني ديگري داده مي شد. ساعاتي بعد هم به يكباره خبر آزادي عاطفه امام و رها كردن او در مرقد امام منتشر شد.

سايت كلمه در مقدمه مصاحبه نوشت:«عاطفه امام دختر 18 ساله جواد امام عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رئیس ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در تهران، روز گذشته به طرز بدي در حاليكه چادر را از سرش كشيدند بازداشت شد. ليلا سادات جلال زاده مادر عاطفه در گفت و گو با "كلمه" درباره آخرين وضعيت دختر و همسرش اطلاعات تازه اي ارائه كرد. او درباره فشار شديد بر روي دخترش براي اعتراف به روابط نامشروع سخن گفت و از برگزار شدن دادگاه غيرعلني همسرش بدون حضور وكيل خبرداد. او خواست تا به داد دخترش و ديگر زندانيان سياسي برسند.»

پروژه سناريوسازي و مظلوم نمايي همچنان ادامه داشت و در اين مسير جعل هر خبر كذبي و انتساب هر نسبت ناروايي مشروع مي نمود. مادر عاطفه امام در پاسخ به كلمه كه از آخرين تماس دخترش سوال مي كرد، گفت:«امروز صبح ساعت 11 دوباره تماس گرفت و گفت كه خيلي تحت فشار هست و از او مي خواهند تا اعتراف كند.» او مدعي شد از دخترش خواسته اند "به ارتباط نامشروع با يكسري از افراد سياسي كه هم اكنون درون زندان هستند"، اعتراف كند!

جلال زاده در مورد شكنجه هم گفت:«مي گفت از ديروز تا حالا فقط مقداري آب دادند بخورد. يك دفعه آب يخ رويش مي ريزند. در يك اتاق كوچك نگه اش مي دارند كه مجبور است خودش را درون آن مچاله كند. يك گربه را هم در اين اتاق كوچك گذاشته اند.»

مادر عاطفه امام درخصوص هدف كساني كه عضو نيروي انتظامي يا سپاه مي خواند گفت:«تنها براي اعتراف دروغين است.آيا اسلام اين را به ما گفته كه مي شود چادر از سر يك دختر 18 ساله بكشند و بدون چادر بين دو مرد بنشانند و با چشم بسته ببرندش و بدون چادر براي تلفن زدن بيرون بياورندش؟ دختري كه پدرش حدود 8 سال سابقه جبهه دارد. اين دختر از شش سالگي چادر سرش مي كرده حال چطور جرات مي كنند با او اين چنين رفتار كنند؟ …پدرش امروز دادگاه داشته است. شايد بخواهند با اين كارها پدرش را بشكنند يا دخترم وسيله اي شود تا بتوانند به هدفشون برسند و هدفشون هم اعتراف گرفتن از دوستاني است كه داخل زندان هنوز شكسته نشده اند. بچه هاي كوچك را گرفته اند تا با ترس و ارعاب بزرگ ترها را بشكنند.»(5)

پس از اين داستان بافي ها بود كه خبر آزادي عاطفه امام منتشر شد. بي بي سي نوشت:«بعضی از منابع خبری در ایران خبر داده اند که عاطفه امام، دختر محمد جواد امام، عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که دیروز (یکشنبه) بازداشت شده بود، ساعاتی پیش در حاشیه گورستان بهشت زهرای تهران رها شده است.گفته شده است که عاطفه امام بیست و چهار ساعت گذشته را بدون امکان خوابیدن تحت بازجویی بوده است.»(6)

سايت خبري كلمه هم نوشت:«عاطفه امام فرزند عضو برجسته و زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پس از نزدیك به 28 ساعت بازداشت در وضعیتی نا مطلوب، نزدیك اذان مغرب در بهشت زهرا رها شد. او در حالی كه چادرش توسط ربایندگان به او پس داده نشده بود، با مقنعه ای پاره در حالیكه كیف پولش را از او گرفته بودند در بهشت زهرا وادار به پیاده شدن از ماشین می شود. او در حالی كه تهدید شده بود كه چشم بندش را باز نكند بعد از مدت زمان طولانی‌ای كه در یكی از قطعات بهشت زهرا رها شده بود، چشم بندش را برداشته و متوجه می شود كه آزاد و به حال خود رها شده است. سپس به دلیل تاریكی نسبی هوا به حرم امام خمینی پناه می برد و با تلفن عمومی با منزل تماس می گیرد و درخواست كمك می كند. پس از رسیدن خانواده، او همان لحظه به نیروهای پلیس مستقر در حرم امام مراجعه و با تنظیم یك صورتجلسه از كسانیكه وی را ربوده بودند شكایت می نماید.»(7)

در اين شرايط نوبت به سازمان مجاهدين رسيد تا در نبود حضور تعدادي از اعضاي خود در خصوص عاطفه امام نامه سرگشاده صادر كند! در آغاز اين نامه خطاب به رئيس قوه قضائيه آمده بود:«بسم الله الرحمن الرحیم. مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ كَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ وَ كَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتُوبَ وَ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِينَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ.(نهج البلاغه، فرمان مالک اشتر) هر كه بر بندگان خدا ستم كند، نه با ستم ديده كه با خدا در ستيز باشد. و هر كه خدا با او بستيزد، منطقش را فرو مى‏كوبد و تا سقوط يا بازگشت، در جايگاه پيكار با خدا باشد. در دگرگونى نعمت خدا و شتاب در قهر و خشمش، چيزى چونان پاى فشردن بر ستم نباشد، چرا كه خداوند ناله‏ى انسانهاى باز مانده در زير چكمه‏ها را مى‏شنود و ستم‏گران را در كمين باشد.»

اين نامه همچنين مي افزود:«دو روز پیش در آستانه برگزاری پنجمین جلسه دادگاه متهمان حوادث اخیر، خانم عاطفه امام دختر برادر مجاهد و در بندمان آقای جواد امام در یکی از خیابان های تهران توسط افراد مسلح و مجهز به بی سیم و دستبند ربوده شد. او پس از دستگیری طی تماس تلفنی خبر دستگیریش را به مادر اطلاع می دهد و به او می گوید مأموران به هنگام دستگیری با اهانت و فحاشی چادر از سر وی کشیده اند. ساعاتی بعد مجدداً با منزل تماس می گیرد و به مادرش می گوید که بازجوها وی را تحت فشار گذاشته اند تا به داشتن روابط نامشروع با برخی فعالان سیاسی در بند اعتراف کند. عاطفه به مادرش می گوید که به توصیه بازجویش با وی تماس گرفته است، زیرا بازجو به او گفته است شرط آزادی وی چنین اعترافی است و در این زمینه می تواند با مادرش مشورت کند. همسر جواد امام بلافاصله طی مصاحبه با رسانه های گروهی داخل و خارج کشور ضمن افشای این توطئه کثیف، مقامات جمهوری اسلامی را مسئول سلامت و حفظ جان دخترش معرفی می کند. پس از رسانه ای شدن این ماجرا و پیگیری های خانواده جواد امام، عاطفه شب گذشته در اطراف حرم امام(ره) رها می شود و به حرم پناه برده آزادی خود را به مادر اطلاع می دهد.»

در نامه سرگشاده سازمان مجاهدين با لحني وقيحانه آمده بود:«جناب آیة الله لاریجانی! قطعاً شما اظهارات بوقچی های تبلیغاتی که این گونه اعمال را اقداماتی خودسرانه از سوی لباس شخصی های ناشناس معرفی می کنند، باور کردنی نمی دانید. از ما نیز نخواهید باور کنیم در کشوری که دستگاه های اطلاعاتی نظامی و غیر نظامی آن به شناسایی و متلاشی کردن مخوف ترین سازمان های تروریستی افتخار می کنند و یک فرد عادی را که به یک بسیجی لگدی زده ظرف چند ساعت شناسایی و دستگیر می کنند، عده ای مجهز به بی سیم و دستبند و سلاح در روز روشن می توانند بارها به کوی دانشگاه حمله کنند و جوانان این مردم را سلاخی کنند و در خیابان آدم ربایی کنند و شجاعانه و بدون ترس از رد یابی تلفن با منزل افراد تماس بگیرند و ... و شناسایی هم نشوند.»

لحن نامه آنقدر اسف بار بود كه تصور صدور آن از ناحيه يك حزب سياسي كشور سخت مي نمود. نويسندگان نامه ادامه داده بودند:«خانم عاطفه امام دو روز پیش پس از مراجعه به ستاد امور بازداشت شدگان حوادث اخیر متعلق به آقای میر حسین موسوی و پیگیری کار پدرش و در حال بازگشت به منزل دستگیر شده است. یک روز پس از آن، این ستاد مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفته است. در بازجویی ها زمانی که موفق نمی شوند وی را وادار به اعترافات زشت کنند، با پخش شنودهای مکالمات تلفنی، او را به توهین به احمدی نژاد متهم می کنند. این شواهد و قرائن جای هیچ گونه تردیدی باقی نمی گذارد که ربایندگان عاطفه افرادی خود سر نبوده بلکه عضو ارگان های اطلاعاتی و نظامی بوده اند.»

براي بهره برداري هاي سياسي اما اين ميزان هم كافي نبود. سازمان مجاهدين از كوي دانشگاه هم سخن به ميانآورده بود و مدعي شده بود چشم يك عده را آنجا از حدقه درآورده اند! نامه سرگشاده فوق مي افزود:«جناب آیة الله لاريجاني .بر ما دقیقاً روشن نیست هدف از این اقدامات شرارت بار و مشکوک چیست. آیا این اقدام در کنار دیگر اقدامات و اظهارات غیر قانونی و تحریک آمیز، همزمان با آغاز به کار شما و وعده سامان دادن به این مخروبه و نیز اظهارات دادستان جدید مبنی بر برخورد قاطع با دستگیری های خودسرانه نوعی گربه را سر حجله کشتن و پیامی به شما است که "این مملکت بنا نیست تغییر کند و اصلاح شود"؟ اگر چنین باشد، و شما نیز در عزم خود مبنی بر سامان دادن به این مخروبه صادق باشید، آنگاه سکوت شما در آغاز کار در برابر جنایاتی از این دست، فرجام کار شما را از هم اکنون رقم خواهد زد. پیش بینی چنین فرجامی کاری دشوار نیست. پیش از شما آیة الله شاهرودی نیز همین راه را رفتند و در نهایت چنان شد که در کوی دانشگاه جوانان مردم را از بالای ساختمان به بیرون پرتاب کردند و چشمشان را از حدقه در آوردند و زشت ترین و کثیف ترین جنایات در بازداشتگاه هایی نظیر کهریزک رخ داد و ایشان یا خبر نداشتند و یا می دانستند و مجبور به سکوت بودند. ما چنین فرجامی را بر شما نمی پسندیم و شما نیز برخود نپسندید. اگر در خود این توان را می بیندید که به این قانون شکنی ها و رفتارهای گستاخانه و اقدامات و اظهارات کسانی که به پشتوانه قدرت و اسلحه پرده دری می کنند و شرم و خجالت برای نظام باقی می گذارند، پایان دهید، بمانید و اگر در خود چنین توانی نمی بینید لباس علم و دیانت را به ننگ تحمل چنین جنایاتی آلوده نسازید.»(8)

نامه بي شرمانه سازمان مجاهدين مورد استقبال گسترده تريبون هاي مخالف نظام و رسانه هاي بيگانه قرار گرفت. اما در عين حال اخباري مبني بر ابهام در خصوص نحوه بازداشت عاطفه امام منتشر شد. سايت خبري رجانيوز نوشت:«ابهامات جدي در خصوص ادعاي بازداشت و نحوه آزادي عاطفه امام فرزند جواد امام عضو سازمان مجاهدين انقلاب، حاكي از سناريوسازي پيچيده در ادامه پروژه ضربه زدن به آبروي نظام اسلامي است.»

اين خبر مي افزود:«يك منبع آگاه به خبرنگار ما گفت هيچ‌يك از دستگاه‌هاي مسئول عاطفه امام را بازداشت نكرده‌اند. وي با اشاره به اينكه دختر جواد امام در طول 28 ساعت بازداشت، 3 بار با منزل تماس گرفته است، افزود: تماس‌ها از كيوسك‌هاي تلفن برقرار شده است، در حالي كه در طول بازداشت‌هاي اخير هيچ‌گاه چنين رويه‌اي وجود نداشته و بازداشت‌شدگان پس ازانتقال به مكان‌هاي معلوم، امكان ارتباط تلفني يا ملاقات حضوري با خانواده خود را پيدا كرده‌اند.»

رجانيوز به نقل از اين منبع آگاه نوشت:«عاطفه امام شب گذشته رها شده است و با توجه به اينكه هيچ دستگاه مسئولي اين بازداشت را برعهده نداشته است، ابهامات جدي پيرامون اين بازداشت شكل گرفته و احتمال مي‌رود جريان برانداز در ادامه سناريوسازي‌هاي اخير خود به‌منظور هتك آبروي نظام اسلامي چنين پروژه‌اي براي مظلوم‌نمايي ترتيب داده باشد.»(9)

اين خبر البته با واكنش كودكانه و عجولانه برخي از به اصطلاح رسانه هاي خبري مواجه شد. آينده در خبري تمسخرآميز نوشت:«پس از آن كه محمود احمدی نژاد جنایات كهریزك و كوی دانشگاه را كار جریان برانداز خواند، رجانیوز بازداشت عجیب عاطفه امام، دختر جواد امام را تلویحا كار جریان برانداز خواند!»(10)

اما به تبع رجا، روزنامه جوان هم ابهاماتي را مطرح كرد. اين روزنامه به نقل از يك منبع آگاه نوشت:«درپی اعلام خبر دستگیری و سپس برخوردهای زننده با خانم عاطفه امام فرزند آقای جواد امام از متهمان پرونده کودتای مخملی بررسی های لازم در این زمینه صورت گرفت و مشخص شد که هیچ گونه حکمی در این زمینه صادر نشده و هیچ ضابط و مرجعی نیز نامبرده را دستگیر نکرده است.»

اين روزنامه همچنين افزود:«وی با بیان اینکه در بررسی انجام شده مشخص گردید که این مساله یک ربایش از سوی یک تیم تشکیلاتی بوده ،عنوان کرد :متاسفانه این تیم که متعلق به بقایای همان آشوب گران میدانی می باشد در راستای فضاسازی و تغییر فضای سیاسی کشور و برای اینکه برخوردی با حلقه های اصلی اغتشاشات اخیر صورت نگیرد مباردت به این ربایش کرده اند.وی در ادامه با اظهار تاسف از اینکه این تیم ربایش برای اهداف خود یک دختر جوان را با برخوردهای زننده و غیرانسانی مرود بهره برداری سیاسی قرارداده،تصریح کرد،بزودی اطلاعات جدیدتری از این تیم به اطلاع هموطنان عزیز خواهد رسید.»(11)
چندي بعد صادق آهنگران اخبار منتشر شده درخصوص خود را تكذيب كرد. اين مداح اهل بيت در مراسم ليالي قدر در اصفهان گفت:«همچون گذشته سينه چاك و فدايي رهبريم و با فرمان معظم‌له در دفاع از انقلاب و كشور سر از پا نخواهيم شناخت و در اين شب‌هاي عزيز فقط دعايم اين است كه تا آخر پيرو صديق رهبري باشيم. دشمن از هر حربه و دروغي براي ايجاد تفرقه در صفوف ملت ايران و سست كردن اراده‌هاي قوي استفاده مي‌كند و با دروغ‌پردازي و شايعه پراكني سعي دارد دلسوزان نظام و انقلاب را منزوي كند. اما آنان هميشه در بيابان گمراهي سرگردان بوده و هستند.»

آهنگران در گفتگو با خبرنگار فارس افزود:«محمدعلي فرزند من تمامي مطالب نسبت داده شده به خود را تكذيب كرده و ضمن برائت از جريانات مرموز كه سعي در فتنه انگيزي و جنگ رواني دارند ادعاهاي دروغين آنان را افشا كرده است و بحمدلله وي همچنان فرزند انقلاب و نسل سومي حامي نظام و رهبري است.»(12)

در حالي كه ابهامات و تكذيبيه ها بيشتر و بيشتر مي شد، اصلاح طلبان باز هم بر موضع دروغ خود پافشاري مي كردند. سايت پارلمان نيوز ارگان رسمي اقليت مجلس تيتر "تکذیب ادعای جوان و رجانیوز درباره بازداشت عاطفه امام" را به خبر خود اختصاص داد و نوشت:«رجانیوز و رسانه های همسو بهتر است، دست از خبرسازی برداشته و برای کشف حقیقت و احقاق حقوق آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات که مورد تاکید مقام معظم رهبری نیز قرار گرفته بپردازند.»(13)

امام كم كم پرده از اين سناريوي دروغين هم برافتاد. همسر جواد امام طي مصاحبه اي خبر دستگیری و بازداشت دختر خود را دروغ اعلام كرد. او گفت:«دختر بنده در اقدامی ماجراجویانه و با توجه به شرایط خاص روحی و روانی ناشی از دستگیری پدرش، چنین اقدامی را كرد كه به همین خاطر از همه عذرخواهی می كنم.»

وی با بیان اینكه متاسفانه اقدام و مصاحبه من به عنوان "مادر"، واكنش احزاب و رسانه ها را در پی داشته است، اظهار داشت:«من به عنوان مادر و از روی نگرانی اقداماتی برای پیگیری وضعیت دخترم انجام داده ام و برخی از دوستان و نزدیكان نیز از روی خیرخواهی، واكنش هایی را به دلیل وضعیت خانوادگی ما از خود نشان دادند، كه موجب خبری شدن این مسئله و كشیدن آن به مطبوعات شد.»

وی با تاكید بر اینكه دخترم فكر می كرده با این كار شاید كمكی به پدرش بكند، تصریح كرد:«از تمامی مسئولان و خادمان به انقلاب و امام كه از این مسئله متاثر شده بودند و از كسانی كه در طول این مدت من و خانواده ام را یاری كرده اند، تشكر می كنم و در اینجا اعلام می كنم؛ پیشاپیش هرگونه گمانی زنی در خصوص این ماجرا و اخباری كه از قول من و یا دخترم در این رابطه منتشر می شود را، تكذیب می كنم.»(14)

بعد از برملا شدن اين ماجرا بود كه سازمان مجاهدين ناگذير دومين نامه خود را در خصوص عاطفه امام و خطاب به رييس قوه قضائيه صادر كرد. در اين نامه آمده بود:«پیرو نامه سرگشاده مورخ 17/6/88 در باره ماجرای ناپدید شدن دختر آقای جواد امام به اطلاع می رساند آن نامه با انگیزه های انسان دوستانه و دفاع از حقوق یک عضو سازمان و در پی دو مصاحبه مادر عاطفه امام با رسانه های جمعی مبنی بر بازداشت غیر قانونی دخترش و وادار کردن او به اعتراف های ناشایست نگارش یافت و اکنون که مشارٌالیها طی مصاحبه ای اعلام داشته است ماجرای بازداشت دخترش صحت نداشته و تنها ادعاهای دختری نوجوان بوده است که به انگیزه های احساسی و عاطفی نسبت به پدر دربند خود، آن را مطرح کرده است، طبعاً ما نیز به منظور رفع هرگونه شبهه و سوء تفاهمی وظیفه خود می دانیم، مطالب مربوط به این موضوع در نامه مذکور را منتفی اعلام کنیم.»(15)

سازمان مجاهدين كه چند سال پيش عدم مشروعيتش از جانب جامعه مدرسين حوزه علميه قم اعلام شد، با اين همه حاضر نشد از بابت نامه وقيحانه خود و افتراهايي كه به نظام بسته است، عذرخواهي كند.

آبروي انقلاب و نظام و ايران اين روزها آنقدر در كف اصلاح طلبان ارزان است كه هر روز داستاني اين چنيني براي مانور رسانه هاي بيگانه جعل مي كنند و از كهريزك و تجاوز و... مي گويند و مي نويسند. اينكه چه بر سر آبروي ايران خواهد آمد، سوالي است كه بايد مدعيان دفاع از مليت كشور پاسخگوي آن باشند. سوالي كه وجود دارد اين است كه تا كي اين افتراها و سناريوسازي ها بايد ادامه داشته باشد؟ تا كي بايد آبروي نظام هزينه سياسي كاري هاي جمعي معدود شود؟ آيا اين همه دروغ بافي كافي نيست؟

پي‌نوشت‌ها:

1-گویا نیوز 15 شهریور 88
2- گویا نیوز 15 شهریور 88
3- بی بی سی 16 شهریور 88
4- وبلاگ محمد نوري زاد 16 شهريور 88
5- كلمه - دوشنبه، ۱۶ شهريور، ۱۳۸۸
6- بی بی سی 16 شهریور 88
7- کلمه 17 شهریور 88
8- 17/6/88
9- رجانیوز 17 شهریور 88
10- آينده نيوز 17 شهریور 88
11- جوان آنلاین 18/6/88
12- فارس 18/6/88
13- پنجشنبه، 19 شهریور
14- كيهان 28 شهريور 88
15- 88/6/28


اثبات كذب بودن يك دروغ بزرگ ديگر از موسوي و كروبي

ماشين رسانه‌اي امپراتوري دروغ در ماجراي سعيده پورآقايي چه گفت؟+فيلم

پارلمان نيوز: براي همراهي با جنبش سبز به پشت بام مي‌رفت، نه برانداز بود نه مخملي فقط الله اكبر مي گفت تا اينكه شبي يك مرد و دو زن اون رو بردن براي هميشه.

فيلم

نوروز: پس از 20 روز جنازه در يكي از سرد خانه هاي جنوب تهران توسط مادرش شناسايي شد.

بي بي سي فارسي: نهادهاي امنيتي از تحويل دادن جنازه به خانواده پورآقايي خودداري ورزيدند و در عوض جنازه را به طور مخفيانه در قطعه ي 302 بهشت زهرا به خاك سپردند.

بي بي سي فارسي: خانواده‌ي پور آقايي تحت فشار قرار گرفتند تا علت مرگ دخترش را بيماري كليوي اعلام نمايند.

سايت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي: مگر پدر سعيده رزمنده ايي نبود كه بر اثر جراحات شيميايي به شهادت رسيد؟

نوروز: مراسم ختم سعيده پورآقايي شنبه هفتم شهريور به صورت محدود در مسجد قلهك برگزار شد و نمايندگاني از جنبش سبز براي همدردي با اين خانواده شهيد مظلوم در اين مراسم حضور يافتند.

اين مطالب مرثيه سرايي بعضي از سايت ها ي اينترنتي جريان هاي سياسي و شبكه هاي خارجي درباره‌ي دختري به نام سعيده پور آقايي است.

سعيده پور آقايي چندمين نفري است كه در ماه هاي اخير در سايه ي خواسته هاي برخي جريان ها و اشخاص سياسي به دست سايت هتاي اينترنتي ربوده شده و در فضاي مجازي به قتل مي رسد.

منزل خانم علي ن‍ژاد مادر سعيده پور آقايي: به نام خدا من سعيده پور آقايي هستم روز 13 تير از خانه به بيرون رفتم كه از بالكن خونه پريدم.

چرا از بالكن؟ چون در قفل بود و مادرم مانع مي شد از خونه بيرون برم بعد انجا پام شكست.

از بالكن پريديد پاتون شكست؟

بله وقتي از خونه رفتم بيرون توي راه كه داشتم مي رفتم با يك فردي آشنا شدم كه از من پرسيد چي شده؟ من خيلي حالم بد بود يكي دو جاي بدنم هم زخم شده بود. كه من را بردن بيمارستان بعد حدود دو ماه در خانه ي ايشان بستري بودم. بعد از اين دو ماه افرادي كه در آن خانه بودند به من گفتند توي يك سايت از من به عنوان كسي كه در تظاهرات كشته شده خبري گذاشتند.من خيلي تعجب كردم.

در اين دو ماه درباره ي رساندن شما به خانه سوالي نكردند؟

چرا، سوال مي كردند ولي من چيز خاصي نمي گفتم . چون حالم اين جوري بود ترسيدم مادرم من را ببيند حالش بدتر بشه چون مريض احوال هستند مادرم.

خوب بعد تو سايتها چي گفتند؟

تو سايتي كه اين خبر را گفتند من خيلي تعجب كردم باورم نمي شدت خيلي تعجب كردم. اونم به اين صورت.

مرحله ي بعد چي كار كردي وقتي شنيدي؟

بعد كار خاصي نكردم ولي الآن به غير از اون كه اگر مي خواستم برگردم خونه ام خبر را كه شنيدم ترسيدم برگردم حالا اين كه واقعا زنده بودم. ترسيدم برگردم كه بلايي سرم بيارند.


- گم شدن سعيده تا قبل از از جنجال سياسي برخي سايتهاي اينترنتي فقط يك مساله خانوادگي بود كه طبعا در حيطه حريم خصوصي افراد است و كسي حق ورود به اين حريم را ندارند.

اما اقدام حقيقتا شنيع اين سايتها و جريان هاي سياسي در دروغ پردازي درباره‏ي اين نوجوان، سپس قتل ساختگي و حتي دفن او باعث شد كه ماجراي اين دختر 16 ساله متاسفانه سر زبان‏ها بيافتد و رنج و درد مادرش را صد چندان كند.

- خانم علي ن‍ژاد من در سايتها خوندم كه شما تو اين 2 ماه كه از سعيده خبري نداشتيد خيلي اين طرف و آن طرف زديد خيلي اضطراب داشتيد الآن كه ايشان بحمدالله زنده و حي و حاضر در كنار خو مي بينيد چه احساسي داريد؟

احساس خوبي دارم از خداي بزرگ ممنونم احساس مي كنم تولده دوباره اي هست امشب و در عيد فطر عيدي ما بوده واقعا خيلي جاها رفتم خيابان ها را گشتم پارك ها را گشتم خيلي برام سخت بود الآن هم دارم ميگم خيلي راحت نيست برام يعني فقط يك مادر درك ميكند و يك پدر مي فهمه كه فرزند انسان نيست يا رفته بيرون دير مي آد خونه يك پدر و مادر چه احساسي نسبت به فرزند دارند؟ مادر چه احساس نگراني داره واقعا؟ بماند كه حالا اين اتفاق نزديك سه ماه براي من اتفاق افتاد.

سايت ها و جريان هاي سياسي كه مدام در تلاش اند كه تعداد كشته شدگان حوادث اخير را در فضاي مجازي بيشتر كنند حتي به اين حد از رنج و درد مادر بسنده نمي كنند و در اقدامي وي را در گرفتن مجلس ختم تحت فشار مي گذارند.

مادر سعيده: يك ماه و نيم گذشته بود از غيبت طولاني سعيده كه گفتند دخترت را كشتند اولين بار كه تماس گرفتند به همين واضحي گفتند اسمش را نمي دانيم و صدايش را عوض مي كرد ديگه نمي دانم كي بود ولي حتما مرد بود و مي گفت دخترت را كشتند خيلي گريه و زاري كردم كه ادامه بده و حرف بزنه گوشي را قطع مي كرد. دوبار ه براي بار دوم تماس گرفت و گفت شما مي تونيد يك ختم بگيريد براي دخترت. ختم بگيريد. حتما.

گفتم خوب پس من مراسم را بگيرم


همين جوري زنگ مي زنند مي پرسند سعيده كجاست من يك ماه بگم اردو هست، دوباره بگم اردو هست. همچنين چيزي اصلاً وجود ندارد، درباره ايشان واقعاً اين را گفته بودند يكي از آشناها كه دوست هستيم به ايشان مي گفتيم عمه صدايش مي كنند. ايشان بارها و بارها تماس گرفته گفتند سعيده كجاست گفتم اردو هست گفتند: اين چه اردويي هست كه طولانيه گفتم معدل و انضباط ايشان چون خوب شده يك ماه تمام شده. باز زنگ زدند خيلي سخت بود واقعاً نمي دونستم چي بگم؟ گفتم من تا كي مي خوام اين رو كش بدم تا كي بخوام بگم نيست خودم برم فرار كنم كجا بروم؟ حتي من به مرض جنون كشيده شد باور كنيد دو بار نه به عنوان اينكه جلب توجه كنم دوباره به مرض خودكشي رسيدم. اين كار را داشتم مي كردم كه يكي از دوستان آمد و ... كاش اين كار را نمي كرد، گفتن نباشيم و اين زندگي را نبينمن. آدم هرچي م يخواد به سرش بيايد ديگه كسي نيايد از من بپرسه چي شده و چي نشده.

سوءاستفاده جريان هاي سياسي از اين مادر رنجيده و دروغ بزرگي كه درباره دختر نوجوانش ساخه بودند همچنان ادامه مي يابد تا آن جا كه برخي عناصر سياسي در مرامس ختم اين دختر حضور مي يابند.

مجلس ختمي كه گرفتيد كي سري ها آمدند چي گفتند؟

همكاراي همين منطقه 7 آمدند. معلمانش، دوستان خود سعيده، دوست و آشناهاي من بودند هم دوره هايي پدرش، همسرم بودند بعد از شروع مراسم كه قاري قرآن مي خواند تمام كردند ورود آقاي ميرحسين موسوي را خيرمقدم گفتند كه براي من جاي تعجب داشت پيش خودم گفتم ايشان از كجا خبر داره؟ خير مقدم گفتند و پيغام دادند كه به من بگويند بياي م كه ايشان به بنده عرض تسليت كنند،‌ كه من نرفتم وگفتم حالم خوب نيست و عذرخواهي كردم.

برخي اشخاص سياسي ديگر هم با حضور در خانه مادر سعيده، او را براي زمينه لازم براي استمرار جوسازي هاي دروغ عليه نظام تحت فشار قرار مي دهند.

مادرسعيده: از شب قبل از ختم، تعدادي از آقايون زنگ زدند و من در را بازكردم و اومدند بالا، سه نفر آقا و دو نفر خانم بودند، گفتند از طرف ستاد انتخاباتي آقاي كروبي آمديم براي كمك و پشتيباني از شما گفتم كمك براي چي؟ پشتيباني چي؟ از كجا آدرس گرفتيد؟ گفتند پيدا كردم آدرس خونه شما براي ما كاري نداره، هرچي گفتم از طرف كي آمديد گفتند از ستاد آقاي كروبي، چند تا سئوال پرسيدند. آقايون گفتند كه دخترتون را كشتند بعدش هم در قطعه 302 خاك كردند در يك گور دسته جمعي، گفتم من اطمينان ندارم نمي دانم شما با چه اطميناني حرف مي زنيد؟ گفتند ما مطمئن هستيم در اين شلوغي اخير اتفاق افتاده اين كه من همون جا تأكيد كردم گفتم عارضه قلبي و نارسايي كليوي است.

يكي از آقايون فرمدند كه اين دروغ محض است. كه از چي مي ترسي چرا نمي گي از حقوق خودت دفاع نمي كني.

اما چند سئوال منطقي و طبيعي در مدتي كه سعيده ناپديد بود.

گفته بوديد اسمتون چيه؟ غزل. چه وقت متوجه شدند كهاسم واقعي تو غزل نيست؟‌

وقعي كه اين خبر ار در سايت براي من مي خوندند در واقع اون ها هويت اصلي من را نمي دونستند ولي خودم چون مي دونستم حدوداً او نزديكي هايي بود كه پيدام كردند كه احساس كردم كه هي با هم ديگه صحبت مي كردند احساس كردند فهميدند كه متن كه چون عكس هم بود در سايت احساس كردم فهميدند.

خانم پورآقايي براي من به عنوان يك خبرنگار سئوال است كه او خانواده اي كه ديدند در خيابون پاتون شكسته بردند بيمارستان و بعد بردند منزلشون چه طور دنبال اين نبودند كه شما را به خانواده برسانند و بگند كه ايشون پاشون شكسته و تصادف كرده بوديد؟‌

چرا اتفاقاً خيلي از من سئوال مي كردند ولي من خوب چون جايي نمي توانستم برم هر دفعه يك بهانه اي مي آوردم براشون هر دعه يك چيزي مي گفتم، مثلاً مي گفتم مزاحم هستم از اين جا برم ولي اون ها براي اينكه مشكلي در بيرون از خون براي من پيش نياد من را نگه داشتند گفتند بمونم تا تو را به خانوادهتحويل بديم.

ماجراي پيدا كردن سعيده نيز قابل تأمل است. بهد از ججال اينترنتي سياسي درباره گم شدن قتل و دفن اين نوجوان، دستگاه هاي امنيتي،‌ نظامي با حساسيت ويژه وارد ماجراي مي شوند و در يك كار فشرده و پيچيده سرانجام مكان وي را پيدا مي كنند.

سعيه: بعد از مدتي كه گذشت حالا پيدام كرده بودند. چه جوري پيداتون كردند؟

واقعاً من هنوز خودم نمي دونم چه جوري شد كه اصلاً‌متوجه شدن من اونجام ولي پيدام كردند. بعد خيلي با من صحبت كردند گفتند اين جوري شده بعد اينكه اوضع يك خورده آرام تر شد آرام كه نه ولي به من اطمينان خاطر دادند كه هيچ بلايي سرم نمي آيد كه برگشتم.

سعيده اكنون به آغوش مادر بازگشته و هر دو تلاش مي كنند رنج و عذاب اين اتفاق را فراموش كنند اما چه كسي پاسخگوي تأملات يك خانواده كوچك دو نفره است؟‌

مادر سعيده: واقعاً‌مي گم با اينكه در سايت اين برنامه آبروي دخترم را بردن حيثيت اسلام و كشورمون را بردن، بعد به نوعي خيلي مطلب فجيعي براي سعيده نوشتند همون هايي كه خودتون ديديد خيلي بده براي يك دختر، اول از همه مي گتم با آبروي كشور بازي كردند بعد با آبروي يك دختر، به هرحال كس بي كسان خداست. اونم آبروي يك دختر يتيم هرچي مشكل باشه نبايد با آبروي آدم بازي كنند، من هم يك زن تنهام هيچ وقت دستم را هيچ وقت رو نانداختم حتي به آشناهام به كسي كسي حتي برادر، خواهرم رو بندازم در اين مشكلات باور فرماييد بهشون زنگ نزدم حتي خانواده ي خودم آشناها، فاميل ها كه گفند سعيده كجاست گفتم سعيده را فرستادم براي تحصيل مالزي كه شايد باورتون نشه بپرسيد.

اما يك سئوال اساسي:‌ اين همه دروغ درباره يك مادر و دختر آيا كام تشنه قدرت طلبي برخي جريان ها و اشخاص سياسي را سيراب مي كند و يا بازهم بايد منتظر جوانان و نوجوانان ديگري باشيم كه همچون چند ماه اخير قرباني قدرت طلبي سياسي برخي اشخاص و جريان ها شدند.

حتي من ماهواره و كامپيوتر نداشتم،زنگ زدند حتي من را بردند ديدم يراي من جاي تعجب بود.

گفتم چه كسي اين كارو كرده بدون اجازه ي من كسي حق نداشت عكس سعيده را بذاره توي سايت اين واقعا كار ناشايسته اي است و من خيلي ناراحت شدم و حتي اعلاميه اش را داراي عكس، اسم، اسم پدر بود چاپ كردند كه اين هنوز براي من جاي سوال داره كه چه كسي اين كار رو كرده واقعا ناراحت هستم؛نميدونم چي بگم؟ با اين جنجال و با اين مراسم از آب گل آلود ماهي گرفتند.

سعيده: اون هايي كه اين كار رو كردن اين خبر را پخش كردند نمي دونم چه جوري بگم فكر كنم واقعا آدم هاي بي وجداني بودند كه اين كارو كردند. من هر مشكلي داشتم مربوط به خودم بود دليل نمي شه از اين سو استفاده كنند به هر حال آبروي من را بردند،آبروي كشور هم بردند.

مادر سعيده:از حق خودم و دخترم نمي گذرم تا جائي كه در توانم هست از نظر قانوني نمي گذرم ازشون از كساني كه اين كارو كردند.اگر خدا به من عمري بدهد و تواني باشد از حيثيت خودم و دخترم تا توان هست دفاع مي كنم و از اين فرصت طلبان نمي گذرم.


 درحاشیه انتقاد رضایی از سخنان روز قدس رئيس‎جمهور

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 16:5  توسط   | 

بعد از اخبار ساعت 21؛
احمدي نژاد امشب بطور مستقيم با مردم سخن مي‌گويد

خبرگزاري فارس: رئيس جمهور امشب بعد از اخبار ساعت 21 بطور مستقيم با مردم سخن مي‌گويد.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان امشب بعد از اخبار ساعت 21 از شبكه اول سيما بطور مستقيم با مردم سخن مي‌گويد
رئيس جمهور قرار است در گفتگوي مستقيم با مردم ويژگي‌‌هاي كابينه دولت دهم را تشريح كند.


مذهب علیه مذهب: واپسین حربه استعمارموسوی در قبال سکولارها و فاکتور اجنبی چه کرد؟

دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه:

موسوي قبل از پايان انتخابات با ادعاي تقلب به حماسه مردم شبيخون زد

حدادعادل: تضعيف دولت را حرام مي‌دانيم

تقوي: فتنه جديد دشمن دزديدن افکاراست

رضايت نبوي، سحرخيز، قوچاني و ابطحي از وضعيت زندان

حاشيه‌هاي كنفرانس خبري جومونگ در تهران

نماز جمعه این هفته کوفه به امامت مقتدی صدر

اشغال پست‌های کلیدی «صدای آمریکا» توسط بهاییان بدسابقه

اعتراض برادر همسر ترانه موسوی به كروبي

ابراز نگراني در برخي محافل سياسي نسبت به سلامتي نزديكان هاشمي!

نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران:

فرماندهان اغتشاشات اخير هنوز بيرون از زندان هستند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 16:18  توسط   | 

واما افغانستان...

یک روز تا انتخابات افغانستان؛ کرزی تقریباً با همه بسته است

گروه بین‌الملل- دومين دوره انتخابات رياست جمهوري افغانستان قرار است اين هفته پنجشنبه ‏29‏ مرداد برگزار شود.

درانتخابات رياست جمهوري افغانستان، 41 نامزد حضور دارند كه البته تعداد معدودي از آن‌ها مطرح و شناخته شده هستند و گفته می‌شود حامد كرزي مهمترين نامزد مطرح در انتخابات افغانستان است.

به گزارش رجانیوز، وقتي حامد كرزي ‏18‏ فروردين ‏1387‏ براي نخستين بار در جمع خبرنگاران خبر نامزدي خود را براي شركت در دومين دور انتخابات رياست جمهوري افغانستان اعلام كرد، بسياري معتقد بودند كه وي راه دشواري را براي عبور از رقباي بزرگي چون زلماي خليل زاد سفير افغاني‌تبار سابق امريكا در افغانستان و نماينده سابق امريكا در سازمان ملل، علي احمد جلالي وزير كشور سابق افغانستان، انورالحق احدي وزير دارايي پيشين و رييس حزب افغان ملت دارد اما با انصراف اين افراد از نامزدي، فاصله كرزي با ارگ رياست جمهوري افغانستان براي ورود دوباره كمتر شد.

وي همچنين توانست با جذب برخي از اعضاء اصلي جبهه ملي افغانستان همچون محمد قسيم فهيم و مصطفي ظاهر بر بزرگترين مخالف دولت كه در واقع مهمترين احزاب مخالف كرزي را تشكيل مي دادند، غلبه كند.

كرزي، مارشال فهيم را به عنوان معاون اول خود براي دور دوم رياست جمهوري برگزيد و با اين اقدام، شكاف عميقي در جبهه ملي ايجاد كرد. وي در يك سال اخير با تغيير بسياري از استانداران و فرمانداران و دادن امكانات زياد به آنان، موقعيت خود را در نهادهاي محلي تثبيت كرد و بدين ترتيب، از تغيير چهره احتمالي برخي از مقامات محلي كاست اما حمايت "عطا محمد نور" استاندار بلخ از نامزدي عبدالله عبدالله نشان داد كه كرزي در اين تغييرات برخي را ناديده گرفته است.

كرزي كه در سال 1380‏ در اجلاس بن به عنوان رييس اداره موقت افغانستان تعيين شد، پس از 6 ماه در لويی جرگه اضطراري ‏1381‏ رياست حكومت انتقالي را به دست آورد و براي نخستين بار، در انتخابات سال ‏1383‏ با كسب 55 درصد آرا به‌عنوان رييس‌جمهور افغانستان انتخاب شد.

براساس قوانين افغانستان، يك نامزد مي تواند براي 2 دوره متوالي 5 ساله رييس‌جمهور شود اما آيا با وخيم‌تر شدن اوضاع امنيتي، افزايش فساد اداري، كندي روند بازسازي و گسترش فقر و بيكاري در افغانستان، كرزي باز هم شانس رييس‌جمهور شدن را خواهد داشت.

كرزي در واكنش به حملات كور جنگنده هاي امريكايي به مناطق مسكوني و كشته شدن غيرنظاميان، نيروهاي خارجي را تهديد به خروج از افغانستان كرد و با بركناري شماري از افسران ارشد ارتش ملي افغانستان توانست تا حدودي خود را با افكار عمومي همراه كند اما افغان‌ها تاكنون فراموش نكرده اند جرج بوش كه عامل بسياري از بدبختي هاي آن‌ها است، چگونه بالاترين نشان دولتي افغانستان را از دست حامد كرزي دريافت كرد.

در هر صورت، اگر كرزي نتواند دوباره رييس‌جمهور افغانستان شود، وي نخستين فرد در 40 سال اخير در افغانستان خواهد بود كه با رأي مردم از قدرت كنار گذاشته مي شود.

8 دوره از حكومت‌هاي پيشين همگي با كودتا يا مداخلات نظامي قدرتهاي بزرگ از قدرت كنار رفتند. كرزي كه در هشتمين سال به قدرت رسيدن خود است، در اين مدت توانسته با توزيع قدرت، بسياري از مخالفان خود را آرام كند و رضايت سران اقوام را جلب كند.

دولت افغانستان اكنون 31 وزير دارد كه بسياري از آن‌ها مسئوليت اجرايي مهمي ندارند و فقط پست آن‌ها به نمايندگان و بزرگان قومي، آرامش سياسي مي دهد اما دراين دوره از انتخابات رياست جمهوري بايد ده‌ها وزارت در كابينه دولت ايجاد شود تا وعده هاي كرزي تحقق يابد.

گفته مي شود حامد كرزي به اسماعيل خان حاكم قدرتمند هرات و وزير كنوني انرژي و آب افغانستان يك وزارت‌خانه و 2 استانداري را پيشنهاد كرده است، حفظ سمت فعلي در وزارت انرژي و آب و استانداري استان هاي هرات و بادغيس سهم اسماعيل خان براي حمايت از كرزي در انتخابات است.

ژنرال عبدالرشيد دوستم نماينده اصلي ازبك ها و تركمن ها، حامي ديگر كرزي در دومين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شده است. حدود يك سال و نيم پيش، دوستم به علت حمله به خانه محمد اكبرباي رييس شوراي ترك تباران افغانستان به دادستاني اين كشور فرا خوانده شد و پست رياست ستاد نيروهاي مسلح وي هم به حال تعليق درآمد اما پس از انكه جنبش ملي اسلامي افغانستان به رهبري دوستم حمايت خود را از كرزي اعلام كرد حكم تعليق پست وي هم لغو شد و دادستاني افغانستان از بسته شدن پرونده دوستم خبر داد.

محمد اكبرباي كه خود را نامزد انتخابات رياست جمهوري كرده بود از سوي كميسيون شكايات انتخاباتي رد صلاحيت شد و به حاشيه رفت كرزي در وعده هاي خود تقسيمات كشوري را كه براساس آن، مرزها و محدوده استانها با هدف پيوند اقوام و طايفه ها بسيار دقيق تعيين شده است، تغيير مي دهد و اين سبب نگراني‌هاي بسياري شده است.

كرزي در دور اول انتخابات با هدف جلب حمايت برخي از فرماندهان تاجيك منطقه پنجشير را بدون داشتن معيارهاي لازم از استان پروان جدا و به استان مستقلي تبديل كرد، براي جلب رضايت محمد كريم خليلي از رهبران هزاره و كسب آراء انها مناطق هزاره نشين هم از پيكره استان ارزگان جدا شد و استان جديد دايكندي نام گرفت.

در اين دوره از انتخابات نيز محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان كه از مخالفان جدي كرزي به شمار مي رفت، حمايت خود را از وي اعلام كرده است. كرزي هم در مقابل وعده داده است تا شهرهاي هزاره نشين جاغوري و بهسود را از استان هاي غزني و وردك جدا و به استان هاي مستقلي تبديل كند.

تقسيم استان بدخشان به دو استان بهارستان و پامير باهدف جلب رضايت تاجيك‌ها و تبديل شهر اندخوي به استان براي جلب رضايت جنبش ملي اسلامي ژنرال دوستم از ديگر وعده هاي انتخاباتي كرزي است.

همچنين گفته مي شود كرزي به محقق و دوستم وعده داده است كه در صورت پيروزي، 5 پست را در كابينه به هزاره ها و 3 پست ديگر را به ازبك‌ها خواهد داد. يكي از دلايل توجه كرزي به ازبك ها و هزاره ها، كاهش محبوبيت وي بين پشتون‌ها است.

اقدام نيروهاي خارجي در كشتار غيرنظاميان، بازرسي هاي شبانه و بازداشت افراد غيرنظامي بيشتر در مناطق پشتون نشين افغانستان روي مي دهد و مردم اين اقدامات خودسرانه نيروهاي خارجي را به حساب بي لياقتي دولت و كرزي مي گذارند.

از سوي ديگر، مناطق پشتون نشين به ويژه در جنوب كمتر مورد توجه طرح هاي عمراني و بازسازي بوده است. حضور طالبان هم عامل ديگري است كه بر كاهش رأي پشتون‌ها به كرزي تأثير به‌سزايي دارد.

يكي ديگر از عوامل كاهش محبوبيت كرزي در اختلافاتي است كه درون قوم پشتون وجود دارد. كرزي از قوم پوپلزايي است كه چندان از اقوام بزرگ پشتون محسوب نمي شود و اقوام بزرگتر مانند احمد زايي قوم او را كوچك و خرد مي شمارند.

به اين ترتيب جلب رضايت مخالفان به ويژه طالبان، به معناي كسب رأي پشتون‌ها است، به همين علت كرزي از همه مخالفان خواست تا با شركت در انتخابات از حق رأي خود استفاده كنند. كرزي ملامحمد عمر رهبر گروه طالبان را برادر خطاب كرد و از همه مردم افغانستان خواست تا حساب طالبان افغان را از ديگر طالبان خارجي جدا كنند.

وي دستكم هفته اي يكبار با نمايندگان گروه طالبان در ارگ رياست جمهوري ديدار مي كند و شهريور ‏1387‏ نيز با ميانجي‌گري عربستان تلاش كرد تا مذاكره با طالبان را سرعت بخشد اما پس از چندي، روند مذاكرات با بن بست مواجه شد. در آذر ‏1387‏ هم مذاكرات بين همايون جرير داماد گلبدين حكمتيار رهبر حزب اسلامي افغانستان آغاز شد و نتيجه آن، حمايت شاخه اي از اين حزب از كرزي شد كه فعاليت‌هاي سياسي آن در افغانستان مجاز است.

سوء استفاده از پست رياست جمهوري اتهامي است كه همواره متوجه كرزي بوده است.

براساس ماده ‏61‏ قانون اساسي افغانستان، انتخابات رياست جمهوري اين كشور بايد 30 تا 60 روز قبل از پايان دوره رياست جمهوري برگزار شود و دوره رياست جمهوري هم اول خرداد پايان يافته است اما كميسيون مستقل انتخابات به علت ناامني و نبود امكانات كافي، زمان برگزراي انتخابات را به ‏29‏ مرداد موكول كرد و در اين ميان، خلأ قدرت 3 ماهه پديد آمد كه پس از كشمكش هاي فراوان، دادگاه عالي افغانستان با صدور حكمي كار كرزي را در مقام رياست جمهوري پس از اول خرداد مشروع دانست كه با توجه به انتخاب رييس كميسيون مستقل انتخابات و رييس دادگاه عالي افغانستان از سوي كرزي، اين حكم با مخالفت شديد نمايندگان مجلس و بسياري از شخصيت‌هاي سياسي و حقوقي افغان روبرو شد.

در دوره كاري كرزي، افغانستان به‌عنوان پنجمين كشور جهان در فساد مقامات دولتي معرفي شد.

3 سال پيش وقتي عبدالجبار ثابت به عنوان دادستان كل كشور افغانستان ضد فساد اداري اعلام جهاد كرد، مردم از شعارهاي وي استقبال كردند اما خود عبدالجبار ثابت سال گذشته پس از بركناري به جرم فساد اداري و اختلاس تا مدتي ممنوع الخروج شد.

اقدام كرزي در انتخاب محمد قسيم فهيم به عنوان معاون اول رييس‌جمهور در دوره بعدي هم با واكنش سازمان ملل و برخي نهادهاي مدافع حقوق بشر كه وي را جنايتكار جنگي مي دانند، روبرو شد، با اين حال، اين اقدام كرزي راي بسياري از رهبران جهادي را به همراه دارد.

يكي ديگر از اتهاماتي كه متوجه حامد كرزي است شايعاتي است كه از حدود 4 سال پيش درباره سوء استفاده برادران وي از موقعيت كرزي مطرح شده است.

گفته مي شود احمد ولي كرزي رييس شوراي ولايتي قندهار در قاچاق مواد مخدر دست دارد و شتاب گرفتن فعاليت‌هاي تجاري و افزايش ثروت هاي محمود كرزي برادر ديگر رييس‌جمهور از نظر بسياري از مردم افغانستان سئوال برانگيز است.

تسلط حامد كرزي بر كميسيون مستقل انتخابات افغانستان نكته اي است كه ساير نامزدها به دقت آن را زير نظر دارند.

به هر صورت كرزي دربين ديگر نامزد ها همچنان بيشترين بخت را براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري افغانستان دارد.


معاون پليس قندهار در گفتگو با فارس خبر داد:
بمب‌هاي صوتي ترفند طالبان براي كم رنگ كردن حضور افغانها

خبرگزاري فارس: معاون فرمانده پليس قندهار گفت كه طالبان با استفاده از بمب‌هاي صوتي كه هيچ خسارات جاني در پي نداشته قصد دارند از حضور مردم در پاي صندوق‌هاي راي جلوگيري كنند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس در قندهار، انتخابات افغانستان كه قرار بود ساعت 7 صبح آغاز شود، در برخي از مناطق جنوبي اين كشور با اندكي تأخير آغاز شد.
تاكنون در ولايت هاي ناامن حضور مردم كم رنگ است اما گفته مي شود كه با گذشت زمان شايد حضور مردم در مراكز راي دهي نسبت به اول صبح بيشتر شود.
حضور مردم در ولايت‌هاي "بلخ " در شمال افغانستان، "هرات " در غرب، "ننگرهار " در شرق و كابل در مركز بيشتر است اما در ولايت‌هاي ناامن جنوب نسبت به ولايي‌هاي مزبور كمتر است.
ناامني در جنوب و جنوب شرق افغانستان از بزرگترين عوامل تأثير گذار بر راي و حضور مردم در پاي صندوقها دارد.
تاكنون از حادثه بزرگ ناگوار كه تاثيري زيادي بر پروسه انتخابات افغانستان داشته باشد گزارش نشده اما در برخي مناطقف ناامني وجود دارد.پليس مناطق جنوب افغانستان مي‌گويند كه دشمن تنها با استفاده از برخي مواد منفجره كه صداي مهيبي دارد اما خسارات جاني ندارد، دست به برخي انفجارها زده اما تاكنون در اينگونه حوادث هيچ پليس و غيرنظامي كشته نشده اند.
"فضل احمد شيرزاد " معاون فرمانده پليس ولايت قندهار در مصاحبه اختصاصي با خبرنگار خبرگزاري فارس در اين شهر گفت كه تاكنون در حوادث و انفجارات قندهار هيچ پليس و غيرنظامي كشته نشده اند.


بولتن "دومين دوره انتخابات رياست جمهوري در افغانستان "منتشر شد
دومين دوره انتخابات رياست جمهوري در افغانستان قرار است روز پنجشنبه 29 مرداد ماه 88 مصادف با بيستم اوت 2009 ميلادي برگزار شود . از اين رو دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي ( ايرنا ) با توجه به اهميت اين رويداد ، بولتني را منتشر کرده است .

برگزاري دومين دوره انتخابات رياست جمهوري در افغانستان را بايد تجربه دموکراسي در کشوري دانست که در طول سه دهه اخير درگير جنگ هاي داخلي و خارجي بوده و هم اکنون نيز با خشونت هاي فزاينده اي از سوي گروه هاي سياسي روبه رو است.
از اين رو مي توان گفت ، اين کشور در آستانه تحولات سرنوشت سازي قرار دارد.اما راه هاي نرفته و اقدامات انجام نشده بسياري در افغانستان وجود دارد که به طور عمده با پيچيدگي هاي زيادي همراه است.
حضور اقوام و گروه هاي مختلف با سلايق و اعتقادات گوناگون در کنار تجربه سه دهه جنگ و خشونت در اين کشور ،موجب شده مديران سياسي راهکارها و برنامه هاي متعددي را براي اصلاح امور پيشنهاد کنند.
چالش هاي سختي که در حال حاضر جامعه افغان با آنها دست و پنجه نرم مي کند، عبارتند از : درگيري و جنگ هاي پراکنده بين گروه هاي سياسي، ويراني شهرها و روستاها به سبب جنگ بين نيروهاي ائتلاف و طالبان ، بيکاري گسترده مردم، شکست برنامه هاي آموزشي و بهداشتي، بالا بودن نرخ مرگ و مير مادران، آوارگي مردم به دليل قحطي و خشکسالي، ناتواني در برداشت محصولات کشاورزي و...
در شرايط کنوني سر برآوردن از آزمون انتخابات تعيين دومين رئيس جمهور افغانستان، بيانگر عبور از تنگناهاي موجود به اميد پيدا کردن راهکاري براي رشد و توسعه اين کشور است.
موقعيت سوق الجيشي و راهبردي افغانستان به لحاظ قرار گرفتن در مرز "آسياي ميانه" و انتقال منابع زير زميني اين کشورها به ساير نقاط دنيا، همسايگي با جمهوري اسلامي ايران و حضور نظامي آمريکا در افغانستان و چالش هاي سخت بين آمريکا با ايران، کشت و توليد بخش اعظم مواد مخدر جهان در اين کشور، موجب شده که افغانستان همواره مورد توجه محافل بين المللي و دولت هاي همسايه قرار گيرد.
تأسيس نظام جمهوري در افغانستان به زماني برمي گردد که"محمد داوود" در تاريخ 26 تيرماه 1352 با استفاده از غيبت "محمد ظاهرشاه" پادشاه افغانستان، کودتايي نظامي را ترتيب داد و با عزل او از سلطنت، قدرت سياسي را بدست گرفت.
اين کودتا که به "کودتاي سفيد" شهرت يافت، با توجه به ساختار سنتي قدرت در افغانستان، تجربه تازه اي را در اين کشور بوجود آورد. عليرغم تاکيد بر حاکميت مردم بر کشور و اعلام پايان يافتن نظام سلطنتي از سوي "محمد داوود" و نيز تصويب قانون اساسي در "لويه جرگه"، هنوز بسياري از ساختارهاي مردمي اين کشور تحت تأثير نظام پادشاهي قرار داشت. چنانچه تا سال 2004 ميلادي هرگز انتخاباتي در اين کشور برگزار نشد و با وجود حضور نيروهاي نظامي روسيه و حاکميت چند ساله طالبان، مردم افغانستان هيچگونه دخالتي در تعيين سرنوشت خود نداشتند.
هرچند با تغيير نظام سياسي افغانستان توقع اين بود که از تمرکز قدرت در اين کشور جلوگيري شود، اما وجه بارز قدرت سياسي در افغانستان هنوز هم به گونه اي ديگر است. به باور کارشناسان تنها تفاوتي که بوجود آمده ،ممانعت از دايمي شدن قدرت در ساختار سياسي اين کشور است.
با عبور از گذرگاه هاي تاريخ و گذشت سال هاي سخت حاکميت طالبان در اين کشور، در سال 1382 شمسي فصل ديگري از تاريخ افغانستان رقم خورد . پس از بيرون رانده شدن طالبان و تصويب قانون اساسي جديد، با نگاهي نو به مشارکت مردم در اداره کشور، آزادي هاي مدني از قبيل آزادي بيان و آزادي فعاليت هاي سياسي، اولين دوره انتخابات رياست جمهوري در افغانستان برگزار شد و دولت منتخب "حامد کرزاي" در آستانه سي و يکمين سال تأسيس جمهوري در اين کشور روي کار آمد.
برخي کارشناسان معتقدند که قانون اساسي جديد افغانستان تأکيد ويژه اي بر حقوق و ساختار هاي دموکراتيک جامعه دارد و به همين دليل ظهور فرهنگ مردمسالار در دور جديد نظام سياسي، قابل پيش بيني است.
بولتن "دومين دوره انتخابات رياست جمهوري در افغانستان " داراي 10 فصل متفاوت است و علاقه مندان به دريافت اين بولتن مي توانند به امور مشترکين اداره کل بازرگاني ايرنا مراجعه و يا با شماره تلفن 88905066 و نمابر 88908059 تماس بگيرند .
اطلاع / 1863 / **



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:48  توسط   | 

با رئیس جمهور و وزرا

ليست وزراي دولت


باهنر در نشست مشترك دبيران استاني جامعه اسلامي مهندسين:
فهرست اسامي وزراي پيشنهادي روزگذشته به مجلس ارائه شد

خبرگزاري فارس: نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي از ارائه فهرست اسامي وزراي پيشنهادي دولت دهم در مهلت قانوني به مجلس خبرداد.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي و دبير كل جامعه اسلامي مهندسين صبح امروز در نشست مشترك دبيران استاني و اعضاي شوراي مركزي اين جامعه با بيان اينكه رئيس‌جمهور شب گذشته فهرست اسامي وزراي پيشنهادي خود را به مجلس تحويل داده است،‌گفت: هر چند نمايندگان از اين اقدام آقاي احمدي‌نژاد كه برخي وزرا را قبل از معرفي به مجلس از رسانه معرفي كرده بود،‌ گله مند بودند اما اسامي كه در اين ليست وزراي پيشنهادي آمده است همان اسامي است كه ديروز از برخي از روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها منتشر شده بود.
وي افزود: احتمالا " از فهرست پيشنهادي 4 تا 5 نفر راي نمي‌آورند و سه نفر از اين افراد براي مجلس شناخته شده نيستند كه بايد اين افراد در روزهاي آينده با حضور در مجلس برنامه‌هاي خود را تبيين كنند.


رئيس‌جمهور روز گذشته وزراي كابينه را به مجلس معرفي كرد؛
ليست كامل وزراي پيشنهادي احمدي‌نژاد به مجلس

خبرگزاري فارس: رئيس جمهور ساعات پاياني روز گذشته طي نامه‌اي ليست كامل وزراي پيشنهادي خود را به مجلس شوراي اسلامي معرفي كرد.


به گزارش خبرگزاري فارس، ليست كامل وزراي پيشنهادي دولت دهم به همراه چكيده‌اي از سوابق وزراي پيشنهادي كه از سوي خبرگزاري فارس به آن اضافه شده، بدين شرح است:

* وزارت علوم تحقيقات و فناوري: كامران دانشجو
(دانشجو كه داراي دكتراي مكانيك با گرايش هوافضا است، پيش از اين در دولت نهم قائم مقام و معاون سياسي وزارت كشور، رئيس ستاد انتخابات كشور و استاندار تهران بوده است)

* وزارت كشور: مصطفي محمدنجار
(محمدنجار كه داراي مدرك مهندسي مكانيك در رشته طراحي جامدات و فوق ليسانس در رشته مديريت اجرايي با گرايش مديريت استراتژيك است، پيش از آنكه در دولت نهم به عنوان وزير دفاع منصوب شود، فعاليتهاي متعدد مديريتي در سپاه پاسداران و وزارت دفاع داشته است)

* وزارت امور خارجه: منوچهر متكي
(متكي كه داراي كارشناسي علوم اجتماعي از دانشگاه بنگلور هندوستان و كارشناسي ارشد روابط بين الملل دانشگاه تهران است، در دولت نهم نيز وزير خارجه بوده و پيش از آن نمايندگي دوره‌هاي اول و هفتم مجلس شوراي اسلامي و سفير ايران در آنكارا و توكيو بوده است)

* وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي: سيدمحمد حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي فقه و مباني حقوق اسلامي از دانشگاه تهران است، در دولت نهم معاون پارلماني و قائم مقام وزارت علوم بوده و پس از عليرضا علي‌احمدي رياست دانشگاه پيام نور را نيز بر عهده داشته و پيش از آن نيز نمايندگي مجلس پنجم و مدير عاملي انتشارات سروش و معاونت سازمان صدا و سيما در زمان رياست لاريجاني را در كارنامه خود دارد)

* وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات: رضا تقي‌پور (تقي‌پور كه در دولت نهم معاون وزير ارتباطات و رئيس سازمان فضايي كشور بوده است. مديريت عامل صنايع مخابرات ايران و مديريت كلان پروژه ماهواره‌هاي كوچك، از جمله سوابق مديريتي رضا تقي پور در سال هاي اخير است)

* وزارت كار و امور اجتماعي: عبدالرضا شيخ‌الاسلامي
(شيخ‌الاسلامي كه داراي دكتراي مهندسي عمران است، ابتدا در دولت نهم به استانداري استان هرمزگان منصوب شد اما در پي وزير شدن الهام، رئيس‌دفتر رئيس‌جمهور و با حفظ سمت به رياست گروه مشاوران جوان رئيس‌جمهور منصوب شد و چندي پيش نيز به عنوان دستيار ويژه رئيس‌جمهور در سازماندهي نيروي انساني منصوب شده است)

* وزارت آموزش و پرورش: سوسن كشاورز
(خانم كشاورز كه داراي دكتراي فلسفه تعليم و تربيت است، از سومين سال دولت نهم تاكنون معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي بوده است)

* وزارت نفت: سيدمسعود ميركاظمي
(ميركاظمي كه داراي دكتراي مهندسي صنايع از دانشگاه تربيت مدرس است، در دولت نهم وزير بازرگاني بود و پيش از آن نيز رئيس دانشگاه شاهد و رئيس مركز مطالعات بنيادي سپاه از جمله سوابق وي است)

* وزارت نيرو: محمد علي‌آبادي
(علي‌آبادي كه داراي مهندسي عمران است، معاون عمراني شهردار سابق تهران بود و در دولت نهم نيز معاونت رئيس‌جمهور و رياست سازمان تربيت بدني را بر عهده داشت)

* وزارت بازرگاني: مهدي غضنفري
(وي در دولت نهم معاون وزير بازرگاني در توسعه روابط اقتصادي و رئيس كل سازمان توسعه تجارت ايران بوده است)

* وزارت مسكن و شهرسازي: علي نيكزاد
(نيكزاد كه داراي كارشناسي ارشد عمران است در دولت نهم معاون عمراني وزير كشور، رئيس سازمان شهرداري‌ها و استاندار اردبيل بود و پيش از آن نيز در دولت هشتم معاونت عمراني استانداري لرستان را بر عهده داشت)

* وزارت راه و ترابري: حميد بهبهاني
(بهبهاني كه داراي دكتراي تخصصي عمران با گرايش حمل و نقل و ترافيك از دانشگاه كينزول فلوريدا است، در دولت نهم پس از رحمتي به عنوان وزير راه منصوب شد و پيش از آن نيز به عنوان معاون برنامه‌ريزي و اقتصاد حمل و نقل در همين وزارتخانه مشغول بكار بوده است)

* وزارت جهاد كشاورزي: صادق خليليان
(صادق خليليان داراي دانشنامه دكتراي اقتصاد طبيعي دانشگاه تربيت مدرس است. سابقه تدريس دو دهه اقتصاد كلان و اقتصاد سنجي و همچنين معاون امور اقتصادي و برنامه‌ريزي وزارت جهاد و كشاورزي را در كارنامه خود دارد.)

* وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: احمد وحيدي
(وحيدي كه در دولت نهم جانشين وزير دفاع بوده و با حكمي از سوي رئيس جمهور به عنوان نماينده نيروهاي مسلح در تدوين برنامه پنجم منصوب شده بود، در دوران وزارت دفاعي شمخاني معاونت طرح و برنامه اين وزارتخانه را بر عهده داشت.
رياست كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص و مسئوليت معاونت طرح و برنامه وزارت دفاع نيز از ديگر مسئوليت‌هاي وي به شمار مي‌رود)

* وزارت بهداشت، درمان و اموزش پزشكي: مرضيه وحيد دستجردي
(وحيددستجردي كه داراي درجه تخصصي در رشته زنان از دانشگاه علوم پزشكي تهران است، سوابق متعدد پزشكي را در كارنامه خود دارد و در دوره‌هاي چهارم و پنجم نيز نماينده مجلس شوراي اسلامي بوده است.)


* وزارت رفاه و تامين اجتماعي: فاطمه آجرلو
(آجرلو كه داراي كارشناسي ارشد روانشناسي شخصيت و دانشجوي دكتراي روانشناسي تعليم و تربيت است، در مجلس هفتم و هشتم نماينده كرج ،اشتهارد و آسارا بوده است.)


* وزارت اطلاعات: حيدر مصلحي
(مصلحي ضمن تحصيلات حوزوي، تحصيلات خود را در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد با گرايش الهيات و معارف اسلامي در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) پشت سر گذاشته است. وي كه نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروي مقاومت بسيج را در كارنامه خود دارد، در دولت نهم ابتدا مشاور رئيس‌جمهور بود و اكنون نيز مشاور و نماينده رئيس جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامي است و نمايندگي ولي‌فقيه و سرپرستي سازمان اوقاف و امور خيريه را بر عهده دارد.)

* وزارت صنايع و معادن: علي‌اكبر محرابيان
(محرابيان كه داراي مدرك مهندسي عمران از دانشگاه علم و صنعت است، در دولت نهم وزير صنايع بود و پيش از آن مديرعامل شركت‌هاي شهروند و رفاه، نماينده رئيس جمهور در ستاد تبصره 13، رئيس سازمان عمران و مشاور محمود احمدي نژاد نيز بوده است.)


* وزارت امور اقتصاد و دارايي: سيدشمس‌الدين حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي اقتصاد است، در دولت نهم وزير اقتصاد بود و پيش از آن نيز مدير كلي دفتر بين‌الملل و روابط عمومي وزارت نيرو و مديركل دفتر مطالعات اقتصادي وزارت بازرگاني را در كارنامه خود دارد.)

*وزارت تعاون: محمد عباسي
(عباسي كه داراي مدرك دكتراي مديريت، در دولت نهم نيز وزير تعاون بود و پيش از آن نمايندگي مردم گرگان در مجلس هفتم را بر عهده داشت.)

* وزارت دادگستري: سيدمرتضي بختياري
(وي پيش از اين استاندار اصفهان، مدير كل دادگستري استان خراسان رضوي، معاون قوه قضائيه و رئيس سازمان زندانهاي كشور و مدير كل دادگستري استان فارس بوده است و داراي مدرك حوزوي است.)


طيبه صفايي در گفتگو با فارس:
نمايندگان فارغ از تعصبات جنسيتي به وزراي پيشنهادي نگاه كنند

خبرگزاري فارس: رئيس فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي گفت: ما انتظار داريم كه نمايندگان به حضور خانم‌ها از بعد توانمندي آنها نگاه كنند و توقع داريم كه نمايندگان فارغ از تعصبات جنسيتي به وزرا نگاه كنند.


طيبه صفايي نماينده مردم تهران و رئيس فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا»، در خصوص انتخاب سه وزير زن از سوي احمدي‌نژاد گفت: اين اقدام احمدي‌نژاد باور وي را نسبت به زنان در عمل به اثبات رساند و نشان داد كه قابليت زنان را باور دارد.
وي افزود: مجلس شوراي اسلامي بررسي صلاحيت وزاري پيشنهادي را براساس معيارها بررسي مي‌كند و به حضور خانم‌ها در كابينه جنسيتي نگاه نمي‌كند زيرا آنان نيز بايد براساس پتانسيل‌هاي خود مورد ارزيابي قرار گيرند و در مراكز مختلف از حضور آنها استفاده شود.
صفايي اظهار داشت: مجلس و كميسيون‌ها از يكايك وزراء جداگانه دعوت به عمل مي‌آورد و با بررسي سوابق اجرايي نظر نهايي خود را اعلام خواهد كرد.
رئيس فراكسيون زنان با ابراز تأسف از نوع نگاه به مديريت و توانمندي زنان گفت: متأسفانه بارها در مجلس شاهد آن بوديم كه در انتخاب هيئت رئيسه مجلس و فراكسيون‌ها زنان كانديد مي‌شوند و هيچ توجهي به توانمندي آنها در اين عرصه نمي‌شد و به مديريت زنان در اين عرصه هيچ اعتمادي نمي‌شود.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در خصوص وزير آموزش و پرورش گفت: وزير آموزش و پرورش بايد وضعيت موجود وزارت‌خانه خود را شناسايي كند همچنين ارزيابي جامعي از موانع، نقاط قوت، ضعف، چالش‌ها و تهديداتي كه اين وزارت‌خانه با آن مواجه است، داشته باشد.



دبير كل جمعيت حاميان ولايت:

احزاب بايد در تبعيت از ولايت رقابت كنند

خبرگزاري فارس: دبير كل جمعيت حاميان ولايت گفت: احزاب بايد در تبعيت از ولايت با همديگر رقابت كنند و رقابت بر اين مبنا به رفاقت‌هاي ماندگار تبديل خواهد شد.


به گزارش خبرگزاري فارس از اردبيل، دلاور صيامي عصر چهارشنبه در نشست خبري با خبرنگاران رسانه‌هاي گروهي اردبيل افزود: در انتخابات رياست جمهوري فعاليت احزاب و گروه‌هاي مختلف پيامدي جز حضور پرشور مردم در صحنه انتخابات نداشت و بر همين مبنا احزاب و گروه‌هايي كه پايبند به اصول انقلاب و ولايت هستند بايد در مسير رسيدن به آرمان انقلاب اسلامي و چشم‌انداز 20 ساله نظام تلاش كنند.
وي اظهار داشت: به كوري چشم دشمنان نظام اسلامي راي 40 ميليوني ملت نشان از پايبندي و پشتيباني آنها به ولايت و رهبري جامعه بود كه با انگيزه‌هاي سياسي مختلف و بعد از گذشت 30 سال تجديد ميثاقي با خط ولايت و رهبري بود.
صيامي تصريح كرد: دشمنان ما به ويژه رسانه‌هاي غربي سرمايه‌گذاري كلاني را در راستاي ايجاد ياس و نااميدي در بين ملت انجام داده بودند به طوري كه خبرگزاري بي‌بي‌سي و بخش فارسي آن شش ماه قبل از انتخابات به صورت چشمگير سخن از دسيسه و تقلب انتخاباتي سر داد و اين القائات به طوري آشكار در حركت‌هاي برخي احزاب نمود پيدا كرد.
وي در باره اغتشاشات بعد از انتخابات و اتهامات مختلف وارده به برخي احزاب و گروه‌ها خاطر نشان كرد: تعدادي از فريب‌خوردگان داخلي نيز همسو با دشمنان و با هدف ايجاد تفرقه و دودستگي در كشور اقدام به جوسازي‌هاي كذايي كردند در حالي كه همه از صحت و سلامت انتخابات و راي مردم آگاهي داشته و هيچ نقص و مشكلي در اين باب وجود نداشت.
دبير كل جمعيت حاميان ولايت سخنان اخير كروبي را در مورد بحث تجاوز جنسي به زندانيان يادآور شد و گفت: اين سخنان نه تنها مايه تأسف و دلخوري از يك فرزند انقلاب است بلكه اذهان ملت را دچار تشويش كرده و براي رسانه‌هاي غربي نيز سوژه‌سازي مي‌كند در حالي كه كروبي مي‌توانست در صورت صحت گفته‌هاي خود اين مسئله را از طريق مراجع قانوني پيگيري كند.
وي علت اين هيجانات كذايي را فشارهاي وارده از اطرافيان كروبي اعلام كرد و ادامه داد: كروبي در بيان اين حرف‌هاي نسنجيده تحت تاثير القائات دوستان و اطرافيان ناآگاه خود قرار گرفته و زمينه روحي نامساعدي را در جامعه فراهم آورده است.
دبير كل جمعيت حاميان ولايت خاطر نشان كرد: اين سخنان در حالي به ميان آمده است كه خود ملت ايران حامي حقوق بشر و دشمن سرسخت ناقضان حريم امنيت ملي هستند به طوري كه در 30 سال گذشته دفاع از حقوق ملت فلسطين، لبنان، عراق و افغانستان اين مسئله را به خوبي روشن مي‌كند.
صيامي افزود: كروبي با خط‌دهي افراطيوني كه دور و بر خود جمع كرده است مسايل درون خانوادگي را نابجا اطلاع‌رساني كرده در حالي كه به گفته تمام مسئولان كشور تجاوزهاي جنسي در زندان‌هاي كشور صحت ندارد و يك مسايل غيرواقعي و نشأت گرفته از هيجانات فردي است.
وي در مورد كابينه دهم و عملكرد دولت نهم اضافه كرد: سفرهاي استاني رئيس جمهور كه ثمرات شيرين و قابل لمسي براي مردم داشته از موفقيت‌هاي اين دولت است كه در برخي استان‌ها اجراي آن به مرز 100 درصد نيز رسيده است.
صيامي تصريح كرد: حريم‌شكني مسئوليت‌ها از ديگر توفيقات دولت نهم بود به طوري كه در اين دولت جايگاه و مسئوليت‌ها به پايين كشيده شد و مردم به راحتي توانستند مسئولان عالي‌رتبه كشور را نيز پيدا كرده و با آنها درد و دل كنند.
وي در بيان نقدي به دولت اظهار داشت: در حالي كه انتظار مي‌رفت رئيس جمهور ولايي و پايبند به آرمان انقلاب مشايي را از كابينه كنار بگذارد حتي در دولت دهم نيز قصد اين كار را نداشت و به نظر مي‌رسد اين كوتاهي دولت قابل اغماض نيست.
دبيركل جمعيت حاميان ولايت با اشاره به ضرورت استفاده رئيس جمهور از نيروهاي ارزشي و ولايي همراه با ظرفيت‌هاي جواني و خلاقيت‌ها در دولت دهم افزود: انتظار مي‌رود كابينه دولت دهم كابينه كارآمدتر، جوان‌تر و ولايي‌تر باشد.
صيامي گفت: از دولت دهم انتظار مي‌رود چشم‌انداز 20 ساله نظام و اصل 44 را جزو برنامه‌هاي راهبردي خود قرار دهد و با كوچك‌سازي دولت زمينه اشتغال، توليد مسكن و كاهش نرخ تورم را در دستور كار قرار دهد.
وي در پايان سخنان خود اضافه كرد: كابينه دولت دهم با تعامل گروه‌ها و احزاب و نخبگان سياسي و علمي كشور معرفي مي‌شود كه اميدواريم در اين معرفي جاي نيروهاي متخصص و جوان كاملاً مشهود باشد.



هلال ماه غروب امشب در هيچ نقطه اي از جهان قابل رويت نيست


سوابق مصطفي محمد نجار وزير پيشنهادي وزارت کشور
مصطفي محمد نجار متولد سال 1335 در تهران است. وي متاهل و داراي سه فرزند است. نجار داراي مدرک کارشناسي ارشد مديريت صنعتي است. مصطفي محمد نجار در کابينه احمدي نژاد وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح است
به گزارش ايرنا سواب تحصلي ،‌اجرايي محمد نجار به شرح زير است.
1- کارشناسي مکانيک از دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي- 1363
2- کارشناسي‌ارشد مديريت اجرايي از دانشگاه مديريت صنعتي- 1383
**سوابق اشتغال
1- مسئول ارزشيابي استان سيستان و بلوچستان ( در فرماندهي کل و ستاد مرکزي سپاه)
2- مسئول تعاون کل سپاه 1360
3- قائم مقام گروه جنگ‌افزار وزارت سپاه
4- ديريت صنايع حديد
5- مسئول گروه تجهيزات و پشتيباني- فني صنايع، کلاهدوز، امام علي (ع) ، شهيد رجايي
6- معاون اجرائي مدير عامل سازمان صنايع دفاع در گروه صنايع تسليحاتي و مهمات‌سازي و متالوژي ساصد1365-1386
7- رئيس هيئت اجرائي گروه صنايع تسليحاتي ساصد
8- رئيس گروه صنايع تسليحاتي ساصد
**فعاليت‌هاي علمي، سياسي ، اجتماعي و فرهنگي
1- عضويت در سپاه از اواخر سال 1357
2- عضويت در هيئت مديره صنايع سپاه
3- حضور در جبهه‌هاي جنگ و مناطق مختلف عملياتي 1359
4- ايجاد مراکز آموزشي و درماني و تجهيز بيمارستان سپاه
5- عضو اصلي هيئت مديره سازمان صنايع دفاع سال 1368 - 1379 در امر سازماندهي، اداره، هدايت، نظارت و کنترل و همچنين تعيين استراتژي و خط مشي سازمانهاي بزرگ تحقيقاتي، صنعتي و خدماتي و وزارتخانه هاي مربوطه
6- آشنائي به معاملات بازرگاني و قراردادهاي خارجي و داخلي و امور انتقال تکنولوژي در امر خريد و صادرات و نحوه همکاري بين المللي.
7- داراي تجربه در امر عمران و مهندسي
8- دريافت نشان درجه 3 کار و توليد از دولت
9- مدير نمونه وزارت دفاع در سومين جشنواره شهيد رجائي
سوابق سيد شمس‌‌الدين ‌حسيني وزير پيشنهادي وزارت اقتصاد
سيدشمس‌الدين ‌حسيني متولد سال 1346 از استان اصفهان است و داراي مدرک دکتري اقتصاد در بخش عمومي و بين‌الملل مي‌باشد.
به گزارش ايرنا ، حسيني از سال 74 تا 77 به عنوان مدير کل حوزه رياست و بين‌الملل سازمان برنامه و بودجه کشور فعاليت داشت و به طور همزمان از سال 75 تا 77 هماهنگ کننده ملي پروژه‌هاي دفتر عمران سازمان ملل متحد بود.
وي از سال 75 تا 81 دبير کميسيون‌هاي مشترک همکاري ايران با کشورهاي کره جنوبي، مالزي در سازمان برنامه و بودجه کشور بود و از سال 77 تا 81 به عنوان مدير کل دفتر بين‌الملل و روابط عمومي وزارت نيرو و دبير کميسيون مشترک ايران و قطر در اين وزارتخانه فعاليت داشت.
حسيني از سال 81 با انتقال به وزارت بازرگاني به سمت مديرکل دفتر مطالعات اقتصادي اين وزارتخانه منصوب شد و تا سال 87 در اين سمت باقي ماند.
وي از سال 81 تا 84 به طور همزمان نايب رئيس کميته برنامه‌ريزي توسعه صادرات بود و در سال 85 به عنوان نماينده وزارت بازرگاني در کميسيون تخصصي شوراي بورس معرفي شد.
وي در سال 68 در رشته اقتصاد بازرگاني از دانشگاه علامه طباطبائي مدرک کارشناسي خود را اخذ کرد و در سال 71 موفق به دريافت مدرک کارشناسي ارشد در رشته علوم اقتصادي از دانشگاه تهران شد.
حسيني مدرک دکتراي خود را در سال 84 در رشته اقتصاد بخش عمومي، بين‌الملل از واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد کسب کرده و علاوه بر دانشگاه آزاد در دانشگاه‌هاي پيام نور و علامه طباطبايي مشغول به تدرس بوده است.
وي که داراي مقالات متعدد علمي-پژوهشي و علمي-ترويجي است تا به حال در سه کنفرانس بين‌المللي و 15 کنفرانس داخلي موفق به ارائه مقاله شده است.
شمس‌الدين حسيني هشت کتاب با عناوين بازار شکر با تاکيد بر سياست‌هاي حمايتي - لايحه قانون رقابت، مباني نظري و تجربه کشورها - تورم، دلايل و راه هاي مهار آن در اقتصاد ايران - آمار سخن مي‌گويد - ايران آباد، هشت سال تلاش مقدس - The Flourishing Iran(ايران روبه رشد) - مجموعه مقالات گردهمايي بررسي مساله فقر و فقرزدايي در جمهوري اسلامي(دو جلد)، تاليف کرده است.
حسيني در دولت نهم نيز وزير اقتصاد بود.
سوابق حيدر مصلحي وزير پيشنهادي وزارت اطلاعات
حجت الاسلام و المسلمين "حيدر مصلحي" گزينه پيشنهادي براي تصدي پست وزارتخانه حساس و کليدي اطلاعات است و پيش از اين در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و سازمان اوقاف مشغول بکار بوده و از مشاوران احمدي نژاد در دولت نهم بوده است.
به گزارش ايرنا‌،حجت الاسلام حيدر مصلحي نمايندگي حضرت امام (ره) در قرارگاه کربلا و خاتم الانبياء (ص) در دوران دفاع مقدس، نماينده ولي فقيه در نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروي مقاومت بسيج و مشاور رياست سازمان تبليغات اسلامي از جمله سوابق مديريتي و اجرايي را در کارنامه خود دارد.
وي همچنين به مدت بيست سال تحصيلات حوزوي داشته و اولين مشاور احمدي نژاد در امور روحانيون بوده است.
مصلحي همچنين مشاور و نماينده رئيس جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامي است. وي اکنون نيز نمايندگي ولي‌فقيه و سرپرستي سازمان اوقاف و امور خيريه را بر عهده دارد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:39  توسط   | 

شغالها|(اسرائیل وصهیونیست) هم قاتلند هم سرقت میکنند

دخالت موساد در بزرگ‌ترين سرقت جواهرآلات

منابع خبري از دخالت برخي روساي سابق سازمان جاسوسي رژم صهيونيستي (موساد) و شماري ديگر از عناصر امنيتي اين رژيم در بزرگ‌ترين سرقت جواهرآلات در انگليس خبر دادند.

به گزارش فارس، پايگاه خبري المحيط به نقل از روزنامه صهيونيستي "معاريو " گزارش داد كه رئيس سابق سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي (موساد) و برخي مسئولان بلندپايه اين رژيم در بزرگ‌ترين سرقت جواهرآلات در انگليس دست دارند.

اين گزارش مي‌افزايد: سارقان با همدستي "ناحوم ادموني " و " اوري ساوي " از رؤساي سابق موساد و سازمان اطلاعات اسرائيل و شماري از مقامات بلندپايه و مسئولان امنيتي اين رژيم به اين سرقت اقدام كرده‌اند.

محيط افزود: سارقان در اين دزدي بزرگ موفق شدند جواهراتي به ارزش 40 ميليون پوند به سرقت ببرند به طوري كه پليس انگليس هنوز به ادله مستندي دست نيافته‌ است.

بنا بر اين گزارش، دو نگهباني كه به هنگام سرقت از مكان جواهرات محافظت مي‌كردند دو تن از عناصر امنيتي اسرائيلي بودند كه در شركت حراست مشهوري به نام Universal security Group مشغول به كار هستند.

به گزارش محيط، روزنامه معاريو فاش كرد كه در هيئت رئيسه اين شركت ثبت شده در انگليس افرادي مانند "ناحوم ادموني " و " اوري ساوي " از رؤساي سابق موساد و سازمان اطلاعات رژيم صهيونيستي حضور دارند كه از ترك منصب خود در اين دو سازمان بيش از دو ماه نمي‌گذرد.

بنا بر اين گزارش، علاوه بر اين يكي از سهامداران اين شركت فردي به نام "اسحاق مالكو " و فردي بسيار نزديك به "بنيامين نتانياهو " نخست وزير كنوني اين رژيم و نماينده ويژه وي در امور روابط آمريكا و اسرائيل است.

اين گزارش افزود: لندن پايتخت انگليس در ماه آگوست شاهد شماري از سرقت‌ها شبيه به سرقت در فيلم‌هاي سينمايي بود كه در روز روشن سرقت صورت مي‌گيرد و ماجرا با فرار سارقان به پايان مي‌رسد.

اين حادثه كه در آن دو فرد توانستند جواهراتي به ارزش 40 ميليون دلار را از يكي از محلات بالانشين شهر در خيابان "نيو پوند " در لندن به سرقت ببرند، در بايكوت خبري توسط مقامات انگليس قرار داشت به طوري كه گفته مي‌شود در 6 آگوست جاري رخ داده است.


خاخام ارشد صهيونيست:
نظام قضايي اسرائيل فاسد و تمام قضات بي دين هستند

به گزارش فارس: "عواديا يوسف " خاخام ارشد و تندروي صهيونيست در پي تشديد حكم يكي از اعضاي حزب شاس كه به اتهام رشوه‌گيري دستگير شده بود اعلام كرد دادگاه اسرائيل كاملا فاسد و قضات در اين دادگاه بي دين هستند.


به گزارش فارس به نقل از روزنامه عبري زبان "يديعوت آحارونوت "، "عواديا يوسف " خاخام ارشد و رهبر معنوي حزب شاس، به دنبال تشديد مجازات عليه "اشلمو بنيزري " عضو حزب شاس و وزير سابق رفاه گفت: تشديد مجازات بنيزري نشان دهنده فساد سيستم قضايي است و ديگر اينكه قضاتي كه در اين سيستم قضاوت مي‌كنند، به هيچ چيزي اعتقاد ندارند و كاملا بي دين هستند.
عواديا گفت: ما عميقا از حكم اين دادگاه شيطاني متأسفيم، زيرا آنها يكي از دوستان ما را كه در تدريس تورات فعال بود را محاكمه كرده‌اند.
چندي پيش نيز "الي ييشاي " رئيس حزب شاس نيز در نامه‌اي به "شيمون پرز " رئيس رژيم صهيونيستي خواستار بخشش بنيزري شد كه با مخالفت دادستان كل رژيم صهيونيستي روبرو شد.
"ادموند لوي " يكي از قضات رژيم صهيونيستي نيز به دنبال تشديد حكم بنيزري گفت: به دليل افزايش رشوه گيري و فساد در بدنه كابينه اسرائيل، بايد با اين مسئله به شدت برخورد كنيم و هزينه سنگيني بپردازيم.
اين وزير سابق رژيم صهيونيستي يكسال پيش در دادگاه بيت المقدس به 18 ماه حبس محكوم شده‌بود. در حالي كه بنيزري پيشتر خواستار كاهش مدت حبس خود شده بود، دادستاني بر تشديد آن تاكيد كرد.
بنيزري 49 ساله به جرم فساد مالي و رشوه‌گيري محكوم شده است. وي در مدت پنج سالي كه به عنوان وزير امور رفاه اسرائيل مشغول بكار بود، صدها هزار دلار رشوه دريافت كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:28  توسط   | 

این هم آقای صانعی....

متن كامل اظهارات موهن صانعي در گرگان

فيلم منتشر شده از اظهارات موهن يوسف صانعي در جمع تعدادي از روحانيون هم‌فكرش در گرگان با واكنش‌هاي متفاوتي روبرو شد. واكنش‌هايي از بهت و حيرت گرفته تا تأكيد بر ساقط شدن وي از عدالت و لزوم جاري كردن حد به‌خاطر تهمت به دكتر احمدي‌نژاد شده‌اند.

با اين حال، دفتر صانعي به‌جاي اعلام عذرخواهي وي، اقدام به فرافكني كرد و در حالي كه تصوير مربوط به اين سخنان موهن در اينترنت پخش شده است، ادعا كرد اظهارات صانعي يك حكايت بوده و ربطي به فرد خاصي ندارد.

در اين زمينه، برخي سايت‌هاي نزديك به وي نيز اقدام به رفوي اين اظهارات شنيع كردند و حاضر نشدند كوچك‌ترين انتقادي به گوينده آن كه خود را مرجع تقليد نيز مي‌داند، بنمايند.

متن كامل اين سخنراني را كه سراسر توهين و اتهام به نظام اسلامي است، منتشر مي‌كند تا مشخص شود كه چگونه برخي افراد به‌نام مرجعيت شيعه را بازيچه اغراض سياسي خود كرده‌اند. همچنين در اين متن كاملاً مشخص است كه هتاكي صانعي متوجه رئيس‌جمهور است و فرافكني‌هاي وي نمي‌تواند مانع از آشكار شدن حقيقت باشد.

آنچه كه هنوز در اين ميان، مبهم است سكوت مدعي‌العموم و عدم انجام وظيفه قانوني خود در برخورد با اين جرم آشكار است.

اعوذبالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

لااله الاالله و لا نعبد الا اياه مخلصين له الدين و لوكره المشركون

اين ذكري است كه در ماه شعبان هزارمرتبه بايد گفته شود و بنده از آن دوران كودكي كهبه نمازمرحوم والد مي رفتم، مي ديدم كه تقسيم كرده بودند كه بعد از هر نمازي هفت مرتبه مي گفتند كه عدد برسد به هزار يك مقدار بالاتر. و همينجور در ماه رجب دعاي يا من ارجوه لكل خير و أمن سخطه عند كل شر به قول رفيق ما كه شهيد شد، روحش شاد روحاني ارزنده اي بود كه مي گفت اين دعا هم از دعاهاي شانس دار است. براي اينكه معمولاً مي خوانند در نمازها اما به شما عرض كنم كه بنده متولد 1316 هستم و مقيد بوده ام به عنوان يك مسلمان كه اين دعاهاي مختصر و كوتاه كه به آن عنايت بوده است و سيره مسلمين و شيعيان بر آوردنش بوده است، بخوانم اما براي شما عرض مي كنم كه تنها سالي كه من موفق به خواندن نه لااله الا الله و نه "يا من ارجوه" نشدم، امسال بود.

1325 را من ياد دارم كه به اصفهان بودم و فوت مرحوم آيت الله سيد حسن اصفهاني و درگيري‌هاي قوام و مصدق و درگيري‌هاي بعد تا حتي دستيگري امام سلام الله عليه اما هيچگاه چنين حالتي براي بنده پيش نيامد حتي شهيد كردن عزيزاني كه در دوره هاي مختلفي در رژيم به شهادت رسيدند، همچون نيك نژاد، صفارهرندي، اماني‌ها و ديگران و فشارهايي كه مي آمد فراوان، حتي فشارهايي كه طاقت فرسا بود اما در عين حال مطمئن بوديم كه اين فشارها نتيجه خوبي خواهد داد كه چون به هرحال مسئولين نظام فكري خواهند كرد و جلوي فشارها را خواند گرفت و ما هم گاه و بي‌گاه به آنها تذكر مي داديم و تا حدي هم عمل مي شد. اما امسال هيچ نتوانستم بخوانم، نمي دانم كه شماها موفق شديد يا نشديد اين فشاري است كه مسائل روز براي بنده آورده است.

به عنوان يك مسلمان، به عنوان يكي كه از 1334 تقريباً خدمت امام امت بودم تا آخر زندگي امام را خودتان مطالعه كنيد، از دروغگويان و دروغ پردازان نگيريد، از كساني كه امام را براي منافع خودشان مي خواهند، نگيريد، خودتان مطالعه كنيد. برداريد صحيفه امام را مطالعه كنيد، كامل تر از صحيفه نور است يا صحيفه نور را مطالعه كنيد. دوستان امام را ببينيد كه به كجا رفتند؟ يكي پس از ديگري شهيد شدند و به شهادت رسيدند، امروز هم عده اي ديگر از آنها كه در رأس نظام بودند، زندان هستند كه مي گويند مي خواستند رژيم را يا نظام را عوض كنند. آيا باور كردني است؟ آيا اين عزيزان كه هركدامشان كه از نظر خانوادگي داراي خصوصيت خاصي هستند، من نمي خواهم يكي يكي اسم ببرم. خانواده هايي متدين متعهد، آيا جناب آقاي مهندس موسوي كه من 25 سال او را مي شناسم، خودش را خانواده اش را نياكانش را مي شناسم، همه خصوصيات زندگي ايشان را مي شناسم، تصميم داشت كه رژيم را به هم بزند؟ او تصميم داشت كه مردم را كف خيابان‌ها به خاك و خون آغشته كند؟ او تصميم داشت اموال مردم را به يغما ببرد؟ او تصميم داشت مغازه ها را بشكند؟ او تصميم داشت از بالا يك جاهايي گلوله بزنند و قلب مردم را نشانه بروند؟ من به شما عرض كنم در اين نظام مهندس موسوي از نظر تدين و تعهد يا بي نظير است يا كم نظير (صلوات حضار) من به شما عرض كنم مهندس موسوي در طول اين ساليان نمي خواستم عرض كنم اما چون مرا تحت تأثير احساسات قرار دادند دوستان مجبور شدم اين جمله را بگويم مهندس موسوي در زمان امام سلام الله عليه مقلد امام بود و وجوهاتش را به وسيله شيخ حسن صانعي اخوي بنده مي داد خدمت امام.

آن صانعي كه شما صحيفه نور را برداريد و نگاه كنيد و ببينيد درباره او چه فرموده امام و چه گفته امام؟ نگاه نكرديد ولي برويد مطالعه كنيد به وسيله او وجوهاتش را مي داد خدمت امام. از بعد رحلت امام خودش و خانواده اش و دخترانش و قوم و خويشانش هرسال يك بار جناب آقاي موسوي از تهران مي آمد قم، وجوهاتش را مثلاً 50 هزار تومان 100هزار تومان و... هيچ بحث رياستي هم در كار نبود، عوامفريبي و كلك نبود، چون تازه بنده را نمي توانند كه كلك بزنند. بنده هم سه پشتم آخوند است، هم خودم يك معتقداتي دارم، امام مي فرمود روحاني برجسته است. آن وقت هم زمينه كلك نبود مي آمد وجوهاتش را مي داد، پيكانش را سوار مي شد و برمي گشت. بحث 50 هزار تومان و 100هزارتومان نيست، بحث عقيده است، بحث اعتقاد است. و هربار كه مي آمد، درسي به بنده مي داد از نظر سياست حتي گاهي من اطلاعيه مي دادم ايشان در تهران به وسيله كسي پيغام مي داد كه فلاني اين جمله اطلاعيه شما انسب اين بود كه تغيير پيدا كند. شما برويد پدرش را ببينيد.

روحانيون عزيز متفكرين الحمدالله كم و زياد به عربي آشنا هستيد، برداريد اين كتاب ابحدود و تعزيرات فقهي ما را بخوانيد هيچكس حق ندارد مجرمي را عذاب مضاعف كند. برداريد بخوانيد در باب جهاد يا حدود اسيري كه فردا بناست اعدام شود، بايد آب بهش داد، غذا به او داد، اگر جرمي كه مرتكب جرمي شده است كه حد دارد، مريض است، نمي شود در حال مريضي او را حد زد. اميرالمومنين سلام الله عليه فرمودند هنگام تجريد و حبس و تحديد و تخويف اقرار معتبر نيست. تجريد يعني قطع ارتباط يك نفر با خارج. اقراري كه از كسي سر بزند كه من اينجا عرض مي كنم ارتباط با خارج ندارد، نه روزنامه دارد، نه راديو نه ملاقات اين به فرموده اميرالمومنين كه ما دم از او مي زنيم و معمولاً براي منافع‌امان از او استفاده مي كنيم، او مي فرمايد اين اقرار محترم نيست، اين اقرار هيچ ارزشي ندارد. حبسش كنار، تخويف و تحديدش كنار، تجريد نه اينكه لباسش را درآورند اين كه برمي گردد به تخويف و تحديد، تجريد يعني تخليه اطلاعاتي و قطع او از خارج و يا تمام روحيه اش يكدفعه عوض بشود. (بر خلاف ادعای صانعی آقایان ابطحی در سوئیت‌هایی نگهداری می‌شوند که مجهز به رادیو و تلویزیون است و روزنامه نیز در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند که این مسئله را خانواده‌های این دو نفر نیز تأیید کرده‌اند.)

خوب اين كار يك كار خوبي است همه روحيه ها را اينگونه مي شود عوض كرد ما اصلاً احتياجي به تبليغ و هدايت نداريم كه ناراحتي نداريم كه من امروز چند خطر را به شما هشدار مي دهم و نه تنها خطر راه را هم عرض مي كنم. خطر اول امام زدايي با اعمال با گتفار و رفتار و امروز مي بينيد كه برخي در خارجند و از اوضاع ما اطلاع ندارند حالا يا مقصر يا غير مقصر مي بينيد بعضي اشكال را به ديگران سرايت دهند از آنها به امام هم سرايت مي دهند . اين كمال بي انصافي است. آنجايي كه ديديد كه سخنگويان سراغ امام مي روند برويد زندگي امام را مطالعه كنيد ببينيد امام چگونه بود با اين همه اعمال ناروا به نام قانون اساسي به نام اسلام، ما چه مي كنيم با امام؟ جوانان اين كه الآن در حال انجام است ضد رفتار و اعمال امام است امام در آن پيام هشت ماده اي فرمودند كه اگر وارد جرمي شديد و چيز ديگري ديد حق گزارش ندارد من نديدم اما شنيدم در مشهد كه بودم گفتند يك كسي اظهارنظر كرده است گفته بله رفتيم فلان جا آنجا كتاب‌هاي ناجور بود و ما كتاب‌هاي ناجور را آورديم. اول اينكه تو حق نداري كتاب ناجور و جور را تشخيص بدهي به توچه ارتباطي دارد به قدرتت نناز. ما اين‌قدر از اين قدرت‌ها ديديم ذليل شدند گريه مي كردند بعد آقازاده آيت الله شهيد بهشتي قدس الله فرمودند كه اينها كتابهاي پدرم بود آورده بودند اينجا گذاشته بودم آنجا حالا شده كتاب ضاله كه بايد جمعش كرد. به توچه كه جمعش كني؟‌ مگر تو را فرستادند كتب ضاله را جمع كني بعد هم با كمال قدرت اینجوري، بعد هم دعوا سر لحاف ملانصرالدين است اينهمه كشته شدند و به خاك و خون آغشته شدند آن يكي مي گويد من نبودم رفيقم بود.

داستاني بود كه مي گفتند من نبودم رفيقم بود قصه اي بود كه 9 ربيع ما بازي مي كرديم انجام مي دادند اين خلاف فرموده امام است. امام فرمود ميزان رأي ملت است. يكي از مسئولين كه در درجه اول واسطه بود از يك جايي آمده بود خودش رده دوم و سوم بود گفتم ابطال كنيد انتخابات را، آسمان كه به زمين نمي آيد گره اي را كه مي شود با دست باز كرد، خيلي راحت ابطال كنيد دوباره انتخابات را شروع كنيد با يك شرايط خاصي. او گفت نه تقلب نبوده است. گفتم تقلب نبوده كه يك كسي گفت من هفتاد دليل مي آورم كه در حوض آب نيست يكي ديگه گفت من يك دليل مي آورم كه در حوض آب هست بغلش كرد پرتش كرد در حوض. گفت حالا آب هست يا نيست. حالا كار را به جايي رساندند كه الآن ابطال انتخابات نتيجه به حال آن افراد نخواهد داد. هرچه قدر فشار بيشتر بشود، آگاهي زيادتر مي شود، تنفر بيشتر مي شود و من نمي د انم چه عاملي سبب اين كار شده است، من ماندم در آن. شما مي دانيد كه براي نام امام سلام الله عليه برخي جاها يك صلوات مي فرستند اين خرد كردن امام است. نبايد امام را خرد كرد. شما يادتان باشد هرجا اسم امام آمد بلند و خيلي قوي 3 صلوات بفرستيد. اين از صد فشنگي كه مي خواهند در خيابان بزنند به قلب مردم براي آنهايي كه مي خواهند امام را خرد كنند تا خودشان مهم شوند، بدتراست. در خانه ها عكس امام را بگذاريد، در مغازه ها بگذاريد، در مساجد منبر مي رويد، 3 صلوات با خون شهيد بهشتي ها و مطهري ها و صدها هزار شهيد ديگر. سفره پهن شده را همه مي توانيم دنبالش را بگيريم. وقتي سفره گسترانيده شد همه مي شويم انقلابي اما به ياد آن روزي كه امام را مي خواستند دستگير كنند اواخر سنه 41 بود، جواني بوديم جهرم من وعده داشتم براي منبر رفتن آخوندها مي دانند چه شيعه و چه سني دعوت ماه رمضان يعني زندگي. ولي حالا ديگر يك جور ديگر شده است. اما آن‌وقت مردم اداره مي كردند روحانيت شيعه و سني را.

يك شخصي بود در قم، محترم بود اسمش را نمي خواهم ببرم. آن هم در رابطه با نظام حكومت بود در رابطه با امام. خبر داد به امام كه مي خواهند امشب شما را بگيرند، ما يك جواني بوديم، 7، 8 نفري بوديم در بيروني خانه امام خوابيده بوديم كه وقتي مي خواستند بيايند امام را بگيرند، نگذاريم امام را بگيرند. بيش از اين اطلاع نداشتيم. يك شب امام وقتي آمد دید ما آنجا هستيم فرمود شما اينجا چه مي كنيد؟‌ گفتيم ما آمديم جان شما را حفظ كنيم. امام يك لبخندي زد، منتهي تخطئه نكرد. امام بنا نداشت تخطئه كند. شما ببينيد امام تمام آن‌هايي كه در طول انقلاب زحمت كشيده بودند، در نهضت از بعضي‌هاشان هم ناراحت بود ولي در عين حال نگهشان مي داشت، نمي گذاشت له شوند. من اسم نمي خواهم ببرم. داستان خود بنده را نمي دانم گفتند يا نه. اين امام است و اين چيزي است كه براي آن مردم خون دادند. آقاي اخوي نقل مي كرد كه وقتي امام مي خواست سمت دادستاني را به شما بدهند، من رفتم خدمت امام سلام الله عليه گفتم كه شما مي دانيد در حكومت‌ها يك كسي مي آيد در حكومت به هرحال لجن مال مي شود مي رود بيرون. نمي گذارند سالم بماند تهمت و افترا بهش مي زنند. امام فرمود كه من او را مي شناسم من او را مي شناسم. اين تعبير من است كه به بار مي گويم ايشان يكبار بيشتر نفرمود. آقاي اخوي مي فرمود كه من چند قدم دور شدم حالا مقايسه كنيد امام را و كساني كه مي خواهد سركارشان بيايد و ارتباطشان را با دوستانش فرمود آقاي صانعي برگرد يعني چي برگرد؟ من برگشتم. فرمود آقاي صانعي اما شما را قبل از اخوي شناختم تحليل اخوي اين بود كه وقتي گفته شما را شناختم امام احساس كرد با آن لطافت روحش احساس كردم كه مرا خوب نمي شناسد لذا فرمود برگرد. اين زمان نصب آن هم زمان استعفا.

حكومت اسلامي حداقل بايد با آنهايي كه زحمت كشيدند، خوب رفتار كند اين كلاس اول سياست است. منتهي چه كنيم خدا عقلشان را گرفته است. الحمدالله الذي جعل اعدائنا من الحمقا، كلاس اول سياست است. احترام اطرافيانتان را نگه داريد اينهايي كه 30 سال در نظام زحمت كشيدند، نگهشان داريد. گرهي را كه مي شود با دست باز كنيد با دندان باز نكنيد يادتان باشد نگذاريد امام زدايي شود. اگر يك جايي رفتيد و يك كسي از امام سخني نگفت بعد كه پايين آمد به او بگوييد شما از امام سخني نگفتيد، اگر فردا شب رفتيد و گفت چه بهتر اگر فردا شب هم نگفت شما با او ارتباطتان را قطع كنيد. البته روحانيون وابسته به مردم و الا غيروابسته كه كاری به مردم ندارد. باز يادتان باشد همه اهل قلم و نويسندگان تعبجم وقتي كه حرفي مي زنم عمل نمي شود. آقاي مرواريد كه يكي از اركان نهضت بود مي فرمود من لرزاده منبر مي رفتم سي شب هر شب مي گفتم چايي مرا كمرنگ تر بياييد هر شب پررنگ مي آوردند حتي شبهاي آخر. من به عدد سلول‌هاي بدنم گفتم امام مگر نمي گوييد ويژگي دارد بزرگاني كه سخنراني كرديد بسيار سخنرانيهايتان عالي بود يكي از يكي بهتر، حالا من حافظه ام ضعيف است يادم رفته است. چرا به امام مي گوييد رحمت الله عليه بگوييد سلام الله عليه خوب اين قرآن است "خُذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها وصل عليهم ان صلواتك سكن لهم"، يعني بگو صلي الله عليه حالا ما از سلام الله عليه گفتن باك داريم رحمت الله گفتن در همان مسير گاهي قرار مي گيرد نمي خواهم بگويم قرار گرفته است. اين يك جهت.

دو؛ ما موظفيم هر رسانه اي كه دروغ مي گويد و خلاف مي گويد خودمان را به آن رسانه ها وابسته نكنيم. روزنامه اي دروغ مي گويد راديويي دروغ مي گويد تلويزيون دروغ مي گويد بنده منبري دروغ مي گويم بنده روحاني دروغ مي گويم خودمان را به او وابسته نكنيم حداقل گوش به حرفهايش ندهيم كه مباد تحت تأثير قرار بگيريم. مخصوصاً اعمال ماه مبارك رمضان مي رسد اطمنيان است به آن حرفهاي رسانه هاي دروغ؟ فردا پنجم ماه پس فردا ششم است و اول ماه است. رسانه اي كه صدها نفر را گرفتار بند مي كند افتخار مي كند ما اينها را آورديم. با توهين و تحقير اين است اسلام؟ بازجويي مي خواهيد بكنيد چرا تحقير چرا يك لباس خاص؟ چرا با يك وضع خاص؟ اينها اسلام است اگر اسلام است بحثي نيست. باور نكنيد و براي حقوق مردم برويد مظلوميت ها را بيابيد مظلوم تر كدام است. در حقوق الله، تحقيق لازم نيست. اما در حقوق الناس تحقيق لازم است برويد هرجايي كه مظلوميت مردم را بيان مي كنند برويد آنجا را گوش كنيد با خبر شويد چه بر سر مردم مي گذرد و چه بر سر افراد مي گذرد شما خواهيد گفت كه فايده دارد فايده اش تنفر است. تنفر خطرناك است باري هر حكومتي. اولين خطر اين است كه بايد باج دهد هرچه حكومت بيشتر مردم متنفر مي شوند بيشتر بايد باج دهد البته يك جا تنفر زياد مي شود ديگر باج ندارند بدهند همه چيز را دادند نفت را دادند گاز را دادند ثروت هاي معنوي را داند ديگر چيزي ندارند المفلس في سبيل الله ديگر چيزي ندارند آنجاست كه آن حكومت مستبد ظالم نقشه ديگر مي كشد. تنفر خيلي خطرناك است براي حكومت ها، عزيزان من مأيوس نشويد آگاهي دهيد با زبان لين و نرم. پس توجه به رسانه هاي دروغگو خلاف قرآن است ان جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا حالا مي گويند اين مال غرب بوده است حالا چون اين روزنامه و راديو اسلامي است نه نمي شود. چي چي اين اسلامي است اسلام كه دروغ ندارد اسلام كه خلاف ندارد اين هم مطلب دوم.

مطلب سوم خطر سوم گرفتار اسير فكري نشويد. امروز تمام تلاش جنايتكاران براي اين است كه مردم را ناآگاه نگه دارند فلذا از كوچكترين آگاهي مي ترسند. از اينكه يك نفر با يك نفر تماس بگيرد مي ترسند. از گورستان مي ترسند مگر گورستان هم ترس دارد؟ البته شب‌ها آدم مي ترسد از گورستان ولي روز كه نبايد ترسيد. گورستان بانك هست آتش بزنند مغازه هاي مردم است آتش بزنند. با ترس كه قضيه حل نمي شود خوب آمده سر قبر مرده اش حالا شهيد شده است خوب دستتان درد نكند اقلاً بذاريد برايش فاتحه بخوانم.

در سابق، از مرده ها به نفع كثرت خودشان استفاده مي كردند مي خواستند بگويند كثرت ما زياد است طايفه ما زياد است. الهیكم التكاثر حتي زرتم المقابر كوپن من يادم است 1324 كوپن كه مي دادند شناسنامه مرده هايشان را مي آوردند كوپن مي گرفتند. اما اين را ديگر نديده بوديم كه از مرده و قبرستان هم بترسند. چه ترسي دارد بله شب آدم از مرده مي ترسد كه اين هم وهم است. روزش نمي ترسم ولي شبش مي ترسم. آگاهي بدهيد حقوق مردم را تذكر بدهيد و بدانيد كمتر جرياني مثل جريان امروز باعث تنفر مردم از برخي از مسئولين شده است اما اين آقايان مي گويند نه بنده مي گويم بله آنها مي گويند نه حداقل من مي گويم 13 ميليو ن و 14 ميليون قبول كرديد. عدد 13 نحس بود كه مي گويند نحس است ولي غلط است. روز دوشنبه روز نحسي است هركاري كه دوشنبه باشد، به نتيجه نمي رسد. رحلت رسول الله(ص). (صلوات کم رمق حضار) من گفتم براي امام 3 بار صلوات بفرستيد ولي براي پيغمبر لااقل يك صلوات بفرستيد. (صلوات حضار) حالا ديگه نفرستيد.

يك آقايي گفت ما يك آقايي داريم كه عوامفريبي ها زياد شده است. مردم بازايان آگاه شدند. امام مردمي ساخته است كه كلاه سرشان نرود. گفت ما يك آقايي داريم كه مرتب امام زمان را مي بيند كه چپق مي كشد، قليان مي كشد، سيگار مي كشد بيا ببرمت سراغ آن آقا كه با‌ آن آقا تماس داشته باش. ول كن اين آقا را. چه كار داري با حجت الاسلام و المسلمين گفت باشه اين آدم زرنگي بود گفت بروم از خودش بپرسم بعد بيام برويم. آمد سراغ خود آن شخص. گفت شما امام زمان را مي بينيد گفت اين حرفها چيه؟ كي من امام زمان را مي بينم كي توجه داشتم به اين حرفها من كجا ديدم. گفت: ابداً محال است. برگشت به آن مريد گفت كه ديدي كه تو گفتي امام زمان را مي بيند من رفتم سراغ خودش گفت نه من امام زمان را نمي بينم گفت: اشتباه شما هم همين است. همين حرف هايي كه مي خواهند سر ما كلاه بگذارند، ديگر گذشت، ديگر نمي توانند. عوامفريبي مي كنند بعضي از اين آقايان. گفت ‌بله امام زمان را مي بيند از حرامزادگي اش دروغ مي گويد. (خنده حضار) اين هم مطلب دوم.

يادتان باشد هركجا به نام هدفتان است حوضر پيدا كنيد. هركجا نيست در خانه بنشينيد. يادم است از قم سوار شديم رفتيم تهران بچه طلبه بودم جمع شده بوديم مسجد شاه سابق مي خواستيم تظاهرات گفتيم كه مسئله انجمنهاي ايالتي و ولايتي بود كه مي گفتيم مشروطه به استبداد برنمي گردد. 4 تا و نصفی آدم بوديم. ولي مي گفتيم مشروطه به استبداد برنمي گردد. دوستان انقلاب و امام مترصد بودند كجا حركتي به نفع امام است شما هم مترصد باشيد. كجا حركتي به نفع هدفتان است برويد شركت كنيد.

آخرين مطلبم كه عرض تمام شود و هم حق صاحبان قلم انديشه روحانيون اينكه اسلام آمده براي ريشه يابي. مسائل سطحي خيلي مهم نيست آنچه مهم است ريشه يابي است ولولا نفر من كل فرقه طائفه ليتفقهوا ... لعلهم يحذرون آيه را هم نمي دانم درست خواندم يا نه. تفقه نه به معناي مسئله بلد بودن، اين تفقه يعني ريشه يابي شما در مسائل سياسي مطالعه كنيد فكر كنيد بنشينيد بحث‌هاي شهيد مطهري و بهشتي را مطالعه كنيد فكر كنيد. هرجا مي توانيد آگاهي بدهيد حرف بزنيد. ريشه يابي مهم است و اين ريشه يابي است كه مي تواند خيلي كارها را پيش ببرد. يكي از اين ريشه يابي ها اين است كه همه بازي هايي كه الآن دارد در مي آيد بازي است. همه اش بازي ننه نخوديه. يا قصه مگسي خر مگسي مي خواي بگم مي خواي نگم همه اش سركاري است. نه اضلاع حساب شده است اين را بيار آن را ببر. اينها همه اش بازي است همه اش براي اين است كه اقتدار افرادي را بالا ببرند. من محال مي دانم رو جريان عادي برخي افراد عزل شوند. محال عادي مي دانم. و اما براي اينكه آقايان اقتدار بدهند مي گويند اين را عزلش كن اين را نصبش كن اين را ببر اينهايي كه شما مي خوانيد و يا برخي از نمايندگان محترم مي گويند طفلك‌ها مي گويند و درست مي گويند ولي اين بحث‌ها مطرح نيست. بازي است سرگرمي است. واي به حال ملتي كه سخن روزشان غير دردشان باشد. درد، درد زنداني است. اسير ظالمين امروز. درد، درد آنهايي است كه وزنشان را كم كرده است. شوخي مي كنند و مي گويند سونا بوده است. درد آنجايي است كه نمي گذارند سر جنازه عزيز كرده اش بنشیند فاتحه بخوانند. درد آزاد كردن اينهاست. چه مانعي دارد تمام قرارها را تبديل كنند من نمي گويم خلاف قانون. حالا ماه رمضان است همه قرارها را تبديل كنيد. بگويند برويد خانه هايتان بعد بياييد دادگاه. چون يكي از راه هاي قرار اينجور نيست كه بنده مسائل را بلد نباشم. بنده هم در حكومت بودم هم در آخوندي بودم خيلي بلدم. البته بعضي وقتها كلاه سرم مي رود بحثي نيست مسئوليتم را نمي توانم درست انجام دهم گاهي. شيطان مي آيد كلاه سرم مي گذارد البته اگر من سر شيطان كلاه نگذارم. اما اينجوريه كه مي شود همه اين زنداني‌ها را آزاد كنند. خوب شما مي گوييد اقرار كردند اقرار هم بحثي نداشته است. دادگاه قرارشان را زودتر تمام كند ماه رمضان است ماه رحمت خداوند است روزه مي خواهيم بگيريم. خوب برويد ديگر بعد از ماه رمضان بياييد. آسمان به زمين مي آيد. بگذاريد ماه رمضان آنهايي كه جوانهايشان كشته شدند، بروند سر قبرهايشان دعا بخوانند. شماها اگر فرزند نداريد نمي دانيد كشته شدن يك فرزند يعني چه آقايان خيال مي كنند خودشان با خاك نبات بزرگ شدند. به قول ما اصفهاني‌ها همه بچه هاي اين مملكت با خاك شير نبات بزرگ شدند. صد ميليون بدهيد به يك پدري بگوييد بچه ات را بده نمي دهد. اين فرهنگ ديني است. فرهنگ اسلامي است. صاف قلبش را نشانه بگيريد و بعد در زندان مننژيت بگيرد و مرض مسري بگيرد. مرض مسري آنهايي كه مسئولند مسئو مرض مسري هم هستند در زندان نگه داريد مرض مسري مي گيرند. يادتان باشد همه چيزها بازي است.

باز به دانشمندان عرض مي كنم اسلام را ريشه يابي كنيد اسلام دين سهولت اسلام دين آساني است اسلام دين موازين است پيغمبر فرمود انما يقضي... اسلام عقل جمعي را بر عقل فردي مقدم مي دارد. محال است اسلام بگويد 60 ميليون يك جور بگويند يك نفر جور ديگر بگويد آن را عمل كنيد. اينكه خلاف عقل است خلاف همه چيز است. 50 ميلوين يك جور بگويند 20 ميليون جور ديگر شما 20 ميليون را عملي كنيد. اينكه ترجيح راجع بر مرجوع است. و شاورهم في الامر پيغمبر مشورت مي كرده است. در امور مشورت مي كردند و امرهم شوري بينهم ريشه يابي كنيد. بنده يك مقداري از اين احكام را ريشه يابي كردم بارها به اينها گفته بودم قبل از اين مسائل حالا كه فايده اي ندارد. گفتم بياييد اين حرفهاي مرا بياييد به نام خودتان بزنيد و قانون را بر طبق آن بگذرانيد. همين حرفهايي كه زده ايم تا حالا. چون بنده معتقدم بزرگان ما در شرايطي نبودند چه علماي اهل سنت چه شيعه كه ريشه يابي كنند. من يك وقتي عده اي از اهل سنت و مسيحي ها از امريكا آمده بودند 6 سال پيش به وسيله يكي از رفقا آمده بودند منزل ما عرض كردم تمام آيات قرآن راجع به نداشتن حق براي كفار است، كافر حق ندارد چنين كند و چنان كند نه غيرمسلم و كافر غير غيرمسلم است، كافر يعني كسي كه مي داند اسلام حق است و عليه او تبليغ مي كند. تمام حقوقي كه شما در رساله عمليه داريد، ارث نمي برد، دختر نمي شود به او داد و... همه اش مال كفار است و خلاف عقل هم نيست. كسي كه مي خواهد از امنيت اسلام استفاده كند و مي داند اسلام حق است و در عين حال عليه او صحبت مي كند. متأسفانه گفت كه صداي ما به جايي نمي رسد حالا كه به هيچ جا نمي رسد الحمدالله جوري شديم كه در يك ذره از گناهان اين آقايان شريك نيستيم. سپاس مر خدا را حمد مر خدا را. خدا جوري كرد كه خدا در اين گناهان آدمكشي و شكنجه كه يكي‌اش كافي است كه آدم را خالد در جهنم كند و من قتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدين فيها قتل يك نفر غير از قتل يك جريان است. اين آيه را تفسير كردند به قتل جريان شما يك جريان را مي كشيد يك جريان ديگر را احترام مي كنيد اين جزائش جهنم است خالدين فيها. بنده الحمدالله هيچ نيستم ما را مخالف مي دانند با اين حرفها شكر مي كنند خدا را. مي گويند 4 نفر دور و برش را گرفتنند كه البته مهم نيست كه مردم مهمند همه اش مردم اند و هيچ چيز غير از مردم نيست. ما آخوندها را مردم اداره كردند چطور شده است با مردم درگيريم. آن آخوندي كه با مردم درگير مي شود، بي انصافي مي كند كيفرش را مي بيند آخوندها را چه كسي اداره كرده است در طول تاريخ از دهن زن و بچه اشان كم كرده اند داده اند به من خوردم. 18 سال تمام بلااستثناء شب جمعه رفتم تهران منبر بروم چهار شاهي بگيريم زير بار برخي نروم. دو ماه محرم و صفر مي رفتم بلااستثناء مي رفتم تهران بر مي گشتم به مدرسه حقاني سابق درس مي دادم و دوباره بعد از ظهر مسجد امام و مي رفتم كه غير از خدا زير بار كسي نروم. غير از خدا و ائمه معصومين و خوبان و غير از پاكان و غير از قرآن و احكام اسلام.

نكته آخر اينكه آقايان مسئله اتحاد اتحاد بين مسلمانان است مي گويند چرا اختلاف به‌وجود آورديد ظالم و مظلوم هميشه اختلاف دارند. راه اتحاد بين مسلمين را آقاي بروجردي اعلام كرده است بعضي‌هايش را من كلك مي دانم قبول هم نمي كنم دانشمندان اهل سنت هم قبول نمي كنند و مي گويند كلك مي زنيد. آيت الله واعظ زاده خراساني بحثي دارد آقاي بروجردي قدس سره مرجع علي الاطلاق وقت جامع الاحاديث شيعه بنويسد برادران اهل سنت ما به مسلمانان اينگونه مي نگريم. آيت الله واعظ زاده خراساني كه جزء اصحاب نويسنده آن كتاب بود مي فرمود كه كتاب الطهاره را ما نوشتيم روايات شيعه را جمع كرديم روايات از كتب اهل سنت را هم جمع كرديم رسيديدم به كتاب الصلاة يك مقدار از كتاب الصلاة را هم نوشتيم يكدفعه ديديدم كه آقازاده آقاي بروجردي آمد كه گفت كه آقا مي فرمايد كه تمام اين رواياتي كه از اهل سنت نقل كرديد خط بزنيد و پاك كنيد كه ما هم مجبور شديم و پاك كرديم و جامع الاحاديث شيعه شد روايت شيعه. بعد يك روز آقا محمد حسن آمد گفت مي دانيد چرا آقا فرمودند خط بزنيد گفتيم نه! گفتند اين قدر فشار آوردند به آقاي بروجردي كه تو داري تشيع را از بين مي بري، آقاي بروجردي از فشار ترس عوامفريبان مرتجعان مجبور شد كه روايات اهل سنت را خط بزند. بابا روايات اهل نست را نوشتن تشيع را از بين نمي برد تشيع با اين از بين مي رود كه بگويند آخوندهايش دزدند. اين تشيع را از بين مي برد. در مقابل 200ميليون بگويد كه آخوندها بچه هايشان دزدند خودشان هم دزدند 30 سال دزدي شده است. اين چه حكومت تشيعي است كه 30 سال دزدي شده است؟ تازه حالا فهميدند حالا البته پول و دلارها مي رود تركيه و تكذيب مي شود من نمي دانم. به هرحال تشيع را نسبت دزدي مي برند، اينها افترا است اينها تعزير دارد حق ندارد به يك كس معلومي بگويد آقا تو دزدي! آن هم در مقابل 200 ميليون بيننده! مگر كسي حق دارد هر حرفي را بزند. بله كلي مانعي ندارد. يك عده اي در نظام دزدي كرده اند. برويد ببينيد اما اين افترا اين تعزير دارد گوبنده اش اگر سوگند خورده است در مجلس كه احترام مردم را حفظ كند حنث قسم كرده است. چون مي دانيد در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند مي خورند اين هم كفاره دارد هم حنثش معصيت كبيره است. آن وقت دوباره روز از نو روزي از نو. گفت از حرامزادگي اش است دروغ مي گويد والا امام زمان را مي بيند. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.


دفتر صانعي: منظور صانعي چيز ديگري بود/ انكار بعد از اقرار مسموع نيست

هتاكي بي‌شرمانه صانعي به رئيس‌جمهور/ مدعي‌العموم حق سكوت ندارد

سالك:سخنان صانعي بي‌حرمتي به مردم است

ابراهيمي: صانعي بايد توبه کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:9  توسط   | 

تسلیم مدعیان قدرت در برابر ایران قدرتمند

  

فرانسه خواستار حل برنامه هسته‌اي ايران از طريق گفت‌و‌گو شد

خبرگزاري فارس: فرانسه خواستار حل موضوع برنامه هسته‌اي ايران از طريق مذاكرات و بر اساس رضايت همه طرف‌ها در جامعه جهاني شد.


به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، "رومين نادال " سخنگوي وزارت خارجه فرانسه از تهران دعوت كرد تا براي ايجاد يك راه حل بر اساس گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌اي ايران به گونه‌اي كه مورد رضايت تمام طرف‌ها در جامعه جهاني باشد، تلاش كند.
وي در سخنان خود ادامه داد: ما همچنان در انتظار پاسخ ايران به پيشنهاد كشورهاي 1+5 هستيم و اميدواريم كه ايران در پايان همكاري با ما را بپذيرد.
ايران اعلام كرده است كه در صورتي با غرب مذاكره خواهد كرد كه آن‌ها از پيش شرط‌هاي تحميلي خود براي مذاكرات دست بردارند.
مقامات ايران بارها اعلام كرده‌اند كه برنامه هسته‌اي خود را با هدف مقاصد صلح آميز و توليد برق دنبال مي‌كنند.
ايران پيمان عدم گسترش تسليحات هسته‌اي را امضا كرده است و محمد البرادعي مدير كل آژانس بين المللي كه به زودي سمت خود را ترك خواهد كرد بارها اعلام كرده كه هيچگونه شواهدي وجود ندارد كه ايران به دنبال توسعه تسليحات هسته‌اي است.
اين در شرايطي است كه آژانس در آخرين گزارش خود درباره برنامه هسته‌اي ايران بر نبود انحراف در فعاليت هسته‌اي تهران تاكيد كرد.



روزنامه امريكايي وال‌استريت ژورنال پيشنهاد داد
فشار هسته‌اي بر ايران ديگر فايده ندارد، برويم سراغ حقوق‌بشر

در حالي كه پيش از اين ، برخي تحليلگران داخلي بارها بر بهانه بودن موضوع هسته‌اي ايران براي غرب تأكيد كرده بودند، يك روزنامه امريكايي در مقاله اي نوشت: ايران هسته‌اي در مقابل تهديدهاي خارجي مصون مي شود لذا همه در ايران خواستار ادامه برنامه هاي اتمي هستند، بهترين راه براي امريكا تضعيف حاكميت ايران از طريق توسعه حقوق بشر است‏.‏

به گزارش رجانيوز، روزنامه وال استريت ژورنال در مقاله اي به تحليل چگونگي ادامه رويكرد تعامل امريكا با ايران مي پردازد و مي نويسد: دربرخورد با ايران به بحث حقوق بشر بايد توجه كرد زيرا بهترين راه براي توقف هسته‌اي ايران، اين است كه حكومت را در ايران تضعيف كرد.

نويسنده اين مقاله، آلكساندر برنارد كه وكيل بوده و در وزارت دفاع و مؤسسه سياست خاورنزيك واشنگتن فعاليت مي كند، ابتدا به آغاز دور دوم رياست جمهوري احمدي‌نژاد اشاره مي كند و ادامه مي دهد كه به طور حتم باراك اوباما بسيار علاقه مند است مانند گذشته بحث مذاكره با ايران را در مورد برنامه هاي هسته‌اي با اطمينان خاطر بيشتري دنبال كند‏.‏

به اعتقاد وي، اين مذاكرات به نتيجه اي نمي‌رسد و تنها نتيجه آن، تحكيم قدرت احمدي‌نژاد خواهد بود‏.‏ اما در عوض، امريكا بايد سياست راديكال ديگري را دنبال كند‏.‏ سياست امريكا بايد تغيير جهت در مسير مذاكرات و آغاز مذاكره با ايران در مورد وضعيت حقوق بشر در اين كشور باشد‏.‏

اين مقاله مي افزايد‏:‏ در اين ساختار، مذاكرات با ايران در مورد برنامه هاي اتمي نه تنها نامناسب است بلكه مي تواند نتيجه عكس داشته باشد‏.‏ ايراني ها مردم پر غرور و ميهن پرستي هستند و اين موضوع را در بسياري از مواقع كه احمدي‌نژاد از حقوق آن ها در زمينه اتمي دفاع مي كرد با حمايت از وي نشان دادند‏.‏ بسياري از ايراني هاي ميانه رو نيز اكنون فعاليت هسته اي را حق ايران مي دانند‏.

وال استريت ژورنال مي افزايد‏:‏ اما گفتگو در مورد حقوق بشر دقيقاً عكس اين موضوع عمل مي كند‏.‏ براساس چنين برنامه اي، اوباما اعلام خواهد كرد كه تحولات اخير در ايران نگراني هايي را در مورد حقوق اساسي مردم ايران به بار آورده است‏.‏ لذا اوباما مذاكرات در مورد برنامه هسته‌اي ايران را تحت الشعاع حقوق شهروندي قرار مي دهد‏.‏ او در اين صورت چارچوبي را پيشنهاد خواهد كرد در آن امريكا با ارائه برخي محرك ها مانند حذف تدريجي تحريم ها، در عوض تضمين حفظ حقوق اساسي ايراني ها را كسب مي كند‏.‏ اين عقيده همان طرح سر هنري جكسون در معرفي حقوق بشر به عنوان يكي از ملزومات در مذاكره بين امريكا و اتحاد جماهير شوروي در دهه ‏1970‏ مي باشد‏.

تاثير اين موضوع بر وضعيت سياسي در ايران شگرف خواهد بود‏.‏ احمدي‌نژاد با يك گزينه كاملاً آشكار مواجه خواهد بود‏.‏ او بايد اين چارچوب را بپذيرد و سپس با دادن برخي آزادي ها به مردم ايران، نظام ايران تضعيف خواهد شد‏.

اكثريت مردم ايران خواهان محافظت بيشتر از حقوق بشر براي خود و روابط بهتر با غرب هستند‏.‏ در اين صورت اين فرصت براي ايراني ها به وجود مي آيد كه هر دو اين ها را كسب كنند‏.‏ اين گونه مذاكرات و با اهداف ذكر شده در بالا وضعيت دروني نظام را روشن مي كند چه احمدي‌نژاد با آن موافقت كند و يا نكند‏.

با كاهش سطح مذاكرات از بحث هسته‌اي به موضوع ديگر، ايالات متحده در واقع جايگاه بهتري را كسب مي كند كه مي تواند برخي موضوع ها را حل كند‏.‏ براي ايران هم فرقي نمي كند كه اوباما چه امتيازاتي را پيشنهاد كند در هر صورت نظام ايران هيچ گاه به صورت داوطلبانه از برنامه هاي اتمي خود دست نمي كشد‏.

اگر ايراني ها از ماجراي كره شمالي در دهه گذشته درسي گرفته باشند آن درس اين است كه جامعه بين المللي در اين زمينه كه بتواند مانع هسته اي شدن كشوري شود، بسيار ضعيف است‏.‏

بنابراين موضوع هسته اي تنها موقعي كنار گذاشته مي شود كه نظام ايران بخواهد‏.‏ تكيه كردن بر موضوع حقوق بشر از آن جا كه حكومت را در ايران تضعيف مي كند و موجب تغييراتي واقعي و دموكراتيك مي شود، مفيد خواهد بود‏.‏


روزنامه انگلیسی گاردین
ناچاریم با ایران هسته‌ای کنار بیاییم و در کنار آن زندگی کنیم

گاردين چاپ انگليس حمله نظامي به ايران را طرحي خطرناك براي منافع غرب مي داند و معتقد است با اعمال بازدارندگي مي توان با يك ايران هسته‌ای كنار آمد‏.‏

ديويد كلارك نويسنده گاردين در مقاله اي درباره ايران تصريح كرد‏:‏ اقدام نظامي عليه تاسيسات اتمي ايران يك توهم خطرناك است و از اين رو بايد با ايده يك ايران اتمي تحت حاكميت روحانيون كه انتظار مي رود منافع خود را در نظر داشته باشند كنار آمد‏ و برای آماده شدن برای این مسئله تمرین کرد.

به گفته وي، بهترين سناريو براي اوباما روي كارآمدن ميانه‌روها براي گفتگو با آنان برسر توقف اتمي شدن ايران بوده اما انتخابات نتيجه ديگري به بارآورد. هرچند كه ميزان مخالفت ها نشان دهنده آن است كه دير يا زود تغييراتي در ايران رخ خواهد داد اما غرب فعلاً با يك رژيم محافظه كار نامطمئن روبروست كه اميدوار است موقعيت شكننده خود را با اغراق كردن در مورد خطر خارجي و محور قراردادن امنيت ملي در سياست داخلي تقويت كند و لذا وضعيت فعلي را نمي توان براي مصالحه غرب با ايران مطلوب تلقي كرد‏.‏

به عقيده نويسنده آنچه كه وضعيت را پيچيده تر مي كند، اين است كه ايران به يك نقطه عطف در مورد توانايي هسته‌اي نزديك شده تا معلوم شود آيا ايران واقعاً قصد ساختن يك بمب اتمي را دارد يا خير و به همين دليل است كه اوباما ماه آينده را زمان بررسي واكنش ايران به پيشنهاد خود به ايران مبنی بر تجديد رابطه براساس مذاكره و احترام متقابل قرار داده است.

در همين حال دولت تندرو در اسرائيل نيز يك ايران اتمي را غير قابل تحمل مي داند و نتانياهو نخست‌وزير پيشتر قول داده كه از هر اقدامي براي جلوگيري كردن از اتمي شدن ايران استفاده و نسبت به اين موضوع كه آن را تهديد بر عليه موجوديت اسرائيل مي داند طي چند ماه آينده تصميم گيري خواهد كرد‏.‏

اين مقاله مي‌افزاید: نتانياهو مي داند كه اوباما از عمليات نظامي اسرائيل عليه ايران حمايت نخواهد كرد و به همين دليل وي اشتباه نخست‌وزير قبلي را تكرار نخواهد كرد كه از امریکا براي اين كار اجازه بگيرد‏.‏

نويسنده اين مقاله در خصوص خطراتي كه حمله احتمالي اسرائيل متوجه منافع غرب خواهد كرد، هشدار داده است: بالاگرفتن مجدد احساسات ضد امریکايي در خاورميانه، تضعيف ميانه روها در منطقه، ايجاد موج جديدي از ترور، جان گرفتن مجدد القاعده و هدف قرارگرفتن نيروهاي غربي در افغانستان و عراق و شايد وقوع بدترين اين موارد يعني بسته شدن تنگه هرمز و افزايش قيمت نفت كه سبب وخيم تر شدن اوضاع اقتصادي غرب خواهد شد‏.

در همين حال، دلایل خوبي وجود دارد كه نشان مي دهد چنين حمله اي به هدف خود يعني توقف كار هسته‌اي در ايران و يا حتي تاخير جدي در برنامه هاي ايران نخواهد شد زيرا ايران با توجه به تجربه حمله اسرائيل به تأسيسات اتمي عراق در ‏1981‏ به استتار، حفاظت و پراكنده كردن تاسيسات خود پرداخته است و حتي اگر هواپيماهاي اسرائيل به اهداف خود برسند، ايران خسارات وارده را مي تواند به سرعت جبران كند‏.‏

نويسنده از اين بحث نتيجه مي گيرد كه بهتر است رهبران درغرب در مقايسه با اين وضعيت گزينه تنظيم روابط به شكل صلح آميز با دورنماي يك ايران اتمي را در نظر بگيرند‏.‏ به گفته وي، بسياري نیز ممكن است استدلال كنند كه خطر حمله نظامي به غرب، ارزش پذيرش عواقب آن را دارد زيرا ايران اساساً رفتاري غير منطقي دارد و وجود سلاح اتمي براي دنيا خطرناك است و اينكه اسرائيل درمورد امكان اقدامات اتمي ايران عليه اسرائيل سخن مي گويد اما به گفته وي اين بحث حتي در ميان سياستگذاران اسرائيلي نيز خريدار ندارد‏.

مقاله به كتاب اتحاد خيانت‌بار تريتا پارسي اشاره مي كند كه در آن گفته شده كه چگونه اسرائيل بدون توجه به شعارهاي ضد اسرائيلي ايران در قضيه ايران‏-‏ كنترا در ارسال اسلحه به ايران در ازاي آزادي گروگان هاي امریکايي در لبنان دست داشته است‏.

به گفته وي، اين موضوع نشان مي دهد كه انتظار مي رفت كه ايران در وضعيتي كه دورنماي شكست در برابر عراق به چشم مي خورد، به شكلي منطقي و براي حفظ موجوديت خود عمل كند‏.‏ اين مقاله مي‌افزاید تغيير سياست اسرائيل در دهه 90، يعني زماني كه نتانياهو حتي كوشيد با ايران رابطه برقرار كند، به دليل تغيير رفتار ايران نبود بلكه به دليل حذف شدن عراق از صحنه معادلات منطقه اي بود و ايران كه با حذف صدام جانشين عراق به عنوان دومين قدرت منطقه شده بود به نقطه تمركز منطقي سياست اسرائيل بدل شد‏.‏ لذا به گفته نويسنده آنچه كه اغلب از دوطرف به عنوان مبارزه ميان خير وشر تصوير مي شود، در واقع يك رقابت سنتي براي نفوذ در منطقه است‏.

اين مقاله اضافه می‌کند که برخي به اظهارات احمدي‌نژاد درباره نابودي اسرائيل اشاره مي كنند‏.‏

نويسنده در ادامه مي گويد هيچ كس خواهان يك ايران اتمي نيست و تحريم هاي جديد را قطعا بايد اعمال كرد اما اگر به درستي محاسبه شود كه دورنماي يك بمب ايران در نهايت مربوط به ابراز قدرتمندي از جانب ايران است، در آن صورت بايد يك بحث جامع درباره چگونگي تعامل با اين خطر به عمل آيد و به جاي تهديد نظامي كه تنها سبب افزايش تمايل ايران به بمب اتمي خواهد شد و در همان حال فرصت هاي تغييرات دمكراتيك در داخل را از بين خواهد برد. قدرت هاي غربي بايد بر شكل دادن به يك چارچوب قوي بازدارندگي تمركز يابند و امنيت كشورهاي در معرض خطر را تامين كنند و به رهبران ايران گوشزد كنند كه با سوء استفاده از توان هسته‌اي خود چه چيزهايي را ازدست خواهند داد‏.‏

مقاله در پايان مي گويد توسعه تسليحات اتمي همواره خطرناك است اما مي توان در صورت ناچاري با يك ايران اتمي هم زندگي كرد‏.‏


سرخوردگي فمنيست‌ها از اقدام احمدي‌نژاد در انتخاب وزراي زن



با حضور احمدي نژاد؛

كشتي اقيانوس پيماي "ايران اراك " وارد آبهاي آزاد شد

خبرگزاري فارس: كشتي كانتينربر و اقيانوس پيماي "ايران اراك " دقايقي پيش با حضور رئيس جمهور وارد آبهاي آزاد شد.


به گزارش خبرگزاري فارس، كشتي اقيانوس پيماي ايران اراك با حضور محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان در هرمزگان به آب انداخته شد.
در اين مراسم علي‌اكبر محرابيان وزير صنايع دولت نهم و جمعي از مسئولان استاني حضور داشتند.

*مشخصات كشتي " ايران اراك ":

كشتي " ايران اراك " كه در قالب همكاري با دو شركت‌ خارجي در شركت ايزوايكو از شركت‏هاي تحت پوشش اين سازمان ساخته شده است، با 30 متر عرض، 185 متر طول و 18 متر ارتفاع، بيش از 7 هزار تن وزن داشته و توانايي حمل 30 هزار تن بار (2200 كانتينر) را دارا است.
موتور اين كشتي با وزن 600 تن و قدرت 16 هزار و 700 كيلو وات قادر است سرعت 21.5 گره دريايي را براي اين كشتي تامين كند.
اين كشتي همچنين قادر است 25 روز بدون توقف و به صورت مستمر در اقيانوس‌ها سفر كند.
براي ساخت اين كشتي نزديك به 50 ميليارد تومان هزينه شده است.
كشتي ايران اراك نخستين كشتي از پنج فروند كشتي كانتينربر اقيانوس پيماي سفارشي كشتيراني جمهوري اسلامي ايران است كه سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران به عنوان بزرگترين سازمان توسعه‏اي كشور، ساخت آن را به اتمام رسانده است.
بر اساس اعلام سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران، با حمايت و تاكيد دولت هم اكنون ساخت چهار فروند كشتي اقيانوس پيماي ديگر با پيشرفت كار مناسب درحال تكميل شدن است.
اين سازمان انتقال دانش فني ساخت كشتي‏هاي اقيانوس پيما به واسطه ساخت اين كشتي را نقطه عطفي در تاريخ صنايع دريايي كشور عنوان كرده است.

- وزن در هنگام به آب اندازي 7500 تن
- وزن موتور 600 تن
- وزن با نصب موتور و استراكچر 9000 تن
- طول 187 متر ، عرض 29.8 متر، ارتفاع 18 متر،‌ آبخور كشتي 10 متر
- ظرفيت حمل TEU 2200 كانتينر در ابعاد 6 متر ( 830 كانتينر در انبار و 1300 كانتينر در عرشه)
- توانايي 2000 تن سوخت گيري و 400 تن آب آشاميدني
- قدرت موتور كشتي 16700 كيلو وات
- سرعت دريانوردي كشتي 32 گره دريايي
- ساختمان كشتي در 9 طبقه
- مسافرت 25 روزه بدون توقف و مستمر در اقيانوس‌ها


احمدي نژاد در جمع خبرنگاران:
خريد كشتي‌هاي خارجي را ممنوع مي‌كنيم

خبرگزاري فارس: رئيس جمهور گفت: براي حمايت از صنعت كشتي سازي به دست متخصصان داخلي، خريد كشتي‌هاي خارجي را ممنوع مي‌كنيم.


به گزارش خبرگزاري فارس، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان درحاشيه مراسم به آب انداختن كشتي ايران-اراك در جمع خبرنگاران اظهار داشت: من از همه دست اندركاران صنعت كشتي سازي و كساني كه براي ساخت اين كشتي اقيانوس پيما زحمت كشيده اند تشكر و قدرداني مي كنم و توصيه من اين است كه به كار خود با قدرت و دقت هرچه بيشتر براي ساخت كشتي‌هاي مورد نياز داخل ادامه بدهند.
وي افزود: همه دستگاه‌هاي كشور كه نياز به خريد كشتي دارند سفارشات خود را به صنعت كشتي سازان داخلي ارائه كنند.
رئيس جمهور با اشاره به ساخت نخستين كشتي قاره پيما به دست متخصصان بومي با نام "ايران اراك " اظهار داشت: اين تجربه خوبي بود تا بتوانيم در اين بخش نيازهاي خود را در كشور تامين كنيم.
احمدي نژاد ادامه داد: براي حمايت از صنعت كشتي سازي به دست متخصصان داخلي، خريد كشتي‌هاي خارجي را ممنوع مي‌كنيم. 


سوت قطار بين‌‌المللي اكو در زاهدان به صدا در‌آمد

خبرگزاري فارس: سوت قطار كانتينري، نمايشي اسلام‌آباد ـ تهران ـ استامبول صبح امروز در زاهدان به صدا در‌آمد.


به گزارش خبرگزاري فارس از زاهدان، استاندار سيستان و بلوچستان در مراسم راه‌اندازي قطار كانتينري اسلام آباد، تهران ـ استامبول در زاهدان اظهار داشت: راه‌اندازي قطار بين كشورهاي تركيه ـ ايران ـ پاكستان موجب تقويت ارتباط و نيز افزايش توسعه ميان سه كشور خواهد بود.
علي‌محمد آزاد گفت: راه‌اندازي اين قطار نه‌تنها در مبادلات تجاري تاثير شگرفي خواهد گذاشت، بلكه توسعه تجارت منطقه را به ارمغان خواهد آورد.
وي حمل و نقل ريلي را يكي از مهم‌ترين روش‌هاي ترانزيت كالا و مسافر با كمترين هزينه عنوان كرد و گفت: با راه‌اندازي قطار كرمان، بم ـ زاهدان كه زماني حلقه مفقودي ارتباط ريلي بين تركيه، ايران و پاكستان بود، در حال حاضر به همت دولتمردان نظام به ويژه دولت نهم شاهد راه‌اندازي نمايش قطار كانتينري نمايشي اسلام آباد، تهران استامبول هستيم كه اميدواريم هرچه سريعتر اين قطار به طور رسمي افتتاح شود.
استاندار با بيان اينكه قطارهاي داخلي از زاهدان به ديگر مناطق كشور به زودي راه‌اندازي مي‌شود، گفت: اميدواريم قطار بين‌المللي اسلام آباد، تهران ـ تركيه ظرف مدت چهار الي پنج ماه راه‌انداري شود كه هم اكنون هماهنگي‌هاي لازم در اين مورد انجام شده است.
وي به اقدامات انجام شده در بخش حمل و نقل در استان در دولت نهم اشاره كرد و افزود: با راه‌اندازي برزگراه چابهار به ميلك ارتباط بين افغانستان و كشورهاي مشترك المنافع امكان‌پذير مي‌شود.
آزاد تصريح كرد: طرح چهار خطه‌ي برزگراه زابل به زاهدان، طرح بزرگرا زابل به نهبندان براي ارتباط بين استان با خراسان جنوبي از جمله اقدامات دولت نهم در بخش راه و ترابري است.
استاندار خاطرنشان كرد: در حال حاضر در استان پنج فرودگاه فعال است كه در آن پروازهاي داخلي و پروازهاي خارجي دبي انجام مي‌شود.
وي به حمل و نقل دريايي در استان پرداخت وگفت: در حال حاضر در بخش حمل و نقل دريايي ‌كالا و مسافر دو ميليون تن تخليه كالا و مسافر داريم كه اين رقم در دو سال آينده به 6 ميليون تن افزايش خواهد يافت.
مديركل بازرگاني راه‌آهن پاكستان نيز امروز را روزي تاريخي براي كشورهاي ايران،تركيه و پاكستان دانست و گفت: راه‌اندازي قطار پاكستان، ايران - تركيه يكي از روياهاي ما بود كه امروز شاهد تحقق آن هستيم.
جان بشير احمد افزود: با راه‌اندازي اين قطار نه‌تنها سه كشور ايران، پاكستان و تركيه به هم متصل مي‌شوند، بلكه موجبات توسعه و افزايش ترانزيت كالا و مسافر فراهم و كشورهاي آسياي مركزي به اروپا نيز اتصال مي‌يابند.
مديركل حمل و نقل سازمان اكو هم در اين مراسم اظهار داشت: راه‌اندازي قطار اسلام آباد، تهران ـ تركيه يك پروژه ملي است كه با توجه به اطلاعاتي كه از راه‌آهن كرمان به زاهدان داشتيم طي 18 نشست در سازمان اكو برنامه‌هاي اجرايي اين طرح را انجام داديم.
محمد ميرزايي افزود: سوت قطار كانتينري اسلام‌آباد، تهران ـ استامبول به صورت نمايش به صدا در‌آمد كه هزينه‌هاي گمركي را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. 


19 امام جمعه منصوب شدند

در جريان گزارش از ديدار مدودف و پرز 

روزنامه صهيونيستي آرزوي عدم تحويل S-300 به ايران را خبر كرد

گاه شمار مرگبارترين انفجارهاي عراق


کارشناسان سياسي در ميزگرد ايرنا تصريح کردند:
سخنان هيلاري کلينتون نوعي عذرخواهي از ايران است
کارشناسان سياسي در ميزگرد "جايگاه آمريکا در سياست خارجي دولت دهم" که از سوي گروه امريکا شناسي ايرنا در محل سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي برگزار شد، بر نيازمندي شديد آمريکا به ايران تاکيد کردند و اظهار داشتند: سخنان هيلاري کلينتون نوعي عذرخواهي از ايران است.

به گزارش ايرنا، در اين ميزگرد " دکتر منوچهر محمدي " مشاور وزير امورخارجه و رييس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و" دکتر حسين پوراحمدي " استاد دانشگاه شهيد بهشتي به ارايه ديدگاه هاي خود در خصوص جايگاه آمريکا در سياست خارجي دولت دهم پرداختند.

** زمان اينکه فقط پنج کشور پشت درهاي بسته به مديريت جهاني بپردازند، گذشته است
مشاور وزير امورخارجه در اين ميزگرد در خصوص جايگاه آمريکا در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بويژه دولت دهم گفت : اگر بخواهيم جايگاه آمريکا در سياست خارجي جمهوري اسلامي بطور کلي و در دولت دهم مورد توجه قرار گيرد بايد به جايگاه آمريکا در سياست جهاني و تحولات جهاني و همچنين به سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در قبال جامعه جهاني و نظام بين المللي توجه کرد، اين دو از هم منفک نيستند، نمي توان رابطه ايران و آمريکا را مجرد و منزوي از تحولات جهاني دانست.
وي با تاکيد براينکه با فروپاشي نظام دوقطبي آمريکا تلاش کرد با ارايه نظرياتي همچنان سلطه خود را بر نظام جهاني به عنوان تنها ابرقدرت حفظ کند، افزود: در اين نظريات برتري و سلطه آمريکا به عنوان تنها ابرقدرت تعريف مي شد اما اما اين نظريه ها جواب نداد.
اين استاد دانشگاه يادآور شد:هم اکنون نوعي آنارشيسم و هرج و مرج بين المللي در دنيا حاکم است ، اخيرا نوعي واقع بيني در آمريکا را شاهد هستيم و بويژه پس از بحران اقتصادي آمريکا از آن جايگاه پايين آمده است و فهميدند که ديگر زمان نظام هاي وستفاليايي و قطبي گري به پايان رسيده و جهان به سمت دوره غير قطبي پيش مي رود.
رييس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي تصريح کرد: چند هفته قبل هيلاري کيلينتون صريحا بيان کرد که دوره نظام هاي قرن 19 و 20 به پايان رسيده و وارد دوره جديد وسيع تر شدن مشارکت در اداره جهاني شده ايم.
وي گفت : زمان اينکه فقط پنج کشور پشت درهاي بسته به مديريت جهاني بپردازند، گذشته است.
اين استاد سياست خارجي در ادامه اين ميزگرد به تشريح سياست خارجي دولت نهم پرداخت و گفت: در دولت نهم دکترين تعامل سازنده مطرح بود که با اين ديدگاه ايران ديگر حاضر نيست به عنوان متهم باشد.بلکه به عنوان مدعي ،آماده تعامل موثر و سازنده به عنوان يک قدرت منطقه اي است .
ايشان تاکيد کردند: امروز دوست و دشمن اعتراف مي کنند که جايگاه جمهوري اسلامي ايران به عنوان يک قدرت منطقه اي تثبيت شده است.
وي با تاکيد براينکه دولت دهم وظيفه دارد يک دکترين جدبدي را تعريف و جايگاه خود را با توجه به شرايط جهاني در جايگاه ديگري ببيند، تصريح کرد: امروز جمهوري اسلامي ايران به عنوان يک قدرت فرامنطقه اي مي تواند وارد تعامل با دنيا شود.
وي افزود: ايران از اين اظهارات وزير امور خارجه آمريکا مبني بر مشارکت در اداره جامعه جهاني استقبال مي کند اما مشارکت بايد براساس عدالت و پيشرفت باشد. ايران قدرت مدافع ملت هاي مستضعف است و سعي دارد نظريه عدالت و پيشرفت را براي همه مطرح کند و در عين حال دولت ها بايد در قبال بحران ها ،‌جنگ ها، ‌اختلافات و مسايل جهاني و منطقه اي مسوليت پذير باشند.
اين پژوهشگر در حوزه مسايل سياسي تاکيد کرد: جامعه جهاني بايد بپذيرد که ايران به عنوان يک قدرت فرامنطقه اي در تحولات و مديريت جهاني شريک باشد.
وي افزود: مسايل ازسرگيري روابط ايران و آمريکا را نبايد به روابط دو جانبه و موضوعاتي که امروز پاشنه آشيل قدرت هاي بزرگ است محدود کرد.

**خاورميانه اصلي ترين ميدان تلاقي منافع آمريکا و جمهوري اسلامي ايران
دکتر حسين پوراحمدي استاد دانشگاه شهيد بهشتي نيز دراين ميزگرد خاورميانه را اصلي ترين ميدان تلاقي اهداف منافع منطقه اي آمريکا و جمهوري اسلامي ايران توصيف کرد.
وي اظهار داشت : خاورميانه محل تعامل منافع و استراتژي هاي آمريکا و اهداف و منافع ايران است. درواقع نقطه کانوني اصلاح در نگاه به روابط آمريکا و ايران خاورميانه است.
وي با بيان اينکه خاورميانه سرپل و نقطه کنترل جهان است ،‌گفت : اگر آمريکا در خاورميانه بتواند فرآيند و ساختارهاي مورد نظر خودرا ايجاد و هدايت کند ، مي تواند اهداف جهاني خود را نيز دنبال کند.
وي به چهره مخدوش آمريکا در جهان اسلام اشاره کرد و گفت: آمريکايي ها حداقل در شعار آمريکايي ها تلاش دارند تصوير چندجانبه گرا و نرم از قدرت خود در خاورميانه ارايه کنند.
اين استاد دانشگاه همچنين شعارهاي انتخاباتي اوباما را يادآور و اظهار داشت: پس از پيروزي اوباما در انتخابات رياست جمهوري آمريکا سفر به مصر ،‌عربستان و شعار ضرورت تعامل و گفت و گو با جهان اسلام براي بازسازي تصوير آمريکا در جهان را مطرح کرد.
وي از ديگر دلايل اهميت خاورميانه براي آمريکا را وجود منابع و ذخاير انرژي در اين منطقه و همچنين تحولات در روابط اسراييل با کشورهاي منطقه دانست.
پوراحمدي ادامه داد:‌آمريکايي ها به اين نتيجه رسيده اند که تامين امنيت اسراييل ار راه دور ديگر امکان پذير نيست و تغيير در کنش هاي منطقه اي خاورميانه با ايفاي نقش آمريکايي تاحدي اين جايگاه را ارتقا مي دهد.
وي تاکيد کرد: براساس اين ضرورت ها آمريکا به شدت به ايران نيازمند است ،‌ايفاي نقش جمهوري اسلامي ايران در تعامل با آمريکا در خاورميانه نقطه کانوني توجه آمريکا است ، هرگونه همکاري ،‌تعامل ، همراهي ايران با آمريکا در راستاي منافع منطقه اي دو طرف مي تواند اصلاح کننده کانال ارتباطي ميان ايران و آمريکا باشد.
وي تصريح کرد: ايران از يک طرف خواستار به رسميت شناخته شدن موقعيت منطقه اي است و از طرف ديگر خواستار اين است که قدرت هسته اي ايران از چالش با غرب خارج و به رسميت شناخته شود.
اين مدرس دانشگاه افزود: ايران خواستار اين است که تفوق منطقه اي آن مورد قبول آمريکا و غرب قرار گيرد.
دکتر پوراحمدي ادامه داد:‌اگر زمينه هايي که مقدمات آن در حال ظهور است ،‌تقويت شود و قدرت منطقه اي ايران به رسميت شناخته شود ،‌ايران نيز متقابلا در برقراري امنيت منطقه اي آمادگي تعاملات لازم را دارد.نگاه مشروعيت بخشي به قدرت و جايگاه منطقه اي ايران کليد اثبات تعامل مثبت آمريکا در حوزه خاورميانه خواهد بود.
وي در عين حال اسراييل را يکي از چالش هايي دانست که در ادامه تعامل ايران و آمريکا همچنان وجود خواهد داشت.
اين استاد دانشگاه تاکيد کرد:‌اين عزم در دوطرف وجود دارد که از نقطه کانوني خاورميانه براي شروع اصلاح برخي چالش هاي بين دو کشور استفاده شود.

**دولتمردان آمريکايي هنوز انقلاب اسلامي را درک نکرده اند
دکتر محمدي استاد دانشکده وزارت امور خارحه نيز در پاسخ به اين سوال آيا مشکل ايران و آمريکا ساختاري و يا مقطعي است؟ گفت : برغم گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي و تشکيل جمهوري اسلامي ايران دولتمردان آمريکايي هنوز اين انقلاب را درک نکرده اند و درنتيجه تحليل آنها نيز نادرست است.
وي با تاکيد براينکه "طرز فکر دولتمردان آمريکايي هنوز طرز فکر دوران جنگ سرد و دو قطبي است"،اظهار داشت: آمريکايي ها هنوز از ادبيات گذشته همچون چماق و هويچ استفاده مي کند ، تازماني که آمريکا ادبيات خود را اصلاح نکننند حداقل با جمهوري اسلامي ايران نمي توانند تعامل خوب داشته باشند.
اين استاد دانشگاه تصريح کرد: آمريکايي ها، جمهوري اسلامي ايران را نه خوب مي فهمد ، نه خوب مي شناسند و نه مسايل را خوب تحليل مي کنند. هنوز آنها نتوانسته اند اصل ولايت فقيه را درک کنند .
دکتر محمدي به دخالت آمريکا در انتخابات رياست جمهوري دهم تاکيد کرد و گفت : آمريکا در انتخابات رياست جمهوري دهم نيز براساس طرز تفکرها و تلقي هاي خود وارد ماجرا شد و شکست خورد.
وي از ديگر مشکلات موجود را وجود گروه هاي ذينفوذ ذر آمريکا بيان کرد و افزود: منافع گروه هاي ذينفوذ در امريکا ايجاب مي کند که دولت اين کشور همچنان با جمهوري اسلامي ايران در تخاصم باشد.
وي همچنين ساختار تصميم گيري در آمريکا را قديمي و بورکراتيک توصيف کرد و گفت : اين ساختار نمي تواند تغيير را پذيرا باشد.
رييس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعي پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي، همچنين فرهنگ حاکم در آمريکا را فرهنگ متکبرانه و مغرورانه بيان کرد که همچنان تصور مي کنند بدليل تجهيزات و قدرت اتمي ، ثروت و سرمايه و بالاترين تکنولوژي، صاحب بزرگترين قدرت جهان هستند ، تصميم گيري آنها همچنان از لوله توپ و تفنگ است.
دکتر محمدي تصريح کرد: اوباما نيز نتوانست موانع و مشکلات موجود را برطرف کند چراکه ساختار اين کشور قشري و به هيچ وجه اوباما نمي تواند تحولي را ايجاد کند.
وي همچنين تصميم گيري ها در امريکا را کوتاه مدت ذکر کرد و گفت : آمريکايي ها حتي برنامه و نظريات دراز مدتي که ارايه مي دهند باتوجه به اثرات کوتاه مدت است.
اين استاد دانشگاه در جمع بندي خود تصريح کرد که اين علل و عوامل در آمريکا موجب شده که دولتمردان اين کشور راه را به بيراه بروند.
دکتر محمدي ادامه داد: ‌آنها در طرح هاي خود از تغيير رفتار صحبت مي کنند و اميد دارند که در ايران نظام سکولار برقرار کنند. اين ديدگاه آمريکا نشان مي دهد که نظام جمهوري اسلامي ايران را نمي شناسد و تحليل هاي آنها نيز نشان از عدم شناخت ايران است.
وي تصريح کرد: آمريکا بايد ايران را شريک در مسايل بين المللي بداند و با قبول احترام متقابل و شناخت جايگاه ايران اصرار نداشته باشد که جمهوري اسلامي ايران سياست خود را حتما تغيير دهد.
اين صاحبنظر سياسي ادامه داد:‌ آمريکا در جريان فتنه بعد از انتخابات برغم سرمايه گذاري سنگين مادي و معنوي در ايران شکست خورد.

**اظهارات وزير امور خارجه آمريکا را مي توان به نوعي عذرخواهي از ايران تلقي کرد
دکتر حسين پوراحمدي استاد دانشگاه شهيد بهشتي نيز مشکلات آمريکا با ايران را ساختاري دانست و گفت: ازآنجايي که هنوز ظرفيت و توانايي لازم در آمريکا براي تبديل اين چالش ها به مسايل قابل حل تبديل نشده، به نظر مي رسد هنوز به صورت بنيادي موانع سخت بين جمهوري اسلامي ايران و آمريکا وجود خواهد داشت.
وي افزود: آنچه که همچنان موجب سردرگمي آمريکا شده اين است که تحولات مربوط به ايران در هيچيک از تحليل ها و پيش بيني ها ي آنها قرار نمي گيرد.
اين استاد دانشگاه شهيد بهشتي همچنين درخصوص اظهارات اخير کلينتون در قبال ايران اظهار داشت:اين اظهارات وزير امور خارجه آمريکا را مي توان به نوعي عذرخواهي از ايران تلقي کرد.
وي گفت:‌ اينکه آمريکا رسما اعلام مي کند که در اغتشاشات اخير از برخي گروه هاي داخلي در ايران حمايت کرده و نتوانسته موفق شود اما در عين حال رييس جمهوري منتخب را به رسميت مي شناسد در واقع به نوعي عذرخواهي رسمي است.
اين استاد سياست خارجي افزود: ما نمي توانيم انتظار داشته باشيم که يک قدرت جهاني مانند آمريکا همانگونه عذرخواهي کند که يک بازيگر منطقه اي و متوسط ، عذرخواهي مي کند.
دکتر پوراحمدي همچنين گفت : در ساختار سياست خارجي آمريکا نگاه هاي متعددي در بيان سياست و رفتار خارجي اين کشور وجود دارد ،‌بنابراين بسيار طبيعي است که حرف و رفتار باراک اوباما با حرف و رفتار هيلاري کيلنتون متفاوت باشد.
وي با تاکيد به رفتار آمريکا در روزهاي نخست اعلام نتابج انتخابات رياست جمهوي ايران اظهار داشت: در روزهاي نخست حوادث اخير در ايران، آمريکا بدليل سردرگمي و عدم شناخت صحيح از ساختارها و پويش هاي جمهوري اسلامي ايران به صورت دستپاچه اظهاراتي نسجيده را عليه ايران مطرح کرد، اما وقتي گردوغبارها و ابهامات فرو نشست واژه دولت منتخب را به کار برد.
دکتر پوراحمدي تصريح کرد: استفاده از واژه دولت منتخب توسط اين مقام کاخ سفيد گوياي اين است که آمريکا آمادگي دوباره خود را براي ادامه گفت و گو با ايران اعلام مي کند .

** تغيير رژيم ايران غيرقابل دست يافتن است
وي همچنين در پاسخ به اين سوال که ديپلماسي عمومي آمريکا در رابطه با آمريکا چه اهدافي را دنبال مي کند، گفت : ديپلماسي عمومي يکي از سرشاخه هاي قدرت نرم همچون بکارگيري ابزارهاي دولتي و غيردولتي و مردمي به منظور گسترش و کارکرد ديپلماسي در ميان مردم است .
وي با تاکيد بر استفاده آمريکا از ابزارهاي غيردولتي همچون رسانه ايران عليه ايران ، گفت :‌ آمريکا ديپلماسي عمومي را در راستاي منافع يک جانبه و اهداف استعماري خود براي تغيير رژيم جمهوري اسلامي ايران دنبال مي کند، در واقع هيچگاه موفق نبود. چراکه فارغ از ساختارهاي جمهوري اسلامي ايران حرکت مي کند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينکه آمريکا همچنان بدنبال تغيير رژيم و رفتار جمهوري اسلامي ايران است ، يادآور شد:آمريکا هم اکنون متوجه شده که تغيير رژيم در ايران پرهاي سيمرغي است که غيرقابل دست يافتن است.تغيير رژيم بسيار بالاتر از اين بود که فکر مي کردند ، آنها به اشتباه جمهوري اسلامي ايران را همانند يک نظام سلطنتي در منطقه ديده بودند که با خريدن چند نظامي و نخبه مي توانند اين هدف خود را دنبال کنند.
وي تصريح کرد: هم اکنون آمريکا براي رسيدن به اهداف خود در مورد ايران به ديپلماسي عمومي سخت روي آورده و نه ديپلماسي نرم ، دولت واشنگتن پيش از آنکه تغيير و نفوذ را دنبال کند ، شکنندگي و سرکوب ايران را دنبال مي کند اما بدليل اينکه ايران ساختار مردمي است و حاکميت به مردم نزديک است اين ابزار آمريکاجواب نداد.
وي بر ضرورت نگاه واقع بينانه از سوي آمريکا نسبت به ايران و فاصله گرفتن از مباني ايدئولوژي سياسي در آمريکا و روي آوردن به سياست هاي عمل گرايانه که متضمن منافع طرفين باشد، تاکيد کرد.
اين استاد دانشگاه قدم اول آمريکا براي رفع اختلافات ميان دو کشور را برسميت شناختن قدرت و نقش تاثير گذار منطقه اي ايران دانست.
دکتر پوراحمدي گفت : بسياري از مقامات آمريکايي ،‌سازمان ملل و آژانس بين المللي انرژي اتمي بارها اظهار داشتند که هيچيک از فرآيندهاي منطقه اي بدون مشارکت جمهوري اسلامي ايران امکان پذير نخواهد بود.
مطبوعات اندونزي:
تهديدات غرب موضع ايران دربهره مندي از حق هسته اي را تغييري نداده است
کوالالامپور - مطبوعات اندونزي به طور گسترده اي به موضوع آمادگي ايران براي ادامه مذاکرات در زمينه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي، پرداخته اما در عين حال تاکيد کرده اند که عليرغم تهديدات غرب مواضع ايران در بهره مندي از حق هسته اي هيچ تغييري نکرده است.
به گزارش روز پنجشنبه ايرنا از مالزي، روزنامه کمپاس چاپ جاکارتا در مطلبي با تاکيد بر اينکه ايران آمادگي خود را براي ازسرگيري مذاکرات هسته اي اعلام کرده است، نوشت: گر چه ايران آماده مذاکره است اما از حق خود براي بهره مندي از فناوري صلح آميز هسته اي کوتاه نخواهد آمد.
اين روزنامه در ادامه نوشت: علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي از آمادگي کشورش براي از سرگيري مذاکرات هسته اي با غرب خبر داد که به عقيده او اين مذاکرات بايد بر مبناي احترام متقابل و بدون پيش شرط باشد.
اين روزنامه مي افزايد: جمهوري اسلامي ايران پيش از اين اعلام کرده بود که هيچ پيش شرطي را براي آغاز مذاکرات با غرب نمي پذيرد.
خبرگزاري رسمي اندونزي آنتارا نيز در گزارشي به انعکاس اظهارات سلطانيه پرداخت و نوشت: موضع ايران در بحث هسته اي تغييري نکرده است.
بر اساس گزارش اين خبرگزاري، شبکه تلويزيوني رسمي ايران در گزارشي به نقل از علي اصغر سلطانيه نماينده اين کشور در آژانس بين المللي انرژي اتمي اعلام کرد که مواضع هسته اي ايران نسبت به گذشته تغييري نکرده است. و سلطانيه هيچ اشاره اي به اقدامات ايران و شرايط آغاز مذاکره نکرده است.
آنتارا در ادامه مي افزايد: "باراک اوباما" رئيس جمهور آمريکا چندي پيش اعلام کرده بود که ايران تنها تا ماه سپتامبر سال جاري براي آغاز مذاکرات چند جانبه درخصوص مسائل هسته ايش، زمان دارد. اين در حالي است که ايران هيچگونه تعيين زمان براي مذاکرات و پيش شرط را رد مي کند.
آنتارا مي افزايد: ايران در پاسخ به اين سخنان "اوباما" اعلام داشته است که اين کشور مخالفتي با مذاکرات ندارد ولي اجازه اعمال فشار به کشورهاي بزرگ دنيا توسط تعيين ضرب العجل نخواهد داد.
خبرگزاري رسمي اندونزي در پايان تاکيد مي کند که ايران براي ساخت نيروگاه هاي هسته اي خود با روسيه همکاري مي کند و طبق اخبار موجود اولين نيروگاه هسته اي اين کشور در ماه دسامبر سال جاري رسمأ آغاز بکار خواهد کرد.
روزنامه جاکارتا پست نيز در گزارشي با عنوان "ايران آماده از سرگيري مذاکرات هسته اي است" مي نويسد:
علي اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي طي سخناني از آمادگي کشورش براي از سرگيري مذاکرات هسته اي با غرب خبر داد.
به نوشته روزنامه جاکارتا پست، ايران تاکيد دارد که اين مذاکرات بايد بر مبناي احترام متقابل و بدون پيش شرط صورت گيرد.
به نوشته اين روزنامه، گر چه ايران بارها اعلام کرده است هيچ پيش شرط و تعيين زماني را براي مذاکرات نمي پذيرد اما باز هم رييس جمهوري آمريکا اعلام کرد که ايران تنها تا ماه سپتامبر فرصت دارد به ميز مذاکرات بيايد.
به نوشته اين روزنامه، علاوه بر به دنبال مسايلي که پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران پيش آمد اکنون از نظر ايران آمريکا يکي از کشورهاي مداخله گر در امور ايران است که مسايل ايران را با هدف تحريک ناآرامي ها دنبال مي کرده است.
جاکارتا همچنين مي نويسد: جمهوري اسلامي ايران با مذاکرات مخالفتي ندارد اما موضع اين کشور در قبال حق استفاده از فناوري صلح آميز هسته اي تغييري نکرده و قطعا تنها در چارچوب منافع ملي خود وارد اين مذاکرات خواهد شد و اجازه اعمال فشار را نخواهد داد. 


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 14:59  توسط   | 


رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت‌:
‌گزارشي از مرگ مبتلايان آنفلوانزاي نوع A در كشور ‌نداشته‌ايم

خبرگزاري فارس: رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت و بهداشت ‌گفت: تا كنون گزارش اثبات شده مرگ ناشي از آنفلوانزاي نوع A در كشور ارائه نشده است.


به گزارش خبرگزاري فارس از رشت، محمدمهدي گويا چهارشنبه شب در همايش منطقه‌اي آموزش مديران در باره آنفلوانزاي نوع A افزود: در 170 كشور موارد اين بيماري را گزارش كردند و در ديگر نقاط جهان كه بيماري گزارش نشده از ضعف سلامت آن كشورها است.
وي مهم‌ترين ويژگي آنفلوانزاي خوكي را شدت كم آن دانست و اظهار داشت: اكثر مبتلايان اين بيماري از نوع خفيف هستند.
گويا با بيان اينكه طبق اعلام سازمان بهداشت جهاني 2 ميليارد نفر به بيماري آنفلوانزاي نوع A مبتلا خواهند شد، تصريح كرد: ممكن است اين بيماري خفيف و آزار دهنده باشد اما تعداد مبتلايان نظام سلامت كشورها را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت خاطرنشان كرد: كمتر از شش هفته اكثر كشورهاي جهان به آنفلوانزاي A مبتلا شدند كه سه برابر ابتلاي مردم به آنفلوانزاي فصلي است.
وي با اشاره به اينكه آنفلوانزاي نوع A با آنفلوانزاي فصلي تفاوت دارد، گفت: اين ويروس را بايد شناخت در غير اين صورت با مشكل مواجه مي‌شويم.
گويا با تاكيد براينكه آنفلوانزاي خوكي در فصل گرم اينگونه خود را نشان داده است، افزود: در فصل سرما و بازگشايي مدرسه‌ها بايد ديد اين بيماري چه كار مي‌كند.
به گفته رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت ويروس آنفلوانزاي فصلي معمولاً كودكان و كهنسالان را در بر مي‌گيرد در صورتي كه ويروس آنفلوانزاي A فعال‌ترين افراد اجتماع را هدف قرار داده و به سرعت انتقال مي‌يابد.
وي ميزان حمله آنفلوانزاي نوع A را 22 تا 33 درصد در جامعه اعلام كرد و اظهار داشت: مقابله با اين بيماري بستگي به وضعيت و آمادگي بهداشت و درمان كشورها دارد.
گويا گستره بيماري مذكور را از آمريكاي لاتين، اروپا، خاورميانه و جنوب كشورهاي آسيا بيان كرد و گفت: تلفات بيماري آنفلوانزاي A كم است اما تعداد زيادي از افراد جامعه را از كار روزانه بازداشته و گرفتار اين بيماري مي‌كند.
رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت و درمان تصريح كرد: 98 درصد مبتلايان آنفلوانزاي خوكي به مرور خوب ميِ‌شوند و دارو نياز ندارند.
وي با بيان اينكه حدود 2 تا 5 درصد مبتلايان نياز به خدمات ويژه و بستري دارند، تاكيد كرد: 10 تا 30 درصد مبتلايان به آنفلوانزاي A راهي بيمارستان شده و 3 درصد اين تعداد نيز در آي‌سي‌يو بستري مي‌شوند.
گويا ميزان مرگ و مير بيماري آنفلوانزاي A در جهان را نيم درصد ذكر و خاطرنشان كرد: در برخي كشورها اين روند به 20 درصد رسيده است.
رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت با بيان اينكه ويروس مذكور تمام معيارهاي پزشكي را مورد دستكاري قرار داده است، تاكيد كرد: ممكن است اتفاق‌هاي ديگري را شاهد باشيم و اينكه كسي نمي‌داند در شهريور ماه چه واقعه‌اي رخ مي‌دهد.
وي با اشاره به اينكه موج‌هاي نخست آنفلوانزاي A معمولاً سبك است، اظهار داشت: موج‌هاي بعدي در پاييز و زمستان با شدت بيشتر و سنگين‌تر است.
گويا خاطرنشان كرد: واكسني كه براي آنفلوانزاي نوع A مجوز تزريق گرفته باشد هنوز پيدا نشده و در حال حاضر براي اين بيماري دو داروي موثر وجود دارد كه يكي از آن داروها كاربردي، ارزان‌تر و موثرتر است.
رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت و درمان با هشدار به مصرف بي‌رويه داروي آنفلوانزاي A گفت: مصرف بي‌رويه دارو سبب مقاومت بيماري نسبت به آن مي‌شود.
وي با بيان اينكه ممكن است بيماري آنفلوانزاي A افزايش انفجاري پيدا كند و ما را فريب دهد، تصريح كرد: براي اتفاق‌ها بايد برنامه داشته باشيم و محتاطانه عمل كنيم.
گويا استفاده از ماسك را مناسب ندانست و افزود: ماسك براي بيماران بد حال بيمارستان است نه اينكه در خيابان‌ها آن را به صورت بزنند.
رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت و درمان دستگاه ثبت حرارت را هزينه بي‌مصرف بيان كرد و اظهار داشت: اين امر سبب ترس و وحشت مردم مي‌شود ضمن اينكه هزينه‌هايي را به جامعه تحميل مي‌كند.
وي با اشاره به اينكه امريكا و انگليس تصميم دارند از واكسن بدون مجوز براي بيماري آنفلوانزاي A استفاده كنند، تاكيد كرد: اين عمل قبيح است و متخصصان جهاني نسبت به آن هشدار داده‌اند.
گويا تصريح كرد: تزريق واكسن‌ها ويژه گروه‌هاي پر خطر است نه اينكه آن را به همه مردم تزريق كنند.
رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت و درمان خاطرنشان كرد: بيماري برخي مواقع حالت انفجاري پيدا مي‌كند و در انگلستان هفته‌اي يكصد هزار نفر به آنفلوانزاي A مبتلا مي‌شوند.
وي آموزش را در پيشگيري موثر دانست و گفت: مردم بايد آموزش ببينند و بدانند چگونه از خود محافظت كنند.


باهنر در نشست مشترك دبيران استاني جامعه اسلامي مهندسين:
جامعه هزينه سنگيني درباره ادعاهاي غيرمعقولانه و غيرمستدل برخي افراد پرداخت كرد

خبرگزاري فارس: نايب رئيس دوم مجلس شوراي اسلامي گفت: در ايام انتخابات تهمت ها و شايعاتي در خصوص صحت انتخابات زده شد و پيگيري‌هاي غيرمعقولانه و غير مستدل برخي آقايان منجر شد تا جامعه هزينه سنگيني را پرداخت كند.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمدرضا باهنر نايب رئيس دوم مجلس شوراي اسلامي كه صبح امروز پنج شنبه در نشست مشترك دبيران استاني و اعضاي شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين بعد از انتخابات رياست جمهوري سخن مي گفت، اظهار داشت: مجلس شوراي اسلامي در خصوص راي اعتماد به وزراي رئيس جمهور ساختار خودش را دارد كه در همين راستا من و برخي از همكارانم در خانه ملت بر اين اعتقاديم كه نزديك به 5 وزير پيشنهادي از سوي رئيس جمهور راي اعتماد نمي‌آورند.
وي با بيان اينكه ممكن است افراد بتوانند يك هفته مانده تا راي اعتماد تعداد زيادي از نمايندگان را قانع كنند، افزود: ما علاقمنديم كه اعضاي دولت با راي بالاي 200 نفر درمسند وزارت بنشينند ولي بعيد با اين شرايط اين اتفاق عملي شود.
باهنر با اشاره به ديدار برخي از نمايندگان مجلس با رهبر معظم انقلاب گفت: در اين ديدار رهبري تاكيد بر حمايت از دولت را داشتند به طوري كه دولت كارش را هرچه سريعتر آغاز كند البته در اين ديدار برخي از نمايندگان مسائلي را خدمت رهبري عرض كردند كه ايشان نيز به اين موارد تاكيد داشتند.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي تدين، التزام عملي به احكام نوراني اسلام، التزام به رهبري آن هم در عمل و همچنين سابقه اجرايي در طول 30 سال انقلاب اسلامي را از مهمترين شاخصه هاي مجلس براي ارائه راي اعتماد به وزراي دولت دهم دانست و گفت: مجلس تلاش خواهد كرد تا با مماشات با وزراي دولت دهم برخورد كند.
باهنر با اشاره به نظريه رئيس‌جمهور مبني بر كارآمدي وزرا گفت: متاسفانه احمدي نژاد به طور سامان يافته در خصوص چينش وزرا با مجلس مشورت نكرد، البته رايزني هاي وي با برخي از نمايندگان و حتي برخي نمايندگان كميسيونها انجام شد ولي جلسه سازمان‌يافته اي با هيئت رئيسه فراكسيون هاي اكثريت و اقليت انجام نشد.
وي با اشاره به اين‌كه احمدي نژاد فهرست وزراي پيشنهادي خود را در آخرين ساعات ديشب به رئيس مجلس شوراي اسلامي تقديم كرد گفت: در اين دوره رئيس جمهور در اقدامي جديد تعدادي از وزراي خود را از طريق صدا و سيما معرفي كرد كه البته اين كار خلاف قانون نيست اما عرف اين بود كه اسامي در ابتدا به مجلس و از طريق خانه ملت اعلام شود چرا كه با اين اتفاق جديد برخي ها سوءتعبير كردند.
وي گفت: مجلس معتقد است افرادي كه جايگزين شدند افرادي كارآمدتر از بركنارشدگان نيستند ولي شايد به قول آقاي احمدي نژاد دولت هماهنگ تراست.
اين نماينده مجلس هشتم در ادامه سخنان خود گفت: بسياري از نمايندگان تلاش كردند تا در مسائل كلي و هم در مصاديق جزئي به رئيس جمهور مشورت دهند يعني اينكه آقا و يا خانم معرفي شده به مجلس راي اعتماد كسب خواهد كرد يا خير.
نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي همچنين در خصوص انتخاب وزير اطلاعات نيز گفت: يكي از معيارهاي انتخاب وزير اطلاعات مجتهد بودن شخص است والا براي تصدي وزارتخانه محدوديت تحصيلات و كارآمدي وجود ندارد.
باهنر با اشاره به ليست داده شده از سوي رئيس جمهور به مجلس شوراي اسلامي گفت: در اين ليست تقريبا همان اسامي است كه خبرگزاري ها و روزنامه ها منتشر كرده اند كه به اعتقاد برخي از نمايندگان تعدادي از اين آقايان و خانم ها راي نخواهند آورد و در برخي نيز ترديد وجود دارد مگر اينكه طي يك هفته باقيمانده به راي اعتما د از سوي مجلس بتوانند خود را بهتر معرفي كنند.
دبير كل جامعه اسلامي مهندسين بااشاره به وقايع بعد از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري گفت: در اين ايام تهمت ها و شايعاتي در خصوص صحت انتخابات زده شد و پيگيري هاي غيرمعقولانه و غير مستدل برخي آقايان منجر شد تا جامعه هزينه سنگيني را پرداخت كند.
دبير كل جامعه اسلامي مهندسين ادامه داد: وقتي مراسم تنفيذ و تحليف برگزار شد همه بايد اين دولت را به رسميت بشناسند و در چارچوب نظام كار كنند چرا كه رهبري ، رئيس جمهور دهم را تنفيذ كردند البته اين به اين معنا نيست كه همه عملكرد دولت مورد قبول آقايان باشد كه در همين زمينه انتقاداتي نيز وجود دارد.
باهنر در پايان بيان داشت: ما دو نوع اپوزيسيون داريم كه يكي در خارج از كشور است و بدنبال ضربه زدن به نظام است و ديگري در داخل كه به برخي كارهاي نهاد هاي حكومتي منتقد است كه اپوزيسيون داخلي است و منتقد برخي كارها مي شود بايد رسانه داشته باشد و حتي بتواند از رسانه ملي سخنان خود را بگويد.
منبع :http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805290251


سليمي‌نمين: در معرفي انقلاب‌ ضعيف عمل كرديم

خبرگزاري فارس: مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران با اشاره به ارائه آثار متنوع در مورد انقلاب اسلامي ايران توسط دست‌نشانده‌ها گفت: ما در معرفي انقلاب اسلامي كه با مشقت و سختي حاصل شد كوتاهي كرديم.


به گزارش خبرگزاري فارس از قم، عباس سليمي‌نمين شب گذشته در مراسم افتتاحيه نخستين انجمن مجمع عمومي انجمن علمي انقلاب اسلامي ايران كه در دانشگاه معارف اسلامي قم برگزار شد، اظهار داشت: انقلاب اسلامي از آن دسته تحولاتي است كه تاثيرات و تبعات آن منحصر به يك محدوده زماني و مكاني نيست و گستره آن تمام تاريخ را در بر مي‌گيرد.
وي افزود: هرچه از طول انقلاب اسلامي مي‌گذرد توجهات و مطالعات اين پديده از نگرش‌هاي مختلف با منافع خاصي صورت مي‌گيرد.
سليمي‌نمين خاطرنشان كرد: در اوايل انقلاب اسلامي جريانات سلطنت‌طلب آثار كم ارزش علمي پيرامون انقلاب اسلامي و مباحث مطرح شده ‌آن دوران را ارائه كردند كه توفيقي حاصل نشد، اما در عصر حاضر اين آثار را ارتقا ‌داده و تاثيرگذاري آن بيش از پيش شده است.
وي اظهار داشت: اين آثار با كميت بي‌شماري در دسترس علاقه‌مندان به مباحث انقلاب اسلامي قرار مي‌گيرد حال آنكه هيچ گروه و يا انجمن منسجمي در برابر توليدات آنها حرفي براي گفتن نداشته است.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به ضرورت ايجاد انجمن علمي انقلاب اسلامي ايران افزود: در مورد انقلاب اسلامي يك امر ضروري است كه انجمني تشكيل شود و اطلاعات مربوط به انقلاب اسلامي را ساماندهي كند و توانمندي انقلاب اسلامي را ‌در راستاي پاسخگويي به برخي شبهات نشان دهد.
سليمي‌نمين با اشاره به اينكه برخي نويسندگان وابسته به عوامل غرب و جريانات سلطنت طلب با نگارش كتاب‌هايي در زمينه برخي حوادث، وقايع انقلاب اسلامي را به صورت عكس بيان مي‌كنند، گفت: متاسفانه هيچ‌گروه و يا انجمني پاسخي بر اظهارات آنها ندارد.
وي اظهار داشت: اگر مباحث مطرح شده در اين كتاب‌ها به درستي بررسي و پاسخگويي نشود ممكن است در آينده و براي نسل جوان انحرافاتي به دنبال داشته باشد.
سليمي‌نمين خاطر نشان كرد: پس از پيروزي انقلاب اسلامي برخي عناصر وابسته،‌ از منابع موجود آن زمان به نفع خود استفاده كرده و بسياري از جريانات را به نفع رژيم پهلوي بيان كردند.
وي با بيان اينكه ما در اين زمينه تنها دست روي دست گذاشتيم، ادامه داد: استفاده از اظهارات دكتر مصدق نسبت به سلطنت رضا خان مي‌توانست قداستي را كه نويسندگان و دست نشانده‌ها براي رژيم پهلوي ايجاد كردند را از بين برده و پاسخگوي مناسبي براي آن باشد.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به حوادث امروز يادآور شد: كودتاي 28 مرداد ماه و آتش زدن سينما ركس نيز از حوادثي بود كه مي‌توانستيم‌ به نفع انقلاب اسلامي و تبيين چهره واقعي پهلوي‌ها از آن استفاده كنيم.
وي تصريح كرد: اگر ما نتوانيم چهره پهلوي و جريانات متصل را به خوبي براي دانشجويان و جوانان روشن كنيم قادر نيستيم ريشه‌هاي انقلاب اسلامي را براي آنها معرفي‌كنيم.
سليمي‌نمين اظهارد اشت: اين دو حادثه كافي است كه جوانان را نسبت به برنامه‌هاي پهلوي و اقدامات نهضت عدالت‌جوي ايران آگاه كند اما برنامه‌ريزي‌هاي دقيق آنها و كم توجهي ما جوانان را دچار سردرگمي كرده است.


آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ادعاهاي روزنامه صهيونيستي را رد كرد

خبرگزاري فارس: آژانس بين المللي انرژي اتمي گزارش ديروز يك روزنامه صهيونيستي درباره مخفي كردن برخي اطلاعات برنامه هسته‌اي ايران ازسوي مدير كل آژانس را رد كرد.


به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري ايتاليايي "آكي "، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي شايعات مندرجه در روزنامه صهيونيستي "هاآرتص " مبني بر مخفي كردن برخي اطلاعات در گزارش‌هاي آژانس درباره فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را رد كرد.
روزنامه صهيونيستي هاآرتص ديروز در گزارشي به نقل از منابع ناشناس مدعي شده بود كه ديده‌بان هسته‌اي سازمان ملل شواهدي درباره تلاش ايران براي دستيابي به تسليحات هسته‌اي را مخفي كرده است.
اين مقامات صهيونيستي كه روزنامه هاآرتص هيچ نامي از آنها نبرده است ادعا كردند كه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تحت مدير كلي "محمد البرادعي " از انتشار شواهدي كه بازرسان طي چند ماه گذشته درباره تلاش ايران براي دستيابي به تسليحات هسته‌اي دست پيدا كرده‌اند خودداري كرده است.
اين در حالي است كه يك مسئول آژانس اتمي در اداره روابط عمومي در گفت‌وگو با آكي با اشاره به اينكه گزارش جديد البرادعي درباره برنامه هسته‌اي ايران ماه آينده منتشر خواهد شد، تاكيد كرد كه اين ادعاهاي اسرائيلي يكي از مواردي است كه ما هميشه پيش از انتشار گزارش البرادعي به شنيدن آن عادت كرده‌ايم.
وي در رد اين شايعات توضيح داد كه تهيه گزارش‌هاي البرادعي به اين صورت نيست كه يك فرد آن را انجام دهد، در تهيه اين گزارش مانند گذشته يك گروه همكاري مي‌كنند كه متخصصان هسته‌اي و بازرسان آژانس كه با بازرسي‌هاي ميداني خود گزارش‌هاي خود را ارائه مي‌دهند از جمله اين افراد هستند.
وي ادامه داد كه علاوه بر اين افراد گروه‌هاي ديگري نظير كارشناسان حقوقي، متخصصان مسايل بين‌الملل و مشاوراني از سوي دفتر دبيركل و خود دبير كل نيز در تهيه اين گزارش نقش دارند، اين در حالي است كه تهيه كنندگان گزارش تنها به اين افراد نيز منحصر نمي شوند.
اين مقام آژانس با اشاره به اين كه گزارش‌هاي البرادعي در معيارهاي مشخص و مراحل مختلفي تهيه مي‌شود، افزود: به اين صورت نيست كه مسئولين يا كارشناسان بند يا بخشي را در اين گزارش قرار دهند و البرادعي آن را حذف كند.
وي با اشاره به سوابق گزارش‌هاي ارائه شده درباره ايران گفت كه در 27 گزارشي كه از سوي البرادعي به شوراي حكام ارائه شده است، جانب بي طرفي رعايت شده و اينگونه نيست كه آژانس قصد تخريب يا محبوب كردن كشوري را داشته باشد.
ايران پيمان عدم گسترش تسليحات هسته‌اي را امضا كرده است و محمد البرادعي كه به زودي سمت خود را ترك خواهد كرد در گزارش‌هاي خود اعلام كرده كه هيچگونه شواهدي وجود ندارد كه ايران به دنبال توسعه تسليحات هسته‌اي است.
اين در شرايطي است كه آژانس در آخرين گزارش خود درباره برنامه هسته‌اي ايران بر نبود انحراف در فعاليت هسته‌اي تهران تاكيد كرد.
رژيم صهيونيستي كه خواهان فشار آوردن جامعه بين الملل بر ايران به دليل برنامه‌اي هسته‌اي صلح‌آميزش است تنها دارنده تسليحات هسته‌اي در خاورميانه به شمار مي‌آيد. اين رژيم كه حتي از امضاي پيمان عدم گسترش تسليحات هسته‌اي امتناع مي‌ورزد بيش از 200 كلاهك هسته‌اي را در زرادخانه‌هاي خود نگهداري مي‌كند.


 
سقوط کروبي
دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري-مهندس آرش پاک انديش*:گويي طلحه و زبيرها زنده شده اند تا ملت هاي استقلال خواه و عدالت دوست به وضوح سيماي خارج شدگان از دايره ولايت پذيري را روشن تر هميشه به نظاره بنشينند.

گويي تاريخ در اين سرزمين همواره در حال تکرار است و مدام هر انسان خردمندي را به درس گرفتن از گذشته رهنمون مي گردد. گويي طلحه و زبيرها زنده شده اند تا ملت هاي استقلال خواه و عدالت دوست به وضوح سيماي خارج شدگان از دايره ولايت پذيري را روشن تر از هميشه به نظاره بنشينند.
رويدادها و حوادثي که در گذر زمان، رخ مي دهد و پس از چندي به مسئله اي به نام «تاريخ» تبديل مي شود، اگر همراه با روشنگري وبازکاوي هوشمندانه نباشد، گردي به نام «تحريف» بر تارک تاريخ مي نشاند که نه تاريخ که «شبح تاريخ» نام دارد.
امام راحل (ره) هوشمندانه چنين روزهايي را مي ديد که هشدار داد: «ما که هنوز در قيد حيات هستيم و مسائل جاري ايران را که در پيش چشم همه ما به روشني اتفاق افتاده است، دنبال مي کنيم، فرصت طلبان و منفعت پيشگان را مي بينيم که با قلم و بيان بدون هراس از هرگونه رسوايي، مسائل ديني و نهضت اسلامي را برخلاف واقع جلوه مي دهند و به حکم مخالفت با اساس نمي خواهند واقعيت را تصديق کنند و قدرت اسلام را نمي توانند ببينند، و شکي نيست که اين نوشتجات بي اساس به اسم تاريخ در نسل هاي آينده، آثار بسيار ناگواري دارد. درست آنچه را امروز براي ما روشن و واضح است، براي نسل هاي آينده مبهم مي باشد؛ و تاريخ، روشنگر نسل هاي آينده است، و امروز قلم هاي مسموم در صدد تحريف واقعيات هستند، بايد نويسندگان امين اين قلم ها را بشکنند.» (صحيفه نور جلد 3- ص 435)
با مرور انديشه هاي والاي بنيانگذار جمهوري اسلامي به ياد جمله اي عميق از منتخب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در جريان تبليغات انتخاباتي افتادم که در پاسخ به سوال مجري برنامه بيان داشت: از سقوط برخي افراد بسيار غمگين مي شوم.
وجود مشعل جاويدان ولايت فقيه در تاريخ پرافتخار جمهوري اسلامي مسئله اي است الهي که همچون چراغ راه امت مي درخشد و در عبور از مسير پر فراز و نشيب همواره از انحراف و احيانا مردود شدن نخبگان سياسي جلوگيري مي کند. هر چند که در اين ميان ميزان علاقمندي به سقوط و خروج از مدار عدل و انصاف در برخي خواص به قدري فاجعه مي آفريند که سکاندار و مدير عاليه نظام اسلامي را ناگزير مي نمايد که به منظور برقراري نظم و آرامش در کشور، و همچنين به موجب پاسداري از اهداف اسلام و مسلمين دست به پالايشي عظيم زند.
در نامه تاريخي حضرت امام(ره) به "منتظري" مورخ 6/1/68 مي خوانيم: « از آنجا که روشن شده است که شما اين کشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از کانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد...» و چه حکيمانه آن امام همام در اين نامه با دلي شکسته و پر از غم و اندوه خطاب به مردم عزيزمان گفتند: « تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام...»
اکنون با ورود به دهه چهارم انقلاب برخي نخبگان سياسي و کساني که مدعي داشتن سوابق انقلابي نيز هستند در سراشيبي سقوطي قرار گرفته اند که اگر بيش از اين خود را به خواب غفلت فرو برند يقينا سرنوشت گذشتگان قومشان به مراتب بدتر بر آنان تکرار خواهد شد چرا که انقلاب اسلامي ملت ايران معطل امثال مهدي کروبي ها نخواهد بود و قطار انقلاب از ريل گفتمان امام و انقلاب به سلامت و موفقيت خواهد گذشت.
مواضع ساختارشکن مهدي کروبي که مداوما بر آنها اصرار مي ورزد کار اين شيخ مدعي اصلاح طلبي را به جايي کشانده که حتي جانياني مانند مسعود رجوي نيز زبان به تحسين وي مي گشايند. موضع گيري مشمئزکننده ي اين داعيه دار خط امام(ره) در نامه اخيرش به هاشمي رفسنجاني نشان از بغض وي از پيروزي گفتمان امام و انقلاب در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري دارد. به خوبي مي توان سرنوشتي که جناب "منتظري" را در سراشيبي سقوطي تاريخي قرار داد امروز در آينده سياسي مهدي کروبي متصور شد.
گره خوردن با ليبرال ها و عناصر خود فروخته که امروز حلقه شماره يک دبيرکل حزب اعتماد ملي محسوب مي شوند اردوگاه اين حزب لجام گسيخته را در آستانه انشقاقي قابل انتظار قرار داده است.
جريان استقلال خواهي که در انتخابات 22 خرداد با راي قاطع ايرانيان سرافراز در کنار توجهات ويژه حضرت ولي عصر(عج) و حمايت هاي پدرانه مقام معظم رهبري و دعاي خير ملت سکاندار دستگاه اجرايي کشور شد، بيش از هر زمان ديگري مي تواند با نگاه حکومتي به امور،تجلي بخش مديريت انقلابي در دهه چهارم انقلاب باشد.انشاءالله
_____________________________________________________
*عضو مستعفي حزب اعتماد ملي؛کارشناس پژوهشي ايرنا
مجلس طرح 20ميليون دلاري مقابله با توطئه هاي آمريکا را بررسي مي کند
اصفهان - عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت: طرح 20 ميليون دلاري تعدادي از نمايندگان مجلس براي مقابله با تهديدات و توطئه هاي نرم آمريکا هفته آينده در صحن علني مجلس بررسي مي شود.
عوض حيدرپور روز چهارشنبه در گفت وگوبا ايرنا افزود:‌ اين طرح توسط تعدادي از نمايندگان مجلس براي مقابله با تهديدات نرم آمريکا امضا‌ شده است.
وي گفت:‌ طرح مزبور براي افشاي موارد نقض حقوق بشر در آمريکا و ديگر کشورهاي غربي از سوي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ارايه شده است.
نماينده مردم شهرضا در مجلس تاکيد کرد: ‌اين طرح به منظور مقابله با محدودسازي آمريکا و ديگر قدرت‌هاي غربي در عرصه‌ فناوري اطلاعات و با هدف افشاي موارد متعدد و روز افزون نقض حقوق بشر توسط اين کشورها مطرح شده است.
وي با بيان اينکه بودجه مورد نياز اين طرح از حساب ذخيره ارزي برداشت مي شود، تصريح کرد: فوريت اين طرح يکشنبه هفته آينده در صحن علني مجلس بررسي مي شود.
همچنين کميته اي با مسووليت وزارت امور خارجه و عضويت وزارتخانه هاي اطلاعات، ارتباطات و فناوري اطلاعات و سازمان ارتباطات و فرهنگ اسلامي در اين خصوص تشکيل شده است.
مجلس سناي آمريکا اوايل مردادماه جاري با تصويب طرحي خواستار اختصاص 50 ميليون دلار براي کمک به مردم ايران براي مقابله با سانسور اينترنت در ايران شده است.
اين طرح که "قانون قربانيان" سانسور در ايران نام دارد علاوه بر مقابله با سانسور اينترنت شامل تقويت ارسال برنامه هاي راديويي و تلويزيوني به ايران نيز مي شود.
از اين مقدار، 20 ميليون دلار براي ايجاد راه هاي ارتباطي جديد ايرانيان و رخنه در فضاي سانسور و فيلترينگ فضاي وب در ايران هزينه خواهد شد.

                                                    همراه با اقتصاد
علاقمندي شرکت هاي چيني براي مشارکت در ساخت کارخانجات صنعتي در ايران
پکن - گسترش همکاري هاي ايران و چين در زمينه هاي مختلف بويژه مشارکت شرکت هاي چيني در ساخت و ايجاد کارخانجات صنعتي در ايران ، در ملاقات " جواد منصوري " سفير ايران در پکن با مقامات شهر " ليوژو " در استان گوانشي در جنوب چين مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
به گزارش روز پنجشنبه ايرنا به نقل از سفارت ايران در چين ، سفير ايران که اخيرا به شهر " ليوژو " در استان گوانشي سفر کرده بود ، در ملاقات با شهردار اين شهر پيشنهاد کرد شرکت هاي چيني در ساخت کارخانجات صنعتي در ايران فعال شوند.
شهردار " ليوژو " در جنوب چين نيز با استقبال از اين پيشنهاد گفت که موضوع را مورد بررسي قرار خواهد داد.
شهر ليوژو در استان " گوانشي " در جنوب چين دومين شهر مهم اين استان به شمار مي رود که در سه زمينه ماشين آلات، صنعت فولاد و اتومبيل سازي جايگاه ويژه اي دارد.
اين شهر در زمينه ماشين آلات مقام نخست را در چين دارد و توليد فولاد آن ساليانه 10 ميليون تن مي باشد.
شرکت توليدي ماشين آلات سنگين ليوژو نيز تاکنون حدود چهار هزار دستگاه از توليدات خود را به ايران صادر کرده است و کارخانه فولاد سازي آن از واردکنندگان سنگ آهن ايران مي باشد.
همکاري هاي ايران و چين در سالهاي اخير روند رو به رشدي داشته است و پيش بيني مي شود حجم مبادلات تجاري ايران و چين در سال 2009 ميلادي به حدود سي ميليارد دلار برسد.
آمريکا ماه آينده ترانزيت محمولات نظامي از روسيه را شروع مي کند

شیعه‌کشی در سکوت

وطن امروز: یک پایگاه خبری عراقی از همکاری بعثی‌ها با ارتش یمن در سرکوب جنبش شیعیان «الحوثی» خبر می‌دهد. بسیاری از فرماندهان سابق ارتش عراق و گارد ریاست‌جمهوری صدام و سران نیروهای فراری ارتش عراق با سفر به یمن به ارتش یمن آموزش‌های ویژه و مشورت‌ می‌دهند. این سایت خبری به نقل از منابع آگاه نوشت: این فرماندهان اشتباهاتی که ارتش یمن در 5 جنگ گذشته انجام داده را مشخص کرده‌اند و علی عبدالله صالح، رئیس جمهور یمن به ارتش این کشور دستور داده تا از مشورت‌های بعثی‌ها در جنگ ششم نهایت استفاده را به عمل آورد.

این منابع مطلع افزودند: افسران عراقی دوران صدام بسیاری از تجربه‌های خود در برخورد با اکراد در انتفاضه 1991 عراق که بسیار شبیه به درگیری‌های کوهستانی کنونی یمن است را در اختیار ارتش این کشور گذاشته‌اند. در همين حال روز گذشته شهر نجف در عراق شاهد برگزاری تظاهرات مردمی بر ضد حکومت یمن و محکومیت اقدامات آن در کشتار دسته جمعی شهروندان حوثی در استان صعده این کشور بود. تظاهرات مردمی در اعتراض به کشتار دسته جمعی در یمن در شهر نجف اشرف برگزار شد و شرکت‌کنندگان در این تظاهرات، سازمان ملل متحد را به توقف فوری این کشتار فرا خواندند. این تظاهرات را تجمع «الجدیدات» در نجف اشرف سازماندهی و برگزار کرد و هدف از آن محکومیت اقدام نیروهای دولتی یمن در به راه انداختن کشتار دسته جمعی در استان صعده این کشور و درخواست از سازمان ملل متحد برای توقف آن بود. این در حالی است که نزدیک به یک هفته از آغاز دور جدید حملات دولت نظامی علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهور یمن به شیعیانی که در استان صعده مستقر هستند می‌گذرد. در این مدت دولت نظامی یمن با استفاده از کمک‌های مالی و نظامی و دیگر حمایت‌های بی‌حد و حصر عربستان حملات شدیدی را علیه شیعیان انجام داده است که در نتیجه آن صدها تن از شیعیان به شهادت رسیده یا زخمی شدند.

شیعیان یمن که اغلب زیدی هستند، سال‌هاست که از جانب دولت علی عبدالله صالح مورد ظلم قرار می‌گیرند و از حداقل حقوق شهروندی محرومند. این در حالی است که به رغم کشتار وحشیانه شیعیان در یمن، اخبار این قتل‌عام کاملا بایکوت شده است و کمتر پیش می‌آید که خبر یا عکسی از این نسل‌کشی در رسانه‌ها درز پیدا کند. رئیس‌جمهور یمن که کشتار مبارزان را به بهانه مبارزه با تروریسم انجام می‌دهد، موافقت ایالات متحده و برخی دیگر از کشورهای اروپایی را نیز جلب کرده است. حتی طی چند روز اخیر هیاتی از ایالات متحده به یمن سفر کردند که جان مک کین،‌ سناتور جمهوریخواه و کاندیدای انتخابات گذشته ریاست جمهوری ایالات متحده ریاست این هیات را بر عهده داشت. از طرف دیگر شیعیان یمن نیز که رهبری آنها را خاندان الحوثی برعهده دارد، به مقاومت در مقابل ارتش یمن پرداخته‌اند و در این راه ضربات بسیاری نیز بر پیکره ارتش یمن وارد آورده‌اند. دیروز نیز بخش توپخانه‌ای جنبش الحوثی با گلوله‌های کاتیوشا پادگان «کهلان» را هدف قرار داد که موجب وحشت نیروهای دولتی شد و خسارت‌های مادی بسیاری به نیروهای دولتی وارد کرد.

همچنین این جنبش از حمله سنگین به پادگان‌های تیپ «115» و «الصیفی» در حومه شهر صعده خبر داد که علاوه بر تحمیل خسارت‌های بسیار باعث فرار سربازان این پادگان‌ها شده‌ است. بخش توپخانه‌ای جنبش الحوثی همچنین با انتشار بیانیه‌ای ضمن تایید این حملات موشکی تهدید کرد که دشمن باید منتظر ضرباتی از این دست باشد. همچنین این سایت از سیطره کامل بر پادگان «جبل غمان» در منطقه «سحار» و پادگان «جبل الضرائب» در منطقه «الملاحیط» در غرب صعده خبر داد. بنا به اعلام منابع آگاه، درجریان درگیری‌های سال‌های بین 2004 تا 2009 میلادی حدود 4 هزار نفر از نیروهای طرفین کشته شده‌اند. این در حالی است که وقوع 6 جنگ تمام عیار در این استان تاکنون منجر به آواره شدن ده‌ها هزار نفر از شیعیان این استان محروم شده است.

از سوی دیگر سرلشکر علی الانسی، رئیس سرویس امنیتی کشور یمن روز سه‌شنبه در صدر هیاتی سیاسی - امنیتی وارد ریاض، پایتخت عربستان سعودی شد. گفته می‌شود که این هیات تلاش دارد حمایت بیشتری را از عربستان برای مقابله با شیعیان جلب کند. در تحولی دیگر و در اقدامی فرافکنانه دولت یمن مدعی دخالت دست‌های خارجی در ناآرامی‌های این کشور و کمک به گروه الحوثی در استان صعده شد. سخنگوی دولت یمن گفت: شورشیان شیعه در این کشور در حال دریافت کمک‌های مالی از خارج هستند. «حسن احمد اللوزی»، وزیر اطلاع رسانی و سخنگوی دولت این کشور نوشت: «گروه‌ها و طرف‌های خارجی وجود دارند که از عناصر شورشی و تخریبگر در استان صعده حمایت‌های سیاسی و مالی می‌کنند».

حسن احمد اللوزی اشاره مستقیمی به کشور حمایت کننده نکرد اما با اشاره به عملکرد شبکه تلویزیونی العالم و پوشش رسانه‌ای این شبکه از تحولات استان صعده به‌طور ضمنی ایران را متهم به دخالت در امور داخلی این کشور کرد. ایران در شرایطی به صورتی هرچند تلویحی به دخالت در امور داخلی یمن متهم می‌شود که دیگر کشورها و مجامع بین‌المللی چشم بر نسل‌کشی شیعیان توسط دولت یمن بسته‌اند و این موضوع را کاملا بایکوت کرده‌اند.


بررسي اشتياق كروبي به نامه‌نگاري‌هاي جنجالي
قبل از نوشتن نامه پيش كسي نمي‌روم و با كسي حرف نمي‌زنم

داستان نامه نگاری‌های شیخ مهدی کروبی به 25 سال قبل باز می‌گردد، آنجا که وی خطاب به آیت‌الله مهدوی کنی چندی پیش از انتخابات مجلس دوم که در فروردین سال 63 برگزار شد نسبت به حذف محمود دعایی از لیست جامعه روحانیت اعتراض کرد.

اولین نامه علنی کروبی در اعتراض به رد صلاحیت بهزاد نبوی برای انتخابات مجلس سوم در فروردین 67 نگاشته شد و در آن تهدید کرد که اگر نبوی تایید صلاحیت نشود در انتخابات شرکت نمی‌کنند. پس از رحلت امام(ره) نامه‌نگاری‌ها شدت می‌گیرد و نامه‌ها علنی می‌شود، بدون ملاحظه اثرات رسانه‌ای کردن اختلاف‌ها.

پس از آن در مجلس سوم طرحی ارائه شد برای جلوگیری از رد صلاحیت‌های شورای نگهبان و به این شکل که شرط التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی از شرایط نمایندگی حذف می‌شد؛ در پی آن جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نامه‌ای کوتاه خطاب به شیخ کروبی نوشت: "حذف‌ این‌ شرایط‌ از انتخاب‌ شوندگان‌، مجلسی‌ را به‌ بار می‌آورد که‌ تیر خلاص‌ را به‌ احکام‌ اسلام‌ و روحانیت‌ مبارز که‌ امام‌ راحل‌ را چون‌ تاجی‌ مرصع‌ و پرافتخار بر سر دارد، شلیک‌ خواهد کرد..."

اما کروبی در جواب، نامه "مفصل و تندی" علیه جامعه مدرسین نوشت، لحن این نامه که رسانه‌ای شد، به قدری تند بود که اعتراض مسئولان را برانگیخت؛ آیت‌الله مشکینی به کروبی نامه‌ای نوشت و با اشاره به نامه کوتاه جامعه مدرسین از کروبی به خاطر نامه‌اش انتقاد کرد و طبق روایت شیخ مهدی در گفت و گو با یک نشریه گفت: "شما می‌توانستید بیایید و حضوری ماجرا را ختم کنید."

در آستانه انتخابات مجلس چهارم در فروردین 71 کروبی باز هم در اعتراض به رد صلاحیت دوستانش، بدون اشاره به علت رد صلاحیت‌ها، نامه‌ای به هاشمی نوشت که جوابی در پی نداشت، انتخابات اما برگزار شد و کروبی و دوستانش هم با وجود حضور در عرصه رقابت،شکست خوردند.

پس از آن بود که جوهر قلم کروبی در نگارش نامه‌ها تامدتی خشک شد. این سکوت ادامه داشت تا آنکه غلامحسین کرباسچی در سال 77 به اتهام فساد مالی بازداشت شد، کروبی دست به قلم شد و در حمایت از کرباسچی به آیت‌الله محمد یزدی رئیس وقت قوه قضائیه نامه نوشت و مدعی شد کرباسچی شکنجه شده است؛ این حمایت بی‌دلیل در مقابل مستندات دادگاه، اعتراض‌های بسیاری را در میان فعالان سیاسی برانگیخت و حتی از سوی شخص کرباسچی هم تایید نشد.

شاید به این خاطر بود که در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم کرباسچی از کروبی حمایت کرد. اواخر سال 77 بود که نامه‌نگاری‌های کروبی خطاب به آیت‌الله جنتی شروع شد، در اعتراض به رد صلاحیت‌ها. اما آیت‌الله جنتی این‌گونه پاسخ داد: "این قانون برای استصواب را مجلس گذاشته است. شورای نگهبان هم مجری قانون است."

نامه‌نگاری بعدی کروبی خطاب به آیت‌الله جنتی به انتخابات دوره سوم مجلس خبرگان برمی‌گردد، آنجا که برای احراز مراتب علمی داوطلبین، مطابق قانون انتخابات خبرگان، امتحانی تعیین شد، اما این حرکت علمی نیز اعتراض شیخ را در پی داشت و او در نامه‌ای جنجالی، آزمون علمی را عامل "حذف و فشار" نامید؛ کروبی نامه دومی نیز نوشت و بدون ملاحظه تبعات قانونی، اتهاماتی را متوجه شورای نگهبان کرد، این‌بار نیز آیت‌الله جنتی از جنجالی که کروبی خواهان آن بود،دوری گزید و با لحنی مودبانه نوشت: "ما به هیچ وجه حاضر به ورود در این معرکه نیستیم و زیان این عدم حضور در میدان سوءتفسیرها را از زیان جنگ نافرجام کمتر می‌دانیم."

مرداد 81 نیز کروبی از ملی-مذهبی‌ها حمایت کرد؛ انتخابات مجلس هفتم در سال 82 صحنه دیگر از نامه‌نگاری‌های کروبی بود، وی به حمایت از نمایندگان اصلاح‌طلبی برخاست که پس از تحصن در مجلس ششم به سنای آمریکا نامه نوشته و درخواست کمک کرده بودند، او این‌بار نامه‌اش را همراه با خاتمی نوشت.

زمان گذشت تا انتخابات نهم ریاست جمهوری که کروبی اعلام کرد در انتخابات شرکت می‌کند. هاشمی نیز که ورودش را به صحنه منوط به عدم وجود کاندیدای توانمند و مقبول دانسته بود، به صحنه آمد. همین بود که کروبی در دفاع از خودش نامه‌ای آتشین خطاب به هاشمی نوشت: "ظاهرا جنابعالی به این نتیجه رسیده‌اید که تنها فرد قادر به رفع آن نگرانی‌ها، خود حضرتعالی هستید، در حالی که معتقدم بذر بسیاری از همین نگرانی‌ها در دولت جنابعالی کاشته شد."

انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 برگزار شد و کروبی در دور اول سوم شد و به شدت از روند انتخابات انتقاد کرد، انتقاداتی که مورد استقبال گسترده رسانه‌های خارجی قرار گرفت. کروبی به این اکتفا نکرد و در نامه‌ای خطاب به خاتمی نوشت: "در این انتخابات صرف‌نظر از تخلفات گسترده و مداخله نیروهای سازمان‌یافته به نفع افرادی خاص، حوادثی اتفاق افتاد که موجب نگرانی عمیق مردم و نخبگان نظام در به مسلخ بردن جمهوریت و اسلامیت نظام گردید."

با این حال شیخ ترجیح داد تا از آن جهت که برگزار کنندگان انتخابات نهم، دوستانش در جبهه اصلاحات و دولت هشتم بودند،"بازی تقلب" را بیش از این ادامه ندهد و قبول کند که واقعا مورد اقبال مردم واقع نشده است.

اما در ادامه این روند حتی مرحوم آیت‌الله مشکینی نیز از نامه‌های شیخ در امان نماند و کروبی در سال‌های آخر حیات آن عالم وارسته سه بار در سال‌های 84 تا 85 به ایشان نامه نوشت که در آخرین آن،به ایشان اتهام های سنگینی وارد کرد.

آبان 86 بود که کروبی به حمایت از تصوف گنابادی به وزیر کشور و وزیر اطلاعات نامه نوشت؛ پور محمدی در پاسخ به کروبی با اشاره به گروگان گرفته شدن نمازگزاران و امام جماعت یکی از مساجد بروجرد توسط این دراویش به حمله این صوفیان توسط سنگ و چوب به مردم اشاره کرد و کروبی که فهمیده بود مقداری زود دست به نگارش نامه زده، سکوت کرد.

این نامه‌نگاری‌ها تا انتخابات دهم ریاست‌جمهوری ادامه داشت و در بحبوحه آن و پس از آن شدت گرفت.

در آخرین نمونه این نوع نامه نگاری‌ها شیخ بر اساس شایعات و شنیده‌ها بدون هیچ ملاحظه‌ای اتهاماتی به نظام زد که اعتراضات بی‌سابقه‌ای را میان فعالان سیاسی به وجود آورد، از هشدار رئیس مجلس تا نامه دانشجویان و همچنین درخواست محاکمه کروبی توسط امامان جمعه و نمایندگان مجلس.

در سال‌های اخیر نامه‌های کروبی پیش از آنکه مورد توجه افکار عمومی قرار بگیرد، مورد استقبال رسانه‌های بیگانه قرار گرفته است، بهترین اماره برای این ادعا جستجوی اینترنتی نامه های کروبی است.

انعکاس اینترنتی این نامه‌ها اولا همیشه از سوی رسانه ها و وبلاگهای ضد انقلاب پرحجم بوده و ثانیا با خرسندی و تحلیل‌های عجیب رسانه های اپوزیسیون همراه شده است.

با این حال در انتخابات اخیر کروبی حتی از آرای باطله هم کمتر رای آورد تا همگان و احیانا خود کروبی به این نتیجه برسند که انعکاس پرحجم نامه های او در رسانه ها نه به جهت اهمیت نگارنده و یا علاقه به وی، که به جهت هنجارشکنی متن آن است.

در این باره شاید بهترین روایت از نامه هایی از کروبی که همیشه جنجال برانگیز و بدون ملاحظه اصول شرعی و قانونی به نگارش در می آید سخنان شخص وی در این باره باشد.

کروبی چندی پیش و در مصاحبه با یک نشریه در این باره، چنین سخن گفت: "اما در مورد نامه‌ها یکی از خصوصیات من این است که اگر بناست نامه بنویسم، پیش کسی نمی‌روم و چیزی نمی‌گویم. می‌دانم که اگر بروم چیزی بگویم حرفی درست می‌شود. سوالی پرسیده می‌شود، توصیه‌ای می‌شود و نهایتا باید به آن توصیه عمل شود. به همین خاطر قبل از انتشار نامه پیش کسی نمی‌روم."

این، شاید مهمترین مطلوبیت کروبی برای حلقه ای از اطرافیان وی است که از وی به عنوان یک تخریب‌چی در معادلات سیاسی شان استفاده می کنند ؛ چه، اگر کروبی قبل از نگارش هریک از این نامه‌ها و خصوصا نامه مجرمانه اخیرش، سری به مخاطبین نامه اش و مسولین امر می زد و اتهام های وارده را با آنان در میان می گذاشت،می توانست اطلاعات صحیح به دست آورد و آنگاه شاید آنچنان که این روزها، دشمنان مردم ایران را سر ذوق آورده ،سوژه ساز نمی شد.

این رفتار در مورد اتهام هایی که به آیت الله مشکینی و یا جنتی زده شد به دلیل غلبه وجه شخصی در آن ها، البته با بزرگواری آقایان و عدم پیگیری قابل اغماض بوده است، اما درباره اتهام جدید کروبی به کل نظام، به نظر نمی رسد ماجراجویی کروبی از لحاظ قانونی و قضایی،مطابق قانون، بدون جواب باقی بماند.


کروبی فقط یک هفته مهلت دارد

کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان اخیر مجلس در نامه‌ای به کروبی به وی "یک هفته" مهلت داد تا ادعاهای خود را اثبات اقدام کند.به گزارش شبکه ایران، کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان اخیر مجلس در نامه‌ای به کروبی به وی "یک هفته" مهلت داد تا برای اثبات ادعاهای خود اقدام کند.

به گزارش ایران خبر، کمیته منتخب مجلس در این نامه با اشاره به بررسی‌های کمیته مجلس و بازدیدهای سرزده از بازداشتگاه‌ها که موجب رد ادعاهای کروبی گردید به وی یک هفته مهلت داده‌اند تا اسناد خود را ارائه کند.

اولتیماتوم یک هفته‌ای مجلس به دبیرکل حزب اعتمادملی برای اثبات ادعاهای خود در حالی صورت گرفته که کروبی روز گذشته با عقب‌نشینی از ادعاهای خود مبنی بر تجاوز به متهمان در بازداشتگاه‌های گفته بود: به علت ناراحتی شدید از این موضوع نامه‌ای را به صورت محرمانه به رییس مجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم که حتما چنین اتفاقی روی داده است.

ادعاهای کروبی در این نامه که به جای مسئولان قضایی به هاشمی رفسنجانی نگاشته شد، با تمجید و تشویق دشمنان داخلی و خارجی نظام همراه شد به طوری که حتی مسعود رجوی، سرکرده منافقین و وزارت خارجه اسرائیل به حمایت از اتهام‌زنی کروبی به نظام پرداختند.

البته افراد و احزاب شکست‌خورده در انتخابات 22 خرداد، همچون میرحسین موسوی، یوسف صانعی، مجمع روجانیون مبارز و حزب مشارکت نیز، حمایت صریح خود را از کروبی رسانه‌ای کردند.


استقبال سركرده منافقين از تكرار مواضع اين گروهك توسط كروبي

رجوي: با اين كار، خدا از معاصي‌ات در خدمت به رژيم ايران مي‌كاهد


سايت حزب اعتماد ملي: چرا حمايت رجوي از کروبي را دستاويز انتقاد از او قرار مي دهيد
سايت حزب اعتماد ملي در خصوص خبر حمايت مسعود رجوي از مهدي کروبي نوشت: اعلام حمايت مسعود رجوي ارزشي ندارد که رسانه هاي اصولگراي منتقد و معترض به کروبي آن را دستاويزي براي انتقاد به او قرار دهند.

به گزارش ايرنا، اين سايت نوشت: رسانه هاي اصولگرا و سايت هاي حامي دولت احمدي نژاد با انتشار خبري مبني بر حمايت مسعود رجوي از مهدي کروبي گامي دوباره را براي تخريب چهره اين مبارز انقلابي برداشته اند.
سايت حزب اعتماد ملي افزود: اين سايت ها خبر داده اند که مسعود رجوي سرکرده گروهک منافقين با صدور پيامي به حمايت از مواضع مهدي کروبي پرداخته و او را با آيت الله منتظري مقايسه کرده است.
سايت سحام نيوز آنگاه توضيح داده است: "مواضع اخير مهدي کروبي درباره حوادثي که پس از انتخابات رياست جمهوري دهم روي داد نيز در جهت دفاع از آرمان ها و اهداف بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و در جهت حفظ نظام و دستاوردهاي انقلاب بوده و ربطي به انديشه و تفکر گروههاي معاند نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد. چنين است که اعلام حمايت مسعود رجوي ارزشي ندارد که رسانه هاي اصولگراي منتقد و معترض به کروبي آن را دستاويزي براي انتقاد به او قرار دهند."
البته ارگان اعتماد ملي مشخص نکرده که اگر مواضع اخير کروبي ربطي به معاندين نظام ندارد چرا مورد توجه و ستايش رجوي قرار گرفته است.
همچنين بر اساس خبر اين سايت، کروبي در نامه اي که امروز به لاريجاني ارسال کرده، مدعي شده است: "از تريبون مقدس نمازهاي جمعه به هجو و هتک حرمت‌هاي قانوني من پرداخته و پرده دري ها نمودند که از ساحت يک مسلمان ساده و معمولي به دور است تا چه رسد به خطيبان نماز جمعه. در اين بين علي‌الخصوص خطيب جمعه تهران پا را فراتر از حريم شرع و قانوني گذاشت. و رسانه ملي به گونه‌اي ديگر به تشويش اذهان پرداخته که بدينواسطه من کاملاً مظلوم واقع شديم."
وي از لاريجاني خواسته که معلوم شود آيا او به هتک حرمت و آبروريزي نظام اسلامي پرداخته است؟

دبيرکل جمعيت حاميان ولايت: اطرافيان افراطي کروبي موجب لغزش او شدند
اردبيل - دبيرکل جمعيت حاميان ولايت گفت: اطرافيان افراطي کروبي با تحريک وي به نامه نگاري و اظهارات اخيرش ، موجب لغزش او شدند.

به گزارش خبرنگار ايرنا ، "دلاور صيامي" روز چهارشنبه در مصاحبه با خبرنگاران افزود: متاسفانه اطرافيان افراطي حجت الاسلام مهدي کروبي ذهنيت غلطي را در او ايجاد کرده و موضوعات مطرح شده در نامه وي را به او القا و وي را تحريک به اظهار نظر کردند.
وي با رد احتمال وقوع جريانات مطرح شده در نامه کروبي تصريح کرد: متاسفانه طرح آن نامه و موارد مشمئز کننده ، موجب شادي دشمنان شد و بهانه اي را براي سمپاشي دشمنان عليه کشور و نظام جمهوري اسلامي فراهم آورد.
وي اظهار داشت: حجت الاسلام کروبي اگر مستنداتي در خصوص اظهارات خود داشت به يقين مطرح مي کرد و در نظام قضايي کشور رسيدگي مي شد ، ولي طرح آن مسايل بدون سند جايگاه کروبي را به عنوان يک فرد انقلابي با سابقه مخدوش کرد.
وي اضافه کرد: کروبي متاسفانه با مبتدي ترين روش ، موضوع نادرستي را مطرح و تحت تاثير اطرافيان افراطي، اذهان مردم را تشويش کرد و به همين اندازه نيز بايد پاسخگوي اظهارات خود باشد.
صيامي در ادامه با دردناک خواندن حوادث روي داده در ايام پس از انتخابات گفت: احتمال تقلب در جريان دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از جمله مسايلي بود که دشمنان خارجي با هماهنگي و همکاري برخي فريب خوردگان داخلي آن را مطرح کردند.
وي همچنين افزود: هر چند که برخي مديريت ها در حوادث بعد از انتخابات ضعف داشت ،ولي بخشي از آن حوادث به تحريک دشمنان اتفاق افتاد و شواهد نيز نشان مي دهد که دشمنان شش ماه قبل از انتخابات براي بر هم زدن نظم و امنيت ايران برنامه ريزي و توطئه چيني کرده بودند.
صيامي با تاکيد بر ضرورت معرفي و برخورد جدي قضايي با همه عوامل پشت صحنه حوادث تلخ بعد از انتخابات افزود: در برخورد با همه عوامل ناامني ها و اغتشاشات پس از انتخابات نبايد اغماض و مسامحه شود.
وي لطمه زنندگان به امنيت مردم و حيثيت کشور و نظام جمهوري اسلامي را دشمنان اين ملت و کشور خواند و گفت: با همه عوامل آن حوادث تلخ در هر مقام و منصبي که باشند ، بايد بر اساس قانون برخورد شود.
صيامي گفت : اگر عوامل پشت صحنه و صحنه گردانان حوادث پس از انتخابات معرفي شوند و سهم هر کدام از مقصران مشخص شود ، آن وقت مي توان به شفاف سازي در جامعه و کم شدن فضاي بدبيني ايجاد شده اميدوار بود.
وي در ادامه با استقبال از معرفي چند نفر از بانوان به عنوان وزراي پيشنهادي براي کابينه دهم اظهار داشت: ما هر چند که به عملکرد و اظهار نظر برخي از اطرافيان دکتر احمدي نژاد انتقاد داريم ،ولي خود را حامي دولت اصولگراي وي مي دانيم و به هيچ وجه از حمايت دولت اصولگرا دست بر نخواهيم داشت.
دبير کل جمعيت حاميان ولايت همچنين گفت: به عنوان يک تشکل سياسي از دکتر احمدي نژاد انتظار داريم که از همه ظرفيت هاي مديريتي و فکري نخبگان کشور براي اداره امور اجرايي ايران بزرگ استفاده کند و خود را محدود به افراد معدود نکند.

تحركات بقاياي باند مهدي هاشمي براي انتقام از حضرت امام(ره)

كيهان: چند تن از عناصر افراطي به ملاقات آقاي منتظري در قم رفتند.

براساس اخبار منتشره در اين ملاقات، عبدالله نوري، غلامحسين كرباسچي، محمود حجتي، عبدالمجيد معاديخواه و علي حكمت حضور داشته و خواستار تحرك بيشتر در قم نسبت به وقايع اخير كشور شده اند. اين ملاقات در حالي انجام مي شود كه باند مهدي هاشمي معدوم تحركات خود را شدت بخشيده و كساني چون منتظري، صانعي و بيات را وادار به ايفاي نقش در سناريوي اتهام پراكني و ايجاد التهاب در فضاي سياسي كرده است. باند مذكور در تهران نيز تلاش كرده با واسطه هايي خود را به كروبي و موسوي نزديك كند و از طريق شبكه ايجاد شده، انتقام حركت شجاعانه حضرت امام در جراحي غده نفاق لانه كرده در بيت آقاي منتظري را از نظام و انقلاب بگيرد. در اين راستا عناصري نظير ع. باقي در اطراف آقاي كروبي بشدت فعالند و گفته مي شود بخشي از مقدمات جوگرفتگي آقاي كروبي نيز توسط همين طيف فراهم شده است به نحوي كه ع.باقي در گفت وگو با مجله صهيونيستي اشپيگل تاييد كرد من و كروبي اطلاعات مذكور را با هم به دست آورده ايم.

وي در عين حال مدعي شد «بسياري از قربانيان تجاوز از روي شرم سكوت كرده اند» و اين در حالي است كه در روزگار اصلاحات هم اتهامات بي پايه را مطرح كرده بود و همين امر باعث گلايه آقاي خاتمي از رويه وي شد. انتقاد خاتمي از دروغ پردازي اين عنصر كلاهبردار كه خطاب به وزير اطلاعات وقت (يونسي) نوشته شده بود، در دادگاه قرائت شد.

شايان ذكر است در سوابق باند مهدي هاشمي، انواع جنايت ها و آدم كشي ها- صرفا به خاطر تفاوت سليقه!- در كنار شايعه پراكني، ايجاد اختلاف بين مسئولين، معارضه با رهبري نظام، ترور شخصيت مسئولان و... ديده مي شود و عجيب اينكه عناصري نظير عبدالله نوري و كروبي كه ادعاي حمايت از خط امام داشته اند، اكنون به خاطر اغراض و عقده هاي سياسي ارادتمند شيخ مطرود حضرت امام شده اند


سردار عراقي: حدود300 هزار نفر در سازمان راي اغتشاشات حضور داشتند
فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ گفت: حدود 300 هزار نفر در سازمان راي اغتشاشات سازماندهي شده بودند و همين افراد جريانات خياباني را بعد از انتخابات رياست جمهوري به راه انداختند.

به گزارش روز پنج شنبه خبرنگار سياسي ايرنا، سردار سرتيپ "عبدالله عراقي" عصر روز چهارشنبه در همايش ناگفته هاي پس از انتخابات رياست جمهوري سال 88 با حضور در جمع بسيج جامعه زنان با بيان اينکه اغتشاشات اخير سازمان يافته بوده است ادامه داد: حضور پر قدرت بسيج براي مقابله با اغتشاشات باعث شد تا اين اغتشاشات مهار و ادامه پيدا نکند.
وي با اشاره به تشکيل "سازمان رأي" قبل از انتخابات اظهار داشت: حدود 300 هزار نفر در اين سازمان سازماندهي شده بودند و همين افراد جريانات خياباني را بعد از انتخابات رياست جمهوري به راه انداختند.
سردار عراقي تأکيد کرد: ما به عنوان پاسداران انقلاب اسلامي در مقابل اين اغتشاشات احساس مسئوليت کرديم و نتوانستيم ساکت بنشينيم.
وي در پايان گفت: بسيجيان توانستند اين توطئه و فتنه عميق را خنثي و اقتدار و آرامش را به جامعه بازگردانند.
موسوي تبريزي: زنان صلاحيت احراز مقام وزارت را دارند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 14:22  توسط   | 

انتخابات وسیاست انقلاب رنگی2

تكرار/تاجبخش از متهمان اغتشاشات اخير خبر داد:
برقراري ارتباط تاجزاده، حجاريان، هاديان، سمتي و عطريانفر با بنيادهاي انقلاب رنگي

خبرگزاري فارس: يحيي كيان تاجبخش از متهمان اغتشاشات اخير درباره ارتباط مستقيم اصلاح طلبان با انقلاب رنگي گفت: تاجزاده، حجاريان، هاديان، سمتي، حقيقت جو و عطريانفر با بنيادهاي انقلاب رنگي ارتباط برقرار كرده بودند و برخي نيز بورسيه اين موسسات شده بودند.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، يحيي كيان تاجبخش از نظريه‌پردازان براندازي نرم و از متهمان اغتشاشات اخير در حاشيه نخستين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات 30 تن از طراحان و هدايت‌كنندگان آشوب‌هاي بعد از انتخابات در يك نشست خبري اظهار داشت: حوادثي كه پس از انتخابات رياست جمهوري دهم رخ داد، تصادفي نبود و نتيجه برنامه‌ريزي نسبتا درازمدت بود.
وي افزود: عوامل اصلي اغتشاشات اخير مجموعه دستگاه‌هاي پنهان و نيمه‌پنهان و حتي مخفي و سرويس‌هاي اطلاعاتي آمريكا و برخي كشورهاي غربي بودند و انتخابات يك بهانه و فرصتي براي براي اجراي يك نوع برنامه از پيش تعيين شده براي اجراي انقلاب‌هاي انتخاباتي بود كه با استفاده از تاكتيك‌هاي مختلف همچون ايجاد شبهه در خصوص صيانت از آرا و زير سئوال بردن نظام‌ انتخاباتي و نهادهاي برگزار كننده انتخابات، پيگيري شد.
"ريشه اين شورش‌ها و عمليات‌ها به گذشته دور برمي‌گردد كه نهادهايي در آمريكا از 40 سال قبل براي پيشبرد برنامه‌هاي براندازانه در قالب ترويج دموكراسي يا تغيير رژيم‌ها تاسيس شدند و منشاء تفكر و ايدئولوژي آنها چندين اتاق فكر در آمريكا مانند موسسه رند، ميراث آمريكايي و پروژه قرن جديد آمريكاست كه تلاش مي‌كنند ايدئولوژي آمريكايي را به عنوان ايدئولوژي برتر مطرح كنند ".
كيان تاجبخش گفت: از سال 1983 يعني چهار سال بعد از انقلاب اسلامي در ايران نهادهاي آشكاري همچون صندوق حمايت از دموكراسي كه در زمان رياست جمهوري رونالد ريگان تاسيس شد، براي پيشبرد برنامه‌هاي براندازي در قالب پيگيري دموكراسي و حقوق بشر به وجود آمد و در كنار اين نهادها نيز، نهادهايي نيمه پنهان و حتي پنهان فعال شدند و تقريبا از 10 سال قبل افراد و احزابي در داخل ايران با فعالان سياسي داخل آمريكا به مذاكرات پنهان پرداختند.
اين متهم اغتشاشات اخير افزود: كساني كه از طرف غربي‌ها براي گفتگو به غرب دعوت مي ‌شدند، از سوي بنيادهايي مانند سوروس و راپيفلر حمايت مالي شدند و هر چند وقت يك بار در سوئد و سوئيس دور هم جمع مي شدند و در قالب پروژه رديف 2 با هم گفتگو داشتند.
وي ادامه داد: از آنجا كه ارتباط رسمي ديپلماتيك بين ايران و آمريكا برقرار نيست و بالتبع امكان مذاكره بين دو كشور وجود ندارد، نهادهاي آشكار و پنهان و حتي نيمه پنهان آمريكايي اتصالات بين احزاب اصلاح طلب و گروه‌هاي همسو در آمريكا را با هماهنگي سرويس‌ هاي اطلاعاتي و كاخ سفيد بر عهده داشتند
"عوامل مستقيم فعال در پروژه رديف 2 آقايان ناصر هاديان و هادي سمتي از اساتيد دانشگاه بودند كه به سوئد و سوئيس مي‌رفتند و جريانات ديگر يعني احزاب سياسي اصلاح طلب مانند حزب مشاركت نيز از طريق اين افراد با نهادهاي آمريكايي ارتباط برقرار مي‌كردند و اشخاصي چون مصطفي تاج‌زاده و سعيد حجاريان از طريق عوامل پروژه مذكور در قالب پروژه‌هاي تحقيقاتي و عملياتي با بنياد سوروس و ديگر موسسات فعال در عرصه انقلاب‌هاي رنگين ارتباط برقرار مي‌كردند ".
به گفته كيان تاجبخش بازگشت به 20 سال پيش نشان مي‌ دهد كه محمد عطريانفر از سران حزب كارگزاران در سال 75 به دعوت بنياد سوروس در راس يك هيئت رسانه اي به آمريكا سفر كرد و در آنجا با شخص آقاي سوروس ملاقات كرد و روند تعامل اصلاح طلبان با موسسات آمريكايي از همانجا آغاز شد.
وي افزود: خانم فاطمه حقيقت‌جو از سوي آقاي سوروس بورسيه تحصيلي براي يك سال تحصيل در يكي از دانشگاه‌هاي آمريكا گرفت و بيشتر دعوت ها به واشنگتن از افراد مختلف در حوزه‌هاي گوناگون از طرف خانم هاله اسفندياري در موسسه وود روويلسون صورت مي گرفت و بيشتر برنامه ايران از طرف موسسه روويلسون و سوروس و كارنگي و پيفلر بود كه در اين ميان موسسه ويلسون ابتدا خود را غير دولتي و مستقل جلوه مي‌داد اما واقعيت اين بود كه اين موسسه محصول كنگره آمريكا بود.
كيان تاجبخش اضافه كرد: ارتباط ويلسون و سوروس نزديك است و آقاي سمتي 3 سال بورسيه ويلسون بود و آقاي هاديان هم 2 سال بورسيه گري سيك در دانشگاه نيويورك بود و اين برنامه از مدت ها قبل شكل گرفته بود.
متهم اغتشاشات اخير در بخش ديگري از اين نشست خبري در خصوص انقلاب‌هاي رنگين اظهار داشت: انقلاب رنگي موضوعي است به تازگي در ادبيات سياسي جاي گرفته كه در واقع دعوايي بين جناح‌هاي سياسي است كه در راس قدرت قرار دارند كه گرجستان به نمادي از اين نوع انقلاب‌ها تبديل شده اما شرايط جمهوري اسلامي با كشورهاي ديگر در اين زمينه كاملا متفاوت است.
وي افزود: دليل عدم موفقيت انقلاب رنگي در ايران محبوبيت انقلاب اسلامي و علاقمندي طيف گسترده مردم به جمهوري اسلامي و ولايت فقيه و حفظ استقلال جمهوري اسلامي در طول 30 سال گذشته بوده است و اگر ايراني‌ها قدردان ثبات امنيت در كشور خود نباشند، به آرمان ‌هاي انقلاب 57، آرمان هاي بنيانگذار نظام و تلاش‌ هايي كه مردم براي ايجاد امنيت در كشور خود انجام داده اند و به خون شهدا ظلم كرده اند.
كيان تاجبخش با بيان اينكه شرايط اجتماعي و سياسي ايران به گونه‌اي است كه مردم همواره در صحنه هستند، ادامه داد: تفاوت جمهوري اسلامي با ديگر كشورها تعارض عميق ميان فلسفه سياسي مرد‌م‌سالاري ديني و ليبرال دموكراسي غربي است ولي اصلاح طلبان سياسي از 15 سال قبل در اين زمينه دچار تناقض شديد شده اند.
"جمهوري اسلامي بر مبناي يك حركت ديني و ملي و تاريخي و سنتي پايه‌گذاري شده و يكي از مشكلات اين است كه در دعوت گسترده از سران جريان سياسي اصلاح طلب، شعارها و محورهاي جريان اصلاح طلبي سياسي مانند جامعه مدني و دموكراسي و حقوق بشر كه در تعارض با افكار امام بود، باعث سردرگمي اصلاح طلبان و سردرگمي و فريب افراد شد ".
كيان تاجبخش يادآور شد: آقاي احمدي‌نژاد در آخرين فراز نامه خود به جورج بوش نوشته بود كه بين ليبرال دموكراسي غربي تعارض و تناقض با محورها و اركان نظام جمهوي اسلامي وجود دارد و جمهوري اسلامي كه بر جوهره ولايت فقيه استوار است، با نظام غربي تفاوت دارد و پايبندي اكثريت قاطع مردم ايران به فلسفه سياسي جمهوري اسلامي باعث مي شود انقلاب رنگي در ايران با اقبال مواجه نشود و شكست بخورد.
اين متهم اغتشاشات اخير گفت: سازمان ‌هاي آشكار دولتي آمريكايي مانند NED در كشورهايي فعال هستند كه آمريكا در آنجا حضور رسمي دارد و مي‌تواند دفتر ترويج دموكراسي را بازگشايي كند اما در ايران كه آمريكا پايگاه رسمي ندارد، بايد از نهادهاي پوششي استفاده كند و ورود بنياد سوروس در پروژه ايران از اين جهت بود.
وي افزود: بنياد سوروس براي اينكه بتواند در حوزه ايران فعاليت كند نياز به مجوز دولتي آمريكا داشت كه البته آمريكايي‌ها به دليل تحريم ايران به راحتي مجوز نمي‌دهند اما باوجود اختلاف نظر ميان شخص سوروس و بوش به سادگي اين مجوز به بنياد سوروس اعطا شد و حتي در اين زمينه با كاخ سفيد، وزارت خارجه و پنتاگون و سيا هماهنگي شده بود.
كيان تاجبخش ادامه داد: ورود سورس و جريانات مشابه به ايران عملا از دو بستر احزاب اصلاح طلب و NGOهاي همسو با تفكر و ارزش‌هاي غربي صورت گرفته و در يك مورد سهراب رزاقي از دوستان آقاي حجاريان از سوروس بيش از 300 ميليون تومان براي يك عملياتي كردن يك برنامه 5 ساله دريافت كرده كه اين رقم از طريق يكي از موسسات پوششي هلندي پرداخت شده بود.
وي در پايان با تاكيد بر اينكه عوامل اصلي اغتشاشات اخير مستيم يا غيرمستقيم با مجموعه شبكه‌ها و نهادهاي غربي مرتبط بودند، از هر گونه رابطه و همكاري با اين مجموعه‌ها اظهار پشيماني و از رهبر معظم انقلاب و مردم تقاضاي عفو كرد و افتادن در دام نهادهاي آمريكايي را ناشي از عدم درك اصلاح‌طلبان از اختلاف ميان دموكراسي ليبرال غربي و مردم سالاري ديني دانست.
انتهاي پيام/ك منبع:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805110142


كارگزاران انقلاب هاي رنگين

خبرگزاري فارس: با بررسي فعاليت موسسات باصطلاح غير دولتي و مستقل مثل مركز جين شارپ به راحتي مي توان به نقشه ها و سناريوهاي نه چندان پيچيده اي كه كارگردانان غربي "انقلابهاي رنگين " بر اساس آنها عمل مي كنند پي برد.


به گزارش خبرگزاري فارس، بسياري از محققين غربي كه در خصوص موضوع مبرم صدور انقلاب ها مطالعه مي كنند، مسئله انقلاب هاي "بدون خشونت " در قلمرو شوروي سابق را در چهارچوب فضاي توجيه مي كنند كه در نقل و قول از روبرت شكلي (Robert Sheckley) افسانه پرداز آمريكايي آورده شده است، «ما به دلايل كاملا مشخص بايد در اين كار دخالت كنيم. انقلابها در بورس هستند، همه آنها را مي خرند، چرا ما بايد در حاشيه بمانيم و چند تا از آنها را براي خود نخريم؟...» (از كتاب "فرصت تنگ است ") . "مارك ماكينون " روزنامه نگار كانادايي در كتاب مستند خود تحت عنوان "جنگ سرد جديد، انقلابها، انتخابات تحريف شده و سياست لوله نفت در شوروي سابق "(1) كه اخيرا به چاپ رسيده است، فعاليت "مركز بين المللي مناقشات بدون خشونت " (International Center on Nonviolent conflict) مستقر در واشنگتن را به عنوان نمونه بارز دخالت در امور كشورهاي مستقل براي "خريد انقلاب " تعبير مي كند. به عقيده وي "خصوصي سازي تجارت از طريق انقلابهاي رنگين " ديگر يك افسانه نيست بلكه واقعيت است.
در عين حال اگر لحظه اي نسبت به تعارفات و بگو مگوهاي ديپلماتيك كه البته مدتها است هرگونه مفهوم عملي خود را از دست داده اند توجه نداشته باشيم، متوجه مي شويم كه صدور "انقلابهاي رنگين " به روش غربي را ديگر حتي خود "صادركنندگان " آنها هم انكار نمي كنند.
بعد از كودتاي رنگين اوكراين اسم "جين شارپ " آمريكايي موسس يكي از نخستين مراكز خصوصي بين المللي در آمريكا در زمنيه "مناقشات بدون خشونت " معروف شد. بتدريج اصطلاح "مناقشات بدون خشونت " به يك پوششي تبديل شد براي نامگذاري اقدامات سازماندهي شده در راستاي تغيير رژيم در كشور مشخصي كه در حوزه منافع ژئوپليتيك جامعه اوراتلانتيك قرار مي گرفت. با بررسي فعاليت موسسات باصطلاح غير دولتي و مستقل مثل مركز جين شارپ به راحتي مي توان به نقشه ها و سناريوهاي نه چندان پيچيده اي كه كارگردانان غربي "انقلابهاي رنگين " بر اساس آنها عمل مي كنند پي برد.

*تئوريسينها و عملگرايان "اداره مناقشات و بحرانها "

نام موسسه "البرت انيشتين " كه مقر آن در بوستون مي باشد، بعيد است كه آمريكاييها را به ياد "انقلاب رنگين " در اوكراين نياندازد. درحالي كه فقط با يك نگاه گذرا به وب سايت اين موسسه به عكس اين مسئله پي مي بريم. بعد از تحولات و حوادث اوكراين در صفحه اول وب سايت اين موسسه افراد كنجكاو مي توانستند يك لينك را با عنوان نچندان عادي ببينند: "روشهاي تحول اوكراين از ديكتاتوري به دموكراسي كه توسط جنبش دموكراتيك در اوكراين بكار گرفته شده بود ". همچنين در اين سايت لينك دانلود جزوه مربوط به روشهاي ايجاد عدم اطاعت مدني و جمعي تحت عنوان "از ديكتاتوري تا دموكراسي " نيز به زبانهاي اوكرايني و انگليسي وجود دارد. (2)
در واقع ارتباط روش هاي طراحي شده توسط "جين شارپ " با دموكراسي، شبيه داستانهاي افسانه اي است كه در آنها وعده داده مي شود كه با يك معجزه قورباغه به شاهزاده و احمق به يك نابغه و نهايت كمال تبديل خواهد شد. در واقع ماهيت اين روشها كاملا مشابه هم است و مي توان گفت كه شباهتي به دموكراسي ندارند. هدف آنها تلاش براي تاثير گذاشتن بر افكار عمومي از طريق ايجاد تصور واهي است. در اين روش ها از نمونه هاي موفق تاثيرگذاري يك فرد و يا گروهي بر جامعه مشخص بشري استفاده مي شود. به تعبير گسترده تر اين روش ها شگردهاي "تسخير روان " بصورت انبوه مي باشند كه خود "جين شارپ " از آنها به عنوان شگردهاي "اداره منافشات و بحران " تعبير مي كند. شارپ در خصوص چگونگي دستيابي به معادله "اداره بحران " چنين مي گويد: "در نروژ من با افرادي تماس داشتم كه در مبارزات ضد فاشيستي مشاركت داشتند. سعي كردم روشهاي آنها را تفسير كرده و با دست آوردهاي خودم كه در نتيجه بررسي و مطالعه در باره مناقشات، تحريم ها و بايكوت ها كسب كرده بودم تلفيق دهم. به اين ترتيب ليستي از روش ها و شگردها بدست آمد. در اين ليست من، شايد حدود 18 روش "اقدامات بدون خشونت " وجود داشت. مردم نسبت به اين كار من علاقه مند شدند. در نهايت تمام ليستها در بخش سوم اثر من تحت عنوان "سياست اقدامات بدون خشونت " جاي گرفت و به يك فصل مجزا تبديل شد. چرا كه ليست روش ها به 198 مورد افزايش يافته بود ". (3)
در واقع با مشاهده 198 روش مذكور آدم دست پاچه مي شود. كار بسيار عظيمي صورت گرفته كه از سوي منابع دولتي و خصوصي بطور نامحدودي تامين مالي شده است. صرف نظر از سهمي كه اينگونه مطالعات مي تواند در امر توسعه علوم اجتماعي داشته باشد، اين گونه مطالب از نظر تاثيري كه بر سلامت معنوي جامعه دارند بسيار خطرناك هستند. در واقع اين اثر تلفيقي از ايده ها و نظريات ماكياولي و تولستوي بوده كه با شرايط زماني معاصر كشورهاي جهان وفق داده شده و بر مبناي موثر بودن "آشوب بزرگ " استوار شده است. در واقع اين جزوه فهرستي است از هرگونه اقدام ضروري و ممكن براي سازماندهي يك جنبش عدم اطاعت موثر و كارآمد در مقابل نهادهاي دولتي و كمك براي تسخير دولت. اين روشها در همه جاي دنيا و در هر زمان لازم قابل استفاده مي باشند. در عين حال امروزه بسياري از توده ها تحت تاثير اين روشها قرار دارند. بخصوص اين روشها در جاي كارايي كامل و خوب دارند كه در آنجا "دموكراسي " وجود داشته. جايي كه امكان انجام هر اقدام هدفمند در مطبوعات، انجام آزمايش هاي لازم براي برگزاري انتخابات قابل كنترل، ايجاد آشوب و بي ثبات كردن نهادهاي دولتي از طريق تبليغ نظريه "جامعه مدني " فراهم باشد. در واقع امروزه اين روشها به واقعيت زندگي روزمره تبديل شده اند. براي مثال "سخنراني هاي عمومي، نامه هاي ارسالي در حمايت و در انتقاد و اعتراض كه توسط افراد نامدار و مشخص نوشته و امضاء شده باشند، انجام اقدامات هدفمند دررسانه ها، اهانت به آرامگاه ها و مقدسات، بي اعتبار كردن دولت حاكم، ايجاد توهم در خصوص آزادي مطبوعات، بحث و جدل در خصوص مسائل ملي، اعتصابات گسترده، انسداد راه هاي ارتباطي زميني و ريلي و غيره، كارشكني مخفي كارمندان و مقامات دولتي، استفاده از رنگ هاي نمادين در تظاهرات گسترده، ايجاد لابي هاي گروهي، برگزاري شبه انتخابات، بي ثباتي سيستم مالي و پولي " نمونه هاي از آنها هستند. همچنين موارد مانند: ايجاد تعداد زيادي از سازمانها و موسسات اجتماعي و مدافع حقوق بشر، ايجاد افكار عمومي منفي، ايجاد نهادهاي اجتماعي جايگزين نهادهاي موجود دولتي، تحصيل تابعيت دوگانه و ايجاد دولت سايه و موازي.
تمامي موارد مذكور تنها بخش بسيار كوچكي از ليست 198 موردي روش هاي موثر در سازماندهي "مقاومت بدون خشونت " است. به عقيده "جين شارپ " مسئله مهم در اقدامات "بدون خشونت " طراحي جزء به جزء هر اقدام گسترده و عمومي و تدارك و اجراي بسيار دقيق آنها است. وي نسبت به قابل توجيه بودن اين روشها و كارايي آنها ايمان دارد و به هيچ وجه نمي خواهد به نظرات مخالفين خود گوش دهد. به اعتقاد مخالفين نظريه "مقاومت بدون خشونت " كه فاقد اصول معنوي و اخلاقي است در واقع به يك نوع تكنيك شورش و ابزار خشونت تبديل مي شود. اين نظريه ابزار تجاوز و خشونت است و روشي براي تاثير گذاري بر افكار عمومي از طريق سلاح بسيار قوي و خطرناك مثل "تسخير رواني " است. اين روش نيز مانند تمامي تكنيك هاي روانشناختي بسيار خطرناك است. تكنيك هاي روانشناختي با تاثير بر بخش فعاليت هاي غير ارادي مغز، قدرت كنترل و ارزيابي آن را از بين برده و انسان را وادار به اقدام غير ارادي و حتي مخالف با اراده اش مي كند. در چنين شرايطي انسان مي تواند نه تنها به ضرر اطرافيان، بلكه به ضرر خود نيز دست به اقدام بزند. مگر مي توان از اين اقدامات به عنوان "اقدامات بدون خشونت " تعبير كرد؟!

*كودتا به سبك "پست مدرن "

در تشخيص ماهيت "انقلابهاي رنگين " محققين غربي اختلاف نظرات كمي دارند. بسياري از دانشمندان اين گونه تحولات را به عنوان يك نمونه موردي تحول ژئوپليتيك در جهان و پوششي براي كودتاي دولتي تعبير مي كنند كه در روند تحقق آن تامين مالي، طراحي و سازماندهي كودتاي "رنگين " از خارج از مرزها مسئله كليدي است. اين اقدامات تحت پوشش شعارهاي آزادي بخش ملي و يا دموكراتيك صورت مي گيرد كه در جهت از بين بردن دولت ملي و برقراري حكومتي كه فراملي بوده و از بيرون مرزها اداره و هدايت مي شود، حركت مي كند. اتفاقي نيست كه "جاناتان موات "، محقق انگليسي، اثر خود را در خصوص "انقلاب هاي رنگين " تحت عنوان "كودتاي دولتي مخفي: الگوي دموكراتيك واشنگتن براي "نظم جديد جهاني " " نامگذاري گرده است. (4)
اگر اصطلاحات و پوشش ها را كناربگذاريم و از هر چيزي با نام واقعي آن ياد كنيم، مي توانيم بگوييم كه "انقلاب هاي رنگين " در واقع شكل معاصرتروريسم رواني درابعاد بين المللي مي باشند. جالب تر از همه آن است كه در كشورهاي كه موضوع كودتاي مخفي و "انقلابهاي رنگين " بدلايل مختلف، مثل جلوگيري از تشويش اذهان عمومي و غيره به بحث و بررسي گذاشته نمي شود، در واقع خود در معرض تهديد قرارمي گيرند و به دليل عدم آگاهي جامعه از روش هاي "انقلاب هاي رنگين " بطور ناخودآگاه در جهت جريانات كنترل شده اي حركت مي كنند كه از سوي نظريه پردازان وقيحي مثل "جين شارپ " و غيره طراحي و مطرح مي شود.
لازم به يادآوري است، قبل از اينكه روسيه كنوني غرق در شعارها و ارزشهاي به اصطلاح دموكراتيك شود، در سال 1983 دولت ريگان حكم تاسيس بنياد ملي دموكراتيك را صادر كرد كه هدف از آن تسلط بر حوزه هاي نفوذ شوروي و فروپاشي "اپراتوري شر "(5) بود. تحقق اين هدف قرار بود از طريق تقويت نهادها و موسسات دموكراتيك به كمك موسسات غير انتفاعي و غير دولتي در سراسر جهان صورت بگيرد. در واقع اين استراتژي ادامه منطقي "جنگ سرد " و "طرح مارشال براي اذهان " بود. بدين ترتيب تحت پوشش برنامه هاي زيركانه اي مثل "سياست تنش زدايي " و تحميل نظريه هاي "همگرايي " سيستمهاي متضاد كه در دهه 80 آغاز شد، امكان تهاجم به حوزه نفوذ شوروي به راحتي و آشكارا صورت گرفت. در اين روش از "واكسن " ايدئولوژيكي براي تحريف نامحسوس ارزش ها و ايده ها نيز استفاده مي شد. موسساتي كه زير اين پرچم جنگ صليبي عليه نفوذ سوسياليسم ايجاد شده بود، مثل موسسه ملي دموكراتيك در امور بين الملل (NDI)، موسسه بين المللي جمهوري (IRI)، بنياد بين المللي سيستم هاي انتخاباتي (IFES)، شوراي مطالعات بين المللي و تبادل (IREX)، خانه آزادي (Freedom House) و صدها تشكيلات جيره خور ديگر منابع مالي عظيمي را براي تحقق اهداف پيش روي در اختيار داشته و هزينه مي كردند. اين منابع مالي از سوي كنگره و وزارت امور خارجه آمريكا براي آنها در جهت ايجاد زيرساختارهاي نفوذ آمريكا در كشورهاي خارجي تحت توجيهات انسان دوستانه تخصيص داده مي شدند. اين هزينه ها در اكثرمواقع تحت پوشش كمك سازمان هاي غير دولتي براي ايجاد "جامعه مدني " و دفاع از حقوق بشر و كمك براي برگزاري انتخابات باصطلاح دموكراتيك و ايجاد مطبوعات جايگزين صورت مي گرفت.
الن واينشتين (Allen Weinstein)، اولين رئيس بنياد ملي دموكراتيك و كارشناس در زمينه امور آرشيو داري و بايگاني درآمريكا تاكتيك فوق الذكر و ساده نفوذ در حوزه هاي منافع اوراتلانتيك را در مصاحبه با واشنگتن پست چنين توصيف مي كند: "خيلي از آن اقداماتي كه ما امروزه آزادانه انجام مي دهيم 25 سال پيش سازمان سيا بصورت مخفي انجام مي داد ". (6)
ويليام بلوم، در تحقيقات خود در باره موسسات غير دولتي مي نويسد: "بنياد ملي دموكراتيك و موسسات غير انتفاعي و غير دولتي آن به نوعي باعث حفظ اعتبار در خارج از مرزها براي اين موسسات شده بود درحالي كه چنين اعتباري براي دولت آمريكا وجود نداشت ". 97% از منابع مالي بنياد ملي دموكراتيك از طريق كنگره آمريكا تامين مي شد. بسياري از محققين آمريكايي معتقدند كه ادعاهاي آژانس توسعه بين المللي آمريكا مبتني بر اينكه مي توان دموكراسي را در سراسر جهان ترويج داد بدون اينكه در امورديگر كشورها دخالتي صورت بگيرد و فعاليت سياسي انجام شود خيال واهي بيش نيست.(7)
در تحقيقات موسسه كارفرمايي آمريكا آمده است: "بنياد ملي دموكراتيك و خانواده آن در واقع تحت پوشش ايجاد "جامعه مدني " مشغول تغيير تعادل سياسي در كشورهاي هدف بودند. اين خانواده دست آوردها و موفقيت هاي زيادي در اين راه كسب كرده بود از جمله دخالت هاي موفق براي تامين نتيجه مورد نظر در انتخابات فيليپين، پاكستان، تايوان، شيلي، نيكاراگوه، ناميبيا، اروپاي شرقي و دركل جهان ". (8)
"انقلابهاي رنگيني " كه در قلمرو شوروي سابق روي داده اند تفاوت زيادي با مدل هاي كه در بالا ذكر شده است نداشتند. طي اين انقلاب ها تحت پوشش همان دلايل شبه انسان دوستانه اي كه كارايي خود را در زمان جنگ سرد اثبات كرده اند و با مشاركت موسسات غير دولتي كه از سوي دولتها و سرويس هاي امنيتي خارجي به شدت تامين مالي شده اند يك هدف اصلي دنبال مي شد. اين هدف: كنترل انتخابات محلي، سركار آوردن دولت غرب گرا و در درجه اول ضد روسي بود. از نظر زيبيگنيف برژينسكي، شخصي كه نظراتش تاثير به سزايي بر سياست بين المللي گذاشته است، اوكراين به عنوان "حوزه جديد و مهم در صفحه شطرنج اورآسيا نقش محور ژئوپليتيكي را دارد. چرا كه حتي اوكراين مستقل نيز باعث دگرگوني روسيه مي شود. بدون اوكراين روسيه ديگر نمي تواند امپراتوري روسيه باشد. اگر روسيه بتواند اوكراين را با 52 ميليون جمعيت و منابع عظيم تحت كنترل خود در بياورد و به درياي سياه راه پيدا كند به طور خودكار منابع و امكان لازم را براي تبديل به يك امپراتوري، كسب مي كند ". (9)
سريرم چوليا (Sreeram Chaulia)، محقق آمريكايي ضمن توضيح مفصل تاريخچه كودتاي سال 2004 اوكراين و خيانتي كه مقامات محلي اين كشور به منافع ملي كردند مي نويسد: "هيچ كدام ازمكانيزم هاي تقلب و تحريك فوق الذكر نمي توانست بدون زيرسئوال بردن نتايج انتخابات، جمع كردن مردم در خيابان ها و مهندسي دموكراسي از طريق عدم اطاعت جمعي و مدني نتيجه بخش باشد. اينجا بود كه بنياد ملي دموكراسي و خانواده موسسات غير دولتي بين المللي بيش از هر وقت ديگري مفيد واقع شده و بكار آمدند " .(10)
ترديدي نيست كه مكانيزم و طرح هاي كه از سوي موسسات غير دولتي غربي و ساير سازمان هاي مدافع حقوق بشر بكار گرفته مي شوند در كمال تعجب تكراري بوده ولي بسيار موثرهستند. اين مكانيزم ها و روش ها عبارتند از انتشار نتايج نظرسنجي هاي صورت گرفته از راي دهندگان در محل اخذ راي و آژانس هاي نظرسنجي بين المللي كه از قبل و پيشاپيش خبر پيروزي كانديداي غربگرا و مخالف را مي دهند، انكار نتايج انتخابات از سوي ناظرين به اصطلاح بي طرف و مستقل غربي، سروصدا در مطبوعات محلي با انعكاس وسيع در غرب، آوردن مردم به خيابان ها و تامين عدم اطاعت جمعي و مدني بر اساس روش هاي شارپ و ديگر كارشناسان سياسي.
بدون ترديد در سناريوي "انقلابهاي رنگين " مهمترين نقش در وهله اول بر عهده تامين مالي بين المللي اين كودتاها است تا تهيه طرح هاي دقيق. در نتيجه اين تامين مالي شبكه اي از فساد مالي ضد سيستم و نظام ملي ايجاد مي شود كه شامل تجارتازه به دوران رسيده، افراد علاقه مند و ذينفع از بين اقليت هاي غربگرا، مقامات دولتي، نظامي و انتظامي مي باشند. همچنين تيمي از روزنامه نگاران ايجاد و تربيت مي شود كه به خوبي تامين مالي شده اند و همچنين جواناني كه در نتيجه نا آرامي ها به پول زيادي دست پيدا مي كنند جذب اجراي اين سناريوها مي شود.
سازمان هاي انسان دوستانه و مدافع حقوق بشر بين المللي از سال 1990 به لطف فعاليت لئونيد كرافچوك رئيس جمهور غرب گرا، در اوكراين نفوذ كردند. اين سازمان ها به نوبه خود سازمان هاي غير دولتي محلي ايجاد مي كردند و نه تنها آنها را تامين مالي مي كردند بلكه دستور كار و جهت گيري آنها را نيز تعيين و كنترل مي كردند.
گروه ضربتي جوانان حاضر در ميدان استقلال (محل وقوع انقلاب نارنجي اوكراين) متشكل از گروه نوليبرال "پورا " (PORA) بود كه از سوي موسسه "ائتلاف براي انتخاب آزاد "(11) تامين مالي شده بود. موسسه "ائتلاف براي انتخاب آزاد " به نوبه خود در سال 1999 توسط ايالات متحده آمريكا، بانك جهاني، بنياد ملي دموكراسي و بنياد سوروس تاسيس شد.
اعتقاد بر اين است كه دولت آمريكا براي تحقق "انقلاب رنگين " اوكراين حدود 14 ميليون دلارهزينه كرده است ولي روزنامه نگاران آمريكا مبلغ 57 ميليون الي 65 ميليون دلاررا به اين مبلغ اضافه مي كنند. در واقع اين همان بودجه اي است كه از سوي واشنگتن براي توسعه "جامعه مدني " در اوكراين طي سال هاي 2003 و 2004 اختصاص داده شده بود. منجمله مبالغي كه خارج از گزارشات حسابداري و به طورغير رسمي براي تامين گستردگي اقدامات و حوادث هزينه شده بود .(12)
در واقع ويژگي تكنيكي الگوهاي بكار رفته در كودتاهاي پست مدرن همان تبديل سريع آنها از يك اتفاق به جنبش انقلابي جمعي و تحريك عدم اطاعت گسترده گروه هاي مدني. علي رغم همه مسائل اين گونه تكنيك ها هزينه هاي هنگفت را مي طلبد كه صرف تهيه اعلاميه‌ها، تيشرت ها، روسري ها، آشپزخانه هاي صحرايي و غيره مي شود. به نوشته "لورا روزن "(13) محقق آمريكايي ، همزمان با توسعه پرسرعت تلفن هاي همراه و ماهواره اي، فن آوريهاي كامپيوتري و اينترنت "در عصر رسانه و اطلاعات اولويت هاي تغيير كرده و ازاين پس به جاي رژيم هاي خودكامه بر گروههاي مدني تكيه مي شود ". يكي ديگراز ويژگي هاي كودتاي پست مدرن تامين گسترده "انقلاب هاي رنگين " از طريق بازي هاي تخصصي كامپيوتري و وبلاگ هاي است كه از لحاظ اجتماعي بسيار حساب شده مي باشند. مخاطبين اين وبلاگ ها نوجوانان و جوانان در سراسر جهان مي باشند. در آرشيو تاريخ "انقلاب هاي رنگين " اشاره هاي زيادي در خصوص نقش "ديسكش من " و دوستش "توليپ گرل " در كودتاهاي رنگين مي توان پيدا كرد كه در واقع از طريق وبلاگ خود به نام "Le Sabot Post Modern " فعاليت بين المللي را تامين مي كردند و رهنمود و دستورات لازم را براي انجام كودتا مي دادند. اين بخش از فعاليت هاي مربوط به سازماندهي شورش هاي بين المللي جوانان هنوز به درستي مطالعه نشده است و موضوع خوبي براي تامل است. شركت كنندگان در اغتشاشات اخير در مجارستان و فرانسه نيز از خدمات "ديسكش من " استفاده مي كردند. اين وبلاگ ذهن خواننده را به سمت مسائل مربوط به اصلاحات در مسيحيت، مراكز آموزش و تمرين چگونگي تحول و دگرگوني كشورهاي بلوك شرق سابق مي برد. اين مراكز براي مثال در مجارستان به كمك "مارك پالمر " سفير سابق آمريكا در اين كشور و كمكهاي مالي سوروس ايجاد شده اند.
تمام تشكيلات شبكه اي و موسسات به اصطلاح غير دولتي كه با پول ماليات دهندگان كشورهاي مختلف فعاليت مي كنند و به ظاهر اهداف انسان دوستانه را دنبال مي كنند و مرتب به بهانه توسعه دموكراسي از دولتها و گروههاي حامي خود پول دريافت مي كنند در واقع امر به تدريج "انقلابهاي رنگين " و تحولات انقلابي در نقاط مختلف جهان را به نوعي تجارت شيادي تبديل كرده اند.

*جنبه شيادي انقلاب هاي رنگين

تنها مي توان حدس زد كه پيطراكرمن (Peter Ackerman) (14) موسس مركز بين المللي "مناقشات بدون خشونت "، نفر دوم در بين سلسله تئوريسين ها و معلمين صدور انقلاب ها در سراسر جهان و يكي از فعالان مخفي جامعه شيادان مالي در آمريكا كه در دهه 90 نامش جزو بزرگترين كلاهبرداران آمريكا برده مي شد تا چه اندازه از شنيدن اين نظريه تعجب مي كرد كه تاثير گذاري خارجي در روند اجراي "انقلاب هاي رنگين " از مهمترين موارد اجرايي است. وي بيشترمعتقد به استفاده ازعامل دروني و تكيه بر نيروي انساني داخلي مي باشد. البته لازم به ذكر است كه علي رغم اين كه وي به عنوان كارشناس نام و شهرت بين المللي پيدا كرده است، در اصل حتي به زور هم نمي توان اين فرد را در زمره افراد كارشناس قرار داد. اين فرد كه بخش اعظم زندگي خود را در انجام معاملات مشكوك در بورس گذرانده است و در جريان بزرگترين جنجال مالي در "وال استريت " معروف به داستان "سهام سطل آشغالي " به سختي توانست از مجازات زندان خلاص شود الآن نيز "انقلابهاي رنگين " را نوعي تجارت شيادي خود قرار داده است. جالب اينجاست كه وي حتي چندان قدرتي در توجيه رفتار خود و مقابله با منتقدين ندارد. پيطر اكرمن، در واقع دست راست مايكل ميلكن (Michael Milken) بود كه با حملات رواني، تقبل هزينه هاي گسترده در فعاليت هاي تبليغاتي توام با شيادي آشكارو اصرار جسورانه اي كه داشت در زمان خود معروف شده بود. فعاليت انقلابي آنها از بورس آغاز شد. در واقع درزمان فعاليت خود در بورس آنها روش تاثيرگذاري برافكار توده ها را براي "دموكراتيزه " كردن روندهاي مالي محافظه كار در "وال استريت " را درعمل امتحان كردند. تاكتيك آنها شامل انتقاد بي اساس ولي شديد از سيستم و ساختاري بود كه در بورس وجود داشت. در اوائل دهه 70 بازار تعهدات و اعتبارات مالي به طوركلي متشكل ازسهام به اصطلاح قشرسرمايه دارواقعي بود كه صاحبان سهام كارخانجات معتبربودند. انقلابيون فوق الذكر تصميم گرفتند كه جاي اين گونه سهام را تنگ كرده و جاي براي خود در اين بازار بورس باز كنند. آنها تصميم گرفتند كه اين كار را از طريق جايگزيني سهام واقعي توسط اوراق بهادار نه بخش سرمايه اي بلكه اوراق به اصطلاح "سهام سطل آشغالي " و junk-bonds انجام دهند. "سهام سطل آشغالي " در ابتدا متعلق به سهامداران واقعي بود كه البته به مرور زمان و با تغيير اولويت هاي بازار و بورس ارزش خود را از دست مي دادند به طوري كه ديگر نه سودي براي آنها پرداخت مي شد و نه صندوق هاي بازنشستگي ازآنها در معاملات بورس خود استفاده مي كردد. اينجا بود كه ميلكن و اكرمن و شركاي آنها فعاليت و كودتاي خود را آغاز كردند و حملات خود را از آژانس هاي معتبر شروع كردند و آنها را متهم به عدم صلاحيت و دورانديشي كردند چرا كه اين آژانس ها درفعاليت هاي بورس توجهي به "سهام سطل آشغالي " نمي كردند و تلاشي در راستاي تقويت آنها نمي كردند. همين جا بود كه آنها حتي مشتريان و متحدين جديد خود را پيدا كردند. متحدان آنها صاحبان شركت هاي كوچك و ضعيف بودند كه ديگر توان خود را درراه مبارزه با كمپاني هاي بزرگ از دست داده و تنها وانمود مي كردند كه هنوزهم از بازيگران بورس هستند. انقلابيون تصميم گرفتند كه آنها را شركاي خود قرار دهند. اما مشكل اصلي درمتقاعد كردن سرمايه گذاران براي خريد "سهام سطل آشغالي " بود. در واقع اين كار از يك سو شبيه جنگ و حمله گسترده رسانه اي و اطلاعاتي بود و از سوي ديگر شبيه جلسات هيپنوتيزم و روان درماني بود. تمام اين روش ها توسط انقلابيون براي متقاعد كردن سرمايه داران به كارمي رفت.
مقر فعاليت اين انقلابيون "سهام سطل آشغالي " در نزديكي هاليوود انتخاب شد. آنها جشن هاي شبانه و ميهماني هاي گوناگوني را با شركت ستارگان سينمايي و موسيقي برگزارمي كردند جهت ايجاد تصوير زيبا از فعاليت و موفقيت خود. در اين ميهماني هاي كه بيشتر شبيه فستيوال مي شد سرمايه داران از سراسر آمريكا دعوت مي شدند. در واقع از همان آستانه در ورودي شستشوي رواني و مغزي سرمايه داران شروع مي شد و با ديدن اين همه زرق و برق، آنها تصور مي كردند كه در صورت همكاري آينده اي بسيار درخشان در انتظار آنها است. در فرودگاه ها با "ليموزينهاي " مجلل به پيشواز ميهمانان مي رفتند و در هتل هاي آپارتماني گران قيمت مستقر مي كردند. غذاهاي آنها از گرانترين رستوران ها تهيه مي شد و از خوانندگان و هنرپيشه هاي معروف براي تفريح ميهمانان دعوت مي كردند. براي سرمايه داران بزرگتر و دارندگان سهام و شركتهاي قوي برنامه هاي خاص و ويژه اي تدارك مي شد. در واقع با استفاده از روش ها و تصاوير نمادين و روشن و تمام اين هنرمندي انقلابيون سعي داشتند تا بر ذهن و روان سرمايه داران تاثير مثبت گذاشته و آنها را وادار به خريد "سهام سطل آشغالي " كنند.
در ابتدا آنها از موفقيت چشم گير تجارت و فعاليت خود صحبت مي كردند. بعد يك يا چند نفر از سياستمداران و فعالان مطرح وارد گفتگو مي شدند و صحبت از مهم بودن اين گونه فعاليت براي اقتصاد و كل كشور مي كردند. سپس به اصطلاح دانشمندان اقتصادي به زبان و شيوه قابل فهم براي عوام توضيح مي دادند كه چگونه مي توان ارزش سهام را چندين برابر كرد و به سود كلان دست يافت. در واقع با استفاده از اين روشها سرمايه گذاراني كه تحت تاثير اين همه زيبايي و وعده هاي كلان قرار گرفته بودند حاضر مي شدند در همان آن سهام پر درآمد و مطئمن خود را فروخته و دست به خريد "سهام سطل آشغالي " كنند. براي وارد كردن ضربه نهايي معمولا سعي مي شد از يك فرد ثروتمند مثل "تد ترنر " (Ted Turner) موسس و مالك سابق "سي ان ان " استفاده مي كردند. اين فرد در حضور سرمايه داران گول خورده حاضر مي شد و مي گفت كه همه ثروت خود را مديون "سهام سطل آشغالي " مي داند. البته مسلما در اين مراسمات و ميهماني ها كسي اين سهام را "سطل آشغالي " نمي ناميد بلكه از آنها به عنوان "سهام با سود فوق العاده زياد " ياد مي كردند. نتيجه اين جنگ رواني و كودتاي رواني خارج از تصور و انتظار بود و بزودي صدها و ميليونها دلار براي خريد اين سهام سرازير شد. در مقابل چشمان بينندگان تعجب زده يك بازار انقلابي بوجود آمد. اين بازار جديد اما مخرب بود. چرا كه نه تنها منجر به خروج سرمايه از صنايع و بخشهاي مهم اقتصادي شد بلكه به معناي واقعي كلمه بازار را از بين مي برد. اما بعد از مدتي برخي از آمريكايي هاي باهوش متوجه قضيه شدند و زماني كه تعقيب قضاي شروع شد و كار به محاكمه رسيد مشخص شد كه تمام درآمدهاي "سهام سطل آشغالي " مبتني بر دروغ و معاملات صوري بود. يگ گروه از افراد معتبر كه افراد بد نام نيز جزو آنها بودند اين سهام را از يكديگر خريداري مي كردند. تمام معاملات از طريق حسابهاي بي نام و بدون ذكر نام خريدار و فروشنده انجام ميشد. در عين حال در نتيجه باد كردن اين "سهام سطل آشغالي " حدود 900 كمپاني خرد و بي مصرف رشد كردند و در نتيجه شبكه هاي تلويزيون كابلي مثل سي ان ان، شبكه هاي تلفني مثل MCI، شركتهاي هواپيمايي منطقه اي، بيوتكنولوژي، بيمه هاي درماني و موسسات آموزش از راه دور رونق پيدا كردند. در واقع هدف "انقلابيون " از جذب هر چه بيشتر شركت هايي جديد و مورد نظر در فعاليت ها و دام خود اصلا رونق اقتصاد نبود بلكه نابودي آن مد نظر بود. درآمدهاي حاصله از "سهام سطل اشغالي " صرف "خريدهاي اعتباري " كمپاني هاي بزرگ مي شد. ساختار خريد اعتباري چنين بود كه يك شركت كوچك اما متخاصم و جسور سهام يكي از شركت هاي معتبر را با سرمايه بزرگ و تاريخچه صد ساله مي خريد. البته در اين معامله شركت كوچكتر پولي نداشت كه بابت خريد پرداخت كند و شركت هدف را از طريق دريافت وام هاي كلان حاصل از درآمد "سهام سطل آشغالي " مي خريد بطوري كه سهام و سرمايه و دارايي شركت هدف وثيقه وامهاي دريافتي مي شد. اقساط وامها نيز از طريق فروش سهام همان شركت هدف پرداخت مي شد. بدين ترتيب شركت هاي بزرگ و معتبر بتدريج از بين مي رفتند. همه اين شيادي ها باعث شد كه تمام فعالان سياسي، اقتصادي و كارگزاران بورس ذينفع عليه مايكل ميلكن و شركايش متحد شوند. در نتيجه شكايات اين افراد رسيدگي هاي قضايي گسترده اي آغاز شد. در نتيجه در ماه نوامبر سال 1986 در كنگره آمريكا حدود 30 مصوبه قانوني در محدوديت سرمايه گذاري در "سهام سطل آشغالي " تصويب گرديد. در 12 ايالت آمريكا معاملات مربوط به "خريد اعتباري " را ممنوع كردند. در آن زمان رودولف جولياني (Rudolph William Louis Giuliani)، دادستان جوان آمريكا رهبري اين مبارزه را بر عهده گرفت. جولياني شخصيت سازش ناپذير در برخورد با مافيايي ايتاليايي و كانديداي رياست جمهوري آمريكا در حزب جمهوريخواه بود. مايكل ميلكن، پادشاه "سهام سطل آشغالي " به ده سال حبس محكوم شد كه از اين مدت كمتر از دو سال را در زندان گذراند. پيطراكرمن، كه بيشترين مبلغ جريمه را در بين شركاي خود به خزانه دولت پرداخت كرد در زمينه جديد مشغول فعاليت شد. درواقع وي مشغول تجارت از طريق "انقلابهاي رنگين " شد. اگر به دقت مطالعه و توجه كنيم درميابيم كه در مبارزه بر سر قلمرو شوروي سابق دقيقا تكنيك ها و روشهاي مشابه آنچه كه در بالا آورده شد استفاده گرديد و ارزش هاي "سطل آشغالي " جايگزين ارزش هاي واقعي شد.

*فرمولي براي كسب در آمد از طريق "انقلاب هاي رنگين "

در زمان بررسي هاي قضايي در ماجراي "سهام سطل آشغالي " نام چند موسسه نظر خواهي به ميان آمد مثل "Penn, Schoen and Berland " كه به شركاي "سهام سطل آشغالي " خدمات ويژه ارائه مي كرد تا آنها بتوانند در مقابل داده هاي موسسات نظر سنجي قوي و معتبر مقابله كنند. امروزه هم اين حاميان فعالان باصطلاح دموكراسي سازي بازار سهام آمريكا كه در فروپاشي آن نقش داشتند در زمينه كودتاهاي مخفي يا همان انقلابهاي رنگين نيز فعاليت مي كنند. مدلن آلبرايت وزير امور خارجه وقت آمريكا كه امروزه رياست موسسه ملي دموكراسي را بر عهده دارد كه توسط بنياد ملي دموكراسي تاسيس شده است، ضمن اشاره به نقش موثر "Penn, Schoen and Berland " در امر كودتاي صربستان در نامه اي كه در اكتبر سال 2000 به همين موسسه نوشته است اضافه مي كند: "همكاري شما با موسسه ملي دموكراسي و نيروهاي مخالف يوگسلاوي نقش تعيين كننده داشته و تاثير مستقيم بر توسعه دموكراسي در اين كشور داشته است. شايد اين اولين تجربه اي بود كه كار با راي دهندگان نقش تعيين كننده اي را در پيشبرد و تحقق اهداف سياستهاي خارجي ايفا كرده است ". لازم به يادآوري است كه اين آژانس نظر سنجي كه در پيشبرد اهداف سياست خارجي آمريكا در صربستان شهرت درخشاني پيدا كرده بود در امر تهيه نظرسنجي هاي مردمي در محل اخذ راي در زمان حوادث اوكراين نيز به همراه "سازمان امنيت و همكاري در اروپا " نقش مهمي را ايفا كرده است.
يكي از مهمترين تكنيكهاي بكار رفته در "انقلابهاي رنگين " استفاده از آژانس هاي نظر سنجي غربي است با هدف تاثير گذاري بر نظر راي دهندگان از طريق انتشار نتايج نظرسنجي هاي پيش از انتخابات يا پيش بيني احتمال بازبيني نتايج و شمارش مجدد آرا به بهانه وجود تخلفات واقعي و يا تصنعي. اتفاقي نيست كه نويسنده كانادايي در كتاب خود تحت عنوان "جنگ سرد جديد، انقلابها، انتخابات تحريف شده و سياست لوله نفت در شوروي سابق " كه در ابتداي مقاله به آن اشاره گرديد، دقيقا از اين تكنيك در عنوان كتاب خود استفاده مي كند كه حتي از زمان جنگ سرد تا به حال تغييري نكرده است. اين تكنيك به عنوان الگوي كليدي براي تصرف بازارهاي داراي چشم انداز انرژي در قلمرو شوروي سابق و حوزه هاي نفوذ شوروي سابق استفاده مي شود. در اين خصوص عكس العمل پيطر اكرمن، رئيس مركز بين المللي "مناقشات بدون خشونت " نسبت به تحقيقات اين روزنامه نگار كاناداي جالب توجه است. در بيانيه رسمي كه اين مركز در سايت خود تحت عنوان "در جواب به اشتباهات موجود در كتاب جديد "(15) منتشر كرده است به جاي اشاره به اشتباهات كتاب و ارائه دليل و مدرك بيشتر به جنگ رواني عليه اين كتاب پرداخته شده است. در واقع اين مركز باز هم از شيوه جنگ رواني و انحراف افكار عمومي استفاده كرده است.
در واقع مي توان بدون هيچ گونه توضيح و تحليلي بيانيه اعتراضي مركز بين المللي مناقشات بدون خشونت را سطر به سطر منتشر كرد. خود اين مطالب گوياي بي اساس بودنشان مي باشند. در بيانيه آمده است: "آقاي "ماكينون " مي نويسد كه "پيطر اكرمن " فرمول "انقلاب هاي رنگين " را از صربستان گرفته تا گرجستان و اوكراين صادر و رايج كرده است. در حالي كه در واقعيت امر مركز ما در ماه اكتبر سال 2000 زمان سقوط دولت ميلوشويچ در صربستان موجوديت نداشته و هيچ گونه كمكي قبل از "انقلاب رُز " به گرجستان ارائه نداده است و هيچ گونه جزوه و مطلب كمكي تا قبل از "انقلاب نارنجي " به اوكراين نداده است. در هيچ برهه اي از زمان رئيس و يا كارمندان مركز ما با افراد درگير در اين حوادث تماسي نداشته اند ". اصلا لازم به تفسير و تشريح اين گفته ها نيست چرا كه بر اساس صدها مقاله، دلايل مستند و مصاحبه هاي دست اندركاران "انقلاب ها "، مطالب كتاب ها و سايت ها به اندازه كافي مشخص و معلوم است كه "پيطر اكرمن " تا قبل از تاسيس مركز خود به همراه "جين شارپ " مرشد خود، در موسسه "البرت انيشتين " فعاليت داشته است. "شارپ " كه "فرمول انقلاب " وي تحت عنوان "از ديكتاتوري تا دموكراسي: اصول بنيادي براي آزادسازي "(16) در تيراژ5000 نسخه اي براي توزيع در بين فعالان سازمان "آپورا " (OPORA) در صربستان منتشر شده بود. سپس مطالب اين جزوات به عنوان شيوه عملكرد در تحقق "انقلاب نارنجي " در اوكراين بكار گرفته شده بود. همچنين براي همگان معلوم است كه سرهنگ "روبرت هلوي " پيشكسوت سرويس اطلاعات نظامي آمريكا و يكي از افراد كليدي در امر تحقق نظريه "فعاليتهاي بدون خشونت " "اكرمن " و "شارپ "، نه تنها مخالفين يوگسلاوي را در هتل هيلتون مجارستان در سال 2000 به سرنگوني دولت ميلوشويچ تشويق مي كرد بلكه بر اساس اطلاعات موجود در آموزش و تعليم فعالان "انقلاب نارنجي " در اوكراين هم دست داشته است. (17)
بر اساس اظهارات شاهدين حوادث مربوط به "انقلاب رز " در گرجستان، فيلم مستند "پيطر اكرمن " تحت عنوان "سرنگون كردن ديكتاتور "(18) كه امروزه در سايت موسسه "البرت انيشتين " نيز در دسترس مي باشد، يكي از كليدي ترين عوامل پيروزي انقلاب مذكور شد. در اين فيلم به شيوه هاي استفاده شده توسط جوانان صرب در روند سرنگوني رژيم ميلوشويچ اشاره شده است. طي ماههاي متوالي شبكه تلويزيوني "روستاوي "، نخستين شبكه مستقل تلويزيون گرجستان، هر شنبه اين فيلم را در گرجستان به نمايش مي گذاشت كه پس از آن از مردم گرجستان سئوال مي شد كه چه درس هاي براي دگرگون ساختن اوضاع در كشور خودشان ازاين فيلم كسب كرده اند. طي ده روز اخير كه منجر به سقوط رژيم ادوارد شيواردنادزه در تاريخ 23 نوامبر سال 2003 شد اين شبكه تلويزيوني به مراتب دفعات پخش فيلم "سرنگون كردن ديكتاتور " را افزايش داد. يكي از شركت كنندگان در حوادث گرجستان در گفتگو با خبرنگار "واشنگتن پست " گفت: "همه تظاهر كنندگان روشي را كه در بلگراد استفاده شده بود از حفظ بودند. چرا كه همه اين فيلم را ديده بودند و هر كسي مي دانست كه چكار بايد بكند ".(19) حال "پيطراكرمن " كه تماس هاي خود را با افراد دست اندركار در تحولات و "انقلاب هاي رنگين " در حوزه نفوذ شوروي سابق انكار مي كند به وجدان خود رجوع كند.
ادوارد شيواردنادزه در مصاحبه افشاگرانه خود با برنامه "وستي نيدلي " شبكه تلويزيوني "روسيه " گفت: "اين طرح سوروس بود. همه چيز از قبل حساب شده بود: پول، مقدار پول مورد نياز براي اين كار به كدام موسسات غير دولتي مي توان اعتماد كرد و با كي بايد همكاري كرد. توجه زيادي به بحث شمارش آرا شده بود ". به گفته شيواردنادزه سوروس در باره اين كه چگونه بايد انتخابات برگزار گردد تا افراد مورد علاقه و لازم بر سر قدرت بيايند و از چه طريق بايد سازمان هاي نظير آنچه كه در يوگسلاوي سابق بود بوجود بيايد، يك دكترين مشخصي را تهيه كرده است ". سوروس يك فرد كاملا آگاه به اصول و مباني ژئوپليتيك معاصر است و بخوبي مي داند كه براي رقابت در عرصه اقتصادي بايد در رقابت سياسي برنده شد. جورج سوروس بود كه در زمان خود اولين مبالغ لازم را جهت تاسيس موسسه اينشتين توسط "جين شارپ " تامين كرد. موسسه "جامعه آزاد " در راستاي تبادل تجربه در تحقق "انقلاب هاي بدون خونريزي " هزينه آموزش "گيگا باكري " تبعه گرجي را در صربستان تامين مي كرد. اين موسسه حتي حقوق هاي رهبران انقلابي را البته از جيب سازمان ملل بر اساس كمك هاي مالي كه دريافت مي كرد پرداخت مي نمود. در تابستان سال 2003 فعالان سازمان انقلابي "اوتپورا " با هزينه سوروس از صربستان وارد گرجستان شدند و به دانشجويان محلي نحوه برگزاري تظاهرات خياباني را آموزش دادند.

بر اساس اظهارات خود باكري، در سرنگوني شواردنادزه سه موسسه و نهاد فعاليت و نقش بيشتري داشتند كه عبارتند از شبكه تلويزيوني "روستاوي-2 "، سازمان جوانان "كمارا " (KMARA) (به معناي "كافي ") كه بر اساس الگوي "اتپورا " صربستان ايجاد شده بود و حزب "جنبش ملي " ميخائيل ساآكاشويلي. بر اساس مطالب مطبوعات گرجستان آن زمان همه اين موسسات بهرنحوي از طريق بنياد سوروس تامين مالي مي شدند. شش ماه قبل از "انقلاب رز " سازمان "كمارا " حدود نيم ميليون دلار كمك مالي دريافت كرده بود. شبكه تلويزيوني "روستاوي " از سال 1995 از طريق بنياد سوروس تامين مالي مي شد.
بر اساس اظهارات ريچارد كارلسان، رئيس مركز تحقيقات ضد تروريستي واشنگتن "Foundation for the Defense of Democracy " و رئيس سابق راديو صداي آمريكا: "تنها سه ماه قبل از تحقق "انقلاب رز " يعني از ماه اگوست تا اكتبر، سوروس 42 ميليون دلار براي سرنگوني شواردنادزه هزينه كرده بود ".(20)
در واقع ما اينجا شاهد اين هستيم كه در شرايط "اداره بحران " كه منجر به صادرات نقلاب مي شود منافع شياد "پيطر اكرمن " پادشاه "سهام سطل آشغالي " و شياد بزرگ مالي ديگر "جورج سوروس " بر هم منطبق شده است. اولي بخاطر لو رفتن شگردهايش در آمريكا و ديگري براي بدست آوردن منابعي كه بعد از فروپاشي شوروي بي صاحب مانده بودند دست به طراحي و اجراي كودتاهاي باصطلاح "بدون خشونت " زده اند.
لازم به ياداوري است كه در هيئت مديره يكي از سازمانهاي لابي بزرگ و اداره بحران ها در جهان به رهبري سوروس تحت عنوان International Crisis Group در كنار دشمنان مرسوم روسيه مثل برژينسكي، زن "پيطر اكرمن " به نام "جوان ليدوم اكرمن " كه داراي روابط بسيار گسترده با ساختارهاي دولتي بسياري از كشورهاي جهان مي باشد و در واقع به عنوان اهرم رسانه اي عمل مي كند نيز عضويت دارد. وي رئيس "مركز بين المللي روزنامه نگاري " است كه از "بنياد ملي دموكراتيك "، "مركز بين المللي كارگزاري خصوصي "، "كوكا كولا " و شركت هواپيماسازي "بوينگ " كمك هاي مالي دريافت مي كند. فرمول اصلي انقلاب ها در واقع در اين است كه افرادي وجود دارند كه تصور مي كنند كه رشد آنها از لحاظ مالي و سياسي به نفع كل جهان است و اين حس آنها را وادار به انجام "انقلابهاي رنگين " در سراسر جهان براي تقويت نفوذ سياسي خود و افزايش دارايهايشان مي كند.

*صرف نظر كردن از اصول قومي به عنوان امكانات جديد

دروغ نخواهد بود اگر بگوييم كه ستارگان امروز "مناقشات بدون خشونت " يعني "جين شارپ " و "پيطر اكرمن " از نظر علمي و آكادميك ارزش زيادي ندارند و قدرت "انقلابي " آنها در ساختار ماجراجويي مغز و بي اعتنايي آنها به ارزشها و اصول اخلاقي مي باشد. "جين شارپ " حرفه خود را به عنوان دبير مسئول در نزد "آبرام يوگانس ميوست " (A.J. Muste) رهبر جنبش كارگري آمريكا كه داراي تفكرات تروتسكي بود آغاز كرد. ظاهرا "ميوست " بود كه وي را با نظريه هاي "مناقشات بدون خشونت " با گرايش شديد به ايدئولوژي تروتسكي و روشهاي تاثير گذاري مستقيم آشنا ساخت و باعث ايجاد چنين روحيه جنگ آور در وي و نزديكي وي به نئومحافظه كاران آمريكا شد. "پيطر اكرمن " نيز در جواني علاقه مند به نظريات تروتسكي بود و گرايش به تفكرات راديكال داشت سپس در سنين بالاتر به محافظه كاري روي آورد. اما در نتيجه جنجال بوجود آمده در بورس مجبورشد تا به نظريه هاي "مناقشات بدون خشونت " روي بياورد. وي مدت زيادي را صرف آن كرد تا مخفي بماند تا آثار بي آبرويي از بين برود. اين افراد برداشت و ديدگاه خاص خود را نسبت به اخلاق دارند. اين بعد از شخصيت آنها را مي توان هم از مطالعه جزوات آنها مربوط به "مناقشات بدون خشونت " و همچنين اظهارات شخصي آنها شناخت.
در اينجا به بخشي از مصاحبه "جين شارپ " به سردبير Magazine Peace(21) اشاره مي كنيم كه وي را به عنوان فردي معرفي كرد كه "بيش از هر كس ديگري روي كره زمين در باره "مناقشات بدون خشونت " اطلاعات دارد ". "جين شارپ " در اين مصاحبه مي گويد: "زماني كه فهميدم كه مردم هند كه مبارزه بدون خشونت را با انگليسي ها داشت به اين مقاومت به عنوان يك اصل اخلاقي ايمان نداشت براي من يك اختراع جديد بود. اين مسئله بطور ناگهاني و در زيرزمينهاي آرشيو آگايو براي من روشن شد. من روزنامه هاي كهنه را در باره جنبش گاندي در دهه 30 مطالعه مي كردم. من از خودم مي پرسيدم: آيا لزومي داشت كه در باره اين مسئله مطلبي نوشته شود؟ بهتر است كه اين موارد را از سرم بيرون بندازم. اما من در اين باره نوشتم. اينجا بود كه به يك باره فهميدم كه اينها خطري براي فعاليتهاي من نيست بلكه امكانات جديد هستند. چرا كه اين بدان معني بود كه بسياري از افرادي كه به اصول مذهبي و اخلاقي "مبارزات بدون خشونت " ايمان نداشتند مي توانند از آن در اهداف عملي خود استفاده كنند. سپس من مطالبي را در باره مناقشات مختلف و اعتصابات كارگران و غيره خواندم. در واقع آنها مطالب طلايي بودند. در تمامي اين مطالب يك تئوري مهم ديده مي شد كه گاندي آن را تبليغ مي كرد و آن اينكه عمر و زندگي هر حكومتي بستگي شديدي به اطاعت مردم آن دارد. آن ايده بسيار جالب بود هر چند كه كلاسيك نبود. سعي كردم اين تئوري را در قبال ملل مختلف به بررسي بگذارم. گاندي اين تئوري را از تولستوي گرفته بود. نه اصول اخلاقي آن را بلكه خود ايده را از تولستوي گرفته بود كه عمر هر حكومتي بستگي به اطاعت مردم آن دارد ".
از اينجا مي توان نتيجه گرفت كه نظريه "شارپ " كه در آن صرف نظر كردن از اصول اخلاقي در خصوص غير قابل قبول بودن خشونت، اجبار و ديكتاتوري اصل است و توانايي و امكان جديد براي بكارگيري در راه تحقق اهداف مي باشد در واقع چيزي جز تحميل روشهاي ديكتاتوري و غير دموكراتيك نمي باشد. تعجب برانگيز نيست كه نظريات "اكرمن " نيز كه شبيه ايده هاي شارپ مي باشد و مبتني بر وابستگي حكومت به اطاعت مردم آن تنها براي توده ها قابل درك مي باشد. "اكرمن " و "ژاك ديوال " (DuVall Jak) دوست صميمي اش كه افسر نيروي درياي نيز بود در "بوستون گلوب " مي نويسند كه در نتيجه "انقلاب نارنجي " در اوكراين مردم پيروز شده است و "آنها ترجيح دادند كه بجاي زندگي با اوليگارشها با ارزشهاي دموكراتيك زندگي كنند ". (22)
در بين مخاطبين حرفه اي و متخصص مثل همايش آزاد وزارت امور خارجه آمريكا "اكرمن " از نظريات ديگري حرف مي زند كه بايد در وهله اول مورد علاقه نظامي ها باشد. وي در گزارش خود تحت عنوان "بين حكومت سخت و نرم: آغاز مبارزه جامعه مدني و تحولات دموكراتيك " به مخاطبين خود اطمينان مي دهد كه تجربه جنبشهاي جوانان را مشابه چيزي كه در صربستان ميلوشويچ را سرنگون كردند مي توان در ايران، كره شمالي و در جهت اتمام عمليات نظامي در عراق بكار برد. "اكرمن " به اطلاع حاضرين رساند كه وي به همراه بهترن متخصصين آمريكا در آزمايشگاه "لورنس ليورمور " كه در زمينه توليد فن آوري هاي جديد ارتباطي فعاليت مي كند روي طرح ساخت سلاح جديدي كار مي كند كه مي توان از آن براي راه اندازي جنبش هاي شورشي جوانان استفاده كرد. اكرمن تاكيد مي كرد كه "صحبت سر اين نيست كه اين گونه فن آوري ها و روش ها مي تواند منجر به توسعه دموكراسي شود بلكه اين فن آوري كه حتي مي توان براي سرنگوني حكومت چين نيزاز آن استفاده كرد باعث بوجود آمدن فعاليت ها و جنبش هاي غير متمركز و بي ثباتي در كشورها مي شود ".

*سروصداي جوانان و هيستري شورش

زماني كه در روسيه دفتر رياست جمهوري، سازمانهاي جوانان مثل سازمان "ناشي " را راه مي اندازد و از آنها حمايت مي كند مي توان اين اقدامات را به عنوان تصميم مناسب، هر چند موقت، در مقابل "انقلابهاي رنگين " نام برد. در غير اين صورت افرادي مثل "جين شارپ " بر اساس نظريات خود، در صورت فقدان سياست مناسب دولتي در خصوص جوانان لحظه اي براي ترويج ايده هاي خود در بين آنها درنگ نمي كنند. به عقيده شارپ "به راحتي نمي توان از خشونت خلاص شد " و خشونت صرفا بي رحمي و تهاجم نيست بلكه يك ابزار براي كنترل و اداره مناقشه است. البته عدم خشونت هم همين خاصيت را دارد. در برخي مواقع ارزش هاي وجود دارد كه مردم براحتي از آنها عدول نمي كنند بنابراين بدون خشونت كار پيش نمي رود. اما راه حل بدون خشونت عبارت است از انحراف نامحسوس ارزشهاي ساده و حتي حياتي. بخصوص اينكه اين روش در ارتباط با افرادي راحت تر و بهتر از همه جواب مي دهد كه ارزشهاي مشخصي نداشته و شخصيت آنها كامل نشده باشد مثل نوجوانان و جوانان.
الآن حدود حد اقل چهار دهه است كه جوانان براي آزمايش روشهاي مختلف و فن آوري هاي جديد در سراسر جهان مورد استفاده قرارمي گيرند. در سال 1967 دكتر "فرد امري " (Fred Emery) (23) مدير وقت دانشگاه تاويستاك انگليس (The Tavistock Institute) كه متخصص در امر تاثير هيپنوتيزم تلويزيون بود شور و هيجان جوانان در كنسرت هاي موزيك روك را به عنوان پديده كاملا جديد مي دانست و معتقد بود كه اين پديده مي تواند در اواخر دهه 90 براي فروپاشي و سرنگوني حكومتهاي ملي مورد بهره برداري قرار بگيرد. در آرشيو مجله "Human Relations " كه توسط اين دانشگاه منتشر مي شد(24) مي توان گزارش "فرد امري " را تحت عنوان "سي سال آينده: نظريه ها، روشها و پيش بيني ها " پيدا كرد كه در آن قدرت بالقوه "جوانان خشمگين " به عنوان سلاح رواني مورد بررسي قرارمي گيرد و از آن به عنوان "هيستري شورش " نام مي برد.
نظاميان انگليسي پس از جنگ جهاني اول دانشگاه تاويستاك را به عنوان سلاح جنگ رواني تاسيس كردند. اما در زمان جنگ سرد اين دانشگاه انگار مجددا متولد شد. در آن زمان نظريات دكتر "امري " بطور گسترده در عمليات رواني ناتو در جهت بي ثبات كردن دولت هاي اروپاي غربي كه در صدد اجراي سياست هاي مستقل بودند مورد استفاده قرار مي گرفت. امروزه برخي كارشناسان انگليسي معتقدند كه سقوط دولت ژنرال دگول در سال 1967 در واقع نتيجه اجراي روش هاي فوق الذكر در جهت بي ثباتي از طريق "خشم جوانان " بود.

امروزه پس از گذشت سالهاي زياد مي توان به جرات گفت كه بسياري از روشهاي "انقلابهاي رنگين " در اواخر دهه 60 بطور آزمايشي در شوروي سابق نيز مورد استفاده قرار مي گرفت. يكي از كاتاليزورهاي اين روش ها "طرح مارشال براي اذهان " بود. واكسن ايدئولوژيكي غربي از طرق مختلف مثل عمليات سري، خريد روزنامه نگاران معروف، ايجاد كلوپهاي غير رسمي و تامين مالي برخي نشريات در اروپا و حتي از طريق گسترش تبادلات فرهنگي رسمي بين دولت ها در جهت "تحريف و تغيير نا محسوس ارزشها و مفاهيم " در جامعه تزريق مي شد. موسسات جوانان مختلف اروپايي تحت عنوانهاي انسان دوستانه مختلفي و از طرق مختلفي در داخل شوروي نفوذ مي كردند و بطور نامحسوس در بين جوانان شوروي در جهت تغيير و تحريف نامحسوس ارزشها و مفاهيم ملي آنها فعاليتهاي خود را انجام مي دادند.
هاورد پرلموتر " Howard Perlmutter " شاگرد دكتر "فرد امري " داراي رتبه پرفسوري و متخصص در زمينه "مهندسي اجتماعي " در Wharton School تئوري استاد خود را شاخ و برگ داد. وي در زمينه آناليز روش هاي بي ثبات كردن حكومت هاي داراي فرهنگ مرسوم و سنتي در جهت ايجاد زمنيه براي شكل گيري "تمدن جهاني " تحقيق مي كرد. به مرور زمان نظريات دانشگاه تاويست بطور گسترده اي در آمريكا رايج گرديد. از ماه نوامبر سال 1989 در مدرسه كليولند (Case Western Reserve. Cleveland, Ohio) يك سلسله نشست ها و كنفرانس هاي تحت عنوان "برنامه اي براي نو آوري هاي اجتماعي در مديريت جهاني " برگزار گرديد كه در آنها پرفسور پرلموتر نظريه و راهبرد بي ثبات كردن حكومت هاي ملي از طريق تمدن غربي را مطرح كرد و تشريح داد. در اين راهبرد تحول و دگرگوني پرلموتر دو محور اساسي را تفكيك مي كرد: "ايجاد شبكه ارتباطي بين المللي متشكل از سازمان هاي محلي و بين المللي " و "ايجاد حوادث جهاني " از طريق "تبديل يك حادثه محلي به يك پديده داراي ابعاد جهاني از طريق بين المللي سازي آني اين حوادث بواسطه رسانه هاي گروهي ". (25)

*عدم خشونت - روشي براي انجام اقدامات نظامي

حتي در تحقيقات سالم غربي يك نوع عامل كم گويي وجود دارد به گونه اي كه بطور كامل حق مطلب ادا نمي شود. اين مسئله ناشي از خود موضوع مورد بحث است. چرا كه موضوع مورد بررسي وادار مي كند كه محقق داراي فرهنگ سنتي در مقابل پديده اي كم بياورد كه روانشناسان به آن "تروريسم رواني يا روانشناختي " مي گويند. زماني كه مسائل غير ممكن، ممكن مي شوند و محققين پديده ها و اتفاقاتي را كه با چشم خود مي بينند باور ندارند.
زماني "هربرت ويلز " (Herbert Wells)(26) در كتاب معروف خود تحت عنوان "توطئه آشكار " سعي مي كرد تا خصوصيات بيگانه با مسيحيت را ترويج دهد مبتني بر اينكه مي توان براي رسيدن به هدف نزديكان را قرباني كرد و يا براي آنها مشكل بوجود آورد و نيات خصمانه را مي توان با انگيزه هاي خيرخواهانه براي دولت توجيه داد. وي همچنين در كتاب "تجربه بيوگرافي " مي نويسد كه "دقيقا عدم تمايل فكر كردن به خشم و شر مي تواند در آينده باعث از بين رفتن ارزش مردم انگليس به عنوان يك ملت مهم شود ". اين تفكر تخريبي شرارت به هيچ وجه جنبه اتفاقي و زماني ندارد. حداقل در طول زمان پس از جنگ جهاني دوم موضع اعضاي حوزه اوراتلانتيك ابتدا در قبال شوروي و سپس در قبال روسيه بطور كيفي تغييري نكرده است و هميشه مبتني بر تفكرات جبهه اي بوده و روسيه يك دشمن ژئوپليتيك فرض مي شده است. الگوهاي "انقلابهاي رنگين " معاصر نيز نشات گرفته از همين گرايشات ژئوپليتيك و ايدئولوژيك مي باشد.
با مطالعه آثار اوليه پادشاه "انقلابهاي بدون خونريزي " براحتي مي توان به جنبه نظامي الگوهاي "غير اجباري و بدون خشم " پي برد. يكي از اولين آثار "شارپ " تحت عنوان "چگونه مي توان اروپا را شكست ناپذير كرد: توان بالقوه بازدارندگي و دفاع مبتني بر جامعه مدني " است. (27)
البته قبل از متن اصلي اين كتاب كه در سال 1985 منتشر شد مقدمه اي از "جرج كنان " (George Kennan) (28) معروف، معمار "جنگ سرد "، فردي كه در سر منشا عمليات سري در كشورهاي ناتو قرار داشت آورده شده است. شارپ در كتاب خود مي نويسد كه سيستم دفاعي كه مبتني بر جامعه و اهالي غير نظامي طراحي شود مي تواند تهديدات ناشي از شوروي را بخاطر "بازدارندگي و توانايي مقابله با حملات از طريق غير قابل كنترل شدن جامعه براي متهاجم احتمالي " كاهش دهد. كنان نيز به نوبه خود از شارپ به خاطر نظراتش تجليل مي كند. چرا كه شارپ امكان "بازدارندگي و مقابله را از طريق نيروي اهالي مردمي به عنوان جايگزيني براي دكترينهاي دفاعي ملي " به نمايش گزاشت.

*حقيقت به عنوان ابزار دفاعي در مقابل تاثير گذاري بر افكار عمومي

بسياري از محققين غربي كه علاقه اي به شوروي و روسيه ندارند در تحقيقات و آناليز "انقلابهاي رنگين " به يك مسئله واحدي اعتقاد دارند. آنها نقش مدافعين دروغين حقوق بشر، سازمانهاي بين المللي غير دولتي، مطبوعات دروغيني كه دروغ پردازي ها را در جهت بخشيدن جنبه بين المللي براي اتفاقات كوچك و يا انتشار مطالب كاملا كذب و دروغ رهبري مي كنند را در روند "انقلابهاي رنگين " منفي و مضر ارزيابي مي كنند.
بنظر مي رسد كه محافل كارشناسي بطور كامل متوجه هستند كه "انقلابهاي رنگين " يك روند طراحي شده براي تغيير رژيم در نتيجه عمليات رواني در راستاي تاثير گذاري بر مردم غير نظامي مي باشد. در اين روند تصور مي شود كه خود جامعه اين جريان را در جهت دموكراسي سازي دنبال مي كند. در حالي كه همه اتفاقات از سوي نيروهاي ثالث كنترل شده و به نفع آنها تمام مي شود. اين نيروهاي ثالث در اكثر مواقع بيگانه بوده و از سوي نظاميان حمايت مي شوند و از طريق تكنيك هاي كاملا حساب شده مردم را مجبور مي كنند تا از آب گل آلود براي آنها ماهي بگيرند. بر اساس نسخه "جين شارپ " تعداد اين تكنيك ها به 198 عدد مي رسد. اما در جمهوري هاي شوروي سابق بطورعملي تنها مجموعه كوچكي از آنها بكار گرفته شد. معمولا اختلافات بين اقوام و ساير نا آرامي ها در آستانه انتخابات تحريك مي شوند. از سوي ديگر هم ناظرين بين المللي، موسسات نظرسنجي مستقل كه حتما از تقلب در انتخابات صحبت خواهند كرد، چادرها براي سكونت معترضين، آشپزخانه صحراي با غذاي مجاني براي تظاهر كنندگان، جوانان آموزش ديده و مجهز به فن آوري هاي ارتباطي معاصر تهيه شده به حساب صنايع نظامي كشورهاي خارجي از قبل براي اجراي سناريوي لازم در آماده باش بسرمي برند. معمولا تجهيزاتي كه بكار مي رود و راه ارتباطي كه استفاده مي شود عبارتند از تلفنهاي سيار و موبايل، پيامهاي كوتاه، وبلاگها و سايتهاي مختلف در جهت تبادل سريع و همزمان اطلاعات و چك كردن روند اجراي سناريوي مورد نظر، تجديد ساختار و تغيير مكان بصورت همزمان در بين گروههاي تظاهر كننده و در نهايت تبديل يك اتفاق و رويداد محلي به يك پديده بين المللي از طريق رسانه هاي خارجي. طراحات و رهبران "انقلابهاي رنگين " در كشورهاي كه تا حدودي به اصطلاح آزادي وجود داشته باشد و كنترل هاي دولتي و قانوني كمتر وجود داشته باشد موفق عمل مي كنند. اتفاقي نيست كه كودتاهاي ناموفق شارپ و همه آنهايي كه در پشت سر وي قرار دارند در كشورهاي صورت مي گيرد كه دولت آنجا زياد دموكراتيك نيست. همه بياد داريم كه شورش دانشجويان چين با شكست روبرو شد و با فاجعه پايان يافت. "انقلاب رنگين " در جهت سرنگوني چاوز در ونزوئلا شكست خورد. اتفاقات بلاروس نيز ناموفق به پايان رسيد.
بنابراين همه روشنفكران و كارشناسان بايد از روي دادن چنين اتفاقاتي در كشورهاي خود جلوگيري كنند. بايد به مردم توضيح داده شود كه درآمد كلان ناشي از "سهام سطل آشغالي " نتيجه اي جز تخريب بازار و سقوط اقتصاد ندارد. همچنين در سياست آزادي ها و دموكراسي كه با پول و با تلاش بيگانگان به كشور بيايد نتيجه اي جز فروپاشي و تجزيه آن كشور نخواهد داشت. بنابراين بايد مردم آگاه شوند. اين كار هم زياد سخت نيست. زماني كه آدم از طبيعت و ماهيت خطر خبر داشته باشد ديگر اشتباه نمي كند و از ريشه مسئله را حل مي كند. زماني كه ارزشهاي ناب به جامعه برگردد ديگر مردم مغلوب هيچ گونه رويداد رنگيني نخواهد شد.

فهرست پاورقي ها

1- MacKinnon M. The New Cold War: Revolutions, Rigged Elections and Pipeline Politics in
the Former Soviet Union. Random House Canada, 2007.
2- The Ukranian transformation of from dictatorship to democracy that is being used by pro democracy movement in Ukraine is here // http://www.aeinstein.org/
3- http://www.archive.peacemagazine.org/author.cgi?key=searchstring&searchstring=Metta%20 Spencer
4- Mowat J. Coup d'etat in Disguise: Washington's New World Order "Democratization " Templete //http: //globalresearch.ca/articles/MOW502A.html
5-اصطلاحي است منتسب به اتحاد جماهير شوروي در غرب
6- Igantius, D "Innocence Abroad ": The New World of Spyless Coups, The Washington Post, 1991,September 22.
7- Blum W. Rogue state: a Guide to the World Only Superpower. Monroe, Common Courage Press,2000. P. 180.
8- Muravchik, J. Exporting Democracy. Fulfilling America's Destiny. Washington DC, AEI Press, 1991.P. 208.
9- Brzezinski Z. The Grand Chessboard: American Primacy and its Geo-Strategic Imperatives, 1997.
10- Chaulia S. Democratisation, NGO's and "color revolution " // http://www.globalresearches.ca
11- Freedom of choice coalition
12- Badhen A. US Poured Millions into Ukraine. San-Francisco Chronicle, 2004, December 19
13- Rosen L. Salon Magazine. 2001, February 3.
14 -Ackerman P., DuVall J. People power wins in Ukraine // The Boston Globe, 2004, December 26
15- Statement Responding to Errors in a New Book // http://www.nonviolent-conflict.org/resources_ft.shtml
16- Sharp G. From dictatorship to democracy: a conceptual framework for liberation // http://www.aeinstein.org/
17- Nazarenko E. Moscow and Washington confronting each other in Ukraine. Reseau Voltaire November 1st, 2004.
18- Bringing down a dictator. Producer York Zimmerman. Inc. 2001.
19 -http://www.basango.com/Bringing-down-a-dictator a609.html
20 -Carlson R. Georgia on His Mind - George Soros's Potemkin Revolution. The Weekly Standard, May 24, 2004.
21- http://www.archive.peacemagazine.org/author.cgi?key=searchstring&searchstring=Metta%20 Spencer
22- Boston Globe. December 26, 2004.
23 - روانشناس و جامعه شناس اتريشي الاصل، متخصص در زمينه آناليز نظام ها و تئوري اداره بحران
24- http://www.tavinstitute.org/humanrelations
25- Perlmutter on the origin of the concept of globalization // http://www.tavinstitute.org/humanrelations
26 - محقق، رمان نويس و افسانه پرداز آمريكايي
27- Sharp G. Making Europe Unconquerable: The Potential of Civilian-Based Deterrence and Defense,1985.
28 - ديپلمات معروف آمريكايي كه در سال 1993 در سفارت آمريكا در مسكو فعاليت مي كرد و به معمار "جنگ سرد " معروف است.

*نويسنده ايرينا ليبديوا (آمريكا)

انتهاي پيام/
منبع:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805170750


آيا اجراي حدود و تعزيرات به كروبي و قاليباف هم خواهد رسيد؟

نامه اخير مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني درباره آزار و اذيت جنسي زندانيان وقايع اخير، واكنش هاي فراواني را برانگيخت به گونه اي كه علي لاريجاني رئيس مجلس اين اظهارات را كذب و بدون سند و توجيهات وي را فرار به جلو خواند.

به گزارش رجانيوز،كروبي در اين نامه بدون ذكر نام قربانيان و متجاوزان ادعايي، به صراحت از تجاوز جنسي به زندانيان پسر و دختر خبر داده بود.

طبق قانون مجازات اسلامي هر كسي ارتكابى جرمى را به شخص ديگري نسبت دهد و نتواند صحت اين انتساب را ثابت كند، اگر مستوجب حد نباشد، به يك ماه تا يك سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق يا يكى از آنها حسب مورد محكوم خواهد شد.

به نظر مي رسد اظهارات كروبي شامل اين حكم اسلامي نيز مي شود كه اگر كسي به يك مؤمن يا مؤمنه نسبت فحشا بدهد و نتواند آن را با 4 شاهد اثبات كند، اولاً اين شخص گناهگار و فاسق است مگر اينكه توبه كند ثانياً بايد 80 ضربه شلاق بخورد.

اما ماجراي اظهارنظرهايي كه شامل حدود و تعزيرات مي شود، به مهدي كروبي خلاصه نمي‌شود، به طوري كه محمدباقر قاليباف شهردار تهران و كانديداي بالقوه تمام انتخابات‌ها! نيز چند ماه پيش در جمع ستادهاي انتخاباتي‌اش به صراحت يكي از وزراي دولت نهم را بدون ذكر نام مشروب خوار، وزير ديگر را داراي مفاسد و در نهايت مشايي معاون وقت رئيس جمهور و همسرش را منافق خوانده بود.

اين اظهارات قاليباف اگر چه از سوي شهرداري تهران مخدوش اعلام شد اما انتشار فايل صوتي آن در اينترنت شبهات را درباره انتساب اين سخنان مجرمانه از بين برد.

اكنون با روشن شدن عدم وجود سند در دستان مدعيان، بايد ديد مدعي العموم چه اقدامي در برابر اين اظهارات مجرمانه كه نه فقط برخي افراد كه كليت نظام اسلامي را نشانه رفته است، انجام خواهد داد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:36  توسط   | 

انتخابات وسیاست انقلاب رنگی1

رئيس مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري:
حضور بنيادهاي آمريكايي و اسرائيلي در كليه انقلاب هاي رنگي

رئيس مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري با بيان اينكه انقلاب رنگي معمولاً در مقطع انتخابات تحقق پيدا مي‌كند، رهبر اين انقلاب ها را كساني عنوان كرد كه قبلا در حاكميت بوده اند و گفت: در كليه انقلاب‌هاي رنگي، بنيادهاي غيردولتي آمريكايي – اسرائيلي حمايت‌‌هاي مؤثري را، البته به صورتي غيرعلني، از مخالفان نظام‌‌هاي وقت به عمل آورده‌اند.

به گزارش رجانيوز، انقلاب اسلامي ايران شايد در ظاهر، نوعي تغيير در سطح حاكمان سياسي يا نهايتاً دگرگوني در نوع حاكميت تلقي شود ولي تحليلگران امروز بخوبي مي دانند كه اين رخداد نه صرفاً يك اتفاق سياسي و نه محدود در يك منطقه جغرافيايي كه يك نقطه عطف اثرگذار در روند تحولات سياسي و فرهنگي پس از خود در جهان به حساب مي آيد. گسترش نگرش ايجاد شده در انقلاب اسلامي ايران كه به عنوان "هويت جديد اسلامي" با "تأكيد عملي بر اسلام رهايي بخش" در جهان، بويژه جهان اسلام، خود را نشان داده بود، رويارويي سخت افزاري با اين انقلاب الهام بخش را از جانب برتري طلبان غرب بدنبال داشت.

امروز رويكرد سخت افزاري غرب و امريكا در قالب تشكيل و حمايت گروه‌هاي ترور، تحريم ها، جنگ تحميلي و اتفاقاتي از اين دست به عنوان تصميماتي زودهنگام و عجولانه براي مواجهه با انقلاب اسلامي ارزيابي مي شود. تاريخ تحولات سي سال اخير نشانگر اين واقعيت است كه چنين مواجهه‌هاي آشكار و غير واقع بينانه‌اي هميشه يا با شكست كامل مواجه بوده و يا در ارزيابي نهايي نتايج درخوري را براي برتري طلبان به همراه نداشته است.اما انديشه تماميت خواهانه استكبار براي بازيابي و احياي هژموني خود در جهان در محاق فرو نرفت. چه بسا شكست تئوري هايي كه خوشبينانه روند حركت جهان را سير به سوي سكولاريسم و ايمان به ايدئولوژي ليبرال مي دانستند، غرب و امريكا را به گرايش دوباره به سمت پروژه‌هاي طراحي شده براندازي سوق داد. پروژه‌هايي كه بر خلاف رويكرهاي عجولانه و سخت افزاري، نوعي تحمل برنامه‌ريزي شده و خزيدن نرم را توصيه مي كرد. فروپاشي بلوك شرق در اوخر دهه هشتاد ميلادي، نوعي اثبات كارآمدي اين پروژه ها به حساب مي آمد. ايالات متحده روش خود را در همسو سازي حاكميت ها با تكيه بر اين رهيافت ادامه داد. مدل مواجهه با دولت صربستان، انقلاب مخملي در اوكراين و گرجستان، تغيير حاكميت در قرقيزستان و تحركات گسترده در لبنان در همين چارچوب تحليل مي‌شود.

انتخابات دهم رياست جمهوري در ايران داراي ويژگي‌هاي منحصر بفرد و بي سابقه‌اي در فضاي رقابت سياسي در ايران به حساب مي آيد، كه اتفاقاتي كه در جريان آن رخ داد، انتخابات 22 خرداد 88 را به يك رخداد سياسي بي سابقه در تاريخ سياسي ايران بدل كرد.

بسياري از تحليلگران با كنار هم قرار دادن برخي از نشانه‌ها و زمينه‌هاي اين عناصر، به امكان در ميان بودن پروژه‌هاي امريكايي نظير انقلاب‌هاي رنگي يا مخملي اشاره مي‌كنند.

در همين راستا سلسسه نشست¬هاي تخصصي در تير و مردادماه 1388 با عنوان «بررسي تطبيقي متغيرهاي سياسي و اجتماعي انقلاب‌هاي رنگي» و با حضور اساتيد و صاحبنظران اين حوزه در مركز مطالعات، تحقيقات و آموزش وزارت كشوربرگزار شد. در اين نشست ها تعدادي از صاحبنظران در حوزه روابط بين الملل، علوم سياسي و ارتباطات به بيان ديدگاه‌هاي خود در اين خصوص پرداختند.

آنچه در ادامه مي‌آيد، مشروح سخنراني دكتر ذاكر اصفهاني است؛ كه در تيرماه 1388 ارائه گرديده است، كه متن كامل اين سخنراني به شرح ذيل است:


بسم الله الرحمن الرحيم

در پايان دهه 80 قرن بيستم، با فروپاشي بلوك شرق دوران جنگ سرد به نفع ايالات متحده آمريكا خاتمه يافت؛ آمريكايي‌ها اين رخداد را دال بر برتري ارزش‌هاي ذاتي نظام ليبرال سرمايه‌داري قلمداد كردند. البته، خود برتر بيني پديده‌اي نوظهور و مختص به ايالات متحده آمريكا نيست. به عنوان نمونه، در قرن 18 و 19 وضعيت مشابهي براي اروپايي‌‌ها پيش آمد و اروپايي‌ها را بر آن داشت كه ايده «مركزيت اروپايي» را مطرح نمايند. نظريه‌پردازاني امثال هگل را هم اگر نژادپرست به شمار مي‌آوريم عمدتاً به اين دليل است كه مي‌بينيم اساساً تحت تأثير چنين گفتماني نظريه‌پردازي كرده‌اند.

جنگ جهاني دوم، موقعيت برتر اروپا را گرفت و به ايالات متحده آمريكا منتقل كرد. از آن زمان به بعد است كه مي‌بينيم به عنوان نمونه در گفتگوي مقامات رسمي آمريكايي با انگليسي‌ها- به جاي گفتمان سابق از اصطلاحاتي نظير «اروپاي‌پير» استفاده مي‌شود و به دنبال تلقين اين مطلب هستند كه ديگر دوران «مركزيت اروپايي» سپري شده و روزگار آمريكايي شدن فرارسيده است.

ايالات متحده آمريكا پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، اظهار مي‌كند كه با جزاير متفرقي روبه‌رو است كه به شكل پايگاه‌هاي تروريستي مانع از تحقق نظام ليبرال سرمايه‌داري جهاني شده‌‌اند. ايالات متحده آمريكا براي مقابله با اين جزاير متفرق عمدتاً به رويكرد «ضربه‌زدن پيش‌دستانه» متوسل مي‌گردد. مدل انقلاب رنگي از جمله مهم‌ترين روش‌هاي مورد استفاده ايالات متحده آمريكا ذيل همين رويكرد كلي «ضربه‌زدن پيش‌دستانه» محسوب مي‌شود. به عبارتي، انقلاب رنگي در واقع يك نوع برخورد و تهاجم نرم آمريكايي است.

همانطور كه گفته شد انقلاب رنگي در واقع يك نوع جنگ نرم به شمار مي‌رود جنگ‌هاي نرم نوعاً در عرصه رسانه اتفاق مي‌افتد به اين صورت كه كشور مهاجم رسانه‌هايي را كه در اختيار دارد عليه كشور هدف مورد استفاده قرار مي‌دهد و در مقابل، كشور مورد هجوم نيز در تلاش است كه تمامي توان و ظرفيت رسانه‌اي خود را به منظور دفاع از امنيت ملي خود بسيج نمايد. مارشال مك لوهان يكي از صاحبنظران برجسته حوزه رسانه و مطالعات فرهنگي بر اين عقيده است كه:

«جنگ‌هايي كه در آينده رخ خواهند داد به وسيله تسليحات متعارف و در ميدان‌هاي نبرد نخواهند بود، بلكه اين جنگ‌ها مبتني بر تصوراتي رخ خواهند داد كه رسانه‌هاي جمعي به مردم القا مي‌كنند.» در اين راستا، رسانه‌ها با شيوه‌هاي گوناگون فضاي ذهني گروه‌هاي هدف را در جهت اهداف و خواسته‌‌هاي از پيش تعيين شده شكل مي‌دهند.

مدل انقلاب رنگي، با آن مدل كلاسيك انقلاب كه مستلزم برخورد خشونت‌آميز توأم با خونريزي جهت تغيير كلي و زيربنايي ساختار سياسي بوده و برانديشه‌‌هاي لنين استوار است تفاوت دارد. نظريه‌پرداز اصلي مدل انقلاب رنگي فيلسوف سياسي 81 ساله‌اي به نام جين شارپ است. او عضو ارشد انديشكده آلبرت انشتاين بوده و در دانشگاه‌ هاروارد تدريس مي‌كند. ايشان مطالعاتي در ابعاد شخصيت گاندي و نيز بررسي انقلاب اسلامي ايران انجام داده است. معروفترين كتاب او با عنوان «از ديكتاتوري تا دموكراسي» به فارسي ترجمه و در سال 1372 منتشر شده است. جين شارپ در اين كتاب در ده فصل مباني نظري و راهكارهاي عملياتي انقلاب رنگي را توضيح داده و به عنوان نمونه 198 مورد از اقدامات عملي براي رويارويي با نظام حاكم را برمي‌شمارد؛ كه سخنراني، نامه‌نگاري، صدور بيانيه، استفاده از پوشش‌هاي نمادين، تعقيب و مراقبت مسئوولان، راه‌اندازي اجتماعات و تظاهرات اعتراض‌گونه، كاريكاتور، اعطاي جايزه، مهاجرت اعتراضي، اعتصاب و به طور كلي هرگونه نافرماني مدني از جمله اين اقدامات عملي است. نظرات جين‌شارپ تا به حال به زبان‌هاي بسياري نظير روسي، اسپانيولي، عربي، فارسي، آذري، قرقيزي و اندونزيايي ترجمه شده است.

يك انقلاب رنگي معمولاً در مقطع انتخابات تحقق پيدا مي‌كند. كساني رهبري اين انقلاب‌ها را عهده‌دار مي‌شوند و به عنوان چهره مخالف نظام موجود خود را معرفي مي‌كنند كه به نوعي در حاكميت بوده و براي افراد جامعه شناخته شده مي‌باشند. سردمداران انقلاب رنگي به منظور سلب مشروعيت از نهادهاي حاكميتي، شعار‌هاي دموكراسي‌خواهي و آزادي‌خواهي را مطرح مي‌كنند و بيشتر تجمعات را سعي مي‌كنند در مقابل نهادهاي حاكميتي اصلي نظير پارلمان، وزارت كشور، سازمان پليس و صدا و سيما ساماندهي و برگزار نمايند.

در كليه انقلاب‌هاي رنگي انجام شده تا به اكنون، بنيادهاي غيردولتي آمريكايي – اسرائيلي حمايت‌‌هاي مؤثري را، البته به صورتي غيرعلني، از مخالفان نظام‌‌هاي وقت به عمل آورده‌اند. به گونه‌اي كه حتي هم‌صدا با جريان معترض سعي مي‌كنند كه درخصوص سلامت انتخابات شبهه‌پراكني نموده و باعث ابطال نتايج آن گردند.

همانطور كه گفته شد، در حال حاضر ايالات متحده آمريكا به عنوان سردمدار نظام ليبرال سرمايه‌داري دچار خود برتر بيني شده و براي ارزش‌هاي ذاتي نظام خود قائل به اصالت و برتري است. از اين رو مصمم است كه تمامي جهان را در زير سيطره نظام ليبرال سرمايه‌داري درآورد. در راستاي اين امر، آنجايي كه آمريكا از روش انقلاب رنگي استفاده مي‌كند به طور مشخص به دنبال كسب نتايج زير است:

1- تسلط بر مناطقي كه از نظر جغرافياي سياسي داراي اهميت راهبردي مي‌باشند؛

2- كنترل مسير انتقال انرژي و جلوگيري از تسليحاتي شدن آن؛

3- حذف يا مهار نظام‌هايي كه مانع گسترش سلطه آمريكا هستند؛

4- ممانعت از ايجاد اتحاديه‌هاي نظامي و امنيتي در خاورميانه و آسياي ميانه؛

5- همسو كردن كشورهاي موردنظر با سياست‌هاي آمريكا؛

6- فرصت‌سازي اقتصادي براي ايالات متحده آمريكا؛

7- مهار بيداري اسلامي.

بررسي شرايط كشورهايي كه انقلاب‌هاي رنگي در آنها با موفقيت و به نفع آمريكا تمام شده است گوياي اين واقعيت است كه اساساً چنين انقلاب‌هايي در كشورهايي امكان موفقيت پيدا مي‌كنند كه نظام وقت در حل مشكلات مردم ناكارآمد بوده و فاقد مقبوليت عمومي باشد و چرخش نخبگان به طور مناسب در آن اتفاق نيفتاده باشد. در همين راستا مي‌توان از عوامل زير به عنوان دلايل اصلي شكست انقلاب رنگي آمريكايي در ايران ياد كرد:

1- صلابت ايدئولوژيك و به عبارتي اقتدار نرم نظام جمهوري اسلامي ايران بي‌نظير است؛

2- ساختار سياسي و حاكميتي نظام جمهوري اسلامي ايران آسيب‌ناپذير است؛

3- مردم ايران از يك فرهنگ اجتماعي متقن و ريشه‌دار برخوردار مي‌باشند؛

4- جريانات سياسي و رهبران فكري و عملياتي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران مورد اعتماد مردم نيستند؛

5- جريان مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران نه تنها داعيه حذف مفاسد مالي را ندارد كه خود در معرض اتهام از اين نظر است.



گزارش سخنرانی مهدی فضائلی درباره انقلاب‌های رنگی
ویژگی‌های مشترک انقلاب‌های گل رز، نارنجی و لاله‌ای چیست؟

مهندس مهدی فضائلی تحلیل‌گر سیاسی، در نشست تخصصي با عنوان «بررسي تطبيقي متغيرهاي سياسي و اجتماعي انقلاب‌هاي رنگي» در 7 فاز به تاريخچه انقلاب‌هاي رنگي، انقلاب گل‌رز گرجستان، انقلاب نارنجي اكراين، انقلاب لاله اي قرقيزستان، ويژگي‌هاي مشترك انقلاب هاي رنگي، انقلاب‌هاي رنگي و انقلاب‌هاي واقعي، انقلاب‌هاي رنگي و براندازي نرم ÷رداخت.

گزارش این سخنرانی که در مركز مطالعات، تحقيقات و آموزش وزارت كشور انجام شد، در ادامه آمده است:

1- تاريخچه انقلاب‌هاي رنگي

با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، دوران به‌اصطلاح جنگ سرد به نفع ايالات متحده امریکا به پايان رسيد و رهبري امریکا در سطح جهان تقريباً به صورتي بلامنازع مورد پذيرش افكار عمومي جهان قرار گرفت. با اين وصف، به اعتقاد بعضي كارشناسان، جنگ سرد هنوز هم (البته نه محدود به آن معناي اصطلاحي سابق) ادامه دارد. رهبري امریکا هنوز هم با چالش‌هاي فراوان و جدي مواجه است و قطب‌هاي قدرت جديدي نظير روسيه، هند، چين و ايران در حال شكل‌گيري است. ايالات متحده امریکا در تلاش است كه لااقل به طور غيرمستقيم اين قطب‌ها را مهار كند.

در اين راستا، هر چند امریکا در مواردي نظير عراق و افغانستان از به‌کارگیري راهبرد جنگ سخت پرهيزي ندارد اما، اين رويكرد در بسياري از موارد قابل استفاده نبوده و امریکا مجبور مي‌شود كه از رويكردهاي جنگ نرم نظير براندازي نرم و انقلاب رنگي استفاده نمايد.

اصطلاح انقلاب مخملي كه بعدها به انقلاب رنگي معروف شد، نخستين بار در سال 1989 و درخصوص جريانات به قدرت رسيدن "لاسلاو هاول" در جمهوري چك رايج گرديد. پس از آن، مشابه چنين جرياناتي در تعدادي از كشورهاي آسياي ميانه دنبال شد.

2- انقلاب گل‌رز گرجستان

در سال 2003، يك انقلاب رنگي در كشور گرجستان به‌وقوع پيوست. اين انقلاب از زمان انتخابات پارلماني كشور گرجستان در نوامبر 2002 شروع شد كه در آن 2 جريان «ائتلاف گرجستان نو» به رهبري ادوارد شواردنادزه -از رهبران حزب كمونيست سابق كه بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در گرجستان استقرار يافته و به ادامه فعاليت‌هاي سياسي خود پرداخت- و «تروئيكاي گرجستان» به رهبري ساكاشويلي با يكديگر رقابت داشتند. در اوج رقابت‌ها و در طول زمان رأي‌گيري، تروئيكاي گرجستان مرتباً اظهار مي‌كرد كه پيروز اين انتخابات است. با اين وصف، زماني كه نتايج انتخابات به‌طور رسمي اعلام شد، حكايت از پيروزي ائتلاف گرجستان‌نو داشت. بلافاصله، تروئيكاي گرجستان به نتايج اعلام شده اعتراض كرد و مدعي تقلب در انتخابات شد. جنبشي به نام «كامارا» شكل گرفت كه در واقع مسئوليت بسيج و سازماندهي اعتراضات مدني عليه نتايج انتخابات را به عهده گرفت. متعاقب آن، تجمعات و اعتراض‌هاي خياباني در سراسر كشور گرجستان گسترش پيدا كرد و دامنه آن، ادارات و سازمان‌هاي دولتي را نيز در برگرفت. البته، در اين ميان رسانه‌‌هاي غربي از جريان معترض حمايت به عمل آوردند. در نهايت، زماني كه آقاي ادوارد شوارنازده در صحن پارلمان حضور پيدا كرد كه به طور رسمي فعاليت‌هاي دوره جديد را آغاز كند، معترضين بدون درگيري و ممانعت وارد صحن پارلمان شده و آقاي شوارنازده را كه در جايگاه سخنراني قرار گرفته بود، به بيرون از پارلمان هدايت كردند. البته، در اين ميان گويا قبلاً هماهنگي كامل با نيروهاي انتظامي مستقر در داخل و خارج از پارلمان صورت گرفته بود؛ زيرا همانطور كه گفته شد، هيچگونه ممانعتي در اين خصوص مشاهده نشد. بلافاصله، تروئيكاي گرجستان پيروزي خود را به‌طور رسمي اعلام مي‌كند و به اين ترتيب، ظرف چند هفته، انقلاب «گل رز» در گرجستان به تحقق پيوست.

نكته‌اي كه نبايد ناگفته بماند اينكه متأسفانه "فساد مالي" و "ناكارآمدي" از جمله معضلات آشكاري بود كه گريبانگير ائتلاف گرجستان‌نو بود و همين ضعف، بستر لازم را براي تحريك و گسترش اعتراضات فراگير مردمي در كشور گرجستان فراهم آورد. از طرفي، حمايت‌‌هاي مالي غرب و پوشش رسانه‌اي قوي غربي‌ها از اعتراضات نيز بسيار تعيين كننده بود.

3- انقلاب «نارنجي» اوکراین

حدود يك‌سال پس از آن، يعني در سال 2004، مشابه اين جريان در كشور اوکراین اتفاق افتاد. اين انقلاب در مقطع انتخابات رياست جمهوري اوکراین شروع شد. اوکراین، بزرگ‌ترين كشور اروپايي بعد از روسيه است و از منابع نفت و گاز بسيار قابل ملاحظه‌اي برخوردار بوده، ضمن اينكه از نظر جغرافياي سياسي نيز يك منطقه استراتژيك به‌شمار مي‌رود. مجموع اين امتيازات، غربي‌ها را ترغيب كرده است كه در كشور اوکراین به‌دنبال استقرار دولتي باشند كه تمايلات غربي آن پررنگ‌تر باشد.

در مرحله اول انتخابات رياست جمهوري اوکراین در سال 2004، ياناگويچ كه به روسيه گرايش داشت، با يوشچنكو كه تمايلات غربي داشت، رقيب يكديگر بودند؛ كه در اين مرحله انتخابات به نتيجه نرسيد و به مرحله دوم كشيده شد. در مرحله دوم، زماني كه نتيجه رسمي انتخابات اعلام شد، نشان داد كه ياناگويچ با فاصله‌اي اندك به پيروزي رسيده است. يوشچنكو بلافاصله به نتيجه اعلام شده اعتراض و ياناگويچ را به تقلب در انتخابات متهم کرد. در اين اثنا، جنبشي به نام «پارا» شكل گرفت كه در واقع مسئوليت ساماندهي و گسترش حركت‌ها و اعتراضات و تجمعات مدني را در اين خصوص به‌عهده داشت. فشارهاي بسيار زيادي عليه كميسيون انتخابات اوکراین ساماندهي شد. اما، با توجه به تأييد اين كميسيون و نيز تأييد پارلمان اوکراین، صحت و سلامت انتخابات و نتيجه اعلام شده همچنان برقرار ماند. متعاقب آن، معترضين فشارهاي خود را تشديد كردند و در مناطقي از اوکراین تجمعات بسيار گسترده‌اي را سامان دادند. مخالفان همچنين، اطراف ساختمان نخست‌وزيري و ديگر ادارات و سازمان‌هاي مهم دولتي را به تصرف خود درآوردند؛ به گونه‌اي كه احتمال تجزيه كشور اوکراین بر سر زبان‌ها افتاد و وضعيت فوق‌العاده در آن اعلام شد. كميسيون انتخابات اوکراین، نگران شد و نتايج اعلام شده را ملغي کرد و خواستار تجديد انتخابات گرديد.

پس از آن، زماني كه دور جديد انتخابات رياست جمهوري اوکراین شروع شد، تعدادي از طرفداران قبلي آقاي ياناگويچ، به‌ويژه شخص وزير دفاع دولت وقت، طرفداري خود را از آقاي يوشچنكو اعلام كردند و در واقع وزنه مخالفان را سنگين‌تر كرده و در بدنه دولت ايجاد شكاف نمودند. در دسامبر 2004، در حضور بيش از 12 هزار ناظر خارجي، امر رأي‌گيري انتخابات مجدد رياست جمهوري اوکراین انجام شد و به پيروزي يوشچنكو منتهي گرديد. درخصوص اين انقلاب هم دوباره شاهد كمك‌هاي مالي و حمايت‌هاي رسانه‌اي و سياسي غرب از جريان مخالفان دولت هستيم. محور تبليغات مخالفان عليه دولت وقت نيز فساد مالي و اداري و ناكارآمدهاي آن مي‌باشد.

4- انقلاب «لاله‌اي» قرقيزستان

چنين جرياني در سال 2005 در كشور قرقيزستان اتفاق افتاد. از نظر زمينه‌‌هاي رواني انقلاب رنگي، مي‌‌توان گفت كه نفس تكرار و تسلسل اين پديده در يك منطقه مشخص، امكان وقوع آن را در كشورهاي مشابه بسيار افزايش مي‌دهد. به عبارتي، پس از وقوع و به ثمر نشستن انقلاب‌هاي رنگي در گرجستان و اوکراین، آن هم با يك توالي زماني نسبتاً كوتاه، انگيزه‌هاي طرفين مخالف و موافق دولت در ديگر كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز به‌شدت در راستاي شكل‌گيري يك انقلاب رنگي ديگر تحريك شده بود.

انقلاب رنگي كشور قرقيزستان به انقلاب لاله‌اي مشهور شد. كشور قرقيزستان هم مرز با چين و افغانستان است و از اين نظر براي ايالات متحده امریکا يك منطقه استراتژيك محسوب مي‌شود. شروع انقلاب لاله‌اي قرقيزستان به مقطع انتخابات پارلماني اين كشور و به طور مشخص به زماني برمي‌گردد كه بعضي نامزدهاي مخالف دولت كه خواستار شركت در انتخابات پارلماني بودند، رد صلاحيت شدند. اين افراد كه بعضاً از چهره‌هاي شاخص و سياسي قرقيزستان بودند، در مقابل رئيس‌جمهور وقت آقاي آقايف، اقدام به تشكيل ائتلاف کردند. در اثناي رقابت‌هاي انتخاباتي، جنبشي به نام «مقاومت جوانان» شكل گرفت كه در واقع مسئول ساماندهي و گسترش تجمعات خياباني را به طرفداري از ائتلاف مخالفان دولت به عهده داشت.

اين تجمعات در بعضي از مناطق قرقيزستان با خشونت همراه شد و اماكن دولتي نظير فرودگاه و ادارات به تصرف مخالفان درآمد. آقايف، رئيس‌جمهور وقت، از قرقيزستان متواري شد و بعدها در مصاحبه خود، سفارت امریکا را مسئول راه‌اندازي انقلاب لاله‌اي در اين كشور اعلام كرد.

5- ويژگي‌هاي مشترك انقلاب‌هاي رنگي

با توجه به 3 مورد انقلاب رنگي كه در بالا تشريح شد، مي‌توان به وجود چند ويژگي مشترك در كليه انقلاب‌هاي رنگي پي برد:

الف – شكل‌گيري انقلاب رنگي در مقاطع انتخابات صورت مي‌گيرد. زيرا شفافيت و جديت دسته‌بندي‌هاي سياسي در مقطع انتخابات بيش از ديگر زمان‌ها مي‌باشد. به طوري كه علاوه بر نخبگان سياسي، توده‌هاي مردم نيز به طور صريح‌تر و جدي‌تري در مقابل يكديگر به جبهه‌گيري سياسي مي‌پردازند. ضمن اينكه، در مقطع انتخابات، افكار عمومي دنيا نيز به‌طور جدي‌تري وقايع كشور مورد نظر را دنبال مي‌كند.

ب- انقلاب رنگي در كشوري اتفاق مي‌افتد كه روابط دولت وقت با دولت‌‌هاي غربي خوب نيست و به عبارتي، اين جريان مخالف دولت است كه مورد حمايت غربي‌ها قرار مي‌گيرد.

ج– ابعاد ايجابي و سلبي انقلاب رنگي به اين صورت است كه از نظر ايجابي، جريان مخالف دولت خواستار استقرار دموكراسي است و از نظر سلبي، خواستار رفع ناكارآمدي‌ها و فسادهاي مالي و اداري دولت وقت مي‌باشد.

د- يك انقلاب رنگي زماني به‌طور علني آغاز مي‌شود كه سازوكار انتخابات اعم از فرآيند بررسي صلاحيت‌ها و يا نحوه اخذ رأي و شمارش آرا، آماج فشارها و اعتراضات گروه مخالف دولت واقع مي‌شود.

هـ- از جمله ويژگي‌هاي اصلي يك انقلاب رنگي، سرعت به نتيجه رسيدن اين پديده است. براي توضيح اين ويژگي كه به عنوان آخرين ويژگي مشترك كليه انقلاب‌هاي رنگي ذكر شد، لازم است كه به تفاوت‌هاي انقلاب رنگي و انقلاب واقعي و نيز تفاوت‌هاي انقلاب رنگي و براندازي نرم اشاره شود.

6- انقلاب‌هاي رنگي و انقلاب‌هاي واقعي

درخصوص انقلاب رنگي، بسياري از صاحب‌نظران عنوان «انقلاب» را براي اين قبيل پديده‌ها استفاده نكرده و به جاي آن «كودتاي بدون خونريزي» را اصطلاح دقيق‌تر و مناسب‌تري مي‌دانند. بين انقلاب رنگي و براندازي نرم نيز تفاوت وجود دارد كه ذيلاً توضيح داده خواهد شد.

تفاوت‌هاي انقلاب رنگي و انقلاب واقعي عبارتند از:

1- در يك انقلاب واقعي، نارضايتي از نظام موجود هم عميق است و هم از دامنه گسترده‌اي برخوردار مي‌باشد؛ اما، در انقلاب‌هاي رنگي شدت و عمق نارضايتي‌ها كمتر است و حداكثر نيمي از جمعيت جامعه را در برمي‌گيرد.

2- انقلاب‌هاي رنگي به دنبال ايجاد تحولات اساسي و دگرگوني‌هاي بنيادين نيست.

3- مؤلفه‌هايي نظير شخصيت رهبر، حضور توده‌ها و وجود روحيه انقلابي نقش تعيين كننده‌اي در شكل‌گيري و پيروزي يك انقلاب واقعي دارد، اما در انقلاب‌هاي رنگي اينگونه نيست. از اين رو، در مقايسه با انقلاب‌هاي واقعي، نتيجه‌گيري از يك انقلاب رنگي باید خيلي زود و سريع محقق گردد.

7- انقلاب‌هاي رنگي و براندازي نرم

به طور كلي، تفاوت‌هاي انقلاب رنگي و براندازي نرم را مي‌توان در 2 مورد زير خلاصه كرد:

1- در مقايسه با يك انقلاب رنگي، در يك براندازي نرم لازم است كه تحولات به نحوي تدريجي و متناسب با زمان پي‌گيري شود.

2- در براندازي نرم لازم است كه عناصري از مخالفان در نهادها و مناصب مختلف نفوذ پيدا كرده باشند. به عبارتي، در مجموع مي‌توان گفت كه براندازي نرم به عكس انقلاب رنگي به صورتي تدريجي انجام مي‌شود.

از جمله ويژگي‌هايي كه ذيل بخش 2 براي يك انقلاب رنگي ذكر كرديم، اين بود كه غربي‌ها از جريان مخالف دولت كه وظيفه راه‌اندازي انقلاب را به عهده دارد، حمايت مي‌كنند. نكته‌اي كه در اين خصوص لازم به ذكر است، اينكه غربي‌ها سعي مي‌كنند چنين حمايت‌هايي شكل علني و آشكار به خود نگيرد. از جمله راهكارهاي غربي‌ها براي رسيدن به اين منظور، تأسيس بنيادهايي نظير «بنياد سوروس» است. در جريان جنگ سرد، امریکايي‌ها به منظور كنترل نخبگان و هدايت تمايلات ايشان به سمت غرب و يالااقل كم‌رنگ ساختن گرايشات ضد غربي ايشان، اين قبيل بنيادهاي حمايتي را تأسيس کردند.

جرج سوروس بنيانگذار بنياد سوروس، يهودي مجاري‌الاصل و تبعه امریکاست. عنوان اصلي اين بنياد «مؤسسه جامعه باز» است. «جامعه باز» از جمله مفاهيم مطرح شده توسط كارل پوپر است. اين بنياد علي‌الخصوص بعد از بحران مالي جنوب شرق آسيا، فعاليت خود را در حوزه كشورهاي آسياي ميانه شروع كرد. محور فعاليت‌هاي اين بنياد عبارتند از: 1- فعاليت‌هاي اقتصادي و 2- فعاليت‌هاي مطالعاتي. در حال حاضر، بنياد سوروس در 30 كشور جهان دفتر دارد. بنياد سوروس با واسطه «بنياد ويلسون» و با استفاده از عواملي نظير «كيان تاج‌بخش» و «هاله اسفندياري» حتي توانسته بود دامنه فعاليت‌‌هاي خود را به كشور ايران نيز سرايت دهد. در اين خصوص، به عنوان مثال، اين عوامل موفق شده بودند كه عناوين و موضوعات پايان‌نامه‌هاي محصلين ايراني خارج از كشور را به نحوي هدايت و سامان‌دهي كنند كه از آن طريق، اطلاعات داخل كشور به راحتي در اختيار بيگانگان قرار گيرد.

8- جمع بندي

آنچه در 3 كشور گرجستان، اوكراين و قرقيزستان در دهه اول قرن 21 ميلادي اتفاق افتاد و به «انقلاب رنگي» مشهور شد، هر چند داراي زمينه ها و عوامل داخلي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و تاريخي بود، اما اساساً به دليل تلاش قدرت‌هاي برون منطقه‌اي به‌ويژه امریکا براي پر كردن خلأ قدرت ايجاد شده در اروپاي شرقي و آسياي مركزي و قفقاز و اجراي راهبردهاي جهاني و منطقه‌اي آنان رخ داد. در اين حركت‌ها، برخلاف انقلاب‌هاي اصيل و واقعي كه در آن‌ها نقش اصلي را عوامل داخلي ايفا مي‌كنند، كمك‌هاي گسترده اقتصادي و تبليغاتي غرب به‌ويژه امریکا در بسيج و به صحنه آوردن معترضان نقش اساسي داشت و رهبران معترضان از سوي دولت‌ها و رسانه‌هاي غربي به‌عنوان نجات دهندگان اين جوامع شديدا تبليغ شدند. در عين حال، اين جوامع پس از به قدرت رسيدن سران گروه هاي معترض، راه ثبات و توسعه را نپيمودند و مشكلات‌اشان ادامه يافت.


پروفسور سيد حميد مولانا:
دخالت بيگانگان در انقلاب هاي مخملي يك عنصر هميشگي است

مشاور رئيس جمهور در امور بين الملل با اشاره به مراحل وقوع انقلاب مخملي در يك كشور، حضور بيگانگان در كودتاي مخملي را يك عنصر هميشگي عنوان كرد و گفت: در يك انقلاب مخملي هميشه بايد دست دخالت يك يا چند دولت بيگانه كه با حكومت وقت معاندت دارند در ميان باشد.

به گزارش رجانيوز، پروفسور سيد حميد مولانا رئيس سابق دپارتمان ارتباطات بين الملل دانشگاه امريكن و مشاور رئيس جمهور، در سلسسه نشست هاي تخصصي در تير و مرداد ماه 1388 با عنوان «بررسي تطبيقي متغيرهاي سياسي و اجتماعي انقلاب‌هاي رنگي» كه در مركز مطالعات، تحقيقات و آموزش وزارت كشور برگزار شد به بررسي و تحليل تاريخچه انقلابهاي رنگي، مراحل وقوع انقلاب مخملي ، زمينه‌ها و عوامل موفقيت آن پرداخت كه متن كامل اين سخنراني به شرح ذيل است:


بسم الله الرحمن الرحيم

انقلاب رنگي كه بنده آن را همان انقلاب مخملي مي‌دانم الگويي است كه آمريكايي‌ها براي تسلط بر اقمار وابسته به اتحاد جماهير شوروي سابق در منطقه آسياي ميانه و اروپاي شرقي طراحي نموده و استفاده مي‌كنند. اين نوع از انقلاب كه به عكس انقلاب‌هاي فرانسه، روسيه و چين در تعريف كلاسيك انقلاب نمي‌گنجد عبارتست از فرآيند انتقال حكومت از دست يك عده به دست عده‌اي ديگر بدون توسل به نظامي‌گري و خونريزي؛ كه تحت حمايت‌هاي تبليغاتي و مالي آمريكا و تعدادي از دولت‌هاي اروپايي صورت مي‌گيرد.

اينجانب اواخر دهه 1980 كه اتحاد جماهير شوروي در آستانه فروپاشي بود در روسيه حضور داشتم؛ در زمان ناآرامي‌هاي مجارستان، آلمان شرقي و چك و اسلواكي نيز سفرهايي به اين كشورها داشتم زيرا كه براي تدريس توسط دانشگاههاي آنجا از من دعوت مي‌شد. ضمن اينكه من در اصل در دانشگاه آمريكن واشنگتن مستقر بودم كه در آن زمان منشأ توليد اين پروپاگانداها محسوب شده و بسياري از مطالعات و نظريه‌هاي روابط بين‌الملل از آنجا پاگرفته است.

در ماجراي 30 تير 1331 كه ظرف مدت كمتر از 48 ساعت قوام السلطنه بركنار شد و مصدق دوباره نخست‌وزير شد، من شخصاً ناآرامي‌هاي بهارستان را مشاهده مي‌كردم و مي‌ديدم كه آن هم مصداقي از حركت‌هاي مردمي بود. پس از آن، كودتاي 28 مرداد را هم من به چشم خود مشاهده كردم. در اين گفتار بنده قصد دارم كه مبتني بر چنين تجربه‌اي از يك ديدگاه تاريخي به بررسي و توضيح انقلاب مخملي بپردازم. به عبارتي، مطالب اين گفتار را به جاي نقل از مستندات رسانه‌‌اي بيشتر بر اساس شواهد و تجربه‌هاي عيني خود براي شما بيان خواهم نمود.

اوضاع و مناسبات مختلف حاكم بر جهان ظرف 200 سال گذشته را كه مطالعه كنيم، مي‌بينيم در ابتدا زماني كه شرايط جهان بطور كامل در تسلط چند امپراطوري محدود نظير چين، آلمان، فرانسه، انگلستان، عثماني و اتريش و مجارستان بود تعداد كشورهايي كه از يك حاكميت مستقل برخوردار باشند انگشت شمار بوده و كليه كشورها يا جزء قلمرو اصلي امپراطوري‌ها و يا از مستعمرات آنها محسوب مي‌شدند.

وقوع جنگ‌هاي جهاني اول و دوم باعث زوال امپراطوري‌ها شد. در سال 1945 كه سازمان ملل و چند سال بعد از آن زماني كه يكي از زيرمجموعه‌هاي اصلي آن يعني يونسكو تأسيس مي‌شود تعداد اعضاي آنها كمتر از 50 كشور است كه ظرف 50 سال اخير به حدود چهار برابر افزايش پيدا مي‌كند. به عبارتي، پس از فروپاشي امپراطوري‌ها به فاصله 50 سال گذشته شاهد ظهور و تكثير فزاينده دولت ملت‌هاي تازه استقلال يافته مي‌باشيم. موازي اين پديده، شاهد ظهور يك پديده منفي هستيم كه عبارتست از بروز كودتاهاي متعدد در داخل اين دولت ملت‌ها.

شكل اين كودتا در ابتدا به صورت نظامي بود و نيروهاي نظامي نقش محوري كودتاها را به عهده داشتند. بنده به خاطر دارم كه در دهه 1320 شمسي كودتاهاي متعددي در كشور تركيه صورت گرفت. در آمريكاي لاتين هر ماه شاهد يك كودتا بوديم. در خود ايران طي يك قرن گذشته لااقل سه مورد كودتاي نظامي اتفاق افتاده است. نخست، كودتاي محمدعلي شاه، معروف به استبداد صغير بود كه با حمايت روسيه صورت گرفت و خوشبختانه شكست خورد. مورد دوم، كودتاي رضاخان و سيد ضياء بود كه محمل انتقال قدرت از قاجار‌ها به پهلوي‌ها شد. و سومين مورد كودتاي نظامي، كودتاي مشهور 28 مرداد بود.

با اين وصف، از 30 سال پيش به اين طرف، مشاهده مي‌شود كه سيل كودتاهاي نظامي در كشورهاي جهان فروكش كرده است. دلايل اين امر را مي‌توان در دو عامل زير خلاصه كرد. عامل نخست افزايش جمعيت و عامل ديگر افزايش آگاهي‌هاي سياسي آحاد مردم در كشورهاي جهان بوده كه باعث شده است انجام كودتاهاي نظامي در كشورها گران تمام شده و كودتاگران به فرض موفقيت در تصاحب حكومت، نمي‌توانند مشروعيت سياسي لازم را كسب نمايند. از اين‌رو، كشورهاي استعمارگري نظير آمريكا، انگلستان، آلمان، فرانسه و حتي ايتاليا در تلاش براي سرنگون‌سازي حكومت‌‌‌هاي مخالف خود، به جاي كودتاي نظامي، دو روش ديگر طراحي و اجرا كرده‌اند. روش نخست، اعمال تحريم اقتصادي مي‌باشد. شيوه ديگر، تحميل فشارهاي سياسي از طريق رسانه‌ها، احزاب و سمن‌ها مي‌باشد كه اين روش به ويژه از 20 سال اخير شروع شده است.

در اين ارتباط مي‌توان به دو عنوان سند رسمي دولت ايالات متحده آمريكا اشاره كرد كه به صراحت به كارگيري چنين روش‌هايي را عليه دولت‌هاي مخالف آمريكا توصيه مي‌كند. مورد نخست، سند شماره 68 مي‌باشد كه بيانگر استراتژي سياسي و نظامي آمريكا بعد از جنگ جهاني دوم بوده و به دنبال تأمين و پاسداري از منافع سياسي و اقتصادي آمريكا در داخل و خارج از آن كشور است. مورد دوم، سند شماره 130 شوراي امنيت ملي آمريكاست كه در آن به صراحت ذكر مي‌شود كه «دولت آمريكا بايد از ابزارهاي قدرت نرم نظير رسانه، احزاب سياسي، گروه‌هاي مردمي و شيوه‌هاي رواني به نحو حداكثر استفاده كرده و تا حد امكان آن را جايگزين دخالت‌هاي نظامي نمايد.»

در اين راستا، ايالات متحده آمريكا كشور كوبا را به عنوان نخستين هدف تهاجمات رسانه‌اي خود مشخص مي‌كند. به عبارتي، آمريكا كه تا قبل از تصويب سند 130 شوراي امنيت ملي، فقط يك برنامه راديويي در كوبا داشت از آن زمان به بعد اقدام به پخش مستقيم و زنده يك برنامه تلويزيوني در اين كشور نموده و از آن طريق فشار بسيار زيادي عليه حكومت كاسترو اعمال كرد.

مراحل شكل‌گيري يك انقلاب مخملي در يك كشور مشخص را مي‌توان در پنج مرحله توضيح داد. البته قبل از اينكه بخواهيم اين پنج مرحله را بطور مفصل شرح دهيم ابتدا لازم است كه اين نكته را متذكر شويم كه در يك انقلاب مخملي هميشه بايد دست دخالت يك يا چند دولت بيگانه كه با حكومت وقت معاندت دارند در ميان باشد.

الف. مرحله نخست شكل‌گيري يك انقلاب مخملي، ذهنيت‌سازي گروهي از افراد جامعه هدف به سمت پذيرش ارزش‌هاي غربي (به ويژه آمريكايي) است. اين مرحله بصورتي تدريجي و در طول زمان دنبال مي‌شود. لذا مي‌تواند از نظر مسئولان حكومت وقت كاملاً پوشيده بماند. به عنوان مثال، بسياري معتقدند كه ايالات متحده آمريكا در قالب طرح مارشال - كه عبارت بود از طرح كمك‌هاي سياسي و اقتصادي آمريكا به اروپاي بعد از جنگ جهاني دوم – در واقع به دنبال ترويج ارزش‌ها و گرايشات آمريكايي در كشورهاي اروپايي بود؛ كه البته موفق هم شد زيرا كه مي‌بينيم در آن زمان بازار مشترك اروپا به اتحاديه اروپا تغيير پيدا مي‌كند و نهادهاي مالي و تجاري اروپايي‌ها دقيقاً منطبق با الگوي آمريكايي تنظيم مي‌گردد.

اما درخصوص ايران، سه مؤلفه جامعه‌شناختي وجود دارد كه مي‌‌تواند اهميت و حساسيت اين مرحله نخست را افزايش دهد. مؤلفه نخست، جوان‌ بودن جمعيت ايران است. مؤلفه دوم، اين واقعيت است كه جمعيت ايران تقريباً به يكباره دو برابر رشد داشته است. و سومين مؤلفه، اين واقعيت است كه ايران به دليل برخورداري از رشد سريع اقتصادي با شكل‌گيري طبقه متوسط متورمي روبه‌رو مي‌باشد كه هنوز ارزش‌هاي چندان تثبيت شده‌اي پيدا نكرده است.

از اين رو، در راستاي پيش‌گيري از انقلاب‌هاي مخملي در ايران توجه به اين مرحله و اهتمام به جلوگيري از به ثمر نشستن آن بسيار ضروري و تعيين كننده است. آمريكايي‌ها در حال حاضر در تلاش هستند كه از طريق نفوذ در احزاب و رسانه‌هاي موجود و در صورت امكان، راه‌اندازي احزاب و رسانه‌هاي جديد به اهداف خود در اين مرحله دست پيدا كنند. البته در اين خصوص راه‌اندازي سمن‌هاي سبز و فمنيستي نيز مي‌تواند در راستاي چنين اهدافي بكار گرفته شود.

ب. دومين مرحله شكل‌گيري يك انقلاب مخملي، ايجاد تشكل‌هاي سازماني مورد نياز آن است.

ج. سومين مرحله آن، تعيين رهبر يا رهبران يك انقلاب مخملي است. به عنوان نمونه، گورباچف و شوارنادزه، رهبراني بودند كه براي تحركات غرب عليه اتحاد جماهير شوروي سابق تعيين شدند.

د. مرحله چهارم شكل‌گيري يك انقلاب مخملي، راه‌اندازي يك جريان مشخص است. براي راه‌اندازي چنين جرياني به دو طريق عمل مي‌شود. كشورهاي غربي از طريق رصد اوضاع و تحولات داخلي كشور هدف به دنبال مشاهده بحران‌ها كمين مي‌كنند و در صورت مشاهده كوچكترين بحراني از آن به عنوان حربه تبليغاتي خود عليه حكومت وقت استفاده مي‌نمايند. در روش دوم، اين خود كشورهاي غربي هستند كه در داخل كشور هدف به ايجاد بحران اقدام مي‌كنند و بر اساس آن جريان اجتماعي و سياسي مخالف حكومت وقت را به وجود مي‌آورند.

هـ . پنجمين مرحله شكل‌گيري يك انقلاب مخملي، انتخاب شعار يا شعارهاي مناسب براي ترسيم آرمان يا آرمان‌هاي اصلي جريان مخالف است. كه در اين خصوص مشاهده مي‌شود كه معمولاً عناويني نظير دموكراسي، آزادي، مشاركت، حقوق‌بشر، فمنيسم و يا جامعه‌مدني به عنوان آرمان‌ها و شعارهاي اين جريانات تعيين مي‌گردد. به عنوان نمونه، همين ايده «جامعه مدني» از اوايل دهه 1980 به بعد رايج شده است و پس از جمهوري‌هاي شوروي سابق به ايران سرايت پيدا كرده است.

براي اينكه يك انقلاب مخملي پس از شكل‌گيري، به هدف اصلي خود كه تغيير حكومت وقت است دست پيدا كند لازم است كه دو عامل اصلي زير در كشور هدف محقق باشد.

الف. نخست، نخبگان كشور هدف نسبت به پايه‌‌هاي مشروعيت حكومت وقت، بسيار ناراضي باشند البته صرف ترديد داشتن نخبگان راجع به مشروعيت حكومت وقت نمي‌تواند به موفقيت يك انقلاب مخملي عليه آن بيانجامد.

ب. عامل دوم، وجود يك الگوي مشخص است كه بتواند گرايش‌هاي مردم را به سمت خود جلب نمايد. به عبارتي اگر يك الگوي مشخص و از قبل تبيين شده وجود نداشته باشد و يا نتواند گرايشات مردم را به خود جلب نمايد، آنگاه انقلاب مخملي مورد نظر به موفقيت نخواهد رسيد.

با اين توضيحات، آنچه درخصوص ناآرامي‌هاي اخير كشور ايران مي‌توان گفت اين حقيقت است كه غرب در تهييج و ترغيب آشوبگران در حوادث اخير به عنوان حربه‌اي براي تضعيف نظام و ايجاد اغتشاش در كشور بهره گرفته است.

در چنين شرايطي لازم است بين نهادهاي سه‌گانه دولت، دانشگاهها و اتاق‌هاي فكر و رسانه‌ها در كشور همگرايي بيش از اينها باشد. به عنوان مثال، در جامعه‌اي نظير ايالات متحده آمريكا، اين سه نهاد در بيش از 90 درصد مباني نظام خود با يكديگر هم راستا و هم جهت مي‌باشند. به ديگر سخن، براي اينكه يك جامعه از ناحيه ذهنيت‌سازي‌هاي منفي مخالفان و معاندان خود دچار آسيب و بحران نشود لازم و ضروري است كه اين نهادهاي سه‌گانه توافق و همگرايي بالايي راجع به اصول نظام داشته باشند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 13:34  توسط   |